0

بخش اول:وظائف بانوان.......

 
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:43 PM

قهر نكن

معمول بعض زنها اينست كه وقتی از دست‏شوهرشان ناراحت‏شدند قهر ميكنند،صورتشان رادر هم كشيده حرف نميزنند.در گوشه‏ای‏نشسته دست‏به هيچ كاری نمی‏زنند.غذا نمی‏خورند،بچه‏ها را ميزنند،يواش يواش غرولند ميكنند.به عقيده آنها قهر و دعوا بهترين وسيله‏ای‏استكه ميتوان بدان متوسل شد و از شوهر انتقام گرفت،ليكن برنامه‏مذكور نه تنها شوهر را تنبيهنميكند بلكه ممكن است عواقب بسيار بدی رادر برداشته باشد،زيرا ممكن است‏شوهرت نيزمقابله به مثل نموده قهركند،در اينصورت تا چند روز بايد با حالت ناراحتی زندگی كنيد،توغربزنی او غر بزند،تو اوقات تلخی كنی او اوقات تلخی كند،تو حرف نزنی‏او حرف نزند،تابالاخره خسته شويد و به وساطت‏يكی از خويشان يادوستان يا با يك بهانه ديگر با هم آشتیكنيد،اما اين آخرين قهر و دعوای‏شما نيست‏بلكه طولی نميكشد كه باز از دست‏شوهرتناراحت ميشوی وقهر و دعوا شروع ميشود يعنی يك عمر را بايد با حالت قهر و دعوا و كينه‏وكدورت زندگی نماييد،بدينوسيله هم خودتان را بدبخت‏خواهيد كرد هم‏فرزندان بيگناهتانرا به بدبختی و سيه روزی خواهيد انداخت.

اكثر جوانانی كه از خانه و زندگی فرار ميكنند و در دامهای‏رنگارنگ فساد واقع ميشوند ازفرزندان همين خانواده‏ها هستند.

از باب نمونه به داستانهای زير توجه فرماييد:

«جوانی بنام...گفت:پدر و مادرم هر روز با يكديگر دعوا ميكنند،و هر كدام از آنها به خانه يكیاز بستگانشان ميروند،من نيز ناچار دركوچه و خيابان سرگردان ميشوم.كم كم گول ديگرانرا خوردم و بدزدی دست زدم‏».

دختر ده ساله‏ای بنام...به مددكاران اجتماعی گفت:درست‏بيادم‏نيست ولی همينقدر ميدانمكه يك شب پدر و مادرم دعوايشان شد.روز بعدمادرم رفت و چند روز بعد پدرم مرا به عمه‏امسپرد.مدتی نزد عمه‏ام بودم تااين پيره زن مرا از عمه‏ام گرفت و به تهران آورد.چند سالی استنزد اونگهداری ميشوم.آنقدر رنج می‏برم كه ديگر نميخواهم به خانه‏اش بروم.

خانم آموزگار گفت:امسال هم مثل هميشه سال تحصيلی آغاز شد و دبستان...از عده‏ای ازدانش آموزان نام نويسی كرد...اين دختر هم يكی از آنهابود.سال تحصيلی به آرامی ميگذشتو شاگردان مشغول تحصيل بودند.

ولی...در كلاس آرام نبود و نمی‏توانست درس بخواند.دائم مانند اشخاص‏مريض سرش راميان دستها ميگذاشت و به فكر فرو ميرفت.حتی چند روزبعد از ظهر كه مدرسه تعطيل شددر گوشه‏ای از حياط نشست هر چه‏اصرار كرديم به خانه برود قبول نكرد.پريروز هم اينصحنه تكرار شد.به‏آرامی علت‏به خانه نرفتن او را پرسيدم.گفت:نزد پير زنی به نام...

نگهداری ميشوم.مرا اذيت ميكند.ديگر نمی‏خواهم به خانه باز گردم.

پرسيدم پدر و مادرت كجا هستند؟چند دقيقه گريست‏سپس گفت آنها از هم‏جدا شدند.ومن به دست اين پيره زن افتادم‏» (13)

ممكن است‏شوهرت در مقابل قهرهای تو عكس العمل شديدتری‏نشان داده به ناسزاگوئی وكتك كاری برسد.آنگاه تو ناچار شوی به عنوان‏قهر به خانه پدرت بروی و شكايت او را نزد آنهاببری.و با دخالت آنهااختلافات شما شديدتر و عميق‏تر گردد،ممكن است‏شوهرت از اين قهر ودعواهای متوالی بستوه آيد و جدايی را بر اين زندگی كثيف ترجيح بدهد.

در اينصورت هم شوهرت را بدبخت كرده‏ای هم خودت را ليكن به طورحتم تو بيشتر از اومتضرر خواهی شد،شايد ناچار شوی تا آخر عمر تنهابمانی يا سر بار پدر و مادرت گردی.حتمابعدا پشيمان خواهی شد ليكن‏پشيمانی سودی ندارد.

«زنی ميگفت:با جوانی ازدواج كردم اما زندگی ما ديری نپاييد.نه‏من از رموز شوهرداریاطلاع داشتم،نه او راه و رسم زنداری راميدانست،دائما با هم كشمكش داشتيم،يك هفته منقهر ميكردم و هفته بعداو،فقط جمعه‏ها با پا در ميانی بستگان با هم آشتی ميكرديم،اين قهروآشتی‏ها سبب دلسرد شدن شوهرم شد،و به تدريج‏به فكر پيدا كردن همسرديگری افتاد،منهم به علت كمی سن اهميتی به طلاق نميدادم و حاضر به‏تجديد نظر در رفتارم نبودم،از همجدا شديم،اطاقی برای خودم اجاره‏كردم و به تنهايی زندگی ميكردم،خيلی زود متوجهخطرات شدم،اغلب‏كسانی كه با هم آشنا ميشديم در صدد اغفالم بودند،تصميم گرفتم باشوهرم‏آشتی كنم،به خانه‏اش رفتم.در آنجا با خانمی روبرو شدم كه خود را همسراو معرفینمود،با چشم گريان به اطاقم بازگشتم‏» (14)

«زن جوان 22 ساله‏ای كه با وجود يك فرزند طلاق گرفته و به‏منزل پدرش رفته بود شبعروسی خواهرش دست‏بخودكشی زد» (15) .

بنابراين قهر و دعوا نه تنها درديرا دوا نميكند بلكه ممكن است‏صدها گرفتاری و دردسربوجود آورد.

خانم محترم،از قهر و دعوا جدا اجتناب كن،اگر از شوهرت‏عقده‏ای داشتی قدری صبر كن تاحواست جمع شود،آنگاه با نرمی وملايمت موضوع ناراحتی خودت را با شوهرت در ميانبگذار،مثلا با زبان‏خوش نه به عنوان اعتراض بگو:تو در فلان مجلس به من توهين كردی،يافلان حرف را به من زدی،يا به فلان پيشنهاد من عمل نكردی،آيا سزاواراست نسبت‏به مناينقدر كم لطف باشی؟با اين قبيل حرفها هم عقده‏ات‏حل ميشود،هم شوهرت تنبيه ميگردد.و به طور حتم در صدد تلافی‏بر خواهد آمد.ترا يك خانم با وفا و خوش اخلاق و اهل زندگیمی‏شناسد وهمين احساس در اخلاق و رفتارش آثار خوبی خواهد گذاشت.

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«هر گاه دو نفر مسلمان با هم‏قهر كنند و تا سه روز صلحنكنند از اسلام خارج خواهند شد و در بينشان‏ولايتی باقی نخواهد ماند.پس هر كدام از آنهاكه در صلح پيش قدم شود درقيامت زودتر به بهشت‏خواهد رفت‏». (16)

پی‏نوشتها:

1-بحار ج 103 ص 247

2-اطلاعات 19 ديماه 1350

3-بحار ج 75 ص 71

4-بحار ج 74 ص 178

5-سوره نساء آيه 34 الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض‏و بما انفقوا مناموالهم فالصالحات قانتات .

6-اطلاعات 17 مرداد ماه 1351.

7-بحار ج 103 ص 235

8-بحار ج 103 ص 248

9-مستدرك ج 2 ص 532.

10-شافی ج 2 ص 129.

11-اطلاعات 25 آذر ماه 1350.

12-بحار ج 103 ص 247

13-اطلاعات 28 مهر ماه 1348.

14-اطلاعات 8 آذر ماه 1350.

15-اطلاعات 17 اسفند ماه 1348.

16-بحار ج 75 ص 186.

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها