پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 8:16 PM
تاریخ: 1362/06/30
بسم الله الرحمن الرحیم
من بسیار خوشحال هستم از اینکه این برادرهای عزیز را امروز می بینم و برای ما سرافرازی ایجاد کردند و مسأله بعد معنویش اهمیتش بسیار بیشتر از بعد مادیش است. بعد مادیش، خوب یک مقداری نفت رفته و الحمدلله جلوگیری کردند. اما بعد معنوی همان است که شما اشاره کردید که اینها ماها را همیشه با این مسائل می ترسانند. دست به آن نزنید که نخواهد شد، غیر از امریکا کاری نمی تواند بکند، غیر از فرانسه و نمی دانم چی نمی توانند بکنند. در صورتی که ثابت کردند جوان های ما و کارمندهای ما و همه اشخاصی که در این امور مربوط هستند، به اینکه: نه، آن کارهائی که آنها ممتنع می دانند، اینجا ممکن است و ما باید این را راهی باز کنیم برای کارهای بزرگتر. نترسیم از مطلب که ما نمی توانیم بکنیم. نخیر می توانیم بکنیم.
خوب، یک همچو مطلبی که من دیشب فیلمش را آوردند دیدم، البته من درست نمی توانم بفهمم مسائل را، اما سختی و مشکلی اش را فهمیدم که این کار با چه سختی انجام گرفته، با چه مشکلی انجام گرفته است و همانطوری که گفته شده است، این را آنطور نمایش داده بودند که غیر از امریکا و امثال او از آنها نمی آید این کار را بکنند و با این می خواستند که ما را به یک نحوی گرایش بدهند به آن طرف و این باید به دولت های کشورهای اسلامی و خصوصاً به این خلیجی ها تذکر داده بشود که شما خودتان برخیزید از جا. اینقدر خودتان را اسیر این قدرت های بزرگ نکنید. شما خودتان می توانید کار بکنید. شما خودتان شریان حیات امریکا و امثالش دست شماست و خودتان می توانید کار را انجام بدهید و معنا ندارد که دولت های اسلامی همه کوشش کنند به اینکه ایران هم باید مثل خود ما باشد و مربوط به امریکا باشد. این کوشش ها بی فایده است و ایران دستش را پیش آمریکا انشاءالله تا ابد دراز نمی کند، ولو اینکه فانی بشود. آنها گمان می کنند که ما برای فرض کنید که یک نفت و یا برای چیزی تسلیم امریکا می شویم در صورتی که نه، ما تا فنای خودمان تسلیم دیگر نمی شویم. می توانند آنها اگر یک وقتی توانستند البته آنطور که باز آنها خیال می کنند که می توانند هر کاری بکنند. باز مسأله آن نیست. اینها امتحانشان را در افغانستان داده اند. آن شوروی قلدرتر از آمریکاست ولو این شیطان تر
است، اینها امتحانشان را آنجا دادند و دیدند چه. خود آمریکا هم در جاهای دیگری - عرض شود - در ویتنام و امثال اینها امتحانش را داد. این در صورتی است که فرق های زیاد است ما بین آنجا و اینجا. آنجا دولتش همراه با آمریکا بوده. در افغانستان حزبش موافق با امریکا بوده، ارتش اش موافق بوده، همه چیزش موافق بوده. آن چریک های قدرتمند بودند که مقابل ایستادند و تو دهنی به آنها زدند و الان هم دارند می زنند. اینجا بحمدالله همه ملت با هم هستند، کارگرش، کارمندش، زارعش، دولتش، رئیس جمهورش - نمی دانم - مجلس اش، همه، همه یکی هستند. ارتش اش، سپاه پاسدارهایش، بسیج اش، اینها همه یک موجود الان هستند، یک ارگان را تشکیل می دهند با اسماء مختلف. و لهذا می بینند و می گویند که اینهمه چیزهایی که برای ما پیش آوردند، مشکلاتی که برای ما پیش آوردند، خود همین آقایان حل کردند. و مشکلات بعدها هم به دست خود همین آقایان حل می شود که ما بتوانیم مشکلاتمان را با زحمت خودمان و حفظ شرافت خودمان، خودمان انجام بدهیم. چرا باید ما دستمان را پیش دیگران دراز کنیم برای این امور؟ باید افکار خودمان را به راه بیندازیم، یعنی همه ایران این کار را بکند. همه دانشگاه ها، همه کارخانه ها، همه افکارشان را به کار بیندازند. از آنها می آید، راه را خدا باز می کند. ابتدا به نظر آدم می آید که یک کاری نمی شود، وقتی که وارد شد کم کم می بیند نه، خدا راه را باز کرد و شد. خوب یک همچو کاری که این جوان های عزیز ما کردند، یک کار مهمی بود، کار کوچکی نبود، این کار مهم را همت گماشتند و با همت کار را انجام دادند. کارهای دیگر را هم می توانند انجام بدهند. و ما باید مأیوس نباشیم. ما باید خودمان را از دیگران، از غیر خدا مأیوس کنیم و بگوییم آنها هیچ، و با اتکاء به خدای تبارک و تعالی و قدرت ملی خودمان، اسلامی خودمان کارهایمان را پیش ببریم و پیش می رود این کارها، منتها بعضی هایشان زود پیش می رود، بعضی هایشان هم یک قدری دیرتر پیش می رود. باید ما عزم مان را جزم کنیم به اینکه نه دستمان را پیش آمریکا دراز کنیم نه پیش شوروی و نه پیش دیگران و باید خیلی آدم متأسف باشد این از این دولت هائی که به اسم اسلام در این اطراف هستند که همه دارند کوشش می کنند که اسارت خودشان را تحکیم کنند. نه اینکه اینها نمی فهمند، بسیارشان می فهمند مسأله را که اگر اینها با دولت اسلامی، جمهوری اسلامی، مربوط بشوند، برایشان خوب است. اما یک وسوسه شیطانی در قلب آنها ایجاد کرده اند که نمی شود اینها را، با آمریکا نمی شود چه شد. تا همین که سابقاً می گفتند برای ما که با امریکا اصلاً نمی شود طرف شد، با شاه هم نمی شود طرف شد. خوب، طرف شدند ملت ما، دیدند که می شود با امریکا، با شوروی، همه را دست شان را قطع کرد و دیدند که خبری هم نشد و نخواهد هم شد.
و مسأله اینطور است که یک ملتی اگر یک چیزی را خواست، نمی شود تحمیلش کرد. می شود تحمیل به یک گروهی، یک حزبی، نمی دانم یک چیزهایی کرد، اما به یک ملت نمی شود یک چیزی را تحمیل کرد. ملت وقتی بنا شد، همه شان را در یک راه روند، نمی شود دیگر این را از این راه
منصرفش کرد. با قدرت نمی شود ملت را از آن طریقی که دارد منصرف کرد. ممکن است که یک وقت فرض کنید یک قدرت هایی سرکوب کنند یک ملتی را، لکن نمی شود تا آخر برود، در بین راه فلج می شود. بحمدالله مملکت ما جوری است که از اول هم نمی توانند، نه اینکه بیایند و بین راه، انشاءالله از اول هم نمی توانند. و ما به خدا متکی هستیم و خداوند انشاءالله همه جوان های ما را حفظ کند و دولت ما را، ملت ما را همه را حفظ کند. و باید من واقعاً تشکر کنم از شما جوان های عزیز که بعد معنویش بسیار زیاد است برای اسلام و برای ایران، شما محقق کردید و خداوند به شما اجر مجاهدین را انشاءالله عنایت کند.
والسلام علیکم و رحمة الله
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.