0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:22 PM

بیانات امام خمینی در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت به مناسبت هفته دولت

تاریخ: 1363/06/04

 

کارهایی که جمهوری اسلامی در این چند سال با همه گرفتاریها برای مردم انجام داده، باید گفته بشود

بسم الله الرحمن الرحیم
من، هم تبریک موفقیت آقایان در کسب اعتماد مجلس را عرض می کنم و هم هفته دولت را. من باید عرض کنم که دولت ما دولتی است که از بس حسن نیت دارد، مسائل خودش را ذکر نمی کند و این از اول من مکرر این را گفته ام که شما کارهایی که می کنید به مردم بگویید. یک کاری شما در سیستان می کنید، در آن ور کشور مطلع نمی شوند. اگر آن جا یک کاری بکنید، آن طرف کشور مطلع نمی شوند. شما باید دایما مسائلی را که، خدمت هایی را که کردید و من می دانم خدمت های بسیار زیاد و ارزنده ای بوده است اینها را ذکر کنید برای مردم. مقدس مابی نکنید که مبادا خدای نخواسته چه بشود.
الان دنیا بر ضد شما، بر ضد حکومت شما، بر ضد اسلام حقیقتاً مجهز شده اند و می خواهند که یک چیزی پیدا کنند و علم کنند و هر چی دلشان می خواهد بگویند. یکی از اموری که ممکن است که گفته بشود این است که دولت برای مردم کاری نکرده. چنانچه دیدید که در بعضی افراد گفتند این را که دولت کاری برای مردم نکرده. خوب! این برای این است که البته بعضی شان سوء نیت دارند، لکن مردم باید بفهمند که دولت چه کرده است برای مردم. این قاعده اش بود که قبل از، از اولی که دولت تأسیس می شود هرکاری که انجام می دهند، برای مردم ذکر کنند که مردم بفهمند که چه کرده است دولت و چه کارهای بزرگی کرده است دولت. و حالا که مجال پیدا شده و هفته دولت است این باید بیشتر این مطلب تعقیب بشود و آقایان، از دوسه نفرشان، در یک روز مسائلی را که دارند، در وزارتخانه شان که هستند و کارهایی را که مردم برای مردم انجام دادند، کارهایی را که جمهوری اسلامی برای مردم در این چند سال با این همه گرفتاری ها که دارند انجام داده اند، این باید گفته بشود که مردم بفهمند که در این چند سال با همه گرفتاری ها چه شده، برایشان چه کرده است دولت. این یک مطلبی بود که باید عرض کنم که، ما قصور کردیم در آن و باید جبران بکنیم.

صحیفه نور جلد 19 صفحه 34

 

دولت شما، دولت محرومین است، یعنی باید برای محرومین کار کنید

مطلب دیگر این است که خوب شما هم می دانید که مردم این دولت را و این جمهوری را بپا کردند و آن هم، نه همه مردم، این مردم پابرهنه، این بازاری و این متوسطین و این محرومین. فشار روی اینها بوده است، یعنی فشار انقلاب روی دوش این محرومین بوده. شما -، اگر در خیابان ها، در تظاهراتی که مردم کردند در زمان رژیم سابق و بعد از او در اوایل انقلاب، اگر یک کسی بررسی کرده بود، می دید که در بین اینها از آنهایی که مرفه اند چند نفرند و محرومین چقدرند؟ محرومین اند که این کار را کردند. بنابراین، دولت شما دولت محرومین است، یعنی، باید برای محرومین کار بکنید. و از اموری که لازم است عرض کنم، این است که شما می دانید و ذکر هم کردید مکرر که دولت بدون پشتیبانی مردم نمی تواند کار انجام بدهد. یعنی آن دولت هایی می توانستند که بدون پشتیبانی مردم انجام بدهند کارشان را انجام بدهند که برای مردم نمی خواستند کار کنند، آنها می خواستند برای ارباب های خودشان کار بکنند و روی آن مبنا مجهز برای آن جهت بودند. اما کاری به این نداشتند که حالا در بلوچستان چه می گذرد، در کرمان چه می گذرد، در جاهای دیگر چه می گذرد؟ این را - به آن کاری نداشتند و شما که می خواهید برای همه خدمت بکنید، برای چهل میلیون جمعیت، یک دولت محدود نمی تواند کار بکند، باید چهل میلیون جمعیت را در صحنه نگه دارد و نگهداری به این است که شما بازار را می خواهید نگه دارید، بازار را شریک کنید در کارها، بازار را کنار نگذارید، یعنی، کارهایی که از بازار نمی آید و معلوم است که نمی تواند بازار انجام بدهد، آن کارها را دولت انجام بدهد. کارهایی که از بازار می آید، جلویش را نگیرید، یعنی، مشروع هم نیست. آزادی مردم نباید سلب بشود، دولت باید نظارت بکند. مثلاً، در کالاهایی که می خواهند از خارج بیاورند مردم را آزاد بگذارند، آن قدری را که می توانند، هم خود دولت بیاورد، هم مردم. لکن دولت نظارت کند در این که یک کالاهایی که برخلاف مصلحت جمهوری اسلامی است، برخلاف شرع است، آنها را نیاورند. این نظارت است. همچو نیست که آزادشان کنید که فردا بازارها پر بشود از آن لوکس ها و از آن بساطی که در سابق بود. اما راجع به تجارت، راجع به صنعت، راجع به اینها اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد. یعنی نمی شود یک جمعیت کثیری را بدون شرکت خود جمعیت، بدون شرکت، مثل این است که ما بخواهیم چیز را کشاورزی را ما، خود دولت بکند، خوب! کشاورزی که نمی تواند دولت کشاورزی بکند. کشاورزی را دولت باید تأیید بکند تا کشاورزها کشاورزی کنند. تجارت هم همین جور است. صنعت هم همین جور است. صنایعی که مردم ازشان نمی آید، البته باید دولت بکند، کارهایی را که مردم نمی توانند انجام بدهند، دولت باید انجام بدهد. کارهایی که هم دولت می تواند انجام بدهد و هم مردم می توانند انجام بدهند، مردم را آزاد بگذارید که آنها بکنند، خودتان هم بکنید، جلوی مردم را نگیرید. فقط یک نظارتی بکنید که مبادا انحراف پیدا بشود، مبادا یک وقتی کالاهایی بیاورند که مخالف با اسلام است، مخالف با صلاح جمهوری اسلامی است. این یک مسأله ای است که بسیار مهم است در نظر من. من کراراً هم گفتم، آقایان هم وعده دادند

صحیفه نور جلد 19 صفحه 36

ولی نمی دانم چقدر عمل شده! در هر صورت این هم از مسائلی است که بسیار اهمیت دارد و ما باید چه بکنیم.
 

وزارتخانه ها و ادارات یک جوری باشد که نارضایی ایجاد نکند

مسأله دیگری که عرض می کنم، این است که آقایانی که الان رأی اعتماد گرفتند از مجلس و احساس می کنند که مسؤولیتشان زیادتر شده است برای این که خوب رأی دادند این بالایی مجلس دارد و من باید از مجلس تشکر کنم راجع به این، اینها باید حالا فکر این معنا باشند که مردم را داشته باشند و یکی از راه هایش این است که وزارتخانه ها و ادارات یک جوری باشد که نارضایی ایجاد نکند، به نظر می آید که اگر چنانچه در هر وزارتخانه ای از طرف یا آقای رئیس جمهور یا فرض کنید که آقای نخست وزیر یک چند، دو سه نفری باشند برای این معنا که اگر چنانچه در آن اداره، در آن وزارتخانه از خود اهالی وزارتخانه شکایت داشتند، به اینها بگویند. این اصل نفس این کار مؤثر است در این که در وزارتخانه ها اگر بنا باشد یک کاری انجام بشود، برخلاف نشود. شما می دانید که ما وارث یک کسی هستیم یک رژیمی هستیم، که سر تا پای اداراتش ، الا یک عده ای، دنبال این بودند که منافع خودشان را حفظ کنند و دنبال این بودند چه بکنند. از آنها، هستند الان در جمهوری اسلامی، نمی توانیم بگوییم نیستند، همه جا هستند و ممکن است که اینهایی که هستند بخواهند مردم را ناراضی کنند. اصل خطش این باشد که مردم را ناراضی کنند، چه، بهتر این است که مردم را در ادارات ناراضی کنند. اصل خطش این باشد که مردم را ناراضی کنند، چه بهتر این است که مردم را در ادارات ناراضی کنند. فرض کنید یک نفر برود در یک اداره ای، این جا کارش را خوب انجام ندهند، این به او مراجعه کند، آن به او مراجعه کند. من نمی گویم که هست این جور، لکن متوجه باشید که مبادا یک همچو مسائلی واقع بشود. و بهتر این است که یک همچو عملی انجام بگیرد که مردم هم توجه به این داشته باشند که یک مرجعی دارند که اگر در اداره یک کسی یک ضد انقلابی بود، خواست یک فضولی ای بکند، یک مرجعی دارند که به آن مرجع بروند مراجعه کنند. و هم، خود این عمل فی نفسه مؤثر در این است که جلوگیری کند از بعضی از امور. و بالاخره ما مردم را لازم داریم، یعنی، جمهوری اسلامی تا آخر مردم را می خواهد. این مردمند که این جمهوری را به این جا رساندند و این مردمند که باید این جمهوری را راه ببرند تا آخر، و این شما آقایان هستید که مردم را می توانید، وزارتخانه هایتان می تواند، اداراتتان می تواند راضی نگه دارد و می تواند خدای نخواسته اشخاصی در آن باشند که ناراضی باشند. و این را با قاطعیت عمل کنید. التزام شما ندارید که هر کس از سابق در این اداره بوده، حالا اگر چنانچه ضد انقلاب هم باشد، باید باشد. این را بیرونش کنید برود سراغ کارش، اگر یک کسی است می خواهد ضد انقلاب باشد، اما اگر کسانی هستند که از روی نادانی از چی خوب ارشادشان کنید، توجیه شان کنید که کارها را انجام بدهند و مردم را ناراضی نکنند. در هر صورت ما باید دنبال این معنا باشیم که مردم را نگه داریم و همین طوری که آقایان می گویند، بدون پشتیبانی مردم نمی شود کارکرد و پشتیبانی هم به این نیست که مردم الله اکبر

صحیفه نور جلد 19 صفحه 37

بگویند این -، این پشتیبانی نیست. پشتیبانی این است که همکاری کنند، همکاری این است که در تجارت همکاری کنند، شما مجال به آنها بدهید همکاری کنند. وقتی این مجال را شما دادید، مردم کمک شما هستند و این طور نیست که بازار، مثلاً، سرتاته اش راخدای نخواسته یک اشخاص فاسد، در یک بازار، البته پیدا می شود یک عده ای فاسد و یک عده ای سودجو هم پیدا می شود، معلوم است این، اما مردم صحیح و مردم متدین و مردم کاردان زیاد هست در بازار. عامه بازار هم آن طور نیست که خلافکار باشد. البته یک عده هم هستند. در چه جمعیتی است که نیست این چنین؟ همه جمعیت ها این طور. مثلاً یک عده فاسد هم درشان هست. بنابراین باید ما مجال بدهیم به همه اینها، همان طوری که در کشاورزی شما عمل می کنید، که پشتیبانی می کنید و کشاورزی را آنها می کنند، شما پشتیبانی را می کنید، در این طور امور هم چیزهایی را که مردم ازشان کار بر می آید، معنی پشتیبانی این است که خود آنها عمل بکنند، اگر این طور عمل بشود، هم سرمایه هایی که ممکن است نیاورده باشند، وارد می شود در بازار و هم در چیز بانک ها و هم مردم کمک کار می شوند و مطمئن می شوند، و هم اشخاصی که خیال می کنند که جمهوری اسلامی نمی خواهد برای مردم کار کند، می فهمند که کار می کند و چه می کند، و هم اشخاصی که در خارج هستند و ضد انقلاب نیستند، لکن بیخودی ترساندندشان، یعنی، تبلیغات خارجی این بیچاره ها را ترساندند که ای مبادا بروید تهران! همچو که از در وارد بشوید، فوراً پاسدارها شما را می گیرند و چه می کنند! خوب، این تبلیغاتی است که در دنیا دارد می شود بر ضد ما. ما باید یک کاری بکنیم که این تبلیغات را خنثی کنیم و با تبلیغات، ما زورمان به آنها نمی رسد برای این که ما یک تبلیغات محدود داریم، آنها یک تبلیغات غیر محدود دارند، دنیا دست آنهاست و تبلیغاتشان غیر محدود است.
 

