پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 5:43 PM
قهر نكن
معمول بعض زنها اينست كه وقتی از دستشوهرشان ناراحتشدند قهر ميكنند،صورتشان رادر هم كشيده حرف نميزنند.در گوشهاینشسته دستبه هيچ كاری نمیزنند.غذا نمیخورند،بچهها را ميزنند،يواش يواش غرولند ميكنند.به عقيده آنها قهر و دعوا بهترين وسيلهایاستكه ميتوان بدان متوسل شد و از شوهر انتقام گرفت،ليكن برنامهمذكور نه تنها شوهر را تنبيهنميكند بلكه ممكن است عواقب بسيار بدی رادر برداشته باشد،زيرا ممكن استشوهرت نيزمقابله به مثل نموده قهركند،در اينصورت تا چند روز بايد با حالت ناراحتی زندگی كنيد،توغربزنی او غر بزند،تو اوقات تلخی كنی او اوقات تلخی كند،تو حرف نزنیاو حرف نزند،تابالاخره خسته شويد و به وساطتيكی از خويشان يادوستان يا با يك بهانه ديگر با هم آشتیكنيد،اما اين آخرين قهر و دعوایشما نيستبلكه طولی نميكشد كه باز از دستشوهرتناراحت ميشوی وقهر و دعوا شروع ميشود يعنی يك عمر را بايد با حالت قهر و دعوا و كينهوكدورت زندگی نماييد،بدينوسيله هم خودتان را بدبختخواهيد كرد همفرزندان بيگناهتانرا به بدبختی و سيه روزی خواهيد انداخت.
اكثر جوانانی كه از خانه و زندگی فرار ميكنند و در دامهایرنگارنگ فساد واقع ميشوند ازفرزندان همين خانوادهها هستند.
از باب نمونه به داستانهای زير توجه فرماييد:
«جوانی بنام...گفت:پدر و مادرم هر روز با يكديگر دعوا ميكنند،و هر كدام از آنها به خانه يكیاز بستگانشان ميروند،من نيز ناچار دركوچه و خيابان سرگردان ميشوم.كم كم گول ديگرانرا خوردم و بدزدی دست زدم».
دختر ده سالهای بنام...به مددكاران اجتماعی گفت:درستبيادمنيست ولی همينقدر ميدانمكه يك شب پدر و مادرم دعوايشان شد.روز بعدمادرم رفت و چند روز بعد پدرم مرا به عمهامسپرد.مدتی نزد عمهام بودم تااين پيره زن مرا از عمهام گرفت و به تهران آورد.چند سالی استنزد اونگهداری ميشوم.آنقدر رنج میبرم كه ديگر نميخواهم به خانهاش بروم.
خانم آموزگار گفت:امسال هم مثل هميشه سال تحصيلی آغاز شد و دبستان...از عدهای ازدانش آموزان نام نويسی كرد...اين دختر هم يكی از آنهابود.سال تحصيلی به آرامی ميگذشتو شاگردان مشغول تحصيل بودند.
ولی...در كلاس آرام نبود و نمیتوانست درس بخواند.دائم مانند اشخاصمريض سرش راميان دستها ميگذاشت و به فكر فرو ميرفت.حتی چند روزبعد از ظهر كه مدرسه تعطيل شددر گوشهای از حياط نشست هر چهاصرار كرديم به خانه برود قبول نكرد.پريروز هم اينصحنه تكرار شد.بهآرامی علتبه خانه نرفتن او را پرسيدم.گفت:نزد پير زنی به نام...
نگهداری ميشوم.مرا اذيت ميكند.ديگر نمیخواهم به خانه باز گردم.
پرسيدم پدر و مادرت كجا هستند؟چند دقيقه گريستسپس گفت آنها از همجدا شدند.ومن به دست اين پيره زن افتادم» (13)
ممكن استشوهرت در مقابل قهرهای تو عكس العمل شديدترینشان داده به ناسزاگوئی وكتك كاری برسد.آنگاه تو ناچار شوی به عنوانقهر به خانه پدرت بروی و شكايت او را نزد آنهاببری.و با دخالت آنهااختلافات شما شديدتر و عميقتر گردد،ممكن استشوهرت از اين قهر ودعواهای متوالی بستوه آيد و جدايی را بر اين زندگی كثيف ترجيح بدهد.
در اينصورت هم شوهرت را بدبخت كردهای هم خودت را ليكن به طورحتم تو بيشتر از اومتضرر خواهی شد،شايد ناچار شوی تا آخر عمر تنهابمانی يا سر بار پدر و مادرت گردی.حتمابعدا پشيمان خواهی شد ليكنپشيمانی سودی ندارد.
«زنی ميگفت:با جوانی ازدواج كردم اما زندگی ما ديری نپاييد.نهمن از رموز شوهرداریاطلاع داشتم،نه او راه و رسم زنداری راميدانست،دائما با هم كشمكش داشتيم،يك هفته منقهر ميكردم و هفته بعداو،فقط جمعهها با پا در ميانی بستگان با هم آشتی ميكرديم،اين قهروآشتیها سبب دلسرد شدن شوهرم شد،و به تدريجبه فكر پيدا كردن همسرديگری افتاد،منهم به علت كمی سن اهميتی به طلاق نميدادم و حاضر بهتجديد نظر در رفتارم نبودم،از همجدا شديم،اطاقی برای خودم اجارهكردم و به تنهايی زندگی ميكردم،خيلی زود متوجهخطرات شدم،اغلبكسانی كه با هم آشنا ميشديم در صدد اغفالم بودند،تصميم گرفتم باشوهرمآشتی كنم،به خانهاش رفتم.در آنجا با خانمی روبرو شدم كه خود را همسراو معرفینمود،با چشم گريان به اطاقم بازگشتم» (14)
«زن جوان 22 سالهای كه با وجود يك فرزند طلاق گرفته و بهمنزل پدرش رفته بود شبعروسی خواهرش دستبخودكشی زد» (15) .
بنابراين قهر و دعوا نه تنها درديرا دوا نميكند بلكه ممكن استصدها گرفتاری و دردسربوجود آورد.
خانم محترم،از قهر و دعوا جدا اجتناب كن،اگر از شوهرتعقدهای داشتی قدری صبر كن تاحواست جمع شود،آنگاه با نرمی وملايمت موضوع ناراحتی خودت را با شوهرت در ميانبگذار،مثلا با زبانخوش نه به عنوان اعتراض بگو:تو در فلان مجلس به من توهين كردی،يافلان حرف را به من زدی،يا به فلان پيشنهاد من عمل نكردی،آيا سزاواراست نسبتبه مناينقدر كم لطف باشی؟با اين قبيل حرفها هم عقدهاتحل ميشود،هم شوهرت تنبيه ميگردد.و به طور حتم در صدد تلافیبر خواهد آمد.ترا يك خانم با وفا و خوش اخلاق و اهل زندگیمیشناسد وهمين احساس در اخلاق و رفتارش آثار خوبی خواهد گذاشت.
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«هر گاه دو نفر مسلمان با همقهر كنند و تا سه روز صلحنكنند از اسلام خارج خواهند شد و در بينشانولايتی باقی نخواهد ماند.پس هر كدام از آنهاكه در صلح پيش قدم شود درقيامت زودتر به بهشتخواهد رفت». (16)
پینوشتها:
1-بحار ج 103 ص 247
2-اطلاعات 19 ديماه 1350
3-بحار ج 75 ص 71
4-بحار ج 74 ص 178
5-سوره نساء آيه 34 الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعضو بما انفقوا مناموالهم فالصالحات قانتات .
6-اطلاعات 17 مرداد ماه 1351.
7-بحار ج 103 ص 235
8-بحار ج 103 ص 248
9-مستدرك ج 2 ص 532.
10-شافی ج 2 ص 129.
11-اطلاعات 25 آذر ماه 1350.
12-بحار ج 103 ص 247
13-اطلاعات 28 مهر ماه 1348.
14-اطلاعات 8 آذر ماه 1350.
15-اطلاعات 17 اسفند ماه 1348.
16-بحار ج 75 ص 186.