پاسخ به:بهترین وبدترین خاطره
دوشنبه 2 مرداد 1396 9:33 PM
دبستانی بودم که دیررسیدم مدرسه همه روبه صف کرده بودن زمان شاه بودوشلاق می زدن منم گفتن برم آخرصف شلاق.ازاونجاییکه خیلی زبل ومی ترسیدم ازمدیرمدرسه منم قایمکی ازانتهای صف خودموبه داخل صف کشوندم بدون اینکه کسی متوجه بشه.
ازقدیم گفتن۲+۲=۵کی به کیه،خنده
مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه