پاسخ به:برشی_از_یک_کتاب
سه شنبه 27 تیر 1396 7:32 PM
هزار پنجره هر شب خواب می بینند رو به شهری باز می شوند که چهار فصل را در حافظه اش ثبت کرده است. هزار خاطره ی گمشده در پس کوچه های خسته ی شهری که دوست دارد عاشقانه هایش را هرگز فراموش نکنند. هزار عصر، هزار یادگاری، هزار رنگ ، هزار درنگ! کودکی هایی که در یکی از خانه های سالخورده جا گذاشتیم. قول و قرارهای نوجوانی در پیچ یک کوچه و انتظارهای به پایان نرسیده پشت هر چراغ قرمز و رقص ساعتی که حالا انگار هزار سال از آن گذشته ! شهر من شبیه شهر توست. با ثانیه هایی شتابان که شهر و خیابان و محله نمی شناسند. شهر من همان شهر توست. با همان عاشقانه هایی که زمین را پر از یاد تو می کند
متن خوانی برنامه #صدبرگ 🍀
سهراب سپهری