پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 8:27 PM
تاریخ: 1364/09/09
بسم الله الرحمن الرحیم
متقابلاً این عید بزرگ را که باید بگوییم دو عید است، عید ولادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و عید ولادت حضرت صادق سلام الله علیه، خداوند انشاء الله مبارک کند بر همه شما و بر همه مسلمین جهان و بر ملت های بزرگ اسلامی خصوصاً ملت ایران، انشاء الله مبارک باشد این روز. و من از همه آقایان تشکر می کنم که زحمت کشیدید و خصوصاً از آنهایی که در جزیره خارک مشغول خدمت هستند بسیار تشکر می کنم و امیدوارم خداوند تبارک و تعالی زحمات آنها را و خدمت های آنها را قبول کند.
آن چیزی که می خواستم امروز عرض کنم این است که در ولادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله قضایایی واقع شده است، قضایای نادری به حسب روایات ما و روایات اهل سنت وارد شده است که این قضایا باید بررسی بشود که چی هست. از جمله قضیه شکست خوردن طاق کسری و فرو ریختن چهارده کنگره از آن قصر و از آن جمله خاموش شدن آتشکده فارس و ریختن بت هابه روی زمین. قضیه شکست خوردن شکست طاق کسری شاید اشاره به این باشد که در عهد این پیغمبر بزرگ طاق ظلم، طاق های ظلم می شکند و مخصوصاً طاق کسری شکسته شد برای این که آن وقت این طاق کسری مرکز ظلم انوشیروان به خلاف آن چیزهایی که به واسطه شعرا و به واسطه درباری های آن وقت و موبدان آخوندهای درباری آن وقت درست کردند، یکی از ظالم ساسانیان است و دنبال او یک حدیثی هم جعل شده است و به حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم نسبت داده شده است که من متولد شدم در عهد سلطان عادل انوشیروان! این سند را اولاً سند ندارد و مرسل است و ثانیاً کسانی که اهل تفتیش در امور هستند، تکذیب کردند این را و معلوم است که یک دروغی است که بستند. انوشیروان ظالم باید گفت، نه عادل. در زمان انوشیروان چهار طبقه یا پنج طبقه ممتاز بودند، یعنی از هم ممتاز، علاوه بر خود دستگاه سلطنت با آن بساطی که داشته است، یک دسته هم شاهزادگان بودند و درباری ها، اینها یک طبقه علیحده ممتاز. یک دسته هم کسانی بودند که دارای اموال هستند و
به قول آنها شریف زاده ها، آنها هم یک دسته ممتاز. یک دسته دیگر هم عبارت از آنهایی بودند که سران ارتش و امثال اینها بودند، آنها هم ممتاز. دسته آخر که نوع مردم بودند پیشه وران بودند و پیشه روان باید کار کنند آنها بخورند تکلیف این بوده. آنها مالیات آن طبقه بالا مالیات بده نبودند به نظام هم نمی رفتند. در نظام باید طبقه پایین که پیشه وران بودند، می گفتند اینها باید خدمت کنند و مال اینها صرف بشود در آن طبقات دیگر، اینها به نظام بروند، اینها جنگ بکنند، اینها کارها را انجام بدهند، آنها بخورند. اجازه نمی دادند که این طبقه پایین تحصیل کند، ممنوع بود. این قصه در شاهنامه هم هست که پیش او شکایت بردند که بوذرجمهر پیش اش شکایت برد که هزینه کم شده است و ارتش محتاج به معونه است و در بین این طبقات پایین هستند اشخاصی که مال داشته باشند. بعد رفتند و پیدا کردند یک نفری که حالا می گویند کفشگر بوده، پیدا کردند و او گفت که من می دهم به حسب نقل شاهنامه من می دهم لکن به شرط این که بچه من را اجازه بدهند درس بخواند. رفتند به او گفتند قبول نکرد. گفت نه، ما نه پولش را خواهیم، نه اجازه می دهیم، برای این که اگر اجازه بدهیم که یک آدم پایینی بیاید و درس بخواند، این آن وقت بعد می خواهد دخالت کند در امور و این نمی شود. این عدالتی است که انوشیروان داشته است! و در تاریخ ثبت است این جنایاتی که اینها می کردند و من گمان ندارم در تمام سلسله سلاطین حتی یک نفرشان آدم حسابی باشد، منتها تبلیغات زیاد بوده است، برای شاه عباس آن قدر تبلیغ کردند با این که در صفویه شاید از شاه عباس بدتر آدم نبوده، در قاجاریه آن قدر از ناصرالدین شاه تعریف کردند و شاه شهید و نمی دانم امثال ذلک، در صورتی که یک ظالم غداری بود که بدتر از دیگران شاید. آن تبلیغات که در آن وقت بود همیشه بوده است. عدالت گستری انوشیروان مثل صلح دوستی رئیس جمهور آمریکاست و مثل کمونیستی شوروی است. ما الان در عصر حاضر این چیزها را می بینیم و اگر چنانچه تاریخ نویس و نمی دانم آنهایی که شعرا هستند و آنهایی که خطبا هستند و آنهایی که درباری هستند، اینها را، تبلیغاتی که الان دارد در دنیا می شود، این تبلیغات به گوش اشخاص برسد که مطلع از وقایع نیستند، آنها هم خیال می کنند که همان طوری که انوشیروان عادل، عادل بوده است، آقای رئیس جمهور آمریکا هم صلح دوست و عدالت پرور و امثال اینهاست و حال آن که شما که مطلعید می دانید قضیه چی هست.
این قدر هیاهو راه انداختند برای جلوگیری از تروریست، آن قدر تبلیغات کردند که ایران درش تروریست پرور است و ایران چطور و جزء تروریست. عراق از جرگه تروریست ها خارج شد چون سجده کرد به آمریکا!! و ایران وارد شد برای این که اعتنایی به آنها نکرده!! میزان تروریستی همین است پیش آنها و خود آنها مرکز این امور هستند. اگر فوج فوج مردم را بکشند، بریزند بکشند، قتل عام کنند هیچ اشکال نیست، بعد نسبت می دهند به ایران که در حبس هایش کشتار چه شد و چه شده، دلیلتان چی هست؟ منافقین گفتند، سند صحیح!! دلیلشان این است که مخالفین با جمهوری
اسلامی گفتند که اینها در محبس هایشان چه واقع می شود، چه واقع شود، بدون این که محاکمه بشود می کشند مردم را و امثال اینها. آن وقت یک مطلبی که این طوری است در رسانه های گروهی آنها آن قدر درش تبلیغات می شود و آن قدر گفته می شود و ما از باب این که با آنها مخالفیم، رسانه های آنها اگر چنانچه یک مطلب صحیحی هم باشد نمی گویند و اگر چنانچه مطلبی را از امثال آنها بشنوند، چندین روز دنبال هم هی گفته می شود، بعد هم دوباره تکرار می شود.
جزیره خارک را خوب! زدند، بعضی جاهایش هم اشکال دارد. معلوم است زدند، اما توانستند که نفت ایران را قطع کنند؟ نتوانستند، الان هم باز با این که گویند که، خود آنها عده ای شان می گویند به این که الان همانطور که سابق جریان داشت نفت، حالا هم جریان دارد بلکه بیشتر یک قدری، معذلک الان هم می گویند که نفت ایران تمام شد نفتش، تمام شد. من نمی دانم جزیره خارک چند دفعه نابود باید بشود؟ اولی که زدند گفتند ما با خاک یکسانش کردیم، پس باید یک قطره نفت نداشته باشد، خاک است دیگر!! بعد چهل و نه مرتبه می گویند یا چهل و چند مرتبه تازه زدند، هر دفعه هم می گویند ما از بین بردیمش. خوب! یک چیز را چند دفعه از بین می برید؟ این وضع دنیاست، آن وقت مناقشه نیست در اصلاً در رادیوهای خارجی راجع به این غلطی که اینها می گویند، راجع به این تناقض گویی ای که اینها می کنند هیچ کلمه ای، هیچ حرفی نیست، اما تا یک کلمه این جا از یکی صادر می شود، یک چیزی به آن می چسبانند و در بوق هایشان شروع می کنند به چیز کردن. وضع دنیا الان این طوری است، روی دروغ باز شده است.
این که چهارده کنگره از کنگره های قصر ظلم خراب شد، به نظر شما نمی آید که یعنی در قرن چهاردهم این کار می شود یا چهارده قرن بعد این کار می شود؟ به نظر شاید بیاید این، محتمل هست که این بنای ظلم شاهنشاهی بعد از چهارده قرن از بین می رود و بحمدالله رفت از بین. بت هاهمه به رو افتادند، این بت ها هم خواهند از بین رفت، حالا چه بت هایی که تراشیده بودند از سنگ یا بت هایی که خود ملت ها یا بعضی از ملت ها می تراشند با آدم، اینها هم رفتنی است، منتها ما حوصله مان کم است. تمام دنیا از اول تا آخرش پیش حق تعالی یک جور پیداست، این ور و آن ور ندارد که یک راه دوری باشد. پیش ما این طور است که خیلی راه دور است که هزار سال طول می کشد، دو هزار سال طول می کشد. نخیر اینها قریب است، نزدیک است و می شود و بت ها شکسته خواهد شد انشاء الله و آتش افروزی ها و بت پرستی ها و آتش پرستی ها هم انشاء الله از بین خواهد رفت.
و امیدوارم که خداوند تبارک و تعالی به ملت قهرمان ایران سلامت بدهد و هفته وحدت را واقعاً وحدت درست کنند، نه این که فقط ما هفته وحدت می گیریم، ما محتاج به وحدت هستیم در
سالیان دراز همیشه. قرآن کریم که به ما دستور داده و به مسلمین دستور وحدت داده، برای یک سال و ده سال و صد سال نیست، برای سرتاسر عالم است در سرتاسر تاریخ و ما محتاج به این هستیم که عملاً وحدت را محقق کنیم و محقق هست و نگه داریم این وحدت را. ما الان هم در بین راه هستیم و باید این وحدت را حفظ کنیم و من امیدوارم که با برکت وحدت ملت ایران، این وحدت در سایر کشورهای اسلامی هم پیدا بشود که دارد پیدا می شود و همه مسلمین دست واحد بشوند بر اعداء چنانچه در روایت هست.
و انشاء الله خداوند به همه شما توفیق عنایت کند و هیچ وقت از این های و هوی ها و از این تبلیغات خارجی ها خوف به خودتان راه ندهید، آن خوفی که باید باشد از خدای تبارک و تعالی باشد. از دیگر قدرت ها خوف نداشته باشید برای این که قدرتی در کار نیست غیر قدرت حق تعالی. قدرت حق تعالی است که جلوه جلوه ضعیفش در سرتاسر عالم طبیعت پیدا شده است و شما هیچ وقت نترسید و مستقیم و پای برجا بایستید و در مقابل همه قدرت استقامت کنید و خداوند با شماست و شماها را انشاء الله حفظ می کند از شر اشرار و مملکت شما را نجات می دهد و مهم این است که از شما راضی باشد حق تعالی.
من باید عرض کنم که مقصد اصلی انبیا تا حالا کم حاصل شده است، خیلی کم. اگر فردا آخوندهای درباری نگویند که فلانی گفت پیغمبر کاری ازش نیامد، اگر پیغمبر مقصدش حاصل شده بود، این آخوندهای درباری حالا نبودند. اگر مقصد انبیا حاصل شده بود، این دولت آمریکا و نمی دانم دیگران نبودند حالا. اگر اینها می گویند که الان مقصد انبیا حاصل شده است و این همه فساد در دنیا هست؟ پس مقصد انبیا معلوم می شود این فسادها بوده که حاصل شده مقصد انبیا حاصل نشده است، ما هم که داریم می گوییم مقصد انبیا، باز آن مقصدی که آنها خواستند ما دستمان به آن نمی رسد، این یک مسأله ای است فوق اینها. مقصد انبیا حکومت نبوده است، حکومت برای مقصد دیگر بوده، نه مقصد بوده. تمام مقاصد برمی گردد به معرفت الله، هر چه در دنیا واقع بشود و انبیا هر چه دنبالش بودند دنبال این بودند که خداشناسی، واقعاً خداشناسی، اگر او حاصل بشود همه چیز دنبالش حاصل است. تمام فسادهایی که در دنیا واقع بشود از این است که ایمان ندارند به خدا، ... خداشناسی و معرفت باشد، ایمان ندارند. اگر ایمان به خدا پیدا شد همه چیز دنبالش است، تمام فضایل دنبالش است. انبیا هم دنبال این بودند که به تدریج آن طور که می شود این بشر را سوق بدهند طرف معرفت الله. تمام چیزهای دیگر هم مقدمه همین معناست و تمام چیزهایی که از آن سوختند انبیا، این بود که می دیدند مردم دارند خودشان را می کشند طرف جهنم. انبیا مظهر رحمت حق تعالی هستند، می خواهند که همه
مردم خوب باشند، می خواهند همه مردم معرفت الله داشته باشند، می خواهند همه مردم سعادت داشته باشند. وقتی می بینند که این مردم دارند رو به جهنم می روند، آنها افسوسش را خورند، در قرآن هم اشاره ای به این هست، فلعک باخع نفسک این که اینها مؤمن نشدند. مسأله این است که همه دنبال این بودند که مردم را آشنا کنند با خدا.
این طوری که می بینید که در ادعیه ائمه ما واقع شده است، در دعای کمیل شما ملاحظه کنید که چی می گوید حضرت امیر، عرض می کند که خوب! بر فرض این که من آتش را تحمل کردم اما فراق تو را چطور تحمل کنم؟ اینها چی می گفتند! در دعای مناجات شعبانیه چه حرف هایی هست؟ مقاصد انبیا در ادعیه که در از ائمه علیهم السلام وارد شده است اشارات به آن هست زیاد. قرآن کریم اشارات بسیار لطیفی دارد لکن چون برای عموم وارد شده است به یک صورتی گفته شده...است که هم خواص از آن ادراک می کنند، هم عموم از آن ادراک می کنند. قرآن کریم مرکز همه عرفان هاست، مبدأ همه معرفت هاست لکن فهمش مشکل است. آنهایی که فهمیدند که من خوطب به بودند و کسانی که متصل به رسول خدا بودند، آنها دانند قضیه چی هست، آنها مقاصد انبیا را می دانند چی هست، مقصد را دانند چی هست. ما دوریم از آن و مهجور، لکن خوب! عنایات حق تعالی زیاد است، از ما مهجورها هم این قدری که ازمان می آید قبول می کنند، لکن باید ما این قدری که ازمان می آید دنبالش برویم، در عمل، در علم و در اخلاق و در سایر چیزها و اگر همین قدر هم برویم خوب جنات عدن هست، جنات هست لکن آنی که مقصد انبیا بود، جنات هم بود، چیز دیگری ماورای اینها بود، بهشت هم نبود، خوف جهنم هم نبود، عشق به بهشت هم نبود، یک مسأله دیگری فوق این مسائل بود. خوب! این دست ما از آن کوتاه است. حالا ما که اهل همین مسائل هستیم اگر چنانچه جدیت نکنیم و به احکام ظاهری انبیا عمل نکنیم، به احکام اسلام خدای نخواسته عمل نکنیم، خوب! دنبالش آن چیزهایی است که هست در کتاب و سنت. و من امیدوارم که خداوند به همه توفیق بدهد که خدمت کنیم به اسلام و خدمت کنیم به بندگان خدا. خدمت به بندگان خدا، خدمت به خداست و همه موفق باشید انشاء الله و امیدوارم که اسلام ما را قبول کند به این که مسلمان هستیم و پیغمبر اکرم در این روز، روز مبارک ما را بپذیرد و حضرت صادق سلام الله علیه ما را قبول کند.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.