پاسخ به:حکایت های آموزنده
یک شنبه 25 تیر 1396 5:36 PM
#داستان
پیرمردی سوار بر قطار به مسافرت می رفت.
ناگهان به علت بی توجهی یک لنگه کفش ورزشی وی از پنجره قطار بیرون افتاد.
مسافران دیگر برای پیرمرد تاسف می خوردند.
ولی پیرمرد بی درنگ لنگه ی دیگر کفشش را هم بیرون انداخت.
همه تعجب کردند.
پیرمرد گفت که یک لنگه کفش نو برایم بی مصرف می شود ولی اگر کسی یک جفت کفش نو بیابد، چه قدر خوشحال خواهد شد.
🌹 آدم معقول همواره می تواند از سختی ها، شادمانی بیافریند و با آنچه از دست داده است فرصت سازی کند! 🌹
سهراب سپهری