باید به همه دولت ها بگوییم که دیگر خیال آمدن به این جا را از سرتان بیرون کنید

و باید هم این معنا را، ما به همه دولت ها، به همه جا بگوییم که دیگر خیال این که بخواهید بیایید این جا و دوباره یک کاری انجام بدهید، این را از سرتان بیرون کنید. یعنی، دنیا دیگر این را نمی تواند قبول کند. دنیا دیگر وضعش جوری شده است که نمی تواند قبول کند که همه بنده باشند و یک عده ای آقا باشند، این نمی شود. نمی شود که آمریکا و فرانسه و شوروی و یکی دو تا دیگر آقا باشند و همه، فرض کنید چندین میلیارد جمعیت دنبال آنها باشند و مطیع آنها باشند، این گذشت وقتش. باید اینها خودشان را تصحیح بکنند و بفهمند که مسأله گذشته است که شما بخواهید، که خیر، باز هم مثل سابق باشید. این سابق یک جور دیگری بود، دنیا الان جور دیگری شده، تحولات دیگری شده و ایران هم اثبات کرد این مطلب را که می شود در مقابل همه چیز ایستاد و باید آنها هم که نشستند آن جا و فساد می کنند و یک انفجاری می کنند و یک ترقه در می کنند، اینها بدانند که اینها دیگر تأثیری ندارد، جز این که مردم متنفرتر می شوند از آنها. هر چه هم بخواهند خودشان را تبرئه کنند، مردم می گویند شمایید برای این که وضعتان را جوری کردید که هر جا فسادی واقع بشود می گویند اینها هستند، منافقین

صحیفه نور جلد 19 صفحه 38

هستند -نمی دانم- سلطنت طلب هستند، این طوری. چرا باید وضعتان را اینجور بکنید که هر فسادی را به شما نسبت بدهند؟ آن وقت هم بنشینید آن جا، بگویید که ما بله، مردم با ما هستند و ما چطور هستیم و مردم چه بکنند و دستور بدهید! اینها حرف های بچه گانه ای است که عمرتان را ضایع می کنید و از ایران هم که فرار کردید و فرانسه هم که طرفدار شما هست. آن جا بروید بنشینید. همان جا از فرانسه ارتزاق کنید و از سایر جاها. البته این حرف هایشان هم برای همان است والا همچو نیست که این قدر نادان باشند که حالا ایران، همه شان چشم به راه آنها هستند که چرا نیامدید یا کاغذ فدایت شوم برایشان می نویسند! خود آنها می دانند این را، اما برای این که دل آنها را به دست بیاورند از این حرف ها می زنند و از این طرح ها می دهند که ارتزاق کنند. خوب! اگر همین است خوب بکنند، ارتزاقشان را بکنند و (اللهم اشغل الظالمین بالظالمین) انشاءالله، امیدوارم که هم موفق و مؤید باشید و عمده این است که برای این مستضعفینی که به شما خدمت کردند، خدمت بکنید و خدمت هم به این است که آنها را بازاری ها را در کار وادار کنید، شریک کنید. کسانی که می توانند صنعت کوچک درست کنند، آنها صنعت هایشان را حفظ بکنید و سایر کارها، آنهایی که البته دولت نمی تواند، آن دولت می تواند و دیگران نمی توانند، آنها باید بکنند. و من امیدوارم که انشاء الله موفق و مؤید باشید و سلامت.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها