پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 8:30 PM
تاریخ: 1365/03/19
بسم الله الرحمن الرحیم
امیدوارم که این عید سعید برای همه مسلمین عید به معنای واقعی باشد و برای ملت ایران برکات عید از جانب خدای تبارک و تعالی نازل شود. عید واقعی آن وقتی است که انسان رضای خدا را به دست بیاورد، درون خود را اصلاح کند. اموری که مربوط به این عالم است گذراست، زودگذر هم هست و پیروزی ها و شکست ها و خوشی ها و ناخوشی های این دنیا بیش از چند روزی و مقدار اندکی پایدار نیست. آنچه که برای ما و شما می ماند، آن چیزی است که در درون خودمان تحصیل کرده باشیم، باور بکنیم که خدای تبارک و تعالی حاضر است، باور بکنیم که همه چیز به دست اوست و ما چیزی نیستیم، باور بکنیم که ما قاصر هستیم برای شکرگزاری نعمت های خدا.
این ماه مبارک رمضان با آن همه برکاتی که دارد، ما نمی توانیم از عهده شکر یکی اش برآییم ولی باید کوشش کنیم که در این ماه مبارک رمضان که بر ما گذشت، اگر حالی پیدا شد، این حال را تا ماه رمضان دیگر نگه داریم و اگر حالی پیدا نشد، متأسف باشیم و کوشش کنیم که پیدا کنیم. این هیاهوها همه رفتنی است، تمام شدنی است، آنچه که هست آنی است که پیش خود ماست، آن باقی است و با ماست و ما باید کوشش کنیم که باطن خودمان را اصلاح کنیم.
بحمدالله کشور ما، کشور شما، کشوری است که امروز باید بگوییم نمونه است. آنچه که می خواستم عرض کنم این است که این اقبال مردم بر امور معنوی و بر امور ظاهری، خصوصاً این جوان های ما در جبهه ها و این روز قدس که امسال من هر چه نگاه کردم به نظرم عظیم تر از سال قبل بود و نمی تواند انسان قدر این نعمت را و شکر این نعمت را به اندازه کافی بجا بیاورد، اینها برای ما تکلیف درست می کند، تکلیف ما را زیاد می کند، تکلیف قوه مقننه را دوچندان می کند، تکلیف قوه مجریه را همین طور، قضاییه را همین طور، تکلیف برای روحانیت عظیم الشان زیاد می شود. ما
نمی توانیم از عهده شکر این نعمت برآییم لکن باید حتی الامکان شکرگزاری کنیم. شکرگزاری به این نیست که ما بگوییم الحمدلله. آن هم یک شکر است، شکرگزاری به این است که ما مقام این ملت را بشناسیم و این جبهه و پشت جبهه را همیشه در نظر داشته باشیم که حجت را بر ما اینها تمام کرده اند. خدا می داند که من هر وقت نظرم به این جوان هایی که عازم جبهه هستند و به شور و شعف دارند به جبهه ها می روند، وقتی من آنها را نگاه می کنم، از خودم خجالت می کشم، ما کی هستیم، ما چی هستیم؟ ما قریب هشتاد و چند سال در این دنیا (خودم را می گویم) بودم و به قدر این چند روزی که اینها مشغول خدمت هستند، ما خدمت نکردیم، ما خودمان را نساختیم. از من گذشت لکن شما توجه کنید که خود را بسازید، توجه کنید که دنیا را به چیزی نگیرید، توجه کنید که همه رفتنی هستیم و باید به خدای تبارک و تعالی نزدیک بشویم تا آن جا ما را راه بدهند. شما ادعیه ائمه اطهار را ملاحظه کنید، اینها ادعیه شلاق هایی است که بر فرق ماها زده می شود، اینهایی که به واقعیت و به عقیده ما معصوم از هر خطا هستند، ببینید که در ادعیه ها چه جور عجز و ناله می کنند، برای این که مطلب بزرگ است. مقام بشر هر چه باشد، مقام خاتم النبیین بالاترین مقام، لکن وقتی که این مقام را با مقام الوهیت ملاحظه بکنیم که خود آنها می بینند، هیچ است در مقابل همه چیز. آنی که آنها فهمیدند از عظمت خدا، آنها را وادار کرده است آن طور راز و نیاز کنند و اعتراف به تقصیر. شما در ادعیه امیرالمؤمنین، خود رسول خدا، حضرت سجاد سلام الله علیه، سایر ائمه ملاحظه کنید چه جملاتی هست و ما چطور بعیدیم از این معانی، چه معارفی در این ادعیه هست که ما محرومیم از آن معارف، چه سوزی در قلب این خاصان خدا بوده است که برای فراق خدا می سوختند و آتش جهنم را می گفتند اگر صبر کنیم، صبر در فراق را چه کنیم؟ اینها برای ما مثل یک افسانه است لکن واقعیت است، واقعیتی است که آنها فهمیده اند و ما نفهمیدیم. ما الان تکلیف زیاد داریم، ما مواجه هستیم با یک ملتی که همه چیز خودش را در طبق اخلاص گذاشته است و برای اسلام دارد صرف می کند. جوان ها را می دهد، جوان ها جان خودشان را می دهند، زن ها جوان های عزیز خودشان را می دهند و با آن شور و شعف آنها به میدان می روند و مردم با آن شور و شعف در جبهه و خارج جبهه دارند فداکاری می کنند. تکلیف ما با اینها چی هست؟ ما چه جواب بدهیم از این همه جهاتی که اینها عرضه می دارند؟ ما چی داریم که در جواب آنها بدهیم؟ معذلک باید آن مقداری را که توان هست انجام بدهیم. شکر این نعمت به این است که ما مردم را شریک بزرگ بدانیم در این حکومت. حکومت نیست، باید همه خدمتگزار باشیم برای این ملت، برای این جوان ها و برای این پیرها و زن ها و مردها.
مردم را در همه امور شرکت بدهیم، دولت به تنهایی نمی تواند که این بار بزرگی که الان به دوش این ملت هست بردارد. همان طوری که ملاحظه می کنید اگر چنانچه این شور و شعف ملت و جوان های عزیز نبود هیچ دولتی نمی توانست مقابله کند با این قدرت هایی که همه قدرتشان را، قوه شان را پهلوی
هم گذاشتند و به ما حمله کردند. بدون این که این ملت همراهی کند ما نمی توانستیم کاری بکنیم. هر چی داریم از اینهاست و هر چی هست مال اینهاست، دولت عامل اینهاست، قوه قضاییه عامل اینهاست، قوه اجراییه عامل اینهاست، قوه مقننه عامل اینهاست. ادا تکلیف باید بکنند، شرکت بدهند مردم را در همه امور. همان طور که با شرکت مردم در این جنگ، شما بحمدالله پیروز شدید و پیروزتر هم خواهید شد، با شرکت اینها شما می توانید اداره کنید این کشور را. مردم را در امور شرکت بدهید، در تجارت شرکت بدهید، در همه امور شرکت بدهید، مردم را در فرهنگ شرکت بدهید، مدارسی که مردم می خواهند درست کنند کارشکنی نکنید برایشان، البته نظارت لازم است، انتقاد هم لازم است لکن کارشکنی نکنید.
بین خودتان برادر باشید، حفظ کنید این برادری را، با حفظ برادری شما به این جا رسیدید و با حفظ برادری باید جلو بروید. اگر خدای نخواسته خللی حاصل بشود، در این برادری، چه در خود تهران، چه در خارج تهران، هر جا باشد، چه بین روحانیون، چه بین مردم، چه بین جناح هایی که هستند، اگر خدای نخواسته یک وقت یک خللی واقع بشود شکست همراه اوست. شما فکر این را بکنید که حافظ اسلامید، نه حافظ خود. شما باید حفظ اسلام را بکنید، آن هم نه در زمان خود، همان طوری که انبیاء عظام دنبال این بودند که بعد از خودشان تا آخر حافظ باشند، تکلیف است برای همه ما که ما این جمهوری که به این جا رسیده است تا آخر حفظ کنیم. تا آخر حفظ کردن این است که هر روز محکم کنیم برادری خودمان را، سر اغراض جزییه که زود می گذرد، لطمه ای خدای نخواسته به اسلام وارد نکنیم، لطمه ای به جمهوری اسلام وارد نکنیم. اشکال اگر هست به من و دیگران، اشکال را باید گفت لکن نباید تضعیف کرد دولت را، نباید تضعیف کرد قوه مقننه را، قوه قضاییه را، روحانیت را. اینها جرم است، اینها گناه نابخشودنی است. شما توجه باید بکنید. ملت ما توجه بکنند که یک ملت با هم هیچ قوه ای بر آنها غلبه نخواهد کرد، هیچ قوه ای نمی تواند بر یک ملتی که همراه هم هستند و با هم هستند، هیچ قدرتی نمی تواند با او مقابله کند و لهذا شیاطین در پی این هستند که از این راه پیش بروند که بین جناح ها اختلافی ایجاد کنند. اعتنا نکنید به این شیاطین، در شهرها اعتنا نکنند آقایان به شیاطینی که می خواهند اختلاف ایجاد کنند.
قوی باشید و پشت هم باشید، دولت و ملت با هم باشد، ملت پشتیبان دولت در امور باشد، دولت خدمتگزار ملت باشد در امور، شرکت بدهند مردم را در همه امور. دانشگاه ها باید مردم در آن دخالت داشته باشند، مردم خودشان به طور آزاد باید دانشگاه داشته باشند، منتها دولت نظارت باید بکند. نظارت دولت حتمی است لکن این طور نباشد که خیال کنید که / خود ملت / خود دولت می تواند همه
کارها را انجام بدهد، می بینید که نمی تواند، اعتراف دارند همه بر این، دولت اعتراف دارد، همه اعتراف دارند این که بدون ملت ما نمی توانیم. این ملت را از دست ندهید، نگهش دارید. روحانیون مکلفند، خودشان هم می دانند مکلفند حفظ اسلام را بکنند، حفظ اسلام به حفظ وحدت است و باید بکنند و این واجب است بر همه که حفظ کنند وحدت را، مردم را نگه دارند. اگر در یک شهری از شهرها بنابود یک اختلافی واقع بشود، بدانند که دست شیطان در کار است، باید این را از بین ببرند و نگذارند یک وقت خدای نخواسته / در / ولو در یک شهری، در یک روستایی اختلاف واقع بشود. برادران روحانی قویاً با هم باشند و کناره گیری نکنند، همه در میدان باشند، با هم باشند. ما می خواهیم حفظ اسلام را بکنیم، با کناره گیری نمی شود حفظ کرد، خیال نکنید که با کناره گیری تکلیف از شما سلب می شود، تکلیف دوچندان است. باید در صحنه باشید، بیایید، همه روحانیت بیاید، کنار رفتن از مکاید ابلیس است که نمی گذارد که همه با هم باشند، قدرت را روی هم بگذارید. ارتش، سپاه، بسیج و گروه های مردمی همه با هم باشید، اگر باشید با هم، خدای تبارک و تعالی نصرت می کند شما را. نصرت خدا این است که همه با هم برای رضای خدا باشید، همه با هم برای این باشید که اسلام را تقویت کنید و اسلام را به جاهای دیگر هم برسانید و این نصرت خداست و خداوند وعده کرده است که اگر نصرت کنید، من هم نصرت می کنم. و می بینید که دارد نصرت می کند، می بینید که ما یک روزی بود که همه اوضاع به هم ریخته شده بود و همه جا خراب بود و حالا بحمدالله همه چیز صحیح است و خوب است و همه جهات تمام است و جبهه های ما قوی و داخل و خارج همه درست، همه جهات درست است و لیکن باید مردم توجه کنند به این که آنها پشتیبان هیأت حاکمه باشند و هیأت حاکمه خدمتگزار آنها.
خداوند همه ما را از شر شیطان نگه دارد و خداوند همه ما را قدرت این بدهد که با خودمان جنگ کنیم و با باطن خودمان ستیزه کنیم و اصلاح کنیم خودمان را.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.