پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 5:46 PM
مهمانداری
يكی از اموريكه برای هر خانوادهای كم يا بيش اتفاق ميافتدمهمانداری است،به طوريكهميتوان آنرا از لوازم حتمی زندگی دانست،مهمان نوازی رسم خوبی است،دلها را با هم مربوطميكند،باعث مودت ومحبت ميشود،كينهها و كدورتها را برطرف ميسازد،همنشينی و رفت وآمدبا دوستان و خويشان يكی از بهترين تفريحات سالم بشمار ميرود.
پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«رزق مهمان از آسماننازل ميشود.وقتی آنرا خورد،گناهان ميزبان آمرزيده میشود (1) ».
امام رضا عليه السلام فرمود:«سخاوتمند از غذای مردم ميخورد تااز غذايش بخورند.اما بخيلاز غذای مردم نمیخورد مبادا از غذايشبخورند (2) ».
رسول خدا فرمود:«همنشينی با دوستان ايجاد محبت ميكند (3) ».
امام محمد تقی عليه السلام فرمود:«نشستن با دوستان دل را زنده وعقل را بارور ميكند و لواندك باشد (4) ».
روان انسان در اين دريای متلاطم زندگی به آرامش احتياج دارد،چه آرامشی بهتر از اينسراغ داريد كه جمعی از دوستان و خويشان با وفادر انجمنی گرد آيند،مشكلات زندگی راموقتا به دست فراموشی بسپارند،با سخنان شيرين و دلپذير محفل انسشان را با صفا سازند،هم تفريح وتجديد نيرو كنند هم پيوند دوستی را مستحكم سازند.
آری مهمانداری رسم بسيار خوبی است و كمتر كسی پيدا ميشود كه حسنش را انكار كندليكن دو محذور بزرگ بوجود آمده كه اكثرخانوادهها تا بتوانند از زير بارش شانه خالیميكنند و تا ضرورت اقتضانكند تن بدان نميدهند.
مشكل اول-تجملات زندگی و چشم و همچشميهای بيجا زندگیرا دشوار ساخته است،اسباب و لوازم منزل كه برای رفع احتياج وتحصيل راحتی بوده از صورت حقيقی خارج شدهو به صورت تجمل وخودنمائی در آمده است،و همين موضوع مهمانيها و رفت وآمدهایدوستانه را تقليل داده است،شايد اكثر مردم بیميل نباشند كه با دوستانوخويشانشان رفت و آمد كنند ليكن چون نتوانستهاند بر طبق دلخواه اسبابو تجملاتزندگی را فراهم سازند و زندگی خويشتن را ناقص میپندارنداز رفت و آمد با دوستان امتناعدارند،يك فكر غلط دست و پای مردم رابسته دنيا و آخرتشان را تباه خواهد ساخت.
خانم محترم،مگر دوستان برای تماشای اسباب لوكس به منزل شماميآيند،اگر چنينمنظوری دارند بهتر استبه فروشگاهها و موزهها بروند،مگر نمايشگاه اشياء لوكس بازكردهايد و برای خودنمائی آنها را به منزلدعوت مينماييد؟رفت و آمد برای انس و محبت وتفريح است نه برای فخرو مباهات و خودنمائی،مهمانها برای پر كردن شكم و تماشا به منزلشمانميآيند بلكه مهمانی را يك نوع احترام ميشمارند،آنان هم از اين رقابتها وتجمل پرستيهابتنگ آمدهاند و سادگی را دوست دارند ليكن اينقدر جرئتندارند كه اين رسم غلط را پايمالسازند و خودشان را از اين قيد و بنداختياری آزاد نمايند اگر شما با سادگی از آنان پذيرائیكنيد نه تنها بدشاننميآيد بلكه خشنود هم خواهند شد،بعدا از همين روش ساده شما پيروینموده بدون تكلف و سختی از شما پذيرايی خواهند كرد،در اينصورتميتوانيد با كمالسادگی رفت و آمد كنيد و از نعمت انس و مودت بهرهمندگرديد،بنابراين،اين مشكل را بهآسانی ميتوان حل كرد ليكن قدریجرئت و شجاعت لازم دارد.
مشكل دوم-كارهای سنگين و دشوار مهمانداری است.خانمناچار است در ظرف چند ساعتوسائل پذيرايی چندين نفر را فراهمسازد،و به همين علت غالبا بعض غذاها مطابق دلخواه ازكار در نمیآيد،در آنصورت مرد از يك طرف ناراحت ميشود كه پول خرج كردم در عينحالآبرويم ريخت،زن از طرف ديگر ناراحت است كه زحمت كشيدم درعين حال پيش مهمانهاآبرويم ريخت و زن بیسليقهای معرفی شدم،بدتراز همه جواب نق نقهای شوهرم را چهبگويم؟بدين جهت كمتر مجلسیپيدا ميشود كه بدون اضطراب و دلهره خاتمه پذيرد،همينامر باعثشدهكه خانوادهها غالبا از مهمانی كردن گريزانند و از تصور آن بخود ميلرزند،البتهما هم تصديق داريم كه مهمانداری كار آسانی نيست،ليكن عمدهاشكال از اينجا پيدا شده كهخانم مهماندار راه و رسم مهمانداری را خوبنميداند و ميخواهد در ظرف دو سه ساعتكارهای بسيار زياد و دشواریرا انجام دهد،در صورتی كه اگر كاردان و با تدبير باشد ميتواندبخوبی وآسانی بهترين مجلس را برگزار كند،اكنون دو نمونه مهمانداری را برايتانمجسمميسازيم هر كدام را بهتر پسنديديد ميتوانيد انتخاب نماييد:
نمونه اول-مرد وارد منزل شده به همسرش ميگويد:شب جمعهمهمان داريم،ده نفر ازدوستان را برای صرف شام دعوت نمودهام،خانمكه از مهمانداريهای گذشته خاطرات تلخیدارد از شنيدن نام مهمان قلبش به تپش افتاده بدين عمل اعتراض ميكند،بالاخره مرد بادليل و برهان والتماس و درخواست او را قانع ميسازد كه ترتيب اين مهمانی ضرورتدارد وبهر جور شده بايد وسيله آنرا فراهم سازی،از آنوقت تا روزپنجشنبه با نگرانی و اضطراب بسرميبرند،بالاخره روز پنجشنبه فرا رسيددر اين روز بايد وسائل پذيرائی فراهم شود،خانم يا آقابرای خريد جنساز منزل خارج ميشود،در بين راه فكر ميكند چه چيزهايی را بايدخريدارینمايد.بالاخره چند رقم جنس مورد لزوم را خريده نزديك ظهر به منزلبرميگردد،عمليات خانم بعد از ظهر شروع ميشود،ناهار را خورده ونخورده از جا برخاسته مشغول كارميشود،ليكن كار كه يكی دو تا نيست،خودش را در مقابل انبوهی از كارهای دشوار مشاهدهميكند مثلا بايدسبزيها را پاك نموده بشويد و خرد كند،سيب زمينی و پياز را خرد كند،لپههارا پاك كند،برنج را پاك نموده خيس كند،گوشتها را خرد كند،ميخواهد دو سه رقم خورشبپزد و احيانا مرغ سرخ كند،كباب بپزد،چلوبپزد،قند خرد كند،ظرفها را بشويد،اتاق پذيرايیرا مرتب سازد،همه اينكارها را ميخواهد دست تنها يا با يك كمك انجام دهد،با عجلهواضطراب مشغول ميشود،ميخواهد سبزی خرد كند ولی نميداند كاردكجاست،قدری اينطرف و آنطرف ميگردد تا پيدايش كند،ميخواهدخورش بپزد،میبيند فراموش كرده پيازبخرد،برنج را بار گذاشته میبيندنمك نيست،يكی را ميفرستد دنبال خريد پياز و نمك،بهريك از وسائلطباخی احتياج پيدا كند بايد مدتی بگردد تا پيدايش كند،به سر خدمتكاردادميزند،به دخترش نفرين ميكند،با پسرش دعوا ميكند،در وسط كار نفتچراغ طبخ يا گازتمام ميشود،ای خدا ديگر چه كنم؟ در همين حال زنگ درب منزل بصدا در آمده مهمانهايكی پس ازديگری وارد ميشوند،مرد بيچاره كه از اضطراب و ناراحتيهای همسرشخبر دارداز آنان استقبال ميكند،پس از سلام و تعارف بسراغ چای ميرودليكن مشاهده ميكند كههنوز سماور را روشن نكردهاند،به پسر يا دخترشداد ميزند چرا سماور را روشن نكردهايد،بالاخره بعد از ساعتی چایدرست ميشود اما میبيند قند خرد كرده ندارند،تازه مشغولخرد كردن قندميشوند،بالاخره بعد از چندين مرتبه رفت و آمد چند استكان چاینزدمهمانها ميگذارد،چشمش به مهمانهاست ولی دلش در آشپزخانه است،زيرا ميداند درآشپزخانه غوغاست،در مقابل سخنان شيرين دوستان لبخندسردی تحويل ميدهد اما دلشدر اضطراب و از عاقبت اين مهمانی بيمناكاست،بدتر از همه اينكه مهمان زن هم داشتهباشند يا مدعوين از خويشانباشند،در اينصورت مرتبا از مرد میپرسند پس خانم كجاتشريف دارد؟
مرد جواب ميدهد مشغول كار است الآن خدمت ميرسد،گاهی خانمناچار ميشود دربحبوحه كار سری به مهمانها بزند،با لبهای خشكيده وقلب لرزان سلام و تعارفی ميكند امامگر ميتواند چند دقيقه نزد آنها بماند؟
فورا عذرخواهی كرده برميگردد،بالاخره غذا تهيه ميشود ليكن غذاييكهدر چنين شرائط واوضاعی تهيه شود تكليفش معلوم است،بعد از اينكه ازآشپزخانه نجات پيدا كرده تازهميخواهد سبزی پاك كند،ماست و ترشی ومربا در ظرفها بريزد،شربت و دوغ سالاد درستكند،ظرفهای غذاخوریو تميز و آماده كند،بدبختی اينجاست كه وسائل و ظرفها همجایمخصوصی ندارند،هر يك از آنها را در جايی بايد پيدا كند،بالاخره شامحاضر ميشود،مهمانها غذا خورده خداحافظی ميكنند. نتيجه-اما غذاها يكی شور شده يكی بینمك،يكیسوخته يكینپخته،از كثرت اضطراب بعض غذاها را فراموش نمودهاند سر سفرهبگذارند،اماخانم در حدود ساعت دوازده از كار خلاص خواهد شد،اما باتن خسته و اعصاب ناراحت،ازظهر تا حال نتوانسته دقيقهای استراحتكند،فرصت نداشته ساعتی با خويشان يا خانممهمانها بنشيند صحبت كند،حتی نتوانسته به طور كامل سلام و احوالپرسی كند.
اما مرد جز ناراحتی و اضطراب چيزی عائدش نشده با اينكه پولزيادی خرج كرده غذایمطبوعی نداشته،از تاسيس مجلس پشيمان است،ممكن است از شدت ناراحتی دعوا كند وخانم خسته را مورد سرزنشقرار دهد.
زن و شوهر نه تنها از اين مهمانی سودی نبردهاند بلكه ممكن استاسباب اختلاف وكشمكش واقع شود،اگر سالم در رفتند تصميم ميگيرندبعد از اين هوس مهمانداری ننمايند.
اما مهمانها چون به حالت اضطراب و پريشانی ميزبانها توجه دارندبه آنان خوش نخواهدگذشت.از خوردنيها و آشاميدنيها لذت نخواهندبرد،پيش خود ميگويند كاش اصلا به چنينمجلسی نرفته بوديم تا اين همهاسباب مزاحمت فراهم سازيم.
يقين دارم هيچيك از خوانندگان يك چنين مهمانی پر دردسری رانمیپسندد و تركش را برفعلش حتما ترجيح خواهد داد.
آيا ميدانيد علت اين همه ناراحتی و دردسر چيست؟تنها علتشهمان نامنظم بودن زندگی وعدم آشنايی خانم به فن مهمانداری است.و الامهمانداری اينقدرها هم مشكل نيست. اكنونبه نمونه دوم توجه فرماييد:
نمونه دوم-مرد وارد منزل شده به همسرش ميگويد:ده نفر ازدوستان را برای صرف شامشب شنبه دعوت نمودهام،خانم پاسخ ميدهد:
بسيار خوب،برای شام چی تهيه كنيم؟در اين مورد با هم مشورت نمودهتصميم ميگيرند،آنگاه با صبر و حوصله تمام احتياجات و لوازم پذيرايی رابا قيد مقدار يك بيك روی كاغذياداشت مينمايند.باز هم يك مرتبه ديگربا دقت آنرا ميخوانند مبادا چيزی فراموش شدهباشد.با يك بررسی ثانویآنچه را در خانه موجود دارند رويش خط ميكشند،و چيزهايی را كهبايدخريد در صورت جداگانهای يادداشت مينمايند،در سر فرصت آنها راخريداری نموده درمنزل ميگذارند،روز پنجشنبه كه هنوز يك روز به فرارسيدن موعد مقرر باقی مانده بعضكارهای روز جمعه را جلو مياندازند،مثلا خانم و آقا و فرزندانشان در موقع فراغت همكارینموده سبزيها راتميز كرده خرد ميكنند،سيب زمينی و پياز را شسته آماده ميسازند،برنجراتميز كرده خيس ميكنند،لپهها را پاك ميكنند،قندها را خرد ميكنند،نمكدانها را نمككرده در جای خودش ميگذارند،ظرفهای مورد احتياجرا تميز و آماده ميكنند،خلاصه:كارهايی را كه ميتوان جلو انداختبه طورتفريح انجام ميدهند.