پاسخ به:حکایت های آموزنده
سه شنبه 27 تیر 1396 9:58 PM
در زمان قاجار حکومت عثمانی بزرگ ترین حکومت اسلامی در جهان بود, در کنار سفارت عثمانی در تهران مسجدی بود و روضه خوانی هر روز در آن مسجد روضه حضرت زهرا خوانده و در پایان به خلیفه دوم ناسزا میگفت.
این در حالی بود که اعضا سفارت همه مذهب تسنن داشته و گاهی برای فریضه نماز به آن مسجد می آمدند. روزی فردی از روضه خوان پرسید که برای چه بعد از روضه به خلیفه دوم ناسزا میگوئی؟
روضه خوان گفت:
من یکنفر بانی دارم که روزی ۵ ریال به من میدهد تا این روضه را با این کیفیت بخوانم. طرف نشانی بانی را از روضه خوان گرفت و فهمید که یک کاسب بازاری است و نزد او رفت و جریان را پرسید و بازاری گفت:
شخصی روزی۲ تومان به من میدهد تا این روضه برگزار شود و من ۵ ریال را به روضه خوان داده و ۱۵ ریال را خودم بر میدارم.
باز مرد جریان را پیگیری کرد و سرانجام معلوم شد که از طرف سفارت انگلیس روزی ۲۵ تومان برای این روضه خوانی با این شرح در نظر گرفته شده که پس از دست به دست گشتن ۵ ریال به روضه خوان بیچاره میرسید تا آب به آسیاب دشمن بریزد...
سهراب سپهری