0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:22 PM

بیانات امام خمینی در دیدار با رئیس جمهور، رئیس دیوان عالی کشور، نخست وزیر، اعضای هیأت دولت و گروه کثیری از مسؤولین لشکری و کشوری به مناسبت میلاد امام رضا (علیه السلام)

تاریخ: 1363/05/18

 

از صدر اسلام تا آخر نگذاشتند که یک حکومت دلخواه اسلام به وجود بیاید

بسم الله الرحمن الرحیم
متقابلاً این عید سعید را بر همه آقایان و همه ملت بزرگ ایران و همه مسلمانان جهان بلکه همه مستضعفان تبریک عرض می کنم و از خدای تبارک و تعالی می خواهم که به برکت این عید مبارک، برکاتش را بر مسلمین بفرستد و مسلمین را بیدار کند و دست ستمکاران را از بلاد مسلمین کوتاه بفرماید. من بسیاری از اوقات از دو امر متأسفم که یکی اش از دیگری بیشتر تأسف دارد. یکی این که در تمام دوره از صدر اسلام، نبوت، تا آخر نگذاشتند که یک حکومت دلخواه اسلام وجود پیدا بکند. زمان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آن همه گرفتاری و جنگ ها و آن مخالفت ها بود و نشد که حکومت به طور دلخواهی که ایشان می خواهند، متحقق بشود. در زمان سایر ائمه علیهم السلام، ائمه علیهم السلام هم، حتی زمان حضرت امیر که مواجه بود با آن جنگ های داخلی و آن منافق هایی که از کفار بدتر هستند و نگذاشتند حکومت شکل بگیرد به طوری که دلخواه باشد. اگر گذاشته بودند، مهلت داده بودند، ولو در یک دوره کوتاهی حکومت تحقق پیدا کرده بود، آن الگویی که آنها به عالم نشان می دادند، برای بشر تا آخر یک درس بزرگی بود و ما باید متأسف باشیم برای این امر که محروم شدیم از یک همچو برکت بزرگی.
 

ما باید متأسف باشیم که از قرآن دستمان کوتاه است

و امر دوم که باز نگذاشتند و نشد که ائمه ما علیهم السلام آن طوری که می خواستند بروز بدهند حقایق را، این هم بسیار مورد تأسف است، تأسف این از تأسف او بالاتر است، این چه علمی بوده است که نزدیک وفات، حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) بیخ گوشی به حضرت امیر (علیه السلام) فرموده است و ایشان به حسب روایت می فرماید که (هزار باب از علم (یاهزار علم، هر کدام چه) برای من حاصل شد) . این علم معمولی که دست ما هست، دست فقها هست، دست فلاسفه هست، دست عرفا هست، این نیست. آن چه بوده است که حضرت امیر می گوید که من علم جم دارم، (هیهنا علوم جمه) لکن حمله نیست،

صحیفه نور جلد 19 صفحه 27

این علم فقه نبوده، علم فقه را تعلیم کرده اند، هیچ در او قصوری نشده است، این فلسفه و این چیزهایی که دست ماهاست اینها هم نبوده است و این مورد تأسف است که مهلت ندادند به اینها، نشد.
در آنوقت حمله ای که آنها می خواستند نبود و آن علوم با خود آنها به ملاءاعلی رفت و ما باید تا آخر دنیا تأسف از این بخوریم که از آن هیچ بهره نداریم و او بلااشکال از این علوم رسمی که دست بشر است و دست مسلمین است، از اینها خارج است، برای این که اینها حمله داشتند، آن که حمله نداشته است، آنکه مورد تأسف خود ائمه علیهم السلام بوده است که پیدا نکردند کسانی را که به آنها تعلیم بدهند آن علوم را و قرآن که مخزن همه علوم است، نشد که آنها تفسیر کنند و آن معارف که در قرآن هست آنها بیان کنند برای ما. اینها از تأسف هایی است که ما باید در گور ببریم. قرآن الان در حجاب است، مستور است این قرآن. بعضی آیات قرآن است که گرچه بشر یا فلاسفه یا عرفا تا یک حدودی در موردش صحبت کردند، لکن آنکه باید باشد، نشده است و نمی شود. قرآن هم برای (من خوطب به) آمده است. (انما یعرف القرآن من خوطب به) :همانا قرآن را کسی می شناسد که به وسیله آن به او خطاب شده است.اگر مقصود معانی عرفیه بود، که مردم همه می فهمند معانی عرفیه را، این چی بوده است؟ و ما باید تا آخر متأسف باشیم. حضرت رضا سلام الله علیه که با آن نیرنگ ایشان را بردند، الزاماً بردند به آن جا و خواستند ایشان را چه بکنند، معلوم بود که از اول بنابراین نیست، نگذاشتند که اینها یک حکومتی به دستشان بیاید، یک مجالی به دستشان بیاید که لااقل تعلیمات را بکنند. برای حضرت صادق (علیه السلام) هم که مجال بود برای این که علم فقه را باید توسعه بدهند و بیان کنند و بعضی از مسائل البته غیرفقهی هم بوده است، لکن سرگرمی ایشان به آن علومی که نمی شد که معطل بماند و علم شریعت بود، این هم باز نگذاشتند، نشد. حمله هم نداشتند، حمله فقه بود، اما حمله آن علوم نبود.
بنابراین، ما باید در این امور متأسف باشیم که از قرآن دستمان کوتاه است. این تفسیرهایی که بر قرآن نوشته شده است از اول تا حالا، اینها تفسیر قرآن نیستند، اینها البته یک ترجمه هایی، یک بویی از قرآن بعضی شان دارند، والا تفسیر این نیست. در هر صورت (انالله واناالیه راجعون) ، آن که از دست ما رفت، حکومت عدل الهی هم که تحقق پیدا نکرد که ما بفهمیم باید چه بکنیم.
 

این که ایران را می کوبند، به ایران خیلی کار ندارند، به اسلام کار دارند

حالا هم که خدای تبارک و تعالی توفیق به این ملت داد و دست عنایتی به سر اینها کشید، می بینید که با این حکومت چه می کنند. مجال نمی دهند که عرضه بکنند دست اندرکاران ما اسلام را. هر مطلبی که در عالم واقع می شود، یک فسادی واقع می شود، دست ایرانی ها در آن هست و دست حکومت ایران در آن هست! این تبلیغات است دیگر. در بحراحمر یک چیزی واقع می شود، در کانال سوئز یک

صحیفه نور جلد 19 صفحه 28

چیزی واقع می شود، این ایرانی هایند که این کار را می کنند البته این تبلیغات سوء یک جهت، ولو برخلاف هست، لکن یک جهت حسن هم دارد و آن این است که دنیا می فهمد که یک قصه ای در ایران هست. در شب و روز تبلیغات بر ضد ایران و اسلام و اینها هست. اینکه اسلام را این طور، ایران را این طور می کوبند، اینها به ایران خیلی کار ندارند، به اسلام کار دارند. می دانند که اگر این چیزی که ایران می خواهد تحقق پیدا بکند، دست آنها از همه منافعشان در همه جا کوتاه می شود. شما ملاحظه می کنید امروز با همه این سختی ها و گرفتاری هایی که برای ایران پیش آمده است و یک دل و یک جهت دنیا برخلاف اسلام هست، و به اندازه انگشتان دست، ما در دنیا همراه نداریم، مع ذلک ببینید جلوه اسلام تا کاخ های کرملین هم کشیده شده است، تا کاخ های سفید هم کشیده شده است، در آمریکای لاتین هم رفته است، آفریقا هم رفته است، مصر هم رفته است، ملزم کرده آنها را به این که اظهار اسلام بکنند. ما می دانیم که آنها به اسلام اعتقاد ندارند، بلکه مخالفند، لکن این جلوه ای که از ایران منعکس شد به خارج، آنها هم که به اسلام اعتقاد ندارند حالا می گویند اسلام باید باشد، حدود اسلامی باید باشد. این، برکت این جلوه ای است که از ایران شده است، نه این که آنها مسلمان شده اند حالا. ادبه العصا، حتی صدام هم می گوید، نماز می خواند، حالا نماز غلطی خواند. همه زاهد و عابد و مسلمان شده اند و این، یک مسأله است، دست کم نباید این را گرفت. این یک مسأله ای است که به ما نوید می دهد که انشاء الله این نور الهی توسعه پیدا می کند و نصرت خدای تبارک و تعالی دنبال این که شما، ملت ایران می خواهد نصرت خدا را بکند، دنبال این نصرت خدا هست، وعده کرده خدا، لکن ما باید فکر این باشیم که ما نصرت اسلام را بکنیم، نصرت خدا را بکنیم. ما در فکر این باشیم که برای خدا کار بکنیم و نصرت دین خدا بکنیم. اگر ما این کار را انجام دادیم، وعده خدا بلااشکال تحقق پیدا می کند و نصرت او هم دنبال این هست. خوب! در این جنجال عظیم دنیا بر ضد ما، تکلیف ما چی است؟
این که من همیشه عرض می کنم که همه آقایان در هر جا هستند، چه علمای بلاد بلاد ایران و چه ائمه جمعه و جماعات و چه مجلس محترم شورای اسلامی و چه دولتمردان، آنها همه دست به دست هم بدهند تا این که این بار را بتوانند به مقصد برسانند، برای این است که یک گله هایی از هم دارند، یک نقایصی می بینند، البته تذکرش خوب است، اما های و هوی خوب نیست، انتقامجویی خوب نیست. باید ما در فکر اسلام باشیم. اگر در فکر خودمان هم هستیم، اگر فکر منافع خودمان هم هستیم، باید فکر اسلام باشیم که اسلام منافع ما را تأمین می کند. اگر ما اهل دین هستیم که باید اسلام را با چنگ و دندان حفظ بکنیم و اگر اهل دنیا هستیم، دنیای ما هم به اسلام بستگی دارد.
 

باید طریقه هایی را انتخاب کنیم که به طور سلامت با هم برخورد کنیم

امروز اگر چنانچه خدای نخواسته یک خللی وارد بشود در این جمهوری اسلامی، نمی دانید که با ما چه خواهند کرد، و می دانید انشاءالله، باید هم بدانید. باید احساس خطر بکنید برای جمهوری

صحیفه نور جلد 19 صفحه 29

اسلامی و همه احساس خطر بکنید. ما بین راه هستیم و نتوانستیم تا حالا آن که می خواهیم متحقق کنیم و تا همین مقداری هم که آمدیم، ملت ها متوجه شدند به ما، ملت ها بیدار شدند و بیدارتر می شوند. خود ما متوجه باشیم که کارهایی انجام بدهیم و طریقه هایی را انتخاب کنیم که به طور سلامت با هم برخورد کنیم. اگر هم اشکال داریم، مثل اشکال طلبه های مدرسه با هم رفتار کنیم، دوست اند با هم. خوب! آقایانی که بسیاری شان اهل مدرسه اند، دوست اند ، رفیق اند، برادرند، سر یک مبحثی داد و قال هم با هم می کنند، بعد از این که مباحثه تمام شد، با هم می نشینند چای می خورند و دوستی می کنند. شما با هم دشمنی ندارید. شما همه یک مقصد دارید و آن این است که به آن چیزی که اسلام فرموده است برسید. امید است که برسید انشاءالله. وقتی مقصد واحد باشد و مقصود همه یک مطلب باشد و آن اسلام، باید فکر بکنید که اگر یک صحبتی بر خلاف باشد که یک وقت خدای نخواسته به حیثیت جمهوری اسلامی صدمه بزند، از آن جلوگیری کنید، خودتان را باز دارید از او. در عین حالی که در همه جا باید مناقشه باشد، لکن مناقشات طلبگی، مناقشات علمی، در محضر علمای بزرگ هم مثل میرزای شیرازی که دو تا درس از قراری که برای من نقل کردند دو تا درس ایشان می گفتند و پنج ساعت هم طول می کشید، همه داد و قال ها بوده است، اما مخاصمه نبوده، مباحثه بوده. یک وقت مخاصمه هست، این طرف می خواهد او را بکوبد، آن طرف می خواهد او را بکوبد، این، نه راه اسلام است، نه مقصد اسلامی می تواند داشته باشد، مقصد اسلامی نمی شود. یک وقت مباحثه است و مطلب را گفتن است و صحبت کردن، این البته باید باشد. باید معایب را گفت، باید دنبال مطلب رفت، باید نقایص را گفت، لکن رویهمرفته ما باید همه امور را بسنجیم، یعنی، وضع امروزی ما با دنیا و گرفتاری ما در دنیا و در کشور خودمان. با این وضع ما باید برخورد بکنیم، یعنی، با این دید که مسائل را روی هم بریزیم و جنبه های مخالف و موافقش را با هم جمع بکنیم و درست تأمل بکنیم و تعمق بکنیم و آن وقت وارد کار بشویم.
از چیزهایی که من باید هم عرض کنم این است که یک مطلبی که وقتی واقع می شود در بین دولتی ها یا بین مجلسی ها یا نطق های مجلسی ها، یک وقت این است که رادیو این را ذکر نمی کرد، خود دربسته بود، این آن قدرها ضرر نداشت. اما حالا که بنابراین است و خوب هم هست که رادیو مردم را در جریان بگذارد، به مجرد این که یک اختلافی در مجلس پیدا می شود، منعکس می شود در همه ملت و آن که خیلی خطرناک است، این است که منعکس می شود در سپاه، در ارتش. ما که می خواستیم به همه دنیا که دنبال این هستند که ارتشش شان از امور سیاسی کنار باشد، آنها یک چیزی می فهمند که می گویند این را، ما که می خواهیم که سپاه و ارتش جندالله باشند و دسته بندی نداشته باشند و جهات سیاسی را کنار بگذارند، برای این که اگر جهات سیاسی و مناقشات سیاسی و مناقشات سیاسی در سپاه رفت و در ارتش رفت، باید فاتحه این سپاه و ارتش را ما بخوانیم. این جهت را باید آقایان متوجه باشند. مملکت از خودتان است، مجلس از شماست، دولت از شماست، ارتش از شماست، سپاه از شماست، همه از شماست. شما باید توجه بکنید به این که مسائل شما منعکس می شود در همه کشور و همه دنیا. یک

صحیفه نور جلد 19 صفحه 30

کلمه ای که یکی در این جا می گوید، تعبیرش می کنند در تبلیغات دنیا و رسانه های گروهی دنیا، تاویل می کنند و شروع می کنند به ایران حمله کردن. با این که مقصد آن گوینده این نیست، لکن آنها یک راهی پیدا می کنند برای این که چه بکنند. در عین حالی که دولت می گوید که این مین گذاری ها ، این دزدی های دریایی و دزدی های هوایی به ما مربوط نیست و ما با آنها مخالفیم و ما جایز نمی دانیم که یک دسته مردم بی گناه را بردارند از یک طرف به یک طرف دیگر ببرند و آن قدر مورد خوف و ترس آنها بشوند، در عین حال این را یک کلمه ای نقل می کنند، می گویند: لکن در رادیوی ایران گفته است، تعریف کرده از اینهایی که ربودند چیز را. با آنهایی که البته این یک چیز غلطی است در رادیو و باید جلویش گرفته بشود جدا. رادیو نباید همین طور بی توجه و بدون فهم یک مسائلی را بگوید و ایران را مفتضح کند. اگر یک کلمه یک وقتی اینها گفتند، خوب، ربطی به دولت ندارد. لکن رادیو و چیز را آنها حساب می کنند که مربوط به دولت است و سخنگوی دولت است. باید اینها توجه به این مسائل بکنند و مع الاسف، درست گردانندگان اینها نمی توانند چیزها را بفهمند. چطور یک مطلبی که برخلاف عواطف دنیاست، بر خلاف اسلام است، بر خلاف عقل است، ما تأیید می توانیم بکنیم؟ از یک جایی یک دسته را بر می دارند می روند به یک دسته دیگر، یا مین گذاری می کنند در یک جایی، مین گذاری کردن در یک جا، معنایش این است که یک عده ای که اصلا گناهی ندارند، آنها هم از بین بروند. چطور اسلام اجازه این را می دهد؟ چطور ایران اجازه این را می دهد؟ چطور جندالله اجازه این را می دهد؟ چطور دولت ایران، مجلس ایران اجازه این را می دهند؟ لکن ببینید که ما در چه گرفتاری هستیم، که هر مطلبی که واقع می شود، گردن ما می گذارند. ما باید خیلی توجه بکنیم. یعنی شما همه آقایان پاسدار اسلام هستید، مجلس پاسدار اسلام است و دولت همین طور و ارتش همین طور و سپاه همین طور. برای سپاهی جایز نیست که وارد بشوند به دسته بندی و آن طرفدار آن یکی، آن یکی طرفدار آن یکی. به شما چه ربط دارد که در مجلس چه می گذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند که بین سپاهی ها هم باز صحبت هست. خوب! انتخابات در محل خودش دارد می شود، جریانی دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پیدا کنند. برای سپاه جایز نیست این، برای ارتش جایز نیست این. سپاهی را از آن تعهدی که دارد، از آن مطلبی که به عهده اوست باز می دارد و همین طور ارتش را. و ما در گفتارمان، در کردارمان که در محضر خدای تبارک و تعالی واقع است، باید فکر بکنیم که این مطلبی را که ما امروز می خواهیم بگوییم، آیا در یک محیط سربسته است که هر چه بخواهیم بگوییم؟ یا در یک محیط سربازی است برای همه دنیا. وقتی مطلب این طوری است که ما یک کلمه ای که بگوییم در همه دنیا منتشر می شود، ما باید فکر بکنیم که این مطلبی که می خواهیم بگوییم، این صحبتی که می خواهیم بکنیم، آیا به صلاح کشورمان است؟ به مجرد این که خلاف سلیقه شماست، خوب! سلیقه شما این نیست، مطلب را می گویید، با آرامش می گویید، به جوری که دولت را، یا مجلس را یک وقت خدای نخواسته اسباب لکه دار شدن آنها نباشد، اسباب تضعیف نباشد. این یک مطلبی است همگانی و عهده این مطلب به عهده همه ما هست، (کلکم راع و کلکم مسؤول) همه

صحیفه نور جلد 19 صفحه 31

مسؤول هستیم در این مسائل. آنها از هر راهی که دستشان برسد شروع می کنند به تبلیغات. صدام هر وقت که مجال پیدا بکند، بدبخت می گوید: ما هر وقت بخواهیم، جزیره خارک را با خاک یکسان می کنیم. ما از روحیه او متوجه هستیم که اگر یک آن فرصت پیدا بکند و قدرت پیدا کند، جزیره خارک که هیچی، تهران را هم از بین می برد. یک همچون موجود خبیثی است، لکن نمی تواند. تودهنی خورده است او. خوب الان در عراق هم آشفته است کارش. قدرت های بزرگ هم معلوم نیست دیگر حالا صدام را همچو قبول داشته باشند. ولی آنها می گویند، ولو این که حالا در بین خودشان یک لافی زده باشند، یک صحبتی کرده باشند، رسانه های گروهی هم شروع می کنند، (پرزیدنت صدام حسین دیروز در بین مردم چی گفت) ، و آن جایی که نشان شجاعت به آنهایی که فرار کرده بودند، نشان شجاعت داد، در بین آنها چه گفت! اینها مسائلی است که گفته می شود. خوب! آدم چه بکند؟ لکن ما باید توجه بکنیم، ما باید واقعاً متوجه به خدا باشیم، ما باید خودمان را در محضر خدا ببینیم در همه وقت. و خدای تبارک و تعالی حاضر و ناظر است بر اقوال ما، بر قلوب ما، بر همه چیز حاضر است و در محضر او واقع می شود.
 

الان جمهوری اسلامی پای بند اشخاص نیست

این را من به اینهایی که در خارج رفتند و آنهایی که در جاهای دیگر هستند و دل خودشان را خوش کردند، می گویم که، این جمهوری اسلامی را شما نمی شناسید. هی می گویید ما اسلام شناسیم، ما نمی دانم جامعه شناسیم! شما ملت خودتان را نمی شناسید، اگر می شناختید به این روز نمی افتادید. اگر شما بشناسید ملت ایران را، می دانید که الان جمهوری اسلامی پای بند اشخاص نیست. هی ننشینید بگویید که کیک در حال احتضار است و دیگر لال شده و نمی دانم چی شده! این دلخوشی ها را به خودتان ندهید. شما حالا دو سه سال است که هی می گویید دو ماه دیگر این جمهوری از بین می رود. بحمدالله جمهوری به قدرت خودش باقی است، ارتش ما قدرتش باقی است، سپاه پاسداران ما، بسیج ما، ژاندارمری ما، همه، ملت ما، یک ملت بیداری است. یک ملتی است که جوان را می دهد و مادرهایی هستند که جوان هایشان را می دهند و باز هم می آیند مثل شیر غران می گویند که ما حاضریم باز. یک همچو ملتی را یک نفر برود یا باشد نمی شود. آن روز که مرکز حزب جمهوری را منفجر کردند و آن عزیزان را از بین بردند، گفتند: یکی دو نفر دیگر از بین برود، دیگر تمام شده است. آنها خیال می کنند به یکی دو تا یا چهار تا پنج تا امثال ماها جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی، همه افرادش الان توجه به مسائل دارند. الان در دهات هم انسان وقتی می بیند که یک صحبتی می کنند، آن دهاتی که پشت چیز ایستاده و دارد کار می کند، صحبت می کند، باز یک صحبت سیاسی و یک مسأله می گوید. با یک همچو ملتی نمی شود که شما خیال کنید بنشینید و هی فکر کنید که اگر کیک مرد، چه می شود؟ نه! نخواهد شد.
من امیدوارم که انشاء الله ماها توجه به مسائل، توجه به مصالح اسلامی داشته باشیم و روی

صحیفه نور جلد 19 صفحه 32

مصالح عمومی اسلامی، روی مصالحی که ما الان در کشورمان هست، روی گرفتاری هایی که ما الان در کشور داریم، با این انگیزه، آن وقت در هر جا صحبت می خواهیم بکنیم، بکنیم و هر مناقشه ای داریم مناقشه بکنیم، لکن با این توجه. من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه آقایان را، خصوصا آقایانی که دست اندر کار هستند، مشغول خدمت هستند به این کشور عزیز، از خدای تبارک و تعالی سلامت همه را می خواهم و امیدوارم که خداوند به همه ما، به همه شما توفیق بدهد که به این ملت خدمت بکنیم. به این ملت مظلومی که در طول تاریخ مظلوم بوده است و ستم هایی که از شاهنشاهی دیده است هیچ کس ندیده از کسان دیگر، حالا که می خواهند یک نفس راحت بکشند، امیدوارم که ما خدمتگزارشان باشیم و بتوانیم خدمت کنیم به آنها.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها