0

بهترین وبدترین خاطره

 
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:بهترین وبدترین خاطره
سه شنبه 3 مرداد 1396  5:48 AM

خاطره خوبی دارم ازمراسم خواستگاری

من دختری رونشون کرده بودم اماخونوادم اجازه وصلت نمی دادن منم که کاروزندگی داشتم نمبی تونستم صبرکنم یه برادربزرگتری ازخودم داشتم بهم گفت توموقعیتت خوبه بیاوازمن سبقت بگیروبرومنم به حرف برادربزرگترگوش کردم خونوادم که راضی نبودن ازخونه فرارکردم ورفتم شب روتوحرم وازامام رضاکمک خواستم وتاصبح نخوابیدم بعدش دست بکارشدم یه دسته گل گرفتم ودریک عصربارانی بهاری خودم تنهایی به خواستگاری رفتم سپس بااصرارفراوان خونواده روهم راضی کردم واوناروهم راهی جهت خواستگاری نمودم،روزیکه داشتیم می رفتیم خونه زن قبلیم من آدرسومی دونستم اماواسه اینکه خونواده شک نکنه لب به زبان نگشودم خلاصه یه مسیری رواشتباه رفتیم سپس مادرم بنده خداتماس گرفت وباکلی آدرس پرسیدن سرانجام به خانه بدبختی نه ببخشیدبه خانه بخت رسیدیم،خخخ

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها