پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 5:40 PM
راه سوم اينست كه زن و مرد دست از لجاجت و سرسختی برداشتهبا عقل و تدبير رفتار كنند،مخصوصا مرد مسئوليتبيشتری دارد،تقريبامیتوان گفت كه كليد حل اين مشكل در دستاو قرار دارد،اوست كه اگرقدری بردباری و از خود گذشتگی بخرج دهد هم خودش را بدردسرنمیاندازد،هم همسر بيمارش را از اين مهلكه نجات خواهد داد.
اكنون روی سخن با مرد است.
آقای محترم!اولا بدين نكته توجه داشته باش كه همسر تو در عينوسواسيگری ترا دوستدارد،به زندگی و فرزندانش علاقهمند است،ازجدايی وحشت دارد،از اوضاع اسفناك زندگیشما قالبا در عذاب وشكنجه است،اگر شما را دوست نمیداشتحسادت نمیكرد،نمیخواهداوضاع چنين باشد ليكن چه كند بيمار است؟بيماری فقطدل درد و آپانديس و زخم معده ورماتيسم و سرطان نيست،بلكه امراضعصبی نيز بخش مهمی از بيماريها بشمار میروند،خانم شما گر چه دربيمارستان روانی بستری نيست ليكن به طور تحقيق يك بيمارروانیاست،اگر قبول نداری به يك روانپزشك مراجعه كن،با يك چنينخانمی با ديدهدلسوزی و ترحم بايد نگاه كرد نه با ديده انتقام و كينهجويی،به حال زار و افكار پريشانشترحم كن،كسی با بيمار دعوا و داد و قال وكشمكش نمیكند،در مقابل بیادبيها وناسازگاریهايش عكس العملشديد نشان نده،دعوا و داد و فرياد راه نينداز،به كتك و دشناممتوسل مشو،به دادگاه حمايتخانواده مراجعه نكن،قهر و باد نكن،دم از طلاق و جدايی نزن،هيچيك از اين كارها نمیتواند بيماری اين خانم را معالجهكند بلكه شديدترش میگرداند،رفتار تند و نامهربانيهای ترا دليل بر صدقعقيدهاش میگيرد.
راه كار اينست كه تا میتوانی اظهار محبت كنی،ممكن است ازوسواسيگريها و ناسازگاريهایاو بتنگ آمده قلبا منزجر شده باشی ليكنچارهای نيستبايد به طوری اظهار محبت كنی كهيقين پيدا كند كه ششدانگ دل تو مسخر اوست و شخص ديگری در آنجا راه ندارد.
ثانيا سعی كن با هم تفاهم نماييد،چيزی را از او مخفی نكن،بگذارنامههايت را حتی قبل ازخودت بخواند،كليد كمد اختصاصی يا صندوقاسناد و مدارك را در اختيارش قرار بده اگرميل داشتبدانها مراجعهكند،بگذار جيب و بغلت را بررسی كند،اجازه بده تمام اعمال وحركاتترا تحت نظر بگيرد،از اين قبيل كارها نه تنها اظهار ناراحتی نكن بلكه آنرايك امرعادی و از لوازم صفا و صداقتخانوادگی محسوب بدار،بعد ازمشاغل روزانه اگر كاری نداریزودتر به منزل بيا.و اگر كاری پيشآمد كرد قبلا به همسرت بگو:من به فلان جا میروم و درفلان ساعتبرميگردم،سعی كن از موعد مقرر تخلف نشود،چنانچه اتفاقا نتوانستی سرموعدحاضر شوی هنگام مراجعت علت تاخير را بالصراحه بيان كن،مواظب باش در تمام اينمراحل كوچكترين دروغی از تو صادر نشود،و الابد گمانی او تشديد خواهد شد،در كارها باوی مشورت كن،هيچ عملی را ازاو مخفی نكن بلكه كارهای روزانهات را برايش شرح بده،صداقت وراستی را هيچگاه از دست نده،خواهش كن در هر جا نقطه ابهامی دارد كهاسباببدگمانی او میشود بدون پروا توضيح بخواهد،و عقدهايرا در دل نگيرد.
ثالثا ممكن است جنابعالی شخص پاك و حتی از قصد خيانت هممنزه باشی ليكنبدگمانيهای زنها نيز غالبا بیمنشا نيست،لابد در اثرغفلت و صداقت،عملی از تو صادر شده كهدر روح او اثر گذاشته و رفتهرفته توليد سوءظن نموده است،لازم است در اعمال و رفتاركنونی وگذشتهات دقت نمايی و عامل اصلی و منشا بدگمانی همسرت را يافته و دررفع آنكوشش كنی،اگر با خانمهای بيگانه خيلی شوخی و شيرين زبانیمیكنی اين عمل را ترك كن.چه ضرورتی دارد خانمها ترا جوانیخوش اخلاق و خوش تيپ بشمارند ليكن همسرت بدبينشده زندگیداخلی شما به بدترين وجوه بگذرد؟چه لزومی دارد با خانم منشی خودتشوخیو خنده بكنی تا همسرت خيال كند با او سر و سری داری؟اصلا درصورتيكه همسرت بدبيناست چه ضرورتی دارد كه منشی زن استخدامكنی؟در مجالس با خانمهای بيگانه گرم نگير،زياد بآنها توجه نكن،پيشهمسرت از آنها تعريف نكن،اگر به زن بيوه بيچارهای میخواهیاحسانكنی چه بهتر كه قبلا با همسرت مشورت كنی بلكه میتوانی اين عمل خيررا به وسيلهاو انجام دهی.نگو:مگر من اسير و برده هستم كه اينقدر مقيدزندگی كنم؟نه خير اسير و بردهنيستی ليكن مرد عاقل و با تدبيری هستیكه با همسرت پيمان وفا و همكاری بستهای،بدينجهتبايد زن داری كنیو با عقل و تدبير بيماری او را بر طرف سازی،بايد با فداكاری ورفتارعاقلانه،خطر بزرگی را كه متوجه كانون مقدس خانوادگی شما شده مرتفعكنی،دراينصورت هم به همسر بيمارت بزرگترين خدمت را نمودهای همفرزندان بيگناهت را ازسرگردانی و غم و اندوه نجات دادهای،هم خودت را از ضررهای روحی و مادی رها كردهای،البته مردی كه در يك چنينموقع حساسی فداكاری كند در نزد خدا هم پاداش بزرگیخواهد داشت.
حضرت علی عليه السلام فرمود:در هر حال با زنها مدارا كنيد.باخوبی با آنها سخن بگوييد تاافعالشان نيكو گردد. (6)
امام سجاد عليه السلام فرمود:يكی از حقوقی كه زن بر شوهر دارداينست كه جهالت ونادانيهای او را ببخشد. (7)
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:هر مرديكه با همسربد اخلاقش بسازد خداوند متعال،در مقابل هر دفعه كه صبر كند،به مقدارثواب صبر حضرت ايوب عليه السلام،به او ثواب عطاخواهد كرد. (8)
اكنون بايد چند مطلب را به خانمها يادآوری كنم.
مطلب اول-خانم محترم،موضوع خيانتشوهرت،مثل همهموضوعات ديگر،احتياج به دليلو برهان دارد،ماداميكه خيانت او با ادلهقطعيه باثبات نرسيده شرعا و وجدانا حق نداری ویرا متهم سازی،آياسزاوار استبه صرف يك احتمال،شخص بيگناهی را مورد تهمت قراردهی؟اگر كسی بدون دليل و برهان ترا متهم كند آيا ناراحت نمیشوی؟
مگر با يك يا چند شاهد سفيهانه و غير عقلايی میتوان موضوع مهمی مثلخيانت را باثباترسانيد؟
خداوند بزرگ در قرآن مجيد ميفرمايد:ای كسانيكه ايمان آوردهايداز بسياری از گمانهااجتناب كنيد،زيرا بعض گمانها گناه است. (9)
امام صادق عليه السلام فرمود:بهتان زدن به شخص بيگناه از كوههای بزرگ سنگينتر است. (10)
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:هر كس به مرد مؤمن يا زنمؤمنه تهمتبزند خدا درقيامت او را بر تلی از آتش نگه ميدارد تا به كيفراعمالش برسد. (11)
خانم محترم،دست از نادانی و احساسات خام و عجله بردار،متينو عاقل باش،موقعيكهعصبانی و ناراحت نيستی در گوشهای خلوت كن،قرائن و شواهد خيانتشوهرت را در نظربگير،بلكه روی كاغذ يادداشتكن،سپس وجوه و احتمالات قضيه را در مقابل آن بنويس،آنگاهمانند يكقاضی درستكار و با انصاف،در مقدار دلالت آنها تامل كن،اگر ديدیيقينآور نيستندباز هم مانع ندارد،تحقيق كنی ليكن موضوع را مسلم وقطعی نگير و به صرف سوءظن وتوهم بیدليل زندگی را به خودت وشوهرت تلخ نكن.
مثلا وجود يك سنجاق سر در اتومبيل چندين علت میتواند داشتهباشد:
1-متعلق باشد به يكی از خويشان شوهرت مانند:خواهر،خواهرزاده،برادرزاده،عمه و عمهزاده،خاله و خالهزاده.ممكن استيكیاز آنها را سوار ماشين كرده و سنجاق مال او باشد.
2-شايد مال خودت باشد،و قبلا كه به ماشين سوار شدهای ازسرت افتاده باشد.
3-شايد يكی از دوستان يا خويشانش را با خانمش سوار ماشين كرده و سنجاق متعلق به آنخانم باشد.
4-شايد خانم درماندهای را سوار كرده به منزلش برساند.
5-شايد يكی از دشمنانش عمدا سنجاق را در ماشين انداخته تاترا بدبين نموده اسباببدبختی شما را فراهم سازد.
6-شايد منشی خودش يا يكی از همكارانش را سوار كرده وسنجاق متعلق به او باشد.
7-احتمال هفتم اينست كه معشوقهاش را سوار نموده عياشیرفته باشد:اين احتمال به طورحتم از ساير احتمالات بعيدتر است و نبايدزياد بدان ترتيب اثر داد.در هر صورت احتمالیبيش نيست،نبايد آنرا يكدليل قطعی و مسلم فرض كرد،و ساير احتمالات را به كلی ناديدهگرفت،وداد و فرياد و بیآبروئی راه انداخت.
اگر شوهرت دير به منزل میآيد دليل خيانتش نيست،شايداضافه كار داشته باشد،شايد كارفوق العادهای پيدا كرده،شايد به منزل يكیاز دوستان يا همكاران يا خويشانش رفته باشد،شايد در يك جلسه علمی يادينی شركت نموده باشد،شايد برای تفريح سالم و قدم زدن دير بهمنزلآمده باشد.
اگر خانمی از شوهرت تعريف كرد و او را جوان خوش تيپی شمردتقصير او چيست؟خوشاخلاقی دليل خيانت نيست،چه كند اگر بد اخلاقباشد كسی به او مراجعه نمیكند،انتظارداری بد اخلاقی كند تا همه او رابد اخلاق شمرده يك فرسخی از او فرار كنند؟
اگر به زن بيوه و يتيمانش احسان میكند دليل خيانتش نمیشود،شايد آدم خيرخواه ودلسوزی باشد و از باب نوع پروری و دستگيری از بيچارهگان و برای رضای خدا به آنها احسانكند.
اگر شوهرت جعبه يا كمد مخصوصی دارد يا اجازه نمیدهدنامههايش را بخوانی دليلخيانتش نيست،زيرا بسياری از مردها ذاتامحافظهكار و راز نگهدارند،و دوست ندارند كسی ازامورشان مطلع شود،شايد شغلش ايجاب ميكند كارهايش را مخفی بدارد،شايد ترا رازنگهدارنمیداند.
به هر حال،يك دليل احتمالی بيش از يك احتمال نتيجه نمیدهد،نبايد آنرا يك دليل قطعیبدون ترديد محسوب داشت.
مطلب دوم-در هر جا سوءظن پيدا كردی فورا موضوع را باشوهرت در ميان بگذار،به قصدكشف حقيقت،نه به عنوان اعتراض،رسماو بدون پروا بگو:من نسبتبه فلان كار بد گمانهستم،خواهش ميكنمواقع مطلب را بيان بفرماييد تا خاطرم آسوده گردد،آنگاه خوببهحرفهايش گوش بده،و در اطراف آنها تامل كن،اگر بدگمانی تو بر طرفشد كه چه بهتر،ليكن اگر قانع نشدی میتوانی بعدا در اطراف قضيهتحقيق كنی تا حقيقتبرايت روشن گردد،اگر در ضمن تحقيق بهموضوعی برخورد كردی كه شوهرت دروغ گفته و مطلب را بر خلافواقعتوضيح داده صرف اين دروغ را دليل خيانت او نگير،زيرا ممكن استشخص بيگناهیباشد ليكن چون از بدگمانی تو اطلاع داشته عمدا مطلبرا بر خلاف واقع گفته مبادا سوءظنتو زياده گردد،بهتر است در اينمورد هم باز به خودش مراجعه كنی و علتخلافگوئيش رابپرسی،البته مردكار خوبی نكرده كه مرتكب دروغ شده و بهتر بود حقيقت را میگفتزيراچيزی از صداقتبهتر نيست.ليكن اگر او اشتباه كرد تو نادانی و جهالتبخرج نده،بلكه باتصميم قاطع از او بخواه كه ديگر دروغ نگويد،اگرتوضيح خواستی و شوهرت نتوانست توضيحقانع كنندهای بدهد،عجز ازجواب را يك دليل مسلم و قطعی خيانت مشمار،زيرا ممكن استمطلبرا واقعا فراموش نموده باشد،يا اينكه چون از بدگمانی تو اطلاع داشتهدست و پایخويش را گم كرده نتوانسته جواب قانع كنندهای بدهد.دراينجا سخن را كوتاه كن و در يكموقع مناسب مطلب را در ميان بگذار وعلت قضيه را بپرس.و اگر اظهار داشت:واقع رافراموش نمودهام از اوبپذير زيرا انسان محل سهو و نسيان است،اگر باز هم ترديد داشتهباشیمیتوانی از راههای ديگر در صدد تحقيق بر آيی.