پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 8:19 PM
تاریخ: 1362/12/09
بسم الله الرحمن الرحیم
من از دوستان محترمی که در این مجلس حاضر هستند تشکر می کنم و امیدوارم که همه موفق بشوند به اینکه موافق رضای خدا عمل کنند. همانطوری که شما گفتید این دستگاه تبلیغاتی در زمان سابق به طوری فاسد بود که تبدیلش را به یک وضع سالم، مجاهدات زیاد لازم دارد و من از مجاهداتی که در این راه کردند آقایان و بحمدالله بسیار هم عمل شده است تشکر می کنم. لکن ما نباید اکتفا کنیم به آن چیزی که داریم، باید کوشش کنیم به اینکه آن چیزهائی که نداریم تحصیل کنیم. ما نباید در تحت تأثیر هیچ قدرتی واقع بشویم و در تحت تأثیر هیچ تبلیغاتی در عالم واقع بشویم. ما باید در همه امور مستقل باشیم و خودمان کار کنیم، توقع نداشته باشیم که خارج برای ما کار بکند. خارجی ها همه الان در صددند که کارشکنی بکنند، برای ما کار نمی کنند. سابق هم همین طور بوده است، منتها به صورت اینکه برای ایران می خواهند کار بکنند، ایران را به دام کشیدند و آن کردند که همه دیدید.
این دستگاه صدا و سیما امروز وضعی دارد که مسؤولیت شما آقایان را خیلی زیاد می کند. سابق تبلیغات عبارت از این بود که اهل منبر یا علما در همان محل محدودی که داشتند، در مسجدی که داشتند می رفتند و برای یک چند نفری یا یک عده ای صحبت می کردند و ارشاد می کردند. امروز این دستگاه در همه کشور پهن شده است و از رادیو گمان ندارم که قشری باشند که محروم باشند. همه گوش می کنند حتی آنهایی که در صحرا دارند زراعت می کنند، رادیو هم گوش می کنند و سیما راهم همانطوری که گفتید توسعه اش زیاد شده است و علاوه بر این، این دستگاه خصوصاً رادیو در خارج از کشور بسیار گسترده است. بنائاً علیه می تواند این دستگاه با اندک انحرافی میلیون ها مردم را منحرف کند و با اندک اشتباهی میلیون ها مردم را به اشتباه بیندازد و می تواند که اگر چنانچه انشاءالله صد در صد در راه ارشاد و در راه اسلام شد، میلیون جمعیت را، صدها میلیون جمعیت را هدایت کند. بنابر این یک دستگاهی است این که نباید ما این را کم بشمریم. دستگاهی است که با صحت او بسیاری از مردم در داخل و خارج صحیح می شوند و با فساد او فاسد می شوند. از آن طرف مسؤولیت بسیار
است و از آن طرف که راه ارشاد است، ارزش زیاد است. همانطوری که ارزش دارد این دستگاه برای اسلام و جمهوری اسلامی، اسلام از این می خواهد که بهره برداری زیاد در راه اسلام بشود، تبلیغات زیاد در راه اسلام بشود. صدای جمهوری اسلامی که تقریباً به اکثر کشورها، به بسیاری از کشورها می رسد، این صدا باید یک صدایی باشد که مردم را ارشاد کند و اسلام را معرفی کند. امروز دارند همه گروه هایی که در خارج هستند، چه تبلیغات رادیو و تلویزیونی شان و چه تبلیغات از راه مطبوعاتشان دارند با اسلام معارضه می کنند. مسأله، مسأله ایران نیست. اگر تنها مسأله ایران بود چندان اهمیت نداشت، اما مقابله با اسلام است، نه مقابله با ایران است. منتها اینها چون فهمیدند که آن چیزی که در ایران واقع شده است، آن این است که اسلام را به آنطوری که هست، (نه به آنطوری که غربی ها معرفی می کردند، حالا هم باز منحرفین معرفی می کنند) ، اسلام را آنطوری که هست معرفی کنند، آنطوری که هست پیاده کنند، آنطوری که هست به خارج ارائه بدهند این یک خطر بسیار عظیمی است برای قدرت های بزرگ. چنانچه ملاحظه می کنید که با تصریح می گویند که اسلام یک خطری است و صحیح هم می گویند. نسبت به اشخاص فاسد خطر دارد اسلام، نسبت به چپاولگرها، نسبت به دزدها، نسبت به زورگوها اسلام خطر است. اما اسلام می خواهد که اینطور مسائل در دنیا نباشد. اسلام می خواهد که همه در آرامش باشند، همه در صلاح باشند. و ما که می گوئیم اسلام را ما می خواهیم صادر کنیم، معنایش این نیست که ما سوار طیاره بشویم و بریزیم به ممالک دیگر. یک همچو چیزی نه ما گفتیم و نه ما می توانیم. اما آنکه ما می توانیم این است که می توانیم به وسیله دستگاه هائی که داریم، به وسیله همین صدا و سیما، به وسیله مطبوعات، به وسیله گروه هائی که در خارج می روند، اسلام را آنطوری که هست معرفی کنیم. اگر آنطوری که هست معرفی بشود، مورد قبول همه خواهد شد. بشر فطرتش یک فطرت سالم است، اگر یک چیزی را القا بکنند، روی فطرت سالم خودش قبول می کند و قدرتمندها از همین معنا می ترسند. بنابراین ما یک وظیفه بسیار بزرگ در عهده داریم. نه ما تنها، همه مسلمان ها و نه شما تنها، همه قشرهائی که در ایران و در خارج ایران هستند و متعهد به اسلام هستند، وظیفه بزرگی داریم و آن اینکه اسلام را آنطوری که هست، آنطوری که خدای تبارک و تعالی فرموده است، آنطوری که در روایات و در قرآن ما هست، آنطور به مردم ارائه بدهیم و به دنیا ارائه بدهیم و همین خودش از هزارها توپ و تانک بیشتر می تواند موثر باشد. آن چیزی که با ارشاد حاصل بشود، قلب مردم را برگرداند و این کار، این هنر از اسلام می آید و این هنر از احکام اسلام می آید، نه با یک توپ و تانک بخواهد کار بکند، او نمی تواند کاری بکند و شما بینید که با اینکه قدرت های بزرگ دارای آن قدرت ها هستند هر روز در دنیا دارند شکست می خوردند.
شما وضع آمریکا را در سابق با حالا مقایسه کنید. وضع انگلستان را در سابق با حالا ملاحظه کنید و همین طور سایر قدرت ها را در سابق آمریکا نسبت به ایران و نسبت به سایر کشورهای اسلامی
به خیال خودش یک آقائی بود که با یک کلمه کارها را اصلاح می کرد. آنطور بود که اگر مثلا فرض کنید شاه یک کشوری، رئیس جمهور یک کشور اسلامی می خواست برود در امریکا، باید مدت ها زحمت بکشد تا اجازه به او بدهند، وقتی هم می رفت مدت ها زحمت بکشد که پیش رئیس جمهور برود. وضع اینطور بود، با یک کلمه کارها را اصلاح کردند. امروز وضع امریکا اینطور شده است که از لبنان با اینکه لبنان در دست اوست بسیاری اش، با اینکه رئیس جمهورش با اوست، با اینکه بسیاری از جبهه هایش با او هستند، همین مسلمان های معدود کاری کردند که از لبنان فرار کرده، منتها اسمش را گذاشته است که ما جابجا شدیم، جابجائی اسمش را گذاشته!! این فرار است، چرا اسمش را درست نمی گوئید؟ و فرار کرده و دنبال فرارش از خارج توپ به روی مردم بسته است، این از شدت عجز این کشور است که برود خارج و از خارج توپش را سوار کند به مردم جهان، موشکش را بفرستد طرف مردم. این کمال عجز است از برای او، لکن اینها با اینکه ادراک این مطلب را کردند به روی خودشان نمی آورند، باز هم آن حرف های زمان سابق را می زند.
رئیس جمهور امریکا گفت ما اجازه نمی دهیم که تنگه هرمز بسته بشود. این خیال می کند حالا هم زمان سابق است که اجازه می خواهد، اجازه ایشان تأثیر دارد!! حالا این مردم لبنانند که اجازه ندادند شما در آنجا باشید و این مردم ایرانند که اجازه ندادند که شما در اینجا باشید و این مردم ایرانند که باید به شما اجازه بدهند. و عمده اشتباه آنها، اگر اشتباه کرده باشند، عمده این است که نمی دانند که با کی مقابلند. آنوقتی که با دولت ها مقابل بودند. ملت ها کاری نداشتند با دولت ها، کارهایشان را به دست دولت ها انجام می دادند. دولت ها هم نوکر آنها بودند، حالا هم در بسیاری جاها همین کار را می کنند، برای اینکه دولت ها نوکر هستند، ملت ها هم کار ندارند. آنجائی که مواجه با ملت هستند همه جا شکست می خورد. لبنان با اینکه ملتش یک مقداری اش در میدان است، مابقی اش طرفدار آمریکاست و یا کاری ندارد، آنطور کرده امریکا را که با همه چیزهائی که هی می گفت مامانیم در اینجا، مکرر این معنا را بزرگانشان می گفتند، رئیس جمهورشان گفتند که ما ماندنی هستیم در امریکا، حالا می بینید که فرار کردند، می گویند ما جابجا شدیم.
ایران غیر لبنان است، ایران دولتش، ملتش، تمام اقشارش با هم هستند. آنجا با هم نیستند، آنجا دولتشان مخالف است با ملت. ایران تمام اقشارش با هم موافقند، با هم هستند، با یک همچو ملتی نمی تواند هیچ قدرتی مقابله کند. ملت ها ایستاده اند، مثل ایران ایستاده اند و در راه اسلام دارند از همه چیزشان گذرند. یک ملتی که از همه چیزش در راه اسلام دارد می گذرد و جوانانش هر روز دارند در راه اسلام فداکاری می کنند این را نمی شود یک دولتی بیاید به او زور بگوید یا فشار به او بیاورد.
امروز وضع غیر آنوقت است، آن اشتباهات را باید از مغزهاشان بیرون کنند. اشتباه اینکه وضع حالای دنیا با سابق یک طور است، اشتباه اینکه مقابله با ملت ها مثل مقابله با دولت هاست، اینها از
اشتباهاتی است که اینها دارند، یا می فهمند نمی خواهند به روی خودشان بیاورند. از این جهت نمی تواند امریکا، نه شوروی، نه امریکا، نه سایر قدرت ها با ملت ها نمی توانند مقابله کنند. آنها می توانند با دولت ها و همین طور هم کردند. از اول هم بنابر همین بود که اینها دولت ها را تحت سلطه خودشان قرار می دادند، نوکر خودشان قرار می دادند، به وسیله آنها هر کاری می خواستند می کردند. اما امروزی وضع تغییر کرده دنیا امروز بیدار شده است. دنیا از امریکای لاتین گرفته تا کشور شوروی، امریکای مرکزی و همه جا، تمام دنیا، مظلومین دنیا بیدار شده اند. مظلومین دنیا نمی پذیرند از آنها آن چیزهایی را که در سابق پذیرفتند. امروز قدرت ها باید گوش کنند به حرف ملت ها، نمی فهمند این را که نباید بنشینند بگویند که ما اجازه می دهیم یا اجازه نمی دهیم. این اجازه می دهیم و اجازه نمی دهیم مال آنوقت ها بود، نه مال حالا و اینکه ما فلان جا را چه می کنیم، حمله نظامی می کنیم، خوب، شما حمله نظامی تان را کردید و دیدید چه شد، شوروی هم حمله نظامی اش را کرده و دارد می کند و می بیند که چه می شود. با اینکه در آنجا افغانستان هم یک دسته هستند که با اینها مقابله می کنند و الان فشل کردند آنها را. اینها باید تجدید کنند نظر خودشان را، باید بفهمند ین معنا را که امروز غیر سابق است و ملت ها غیر دولت ها هستند.
بنابراین ما باید این مطلب را به مردم دنیا بفهمانیم که هر کسی نمی داند، بداند که امروز وضع غیر سابق است و مظلومین باید برخیزند از جا و مظلومین باید داد خودشان را از ستمکاران بگیرند. و این یک مطلب شدنی است و مسلمین باید با هم باشند و مع الاسف باز بسیاری از سران مسلمین کارشکنی می کنند. مسلمین با هم باشند، اگر مسلمین با هم باشند، یک قدرتی را تشکیل می دهند که هیچ یک از این قدرت ها مثل آن قدرت نیست برای اینکه یک میلیارد جمعیت ایماندار غیر یک میلیارد جمعیت بی ایمان است، غیر صد میلیارد جمعیت بی ایمان است. شما ملاحظه کردید که یک جمعیت کمی در ایران و هیچ وسایل نداشت، لکن ایمان داشت چه معجزه ای در دنیا ایجاد کرده و دنیا الان چطور تحت تأثیر ایران واقع شده است. بنابراین ما باید توجه بکنیم، شمایی که دستگاه تبلیغات در دستتان است، آنهایی که می خواهند صحبت کنند برای مردم، گروه هایی که در خارج می روند، باید معرفی کنند اسلام را که اسلام این است و انشاءالله مورد قبول است.
از اموری که لازم است امروز تذکر بدهم شاید بعد دیر بشود، قضیه انتخابات است. همانطوری که مکرر من عرض کرده ام و سایرین هم گفته اند انتخابات در انحصار هیچ کس نیست، نه در انحصار روحانیین است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروه هاست انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است و انتخابات برای تحصیل سرنوشت شما ملت است. از قراری که من شنیده ام در دانشگاه بعضی از اشخاص رفته اند گفته اند که دخالت در انتخابات، دخالت در سیاست است و این حق مجتهدین است تا حالا می گفتند که مجتهدین در سیاست نباید
دخالت بکنند، این منافی با حق مجتهدین است، آنجا شکست خورده اند حالا عکسش را دارند می گویند. این هم روی همین زمینه است، اینکه می گویند انتخابات از امور سیاسی است و امور سیاسی هم حق مجتهدین است هر دویش غلط است. انتخابات سرنوشت یک ملت را دارد تعیین کند انتخابات بر فرض اینکه سیاسی باشد و هست هم، این دارد سرنوشت همه ملت را تعیین می کند، یعنی آحاد ملت سرنوشت زندگی شان در دنیا و آخرت منوط به این انتخابات است. این اینطور نیست که انتخابات را باید چند تا مجتهد عمل کنند. این معنی دارد که مثلاً یک دویست تا مجتهد در قم داشتیم و یک صد تا مجتهد در جاهای دیگر داشتیم، اینها همه بیایند انتخاب کنند، دیگر مردم بروند کنار؟! این یک توطئه ای است که می خواهند همانطوری که در صدها سال توطئه این بود که باید روحانیون و مذهب از سیاست جدا باشد و استفاده زیاد کردند و ما ضررهای زیاد از این بردیم، الان هم گرفتار ضررهای او هستیم، حالا دیدند این شکست خورد، یک نقشه دیگر کشیدند و آن این است که انتخابات حق مجتهدین است، انتخابات یا دخالت در سیاست حق مجتهدین است. دانشگاهی ها بدانند این را که همانطوری که یک مجتهد در سرنوشت خودش باید دخالت کند، یک دانشجوی جوان هم باید در سرنوشت خودش دخالت کند. فرق ما بین دانشگاهی و دانشجو و مثلاً مدرسه ای و اینها نیست، همه شان با هم هستند. اینکه در دانشگاه رفتند و یک همچو مطلبی را گفتند، این یک توطئه ای است برای اینکه شما جوان ها را مأیوس کنند.
بیدار باشید، توجه کنید، اینها با توطئه هایشان می خواهند کار را انجام بدهند، نمی توانند با دخالت نظامی کار بکنند، اینها می خواهند با شیطنت هایشان کار خودشان را انجام بدهند. آنوقت شیطنت این بود که سیاست از مذهب خارج است و بسیار ضرر به ما زدند و ما بسیار ضرر خوردیم و آنها هم بسیار نفع بردند، این مطلب شکست خورده، حالا می گویند که سیاست حق مجتهدین است یعنی در امور سیاسی در ایران پانصد نفر دخالت کنند، باقی شان بروند سراغ کارشان. یعنی مردم بروند سراغ کارشان، هیچ کار به مسائل اجتماعی نداشته باشند و چند نفر پیرمرد ملا بیایند دخالت بکنند. این از آن توطئه سابق بدتر است برای ایران، برای اینکه آن یک عده از علما را کنار می گذاشت، منتها به واسطه آنها هم یک قشر زیادی کنار گذاشته می شوند، این تمام ملت را می خواهد کنار بگذارد. یعنی نه اینکه این می خواهد مجتهد را داخل کند، این می خواهد مجتهد را با دست همین ملت از بین ببرد. باید دانشگاهی ها متوجه باشند که اگر چنانچه افرادی در دانشگاه هستند که شیطنت دارند می کنند، اینها را باید توجه کنند که گول اینها را نخورند. خودشان دخالت در امور انتخابات بکنند. انتخابات سرنوشت حتی شمایی که در آنجا هستید را تعیین می کند. یک امری که سرنوشت آحاد ملت در دست اوست، وظیفه آحاد ملت است که در آن دخالت کند، مربوط به یک قشری، دون قشری نیست، همه باید در این دخالت بکنند. و این شیطنت هایی که الان دارند می کنند، به طوری که به من گفته اند برای مأیوس کردن بعضی از جوان های ماست. این شیطنت را خنثی کنید و فعال وارد بشوید در انتخابات، می خواهید خودتان کسانی را تعیین کنید و انتخاب بکنید، می خواهید ببینید هر قشری که می پسندید حرف های آنها
را و کاندیدای آنها را. شما هم با آنها باشید. در هر صورت ما باید از کید این خائنین هیچ وقت غافل نشویم. اینها دائماً مشغول نقشه کشی هستند و دائماً مشغول توطئه هستند برای اینکه این سیلی ای که از اسلام خورده اند اینها، به این زودی جبران پذیر نیست. اینها می خواهند و می دانند که با زور نمی شود این کار را انجام داد. اگر هم یک وقتی می گویند که ما با زور و نظامی می کنیم، این بیخود می گوید. خودشان هم می فهمند که بیخود می گوید. آنها اگر بخواهند کاری بکنند همین از ناحیه خود مردم، از ناحیه دانشگاه، از ناحیه بازار، از ناحیه کارگرها، از ناحیه کارخانه ها، از این جاها می خواهند صدمه بزنند و شما اگر بخواهید برای خدا باشد یا برای ملت تان باشد یا برای زندگی خودتان باشد، بخواهید که اسیر نباشید باید همه توجه کنید و گول این حرف ها را نخورید و در انتخابات به طور فعال همه دخالت بکنید و من امیدوارم که انشاءالله همه موفق بشوید و امیدوارم که با سلامت و سعادت به کار خودتان ادامه بدهید که کار بسیار عظیمی است و کار بسیار پراهمیتی است.
و شما می بینید که الان تبلیغات در دنیا همه کارها را دارد انجام می دهد. شما ملاحظه می کنید که صدام آنطور بیچاره شده است، تبلیغاتش آنطور است، تبلیغات دیگران نسبت به او آنطور است. آن بیچاره آنطور مفلوک شده، دور افتاده به این طرف و آن طرف قرض می کند. دور افتاده به این ور و آن ور استدعا می کند که بیایید ما را صلح بدهید و دروغ هم می گوید، نمی خواهد صلح بکند، می خواهد اغفال کند، از آن طرف مستاصل شده، از آن طرف رسانه های گروهی همه جا می گویند ایران اینجور گفت و عراق آنطور گفت. او را با آب و تاب نقل می کنند، این هم یک کلمه نقل می کنند و اخیراً می گویند که خیر، حالا دیگر کار به جاهای مهم رسیده و ممکن است امریکا وارد بشود و ممکن است چه بشود. اینها همه حرف است. صدام رفتنی است و نه امریکا می تواند نگهش دارد و نه دیگران. و من امیدوارم که انشاءالله این غده سرطانی در بلاد مسلمین و آن غده سرطانی در آن طرف بلاد مسلمین که آنجا اسرائیل است و اینجا حزب بعث است، انشاءالله خداوند ریشه این را بکند و ملت عراق خودشان سرنوشت خودشان را به دست خودشان انجام بدهند و ملت ایران هم انشاءالله با قدرت به پیش بروند.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.