0

هدف از ازدواج

 
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

هدف از ازدواج
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:30 PM

پيشگفتار

بسم الله الرحمن الرحيم

هر پسر و دختری كه به سن رشد و بلوغ می‏رسند بزرگترين‏ آرزويشان اينست كه ازدواج كنند،با تاسيس زندگی مشترك زناشويی،استقلال و آزادی بيشتری بدست آورند،يار و مونس مهربان و محرم رازی ‏داشته باشند.آغاز زندگی سعادتمندانه خويش را از زمان ازدواج حساب‏ می‏كنند و برايش جشن می‏گيرند. زن برای مرد آفريده شده و مرد برای زن، و مانند مغناطيسی يكديگر را جذب می‏كنند .زناشويی و تاسيس زندگی ‏مشترك خانوادگی يك خواسته طبيعی است كه غرائزش در وجود انسانها نهاده شده است.و اين خود يكی ازنعمتهای بزرگ الهی است.راستی به‏غير از كانون گرم خانوادگی كجا را سراغ داريد كه برای جوانان پناهگاه‏ مطمئنی باشد؟علاقه به خانواده است كه جوانان را از افكار پراكنده و اضطرابهای درونی نجات می‏دهد.در آنجاست كه می‏توانند يار و مونس‏با وفا و مهربانی پيداكنند كه در شدائد و گرفتاريها يار و غمگسارشان ‏باشد.پيمان مقدس زناشويی رشته‏ای است آسمانی كه دلها را بهم پيوند می‏زند،دلهای پريشان را آرامش می‏دهد افكار پراكنده را به يك هدف متوجه می‏سازد.خانه،جايگاه عشق و محبت،كانون انس و مودت و بهترين آسايشگاه است.

خداوند بزرگ در قرآن مجيد از اين نعمت‏بزرگ ياد كرده‏می‏فرمايد:

يكی از آيات خدا اينست كه از خود شما برايتان همسران آفريد تابا آنها انس بگيريد و آرامش خاطر پيدا كنيد،و در ميانتان دوستی ومهربانی افكند.و در اين موضوع برای انديشمندان آيات و نشانه‏هايی‏است. (1)

پيغمبر اسلام فرمود: مردی كه زن نداشته باشد مسكين و بيچاره ‏است،گر چه ثروتمند باشد.و زنی كه شوهر نداشته باشد مسكين و بيچاره‏است گر چه ثروتمند باشد. (2)

حضرت صادق عليه السلام از مردی پرسيد:همسر داری؟عرض‏كرد:نه.فرمود:

دوست ندارم يك شب بی‏همسر بمانم گر چه مالك تمام دنيا باشم. (3)

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:بنائی در اسلام پايه گذاری‏نشده كه نزد خدا محبوبتر وعزيزتر از ازدواج باشد. (4)

آری خدای مهربان يك چنين نعمت گرانبهايی را به بشر عطا كرده‏است ليكن افسوس و صدافسوس كه از اين نعمت‏بزرگ قدردانی نمی‏كند و چه بسا،بواسطه نادانی و خودخواهی،همين كانون مهر و مودت‏را به صورت يك زندان تاريك بلكه جهنم سوزانی تبديل می‏سازد.در اثرجهالت و نادانی بشر است كه محيط نورانی و با صفای خانواده به صورت‏زندان دردناك یتبديل می‏شود كه اعضاء خانواده ناچارند تا آخر عمر در آن‏زندان تاريك بسر برند يا پيمانمقدس زناشويی را متلاشی سازند.

آری اگر زن و شوهر به وظيفه خويش آشنا باشند و عمل كنندمحيط خانه مانند بهشت‏برينبا صفا و نورانی می‏گردد.و اگر اختلاف وكشمكشهای خانوادگی به ميان آمد محيط خانه بهصورت يك زندان‏حقيقی تبديل خواهد شد.

اختلافات خانوادگی علل و عوامل مختلفی دارد.از قبيل عوامل ‏اقتصادی،تربيت‏خانوادگی زنيا شوهر،محيط زندگی،دخالتهای بيجای‏پدر و مادر زن و شوهر يا ساير بستگان آنها.و دههاچيز ديگر.

ليكن به عقيده نگارنده،مهمترين عامل ناسازگاری و اختلافات‏داخلی،آشنا نبودن زن و شوهربه وظائف زناشويی و عدم آمادگی برای‏زندگی مشترك خانوادگی است،برای تصدی هر مقامو انجام هر كاری،تخصص و آمادگی يك شرط اساسی محسوب می‏شود.و كسی كه‏اطلاعاتكافی و آمادگی قبلی نداشته باشد نمی‏تواند كاری را بخوبی‏انجام دهد.بهمين جهت،برایتصدی هر مقامی كلاسهای كارآموزی‏تاسيس می‏شود.

برای ازدواج و تاسيس زندگی مشترك خانوادگی نيز تخصص وآمادگی و اطلاعات كافی لازماست.پسر بايد از طرز تفكر همسرش وخواسته‏های درونی او و مشكلات زناشوئی و راه علاجآنها و آداب معاشرت اطلاعات كافی داشته باشد.بايد توجه داشته باشد كه زن گرفتن‏بهمعنای جنس خريدن يا كلفت گرفتن نيست،بلكه به معنای پيمان وفا وصداقت و محبت وهمكاری و شركت در زندگی مشترك خانوادگی است.

زن نيز بايد به طرز تفكر شوهرش و خواسته‏های درونی او توجه‏داشته باشد و بداند كه شوهركردن به معنای نوكر گرفتن و تامين بدون قيدو شرط خواسته‏ها و آرزوهای درونی نيست.بلكه پيمان همكاری وتشريك مساعی است.و برای رسيدن به اين هدف مقدس،گذشتوفداكاری و همكاری و تفاهم لازم است.

با اينكه سرنوشت پسر و دختر با ازدواج روشن می‏شود واطلاعات لازم و آمادگی اخلاقیبرايش ضروری است متاسفانه اجتماع مانسبت‏به اين موضوع حياتی غفلت دارد.

نسبت‏به جهاز و مهر و زيبائی و شخصيت پدر و مادر كاملا عنايت‏دارند.ليكن آمادگی برایزنداری و شوهرداری و تاسيس زندگی مشترك‏خانوادگی را اصلا شرط نمی‏دانند.

دختر را به خانه بخت می‏فرستند با اينكه شوهرداری و كدبانوگری‏را نياموخته است.پسر رازن می‏دهند با اينكه از زنداری و سرپرستی‏خانواده اطلاع ندارد.

دو نوجوان بی‏اطلاع و كم تجربه وارد زندگی نوين می‏شوند.بدين‏جهت صدها مشكل بوجودمی‏آيد.اختلافات و ناسازگاريها و قهر ودعواها شروع می‏شود.دخالت پدر و مادرها هم چون ازروی عقل و تدبيرنيست،نه تنها مشكلی را حل نمی‏كند بلكه اختلافات را عميق‏تر وريشه‏دارترمی‏سازد.دوران اول ازدواج يك دوران پر آشوب و بحرانی است.بسياری از زندگيها در هميندوران بواسطه طلاق متلاشی می‏گردد.

بعضی از آنها هم با حفظ ازدواج،تا آخر عمر به كشمكش و زورآزمايی‏ادامه می‏دهند و عذابدر اين زندان اختياری را بر طلاق مقدم می‏دارند.

بعضی از خانواده‏ها هم پس از مدتی،كوتاه يا دراز،با اخلاق و رفتاريكديگر آشنا می‏شوند وآسايش و آرامش نسبی پيدا می‏كنند.

ای كاش برای پسران و دخترانی كه در صدد ازدواج بودندكلاسهايی به عنوان‏«آموزشازدواج‏»تاسيس می‏شد و بعد از اينكه يك‏دوره راهنمايی می‏ديدند و برای زندگی مشتركخانوادگی آماده می‏شدند وبرگ صلاحيت‏برايشان صادر می‏شد اقدام به ازدواج می‏كردند.(به اميدآنروز انشاء اله) .

نگارنده چون بدين نياز اجتماعی توجه داشته و ضرورت آن رااحساس نموده كتاب حاضر رانگاشته است.در اين كتاب مشكلات‏زناشويی مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از قرآنشريف و احاديث‏پيغمبر و ائمه عليهم السلام و گاهی با استفاده از آمار عمومی وتجربه‏های‏شخصی،تذكراتی داده شده و راهنماييهای لازم بعمل آمده است.

نگارنده مدعی نيست كه با خواندن اين كتاب تمام مشكلات‏خانوادگی حل و فصل خواهدشد.زيرا عوامل ديگری نيز بدون شك‏دخالت دارند.ليكن اميدوار است كه خواندن اين كتابو بكار بستن آن،در حل بسياری از مشكلات به خانواده‏ها كمك كند.از دانشمندانوخيرخواهان ملت انتظار می‏رود كه ضرورت اين موضوع را دريابند و بااقدامات جدی و مؤثرخانواده‏ها را از پريشانی و بدبختی نجات دهند (به‏اميد آن روز) . در اين كتاب وظائف هر يكاز زن و مرد بطور جداگانه موردبررسی قرار گرفته و كتاب به دو بخش تقسيم شده است:بخش اول،وظيفه‏زن نسبت‏به شوهرش.بخش دوم،وظيفه مرد نسبت‏به همسرش.ليكنلازم‏است كه زن و شوهر هر دو بخش را بخوانند تا به وظائف مشترك آشناشوند و بينايیبهتری پيدا كنند.وقتی يكی از دو بخش كتاب را می‏خوانيدممكن است‏خيال كنيد كه از يكطرف جانبداری شده و وظيفه ديگری‏مورد غفلت واقع شده است،ليكن چنين نيست،وقتیبخش ديگر رابخوانيد تصديق خواهيد كرد كه تعصبی در كار نبوده و بيطرفانه قضاوت‏شدهاست.

قم،حوزه علميه ابراهيم امينی

تير ماه 1354

 

 

 

 

تشکرات از این پست
borkhar
دسترسی سریع به انجمن ها