پاسخ به:حکایت های آموزنده
شنبه 24 تیر 1396 6:46 PM
ابوسعید ابوالخیر با پیری در حمام بود. پیر از گرمای دلکش و هوای خوش حمام فصلی تمام گفت. ابوسعید گفت: می دانی چرا این جایگاه خوش است؟
پیر گفت: چون شیخی مثل تو در این حمام است. چون در این حمام شیخی چون تو هست خوش شد و خوش گشت و خوش آمد نشست.
شیخ گفت: من جواب بهتری دارم.
پیر گفت: بگو که هرچه تو بگویی عین صواب است.
شیخ گفت: حمام از این جهت خوش است که از مال دنیا فقط یک سطل و یک پارچه بیشتر نداری که آن هم عاریت حمامی است.
✍ عطار نیشابوری
📚 مصیبت نامه
👳🍀🌼🌹🌴💯🌴🌹🌼#داستان
ابوسعید ابوالخیر با پیری در حمام بود. پیر از گرمای دلکش و هوای خوش حمام فصلی تمام گفت. ابوسعید گفت: می دانی چرا این جایگاه خوش است؟
پیر گفت: چون شیخی مثل تو در این حمام است. چون در این حمام شیخی چون تو هست خوش شد و خوش گشت و خوش آمد نشست.
شیخ گفت: من جواب بهتری دارم.
پیر گفت: بگو که هرچه تو بگویی عین صواب است.
شیخ گفت: حمام از این جهت خوش است که از مال دنیا فقط یک سطل و یک پارچه بیشتر نداری که آن هم عاریت حمامی است.
✍ عطار نیشابوری
📚 مصیبت نامه
👳🍀🌼🌹🌴💯🌴🌹🌼
سهراب سپهری