پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 5:42 PM
برايش مادری كن
انسان در مواقع گرفتاری و بيماری احتياج به پرستار و غمخواردارد،دلش ميخواهد كسی باوی همدردی كند،به وسيله نوازش و دلجويیدردهايش را تسكين دهد.به وسيله دلداريها وتقويتهای روحی اعصابشرا آرامش بخشد،مردها همان كودكان سابق هستند كه بزرگشدهاند،هنوزهم احتياج به نوازشها و محبتهای مادر دارند،مرد وقتی با زنی پيمانزناشويیبست انتظار دارد كه در مواقع گرفتاری و بيماری درست ماننديك مادر مهربان از ویپرستاری و دلجويی كند.
خانم محترم،اگر شوهرت مريض شد بيش از سابق مهربانی كن،اظهار همدردی و تاسف كن،چنان وانمود كن كه از بيماری او شديداناراحت هستی،دلداريش بده،اسباب استراحت رابرايش فراهم ساز،بچهها را ساكت كن تا اعصابش آرام گردد،اگر احتياج به دكتر و داروداردوسيلهاش را فراهم ساز،هر غذايی را كه ميل دارد و برايش خوبست فوراتهيه كن،دم به دماز او احوالپرسی و دلجويی كن،سعی كن هر چه بيشتر دركنار بسترش بنشينی،اگر از شدتدرد خوابش نمیبرد سعی كن تا ميتوانیبيدار بمان،وقتی بخواب رفتی گاهی كه بيدارميشوی سری باو بزن و اگرخواب نيست احوالپرسی كن،اگر شب را به بيخوابی گذراندهبامداداظهار ناراحتی كن،در روز اتاق را خلوت كن شايد خوابش ببرد،نوازشهاو دلسوزيهای تودردهايش را تسكين ميدهد و در بهبوديش كمك ميكند،بهعلاوه،اين قبيل كارها را از علائموفا و صميميت و محبتحقيقیمیشمار،در نتيجه،به زندگی دلگرم ميشود،نسبتبه تو علاقهبيشتری پيداميكند،اگر مريض شدی همين عمل را نسبتبه تو انجام ميدهد. آری اين عمليك نوع شوهرداری است و رسول خدا فرمود:
«جهاد زن اينست كه خوب شوهرداری كند (1) ».
راز نگهدار باش
معمولا خانمها ميل دارند از اسرار و رموز شوهرشان با اطلاعشوند،ميخواهند از وضع كسب،مقدار درآمد،موجودی،اسرار كسبی،تصميمات آيندهاش با خبر شوند.و بطور خلاصه ازشوهرشان انتظار دارندكه تمام اسرارش را در اختيار آنها بگذارد و چيزی را پنهان نكند،برعكساكثر مردها هم حاضر نيستند تمام اسرارشان را در اختيار همسرشان قراردهند،وهمين موضوع گاهی سبب دلخوری و حتی بدبينی ميشود.
خانم شكايت ميكند كه شوهرم به من اعتماد ندارد،اسرارش را ازمن مخفی ميكند،با من يكرنگ و صريح نيست،گويا سر و سری دارد.
نميگذارد نامههايش را بخوانم،درآمد و مقدار موجودی خودش را به مننميگويد،با من درددل نميكند،در جواب سؤالهای من طفره ميرود و حتیگاهی دروغ ميگويد،اتفاقا مردها همبیميل نيستند كه اسرار و رموززندگیشان را در اختيار همسرشان قرار دهند.ليكن عذرشاناينست كهزنها راز نگهدار نيستند،دهانشان در و دروازه ندارد،ظرفيت ندارند مطلبیرا بهطور كلی كتمان كنند،هر چه را شنيدند فورا برای ديگران بازگوميكنند،با اندك بهانهایممكن است اسرار انسان را فاش كنند و اسبابدردسر او را فراهم سازند.اگر كسی بخواهداسرار انسان را كشف كند بهآسانی میتواند همسرش را فريب داده به وسيله او به مقصدخويش نائل گردد،ممكن استبعض خانمها از دانستن مطالب سری سوء استفادهنمايند وحتی آنها را اسباب نفوذ در شوهر قرار داده در صورت عدم تمكيناسباب گرفتاری او را فراهمسازند.
البته عذر مردها تا حدودی موجه است،زنها زودتر از مردها تحتتاثير عواطف و احساساتقرار ميگيرند،معمولا احساساتشان بر تعقلشانغلبه دارد،وقتی عصبانی شوند خويشتن داریبرايشان دشوار است،درآنمواقع ممكن است از دانستن اسرار سوء استفاده نموده اسبابگرفتاریمرد را فراهم سازند.شايد خوانندگان از اين قبيل حوادث زياد سراغداشته باشندليكن از باب نمونه به داستان زير توجه فرماييد:
«زنی بنام...راز شوهرش را فاش كرد و او محكوم به يك سالزندان شد،خانم ميگويد:منشوهرم را از جان و دل دوست دارم ولی اخيرابه من كم محبتشده بود،اين كار را كردم تا ازاين به بعد بيشتر دوستمبدارد،اين خانم گردنبند گرانقيمتخواسته بود ولی...زير بار نرفت.اوهمتقلب در ازدواجشان را فاش كرد تا بزندان بيفتد (2) ».
بنابراين اگر زن ميل داشته باشد كه شوهرش كاملا يك رنگ بودهچيزی را از او مخفی نكندبايد بقدری راز نگهدار و با احتياط باشد كهبدون اجازه شوهرش برای هيچكس و در هيچحال چيزی را نقل نكند،حتی برای خويشان و دوستان صميمی خودش اسرار شوهرش رافاشنكند،در راز نگهداری اين مقدار كافی نيست كه اسرارش را به ديگریبگويد و سفارشكند به كسی نگو،زيرا او هم به طور حتم دوستانی دارد،ممكن است اسرار شما را در اختيارآنها قرار دهد و سفارش كند به كسی نگوييد،يك وقت انسان متوجه ميشود كه اسرارش فاششده است.
بنابراين شخص عاقل اسرارش را به احدی نميگويد.
حضرت علی عليه السلام فرمود:«سينه عاقل صندوق اسرارشميباشد (3) ».
علی عليه السلام فرمود:«خوبيهای دنيا و آخرت در دو چيز جمعاست:راز نگهداری و دوستیبا خوبان،و تمام بديها در دو چيز جمع شده:
فاش كردن اسرار و دوستی با اشرار» (4) .
مديريت او را بپذير
هر مؤسسه يا اداره يا كارخانه يا كارگاه و بالاخره هر تشكيلاتاجتماعی احتياج به يك مديرمسئول دارد.گر چه بايد بين افراد آن مؤسسهتعاون و همكاری وجود داشته باشد ليكن به هرحال بدون مدير بخوبیاداره نخواهد شد.اداره يك منزل يقينا از اداره هر مؤسسهای دشوارتروبا ارزشتر است و احتياج بيشتری به مدير دارد.
در اين جهت ترديد نيست كه بايد در بين اعضای يك خانوادهتفاهم كامل و تعاون و همكاریوجود داشته باشد ليكن وجود يكسرپرست عاقل و با تدبير هم برايشان ضرورت دارد،هرخانهای كه يكمدير با تدبير و نافذ الكلمهای نداشته باشد به طور حتم اوضاع منظمورضايتبخشی نخواهد داشت،سرپرستی خانه يا بايد به عهده مرد باشد و زناز او اطاعت كند،يا به عهده زن باشد و مرد فرمانبرداری كند،ليكن از آنجا كه اينكار غالبا از مردها بهتر ساختهاست چون تعقلاتشانبر احساساتشان غلبه دارد خداوند حكيم اين مسؤوليتبزرگ را بردوشاو نهاده در قرآن شريف ميفرمايد:
«مردان سرپرست زنانند،زيرا خدا بعض افراد را بر بعض ديگربرتری داده است و برای اينكه ازمالهای خويش خرج كردهاند.پس زنانشايسته فرمانبردارند (5) ».