0

بخش اول:وظائف بانوان.......

 
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:46 PM

مهمانداری

يكی از اموريكه برای هر خانواده‏ای كم يا بيش اتفاق ميافتدمهمانداری است،به طوريكهميتوان آنرا از لوازم حتمی زندگی دانست،مهمان نوازی رسم خوبی است،دلها را با هم مربوطميكند،باعث مودت ومحبت ميشود،كينه‏ها و كدورتها را برطرف ميسازد،همنشينی و رفت وآمدبا دوستان و خويشان يكی از بهترين تفريحات سالم بشمار ميرود.

پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«رزق مهمان از آسمان‏نازل ميشود.وقتی آنرا خورد،گناهان ميزبان آمرزيده می‏شود (1) ».

امام رضا عليه السلام فرمود:«سخاوتمند از غذای مردم ميخورد تااز غذايش بخورند.اما بخيلاز غذای مردم نمی‏خورد مبادا از غذايش‏بخورند (2) ».

رسول خدا فرمود:«همنشينی با دوستان ايجاد محبت ميكند (3) ».

امام محمد تقی عليه السلام فرمود:«نشستن با دوستان دل را زنده وعقل را بارور ميكند و لواندك باشد (4) ».

روان انسان در اين دريای متلاطم زندگی به آرامش احتياج دارد،چه آرامشی بهتر از اينسراغ داريد كه جمعی از دوستان و خويشان با وفادر انجمنی گرد آيند،مشكلات زندگی راموقتا به دست فراموشی بسپارند،با سخنان شيرين و دلپذير محفل انسشان را با صفا سازند،هم تفريح وتجديد نيرو كنند هم پيوند دوستی را مستحكم سازند.

آری مهمانداری رسم بسيار خوبی است و كمتر كسی پيدا ميشود كه حسنش را انكار كندليكن دو محذور بزرگ بوجود آمده كه اكثرخانواده‏ها تا بتوانند از زير بارش شانه خالیميكنند و تا ضرورت اقتضانكند تن بدان نميدهند.

مشكل اول-تجملات زندگی و چشم و همچشميهای بيجا زندگی‏را دشوار ساخته است،اسباب و لوازم منزل كه برای رفع احتياج وتحصيل راحتی بوده از صورت حقيقی خارج شدهو به صورت تجمل وخودنمائی در آمده است،و همين موضوع مهمانيها و رفت وآمدهای‏دوستانه را تقليل داده است،شايد اكثر مردم بی‏ميل نباشند كه با دوستانوخويشانشان رفت و آمد كنند ليكن چون نتوانسته‏اند بر طبق دلخواه اسباب‏و تجملاتزندگی را فراهم سازند و زندگی خويشتن را ناقص می‏پندارنداز رفت و آمد با دوستان امتناعدارند،يك فكر غلط دست و پای مردم رابسته دنيا و آخرتشان را تباه خواهد ساخت.

خانم محترم،مگر دوستان برای تماشای اسباب لوكس به منزل شماميآيند،اگر چنينمنظوری دارند بهتر است‏به فروشگاهها و موزه‏ها بروند،مگر نمايشگاه اشياء لوكس بازكرده‏ايد و برای خودنمائی آنها را به منزل‏دعوت مينماييد؟رفت و آمد برای انس و محبت وتفريح است نه برای فخرو مباهات و خودنمائی،مهمانها برای پر كردن شكم و تماشا به منزلشمانميآيند بلكه مهمانی را يك نوع احترام ميشمارند،آنان هم از اين رقابتها وتجمل پرستيهابتنگ آمده‏اند و سادگی را دوست دارند ليكن اينقدر جرئت‏ندارند كه اين رسم غلط را پايمالسازند و خودشان را از اين قيد و بنداختياری آزاد نمايند اگر شما با سادگی از آنان پذيرائیكنيد نه تنها بدشان‏نميآيد بلكه خشنود هم خواهند شد،بعدا از همين روش ساده شما پيروینموده بدون تكلف و سختی از شما پذيرايی خواهند كرد،در اينصورت‏ميتوانيد با كمالسادگی رفت و آمد كنيد و از نعمت انس و مودت بهره‏مندگرديد،بنابراين،اين مشكل را بهآسانی ميتوان حل كرد ليكن قدری‏جرئت و شجاعت لازم دارد.

مشكل دوم-كارهای سنگين و دشوار مهمانداری است.خانم‏ناچار است در ظرف چند ساعتوسائل پذيرايی چندين نفر را فراهم‏سازد،و به همين علت غالبا بعض غذاها مطابق دلخواه ازكار در نمی‏آيد،در آنصورت مرد از يك طرف ناراحت ميشود كه پول خرج كردم در عين‏حالآبرويم ريخت،زن از طرف ديگر ناراحت است كه زحمت كشيدم درعين حال پيش مهمانهاآبرويم ريخت و زن بی‏سليقه‏ای معرفی شدم،بدتراز همه جواب نق نق‏های شوهرم را چهبگويم؟بدين جهت كمتر مجلسی‏پيدا ميشود كه بدون اضطراب و دلهره خاتمه پذيرد،همينامر باعث‏شده‏كه خانواده‏ها غالبا از مهمانی كردن گريزانند و از تصور آن بخود ميلرزند،البتهما هم تصديق داريم كه مهمانداری كار آسانی نيست،ليكن عمده‏اشكال از اينجا پيدا شده كهخانم مهماندار راه و رسم مهمانداری را خوب‏نميداند و ميخواهد در ظرف دو سه ساعتكارهای بسيار زياد و دشواری‏را انجام دهد،در صورتی كه اگر كاردان و با تدبير باشد ميتواندبخوبی وآسانی بهترين مجلس را برگزار كند،اكنون دو نمونه مهمانداری را برايتان‏مجسمميسازيم هر كدام را بهتر پسنديديد ميتوانيد انتخاب نماييد:

نمونه اول-مرد وارد منزل شده به همسرش ميگويد:شب جمعه‏مهمان داريم،ده نفر ازدوستان را برای صرف شام دعوت نموده‏ام،خانم‏كه از مهمانداريهای گذشته خاطرات تلخیدارد از شنيدن نام مهمان قلبش به تپش افتاده بدين عمل اعتراض ميكند،بالاخره مرد بادليل و برهان والتماس و درخواست او را قانع ميسازد كه ترتيب اين مهمانی ضرورت‏دارد وبهر جور شده بايد وسيله آنرا فراهم سازی،از آنوقت تا روزپنجشنبه با نگرانی و اضطراب بسرميبرند،بالاخره روز پنجشنبه فرا رسيددر اين روز بايد وسائل پذيرائی فراهم شود،خانم يا آقابرای خريد جنس‏از منزل خارج ميشود،در بين راه فكر ميكند چه چيزهايی را بايدخريداری‏نمايد.بالاخره چند رقم جنس مورد لزوم را خريده نزديك ظهر به منزل‏برميگردد،عمليات خانم بعد از ظهر شروع ميشود،ناهار را خورده ونخورده از جا برخاسته مشغول كارميشود،ليكن كار كه يكی دو تا نيست،خودش را در مقابل انبوهی از كارهای دشوار مشاهدهميكند مثلا بايدسبزيها را پاك نموده بشويد و خرد كند،سيب زمينی و پياز را خرد كند،لپه‏هارا پاك كند،برنج را پاك نموده خيس كند،گوشتها را خرد كند،ميخواهد دو سه رقم خورشبپزد و احيانا مرغ سرخ كند،كباب بپزد،چلوبپزد،قند خرد كند،ظرفها را بشويد،اتاق پذيرايیرا مرتب سازد،همه اين‏كارها را ميخواهد دست تنها يا با يك كمك انجام دهد،با عجلهواضطراب مشغول ميشود،ميخواهد سبزی خرد كند ولی نميداند كاردكجاست،قدری اينطرف و آنطرف ميگردد تا پيدايش كند،ميخواهدخورش بپزد،می‏بيند فراموش كرده پيازبخرد،برنج را بار گذاشته می‏بيندنمك نيست،يكی را ميفرستد دنبال خريد پياز و نمك،بهريك از وسائل‏طباخی احتياج پيدا كند بايد مدتی بگردد تا پيدايش كند،به سر خدمتكاردادميزند،به دخترش نفرين ميكند،با پسرش دعوا ميكند،در وسط كار نفت‏چراغ طبخ يا گازتمام ميشود،ای خدا ديگر چه كنم؟ در همين حال زنگ درب منزل بصدا در آمده مهمانهايكی پس ازديگری وارد ميشوند،مرد بيچاره كه از اضطراب و ناراحتيهای همسرش‏خبر دارداز آنان استقبال ميكند،پس از سلام و تعارف بسراغ چای ميرودليكن مشاهده ميكند كههنوز سماور را روشن نكرده‏اند،به پسر يا دخترش‏داد ميزند چرا سماور را روشن نكرده‏ايد،بالاخره بعد از ساعتی چای‏درست ميشود اما می‏بيند قند خرد كرده ندارند،تازه مشغولخرد كردن قندميشوند،بالاخره بعد از چندين مرتبه رفت و آمد چند استكان چاینزدمهمانها ميگذارد،چشمش به مهمانهاست ولی دلش در آشپزخانه است،زيرا ميداند درآشپزخانه غوغاست،در مقابل سخنان شيرين دوستان لبخندسردی تحويل ميدهد اما دلشدر اضطراب و از عاقبت اين مهمانی بيمناك‏است،بدتر از همه اينكه مهمان زن هم داشتهباشند يا مدعوين از خويشان‏باشند،در اينصورت مرتبا از مرد می‏پرسند پس خانم كجاتشريف دارد؟

مرد جواب ميدهد مشغول كار است الآن خدمت ميرسد،گاهی خانم‏ناچار ميشود دربحبوحه كار سری به مهمانها بزند،با لبهای خشكيده وقلب لرزان سلام و تعارفی ميكند امامگر ميتواند چند دقيقه نزد آنها بماند؟

فورا عذرخواهی كرده برميگردد،بالاخره غذا تهيه ميشود ليكن غذاييكه‏در چنين شرائط واوضاعی تهيه شود تكليفش معلوم است،بعد از اينكه ازآشپزخانه نجات پيدا كرده تازهميخواهد سبزی پاك كند،ماست و ترشی ومربا در ظرفها بريزد،شربت و دوغ سالاد درستكند،ظرفهای غذاخوری‏و تميز و آماده كند،بدبختی اينجاست كه وسائل و ظرفها همجای‏مخصوصی ندارند،هر يك از آنها را در جايی بايد پيدا كند،بالاخره شام‏حاضر ميشود،مهمانها غذا خورده خداحافظی ميكنند. نتيجه-اما غذاها يكی شور شده يكی بی‏نمك،يكیسوخته يكی‏نپخته،از كثرت اضطراب بعض غذاها را فراموش نموده‏اند سر سفره‏بگذارند،اماخانم در حدود ساعت دوازده از كار خلاص خواهد شد،اما باتن خسته و اعصاب ناراحت،ازظهر تا حال نتوانسته دقيقه‏ای استراحت‏كند،فرصت نداشته ساعتی با خويشان يا خانممهمانها بنشيند صحبت كند،حتی نتوانسته به طور كامل سلام و احوالپرسی كند.

اما مرد جز ناراحتی و اضطراب چيزی عائدش نشده با اينكه پول‏زيادی خرج كرده غذایمطبوعی نداشته،از تاسيس مجلس پشيمان است،ممكن است از شدت ناراحتی دعوا كند وخانم خسته را مورد سرزنش‏قرار دهد.

زن و شوهر نه تنها از اين مهمانی سودی نبرده‏اند بلكه ممكن است‏اسباب اختلاف وكشمكش واقع شود،اگر سالم در رفتند تصميم ميگيرندبعد از اين هوس مهمانداری ننمايند.

اما مهمانها چون به حالت اضطراب و پريشانی ميزبانها توجه دارندبه آنان خوش نخواهدگذشت.از خوردنيها و آشاميدنيها لذت نخواهندبرد،پيش خود ميگويند كاش اصلا به چنينمجلسی نرفته بوديم تا اين همه‏اسباب مزاحمت فراهم سازيم.

يقين دارم هيچيك از خوانندگان يك چنين مهمانی پر دردسری رانمی‏پسندد و تركش را برفعلش حتما ترجيح خواهد داد.

آيا ميدانيد علت اين همه ناراحتی و دردسر چيست؟تنها علتش‏همان نامنظم بودن زندگی وعدم آشنايی خانم به فن مهمانداری است.و الامهمانداری اينقدرها هم مشكل نيست. اكنونبه نمونه دوم توجه فرماييد:

نمونه دوم-مرد وارد منزل شده به همسرش ميگويد:ده نفر ازدوستان را برای صرف شامشب شنبه دعوت نموده‏ام،خانم پاسخ ميدهد:

بسيار خوب،برای شام چی تهيه كنيم؟در اين مورد با هم مشورت نموده‏تصميم ميگيرند،آنگاه با صبر و حوصله تمام احتياجات و لوازم پذيرايی رابا قيد مقدار يك بيك روی كاغذياداشت مينمايند.باز هم يك مرتبه ديگربا دقت آنرا ميخوانند مبادا چيزی فراموش شدهباشد.با يك بررسی ثانوی‏آنچه را در خانه موجود دارند رويش خط ميكشند،و چيزهايی را كهبايدخريد در صورت جداگانه‏ای يادداشت مينمايند،در سر فرصت آنها راخريداری نموده درمنزل ميگذارند،روز پنجشنبه كه هنوز يك روز به فرارسيدن موعد مقرر باقی مانده بعضكارهای روز جمعه را جلو مياندازند،مثلا خانم و آقا و فرزندانشان در موقع فراغت همكارینموده سبزيها راتميز كرده خرد ميكنند،سيب زمينی و پياز را شسته آماده ميسازند،برنجراتميز كرده خيس ميكنند،لپه‏ها را پاك ميكنند،قندها را خرد ميكنند،نمكدانها را نمككرده در جای خودش ميگذارند،ظرفهای مورد احتياج‏را تميز و آماده ميكنند،خلاصه:كارهايی را كه ميتوان جلو انداخت‏به طورتفريح انجام ميدهند.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها