پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 8:24 PM
تاریخ: 1363/01/29
بسم الله الرحمن الرحیم
این عید بزرگ را به همه آقایان حضار و ملتمان و به همه مسلمین جهان و مستضعفان تبریک عرض می کنم. و از خداوند تبارک و تعالی خواستارم که ما را قدردان این روز مبارک قرار بدهد. البته این عید در این عید روز ارتش هم قرار داده شده است که آقای خامنه ای از حقش بیرون آمدند. مسأله بعثت بعض از ابعادش برای احدی غیر از خود رسول اکرم حقیقتش حاصل نشده است. مسأله چه بوده است؟ این فشاری که به از روح بزرگ به ایشان وارد شده، این چه صنف فشاری بوده است و چه حالی دست داده است در این باب؟ و کیفیت نزول وحی و آمدن نازل شدن روح اعظم برای رسول خدا وضعیتش چه بوده است، دست ما کوتاه از آن است. و ما یک چیزی از دور، از خیلی دور می شنویم و ادراکش را نمی توانیم بکنیم و اعتراف به عجز هم خودش یک مسأله ای است. ما باید بعد از این که دستمان از آن قله حقیقت وحی کوتاه است، باید کوشش کنیم که تا اندازه ای که وسع ما هست، ما ضعفا هست، به این مطلب نزدیک بشویم. و آن مقصدی که انبیا عموماً داشتند و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خصوصاً داشتند، به آن مقصد نزدیک بشویم. این وظیفه ای است از برای بشر که نزدیک بشود به آرمان های وحی، حالا که نمی تواند ماهیت وحی را ادراک کند، به آرمان های وحی نزدیک بشود و این هم کمال بسیار زیادی است، اگر بتوانیم. آرمان اصلی وحی این بوده است که برای بشر معرفت ایجاد کند، معرفت به حق تعالی، در رأس همه امور این معناست. اگر تزکیه گفته شده است و دنبالش تعلیم گفته شده است، برای این است که نفوس تا تزکیه نشوند نمی توانند برسند. گوش انسان یک چیزی شنود، گاهی هم عقل انسان ادراک می کند، برهان هم بر آن اقامه می کند، مسائل عرفانی را هم در کنارش می گنجاند. لکن آنی که دل باید بیاید، آن کار مشکل است که چطور بیاید. ما چطور آرمان های توحیدی را، آرمان های عرفانی را که انبیا برای آن بعثت مبعوث شده بودند، ما چطور آنها را بیابیم و در قلب ما وارد بشود، بعد هم در شهود ما وارد بشود، این مسأله ای است که محتاج به ریاضات است بعد از تعلیم و تعلم، محتاج به تزکیه است و همدوش تزکیه، تعلم و حکمت. و دنبال او، آن مسائلی که برای نفوس مستعده پیش می آید و این یک تحولی در نفوس ایجاد می کند که اشیاء را آن طور که هستند، اگر برسد به آن مقام ادراک می کند. (اللهم ارنی الاشیاء کماهی) این
چیزی است که بزرگان و انبیا خواستند. ما نمی توانیم اشیا را (کماهی) بشناسیم، معنی اش این نیست که ما ماهیت اشیا را نمی توانیم بشناسیم، این امر سهلی است. معنایش این است که موجودات را آن طور که هستند، آن طور که موجودات در ربط با مبدا دارند، آن که خواستند ارائه این معناست که اشیا چطور نسبت اشیا به حق چی است؟ ربط حادث به قدیم چی است؟ کلیاتش را فلسفه می گوید، بعضی مراتبش را هم اهل عرفان بیان می کنند. لکن رسیدن به این که این چه ربطی است، چه رابطه ای است؟ این که (هو معکم اینماکنتم، نحن اقرب الیه منکم) این یعنی چه؟ چه جوری است این وضع؟ یعنی پهلوی همیم؟ نزدیک به ما، به این معناست که ما دو نفر نزدیک به همیم یا مسأله دیگری است؟ اینها مسائلی است که دست ما از آنها تقریباً کوتاه است، لکن ما باید توجه به وظایف داشته باشیم. وقتی ما دستمان به قله نرسید، لااقل رو به قله آن برویم، راه را شروع کنیم ، بیراهه نرویم، کنار نرویم. و راه را اگر شروع کردیم و اخلاص همراه او بود، تزکیه همراه او بود، دستگیری می شود، خدای تبارک و تعالی دستگیری می کند و با عنایت او ممکن است که بعضی مراتب حاصل بشود. و ما امیدواریم که خدای تبارک و تعالی در این روز عنایت کند به ما و به ملت و همان طوری که جوان های ما را متحول کرد و آن نحو متحول کرد که همه می بینید و ما آرزوی آن تحول را داریم، همه ما را متحول کند. و همه آنهایی که راهرو این راه هستند، عنایت بهشان بکند.
من قاصرم از این که راجع به تحولاتی که حاصل شده برای جوان های ما، حاصل شده است برای ملت ما، بتوانم بگویم که چه جور حاصل شده است، چه تحول بزرگی است، این چه روحی است که اینها پیدا کرده چطور شده است که یکدفعه این جهش پیدا شد. سال ها زحمت می خواهد تا به آستانه این امر برسد، چه شد که اینها این طور سریع راه را طی کردند؟ این جز این که انسان بگوید یک عنایت خاصی است از خدای تبارک و تعالی که خدا این عنایت را به اینها کرده است، آنها فداکاری می کنند و او عنایت می کند. و من امیدوارم که انشاء الله این تحول برای همه و همه حاصل بشود.
آن چیزی که من امروز می خواستم عرض کنم، این است که تحولاتی که در دنیا شده است بسیارش را شما یعنی این که در ایران شده است دیدید، بعض تحولات دیگری هم شده است. اخیراً انسان می بیند که قبلاً هم گاهی بود، اما حالا زیادتر شده است یک تحولی شده است که تحول انسان شناسی و اسلام شناسی! پیشترها اگر یادتان باشد کارتر ادعا می کرد که ایران اسلام را نمی داند! حالا دارند همه ادعا می کنند! مقامات امریکایی هم همین مطلب را می گویند که اینها اسلام را درست نمی دانند! قبلاً بگین هم این حرف را می زد! حالا داخل و خارج هم این حرف ها را می زنند! من نمی دانم کی اینها خواهند (عروه الوثقی) را حاشیه کنند؟ و نکته این که این اخیراً یک حرکت خاصی پیدا شده است، سابق بود اما به این شدت نبود، سابق حرکاتی بود اما اخیرا در داخل و خارج یک حرکت خاصی پیدا شده و همه حرکت به این که بیاییم ما صلح کنیم. این نکته چی است؟ این
طرفدارهای آمریکا در هر جا که هستند یکدفعه همصدا، از مصر گرفته تا سودان گرفته تا همه جا یکصدا دارند می گویند که بیایید صلح کنیم، دیگر نمی شود. مگر ما خواستیم چی بشود که نمی شود؟ یک دسته شان از راه این که دیگر نباید این چیزها پیش بیاید چه و فلان و یک دسته شان هم می ترسانند ما را از این که حالا دیگر صدام تانک هایش زیاد شده است، اسلحه هایش زیاد شده است، راست است اینها، زیاد شده و من قبلاً گفتم که این یک خوشحالی است برای ما، برای این که جوان های ما آنها را از آنها گیرند برای خودشان، یک دسته زیادی این طورند که ما راهی می ترسانند که دیگر حالا چه شده، دیگر حالا ول کنید. آنهایی که از اول می گفتند این حرف ها را کم بودند این اخیراً یکدفعه انسان می بیند که از داخل و خارج یکصدا، این از کجا پیدا شده که یکصدا در داخل و خارج می کنند که یا به صورت خیرخواهی یا به صورت ارعاب یا با طرح نفاق، که با نفاق کار را انجام بدهند. این نفاق این طور نیست که منحصر به این ملاهای درباری باشد که رساله می نویسند و کتاب می نویسند، این نفاق و ایجاد نفاق راجع به آنهایی هم که در خارج و داخل مردم را مأیوس خواهند بکنند، این نفاق آن هم هست، ایجاد نفاق می کنند دیگر. مأیوس کردن معنایش این است که این جوان هایی که الان دارند جانفشانی می کنند و با قدرت پیش می روند و قدرتشان عالمگیر شده است الان، انعکاسش در عالم پیدا شده است، اینها حالا به یاد این افتاده اند که بترسانند اینها را. اینها چی می خواهند که این جوان های ما چی می خواهند که اینها آنها را می خواهند از او بترسانند که بهش نمی رسید؟ این جوان هایی که می آیند دعا می کنند که التماس کنند که دعا کن من شهید بشوم، این چه می خواهد از خدا که شما الان ترسانید که حالا ول کنید برای این که چه می شود؟ مگر غیر از این است که اینها شهادت می خواهند؟
اصلاح کنند خودشان را اشخاص. این شیوخ اطراف خلیج و نمی دانم آنهایی که در مصر هستند و آن هایی که در سودان هستند و آنهایی که در جاهای دیگر هستند و آنهایی که در پاریس هستند و هر جا و داخل و همه جا یک قدری فکر بکنند، اصلاح کنند خودشان را. بفهمند به این که یک ملت این طوری را نمی شود ترساندش، یک ملت این طوری را نمی شود مأیوسش کرد. ممکن است یک عده ای را مأیوس کنند، آنها آن عده ای هستند که مرفه هستند، از اول وارد کاری هم نبودند. اگر برای آنها می گویید آنها از اول وارد کار نبودند، خوب! یک عده ای هستند، در همه جا یک عده بی تفاوت، یک عده مخالف همیشه هست. اما آنهایی که انقلاب مال آنهاست، با دست آنها انقلاب پیدا شده است، و هیچ یک از اینها دخالت در این امر نداشتند. بله، یک دسته ای کارشکنی از اول کارشکنی می کردند، دخالت در انقلاب هیچ یک از اینها نداشتند، من وارد بودم، می دیدم که اشخاصی چی هستند. اینها می خواهند کی را بترسانند؟ می خواهند کی را مأیوس کنند؟ می خواهند آن اشخاصی که از اول مخالف با ما بودند مأیوس کنند؟ آنها از اول مخالف بودند و حالا هم هستند و خواهند بود. خواهند این جوانی که برای شهادت دارد می رود توی میدان، این را مأیوسش کنند؟ این نمی شود. این یک تحولی درش پیدا شده است که نمی شود. می خواهند ارتش ما را مأیوس کنند؟ ارتش ما الان
یک تحولی پیدا کرده است که به این حرف ها مأیوس نمی شود. ملت و عموم ملت به استثنای این یک عده بدبخت که در خارج و داخل نشسته اند و نغمه سرایی می کنند یا عزاداری می کنند، اینها می خواهند کی را مأیوس کنند؟ اینها چه کاری می خواهند بکنند؟ یکدفعه انسان می بیند که یک صدا از مصر بلند می شود، از سودان بلند می شود، نمی دانم از اردن بلند می شود، از عراق بلند می شود، از آمریکا بلند می شود، از فرانسه بلند می شود، از ایران هم بلند می شود، یک صداست، انسان می فهمد یک حلقوم است دارد این حرف ها را می زند. اینهایی که اهل خود ایران هستند و رفتند بیرون، اینها با ملت خوب هستند؟ می خواهند صلاح ملت را می بینند؟ آن که با عراق می سازد، صلاح ملت را می بیند؟ آن که با آمریکا دوست است، صلاح ملت ما را می خواهد؟ خوب! ما می دانیم این جوری نیست اینها اصلاح کنند خودشان را، آن که می تواند خودش را اصلاح کند، این قدر خباثت به خرج ندهد، اصلاح کند خودش را، یک قدر توجه کند به مسائل، توجه کند به حقایق اسلام، ببیند که پیغمبر در وقتی که مبعوث شد یک نفر آدم، مخالفش همه با پافشاری و استقامت کارش را راه انداخت. ملت ما که نمی ترسند. شما چند نفر نشسته اید آن جا ترسید، هی القاء ترس می کنید، القاء رعب می کنید. کسانی که هیچ دخالت در هیچ چیز نداشتند، کسانی که آن روزی که انقلاب پیروز شد دنبال این بودند که برای خلاف انقلاب اسلحه جمع کنند، برای شکست انقلاب، آنهایی که نشسته اند و روابطشان را با آمریکا محکم کرده اند و از اول بود و حالا هم هست و خواهد بود اینها توجه به این ندارند که با این اراجیفی که اینها دارند این ملت تغییر نمی کند.
ما عالمگیری نمی خواهیم بکنیم که شما ما را می ترسانید که نمی شود عالم را گرفت. ما می خواهیم به درد مسلمان ها برسیم، توانستیم به دردشان برسیم، توانستیم نتوانستیم، اجرش را داریم. ما می خواهیم به درد ملت عراق برسیم. این ملت عراق مظلوم که دارد خرد می شود زیرپای این ظالم و ظالم ها، ما می خواهیم به درد اینها برسیم، مسلمان نباید به درد مسلمان برسد؟ اسلام حدود دارد؟ ما درد اینها را خواهیم ببینیم چی است. اینها فریاد (یا للمسلمین) دارند می زنند، ما جواب باید بدهیم. ملت عراق دارد خرد می شود زیر پای این خبیث. ما پیش خدا جواب باید بدهیم. ما دفاع داریم می کنیم از حق اسلام، ما دفاع داریم می کنیم از حق مسلمین. ما جنگ نمی خواهیم بکنیم، از اول هم جنگ نداشتیم، ما بادی جنگ نبودیم، ما بعد از این که بهمان حمله کردند، دفاع کردیم، حالا هم در حال دفاع هستیم. دفاع معنایش این نیست که تا آن گفت که (یا الله! دستت را بده من با هم صلح بکنیم) ، ما رها کنیم، این حرف غلطی است. مایی که می دانیم ماهیت حیوان درنده چی است، ما به واسطه این که او می گوید که بیاید صلح کنیم، بیاییم صلح کنیم، چه جور، با چی صلح کنیم؟ با کی صلح کنیم؟ ملت عراق صلح کنند، ما صلح می کنیم ملت عراق بگویند که ما (کاری ندارید با ماما کاری دیگر صدام را می خواهیم) . اما واقعیت ملت عراق را ببینید، چه خبر است در عراق.
عراقی که بیند که عایله یک انسان بزرگ را، یک روحانی بزرگ را آن طور می کشند و هر روز دارند مردم شریف عراق را آن طور می کشند، این عراق فریادش به (یا للمسلمین) بلند نیست؟ شما مسلمان ها نباید از این مردم بی دفاع، دفاع بکنید؟ شما اسلام شناسان نباید از دفاع از حق مسلمین بکنید؟ دیوار دور اسلام می کشید؟ ما در اقصی بلاد دنیا اگر یک کسی بهمان بگوید که (یا للمسلمین) ، ما مؤظفیم که به درد آنها برسیم، هر قدری توانیم. ما نمی گوییم که ما می توانیم همه جا چه بکنیم، ما آن قدری که توانیم دفاع از حق مسلمین می کنیم. مسلمین معنایش نیست ایرانی، مسلمین. کسی که یک مسلمی فریاد زد که به داد ما برسید و نرود سراغش، فکر او نباشد، این مسلم نیست، این انحراف است، ملتفت نیستید شماها، این انحراف است از اسلام، این بی توجهی است به مقاصد اسلام. اسلام برای ایران نیامده، اسلام برای عالم آمده. بعثت، برای همه است و همه باید تابع باشند.
و من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی ما را بیدار کند و افراد ملت ما را بیدار کند. آنهایی که در خواب هستند، آنهایی که باز هم خواب می بینند، آنهایی که خواب آمریکا را می بینند خدا بیدارشان کند، توجه بهشان بدهد که یک ملت ضعیف را، یک ملتی که حالا خواهد بیرون بیاید از این ضعف، حالا می خواهد قدرت خودش را به عالم نشان بدهد که ما زیر بار نمی رویم، همین قدر، ما نمی خواهیم که برویم جایی را بگیریم، ما زیر بار نمی رویم. ما دفاع از اسلام می کنیم. صدام پا روی اسلام گذاشته، ما از او دفاع می خواهیم بکنیم، دفاع از اسلام می خواهیم بکنیم! صدام یک حکم از احکام اسلام را قبول ندارد، یک حکم از احکام اسلام را قبول ندارد. ما دفاع می خواهیم بکنیم از این. صدام دارد ظلم می کند به ملت خودش، به ملتی که مسلمان هستند و از ما می خواهند که ما هم از آنها دفاع بکنیم، دفاع خواهیم بکنیم از آنها. ما هجمه نداریم، ما الان هم در حال دفاع هستیم. شما می گویید که ما با یک کسی که خرد کرده است مسلمین را و به اسلام هیچ اعتقاد ندارد و هر روز زورش برسد اسلام را زیر پا می مالد و منهدم می کند، ما با او بنشینیم و دست دوستی بدهیم و بعد هم بگوییم که (سلمکم الله) ! این چه منطقی است؟ منطق اسلام این است؟! شما اسلام شناس ها این را منطق اسلام می دانید؟! خداوند اصلاحتان کند انشاءالله.
من امیدوارم که ملت ما توجه پیدا بکند که امروز شیاطین با صورت های مختلف از خارج و داخل، با صورت های مختلف افتاده اند برای تضعیف روحیه شما. و خدا با شماست، خدا قدرت دارد که همه چیز را اصلاح کند و درست کند و او با شماست. و ما پافشاری تا آخر داریم و جوان های ما و ارتش ما و سپاه و بسیج ما و همه و همه ایران به استثنای یک عده معدودی که خداوند اصلاحشان کند همه در این متفقند که باید ما در صحنه باشیم، دفاع کنیم از حقوق مسلمین. خداوند همه شما را انشاء الله از فیض این روز مبارک بهره مند کند و همه ما را تابع این وجود مقدس کند.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.