پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:56 PM
تاریخ: 1360/12/18
بسم الله الرحمن الرحیم
من هم وفات و شهادت بانوی بزرگ اسلام را بر همه مسلمین و بر شما برادران عزیز ارتشی، سپاهی و بسیج و بر حضرت بقیه الله اروحنافداه تسلیت عرض می کنم. این خانه کوچک فاطمه سلام الله علیها و این افرادی که در آن خانه تربیت شدند که به حسب عدد، چهار پنج نفر بودند و به حسب واقع، تمام قدرت حق تعالی را تجلی دادند، خدمت هایی کردند که ما را و شما را همه بشر را به اعجاب در آورده است. خطبه فاطمه زهرا سلام الله علیها در مقابل حکومت و قیام امیرالمؤمنین و صبر امیرالمؤمنین در مدت بیست و چند سال و در عین حال کمک کاری به حکومت موجود و بعد هم فداکاری در راه اسلام و فداکاری دو فرزند عزیزش امام مجتبی که یک خدمت بسیار بزرگ و دولت جابر اموی را با آن خدمت رسوا فرمود و خدمت بزرگ برادر ارجمندش حضرت سیدالشهدا، چیزهایی بود که همه می دانید و می دانیم و با اینکه عده کم و اسباب و ابزار جنگ پیش آنها کم بود، لکن روح الهی و روح ایمان آنها را آنطور کرد که بر همه ستمکاران عصر خودشان غلبه پیدا کردند و اسلام را زنده کردند و برای ما و شما برادرهای عزیز الگو شدند که ما از کمی عده و کمی عده و کمی ابزار جنگ در مقابل تمام قدرت هایی که امروز با ما به جنگ برخاسته اند، مقاومت کنیم و همانطوری که اولیاء ما علیهم السلام نشان دادند که در مقابل مستکبران گاهی با تبلیغ و گاهی با اسلحه باید ایستاد و مستکبران را باید به جای خودشان نشاند، ما هم الگوی آنها را، تبعیت از آنها را می پذیریم. و شما جوان ها نشان دادید که در این میدان های نبرد بین حق و باطل با اینکه آنها از ابزار جنگی فراوان و از افراد هم همین طور و از مصر و اردن و آنجاها هم مستقیماً به آنها کمک می شد و از سایر کشورها هم کمک مالی و کمک اسلحه و همه اینها می شد، معذلک یک جمعیت کمی به حسب عدد، و قوی و شوکتمندی به حسب روح در مقابل همه ایستادند و شکست دادند آنها را.
برادرها! این ایمان را حفظ کنید، این قدرت الهی را حفظ کنید و این تعهد خودتان را به اسلام و به ملت حفظ کنید و به پیش بروید. صدام به حسب آن مثلی که گفته شده است که یک دیوانه سنگ را
در چاه می اندازد و پنجاه عاقل یا بیشتر نمی توانند بیرون بیاورند، این یک دیوانه ای بود که یک اقدامی کرد و یک سنگی را در چاه انداخت و موجب زحمت ملت خودش، ملت ما و سایر ملت ها گردید که حالا دست به دامن دولت ها شده است تا آنها بیایند و وساطت کنند و میانجیگری کنند که او را نجات بدهند. او دیگر قابل نجات نیست و ما هم یک قدم عقب نخواهیم نشست.
مصالحه با جنایتکار و سازش با جنایتکاران، این یک جنایتی است بر مردم متعهد و یک جنایتی است بر اسلام. ما حرفمان از روز اول تا حالا و بعدها معلوم است. ما جنایتکار را که در کشورمان هست، می گوئیم باید برود. مسلمان ها هم موظفند به حسب شرع مطهر به اینکه بیایند و اینها را بیرون کنند. شارع مطهر فرموده اند - که - در قرآن کریم که اگر یک طایفه ای بر طایفه دیگر از مسلمین بخواهند طغیان کنند و تجاوز، بر همه مسلمین واجب است که این جنایتکار و طاغی و یاغی را با او جنگ بکنند و اگر برگشت به اطاعت خدا، آنوقت بنشینند با او صحبت بکنند. ما حزب بعث را جنایتکارانی می دانیم که در حال صلح و جنگ در جنایتند. در طول حکومتشان در عراق در حال جنگ نبودند، لکن جنایت آنها بر اسلام، بر مسلمین، بر ملت عراق، بر مراجع عظام عراق و بر علماء اسلام هر روز واقع می شد و بعد هم آن دیوانگی را که در فطرت آنها بود و طغیانگری را که خمیره ذاتی صدام است، آن دیوانگی را عمل کرد و عقلای اسلام و عقلای جهان دست به هم دادند که این سنگ را از چاه بیرون بیاورند لکن کار این دیوانه آنطور است که نمی شود این سنگ را بیرون آورد مگر با اسلحه و قوت ایمان، شما ثابت کردید که می توانید در مقابل قدرت ها بایستید و شما میدان های نبردتان در تاریخ ضبط خواهد شد.
اگر امروز همه قدرتمندان و همه یاوه سرایان تبلیغاتی به ضد شما و به ضد جمهوری اسلامی قلمفرسایی می کنند با سخنرانی یا توطئه لکن نمی توانند روی حق پرده پوشی کنند. شما بحقید، همانطوری که امام سیدالشهدا بحق بود و با عده قلیلی مقابله کرد و در عین حالی که به شهادت رسید و فرزندان او هم به شهادت رسیدند، لکن اسلام را زنده کرد و یزید و بنی امیه را رسوا کرد. شما هم شیعیان همان حضرت هستید، شما هم در این نبردهای بزرگی مثل نبرد آبادان و مثل تنگه چزابه و مثل بستان کاری کردید که اعجاز بود، اعجاز بود از باب اینکه یک جمعیت کم با عده و عده کم و با ایمان بزرگ این اعجاز را آفریدند و صدام که این کار غلط را به تخیلاتی که کرده بود انجام داد، الان پشیمان شده است و به همه دولت ها برای کمک دست دراز کرده است و از همه کشورها کمک خواسته است و همه هم، تقریباً اکثر قریب به اتفاق هم به او کمک می کنند و همه کمک هایی را که آنها کرده اند نتوانسته اند یک ایمانی برای او بفرستند، برای اینکه در خودشان هم نبود.
اشتباهشان در همین است که خیال می کنند زیادی جمعیت و زیادی اسلحه کار انجام می دهد و نمی دانند که آن چیزی که کار را انجام می دهد بازوی قوی افراد است. افراد کم با بازوان قوی و قلب مطمئن و قلب متوجه به خدای تبارک و تعالی و عشق به شهادت و عشق به لقاءالله، اینهاست که پیروزی می آورد. پیروزی را شمشیر نمی آورد پیروزی را خون می آورد. پیروزی را افراد و
جمعیت های زیاد نمی آورد پیروزی را قدرت ایمان می آورد (ما اکثر الضجیج و اقل الحجیج) حاجی خیلی می رود به مکه، لکن آن که حج الهی را بجا می آورد، آن کم است. و سپاه پاسدار و بسیج و همه اینها، ارتشی و اینها. آن اقلیتی هستند در جنگ و آن اقلیتی هستند در نبرد که (کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله) .
فرق است مابین ایده شماها و دشمن های شما. آنها برای قدرتمندی، برای نمایش قدرت، برای شیطان، با اسلام به جنگ برخاستند و شما برای خدا و برای رضای او و برای قوت دادن به اسلام و پیاده کردن احکام اسلام به دفاع برخاستید. شما مدافع از انسان های مظلوم در طول تاریخ هستید. مدافعات شما از اسلام و پیروزی شما انحصار به پیروزی در میدان ندارد. شما در تمام ابعاد پیروز هستید و شما در تمام جهات معنوی و مادی پیروز هستید و شما در طول تاریخ پیروز هستید و پیروزی شما پشتوانه پیروزی مستضعفین جهان است در طول تاریخ. شمایی که با آغوش باز و با روی گشاده به طرف الله و به طرف لقاءالله و به طرف شهادت می روید پیروز هستید، چه در میدان جنگ پیروز بشوید و می شوید و چه خدای نخواسته شکست بخورید و نخواهید خورد. شما آن چیزی را که همراه دارید دشمنان شما ضد او را همراه دارند شما رضای خدا را همراه دارید و آنها سخط خدا را. شما ایمان را همراه دارید و آنها طرفداری از کفر را. شما آرامش قلبی دارید و در این جنگ با آرامش، با خاطر آسوده، با این ایده که اگر شهید بشوم پیروزم و اگر پیروز بشوم هم پیروزم، شما این را دارید و آنها از مرگ فرار می کنند. بین این دو طایفه بسیار فرق است، آن که مرگ را در آغوش می گیرد برای اینکه شهادت است، برای اینکه از اسلام است، برای اینکه دفاع از حق است و آن که از مرگ فرار می کند برای اینکه برای طعمه جنگ می کند. فرق است مابین ملتی که داوطلب برای شهادت هست و برای پیروزی هست و من امیدوارم که داوطلب ها بیشتر بروند و اسم بنویسند و خواهند رفت با آنهایی که، بین اینها و آنهایی که با سرنیزه به جنگ می آیند، اگر اقدام نکنند از پشت کشته خواهند شد، آنهایی که با اسم داوطلب، با فشار و زور و با هزار جور اذیت وادار به جنگ می شوند، آنهایی که ملت هایشان به آنها پشت کرده است. بین شما که ملت پشتیبان شماست و نگهبان از شماست و به همین جهت خدای تبارک و تعالی نگهبان شماست و پشتیبان شماست با آن که برای شیطان می خواهد جنگ بکند، برای شیطان نفس می خواهد جنگ بکند فرق است مابین اینها، فرق است مابین انقلاب اسلامی ایران با انقلاب های دنیا. انقلاب های دنیا بی استثنا برای ایمان نیست، برای خدا نیست، انقلاب ایران برای خداست و از اول هم فریاد خدا بوده است، الله اکبر بوده است و تا آخر هم همین است.
این بدبخت هائی که از ایران فرار کرده اند یا در خارج بوده اند و به تبع طمع های پوچ شیطانی نشسته اند و صحبت می کنند و دروغپردازی می کنند و یکی از دروغ های بزرگشان که در رادیوها هر
شب شاید باشد و همین دیشب دو مرتبه یا سه مرتبه بود اینکه ایران از اسرائیل - چیز می آورد - ابزار جنگ می آورد و می خرد. ایرانی که بیست سال است با اسرائیل در جنگ است، اسرائیل را می کوبد و به حسب حکم شرعش با اسرائیل نمی تواند هیچ تناسبی داشته باشد و نخواهد داشت. چند مرتبه همین دیشب بود که از کی گفته است، چی گفته است، کی گفته است، که اینها از اسرائیل چیز می خرند و آنها هم که در خارج نشسته اند و فکر این را می کنند که بیایند ایران بعد از اینکه شما جوان ها جانبازی خودتان را کردید ایران را تسلیم یک دسته اشخاص منحرف کنند، اینها هم افکارشان مثل افکار همان صدام است. صدام هم پیش خودش فکر کرد و این فکر را هم تقویت کردند شیطان های بزرگ در او که توبه ایرانی که الان به هم خورده است و هرج و مرج است و ارتشی ندارد و چیزی ندارد حمله کن و اسم خودت را مثل اسم سعد وقاص کن و خودت را بگو فاتح قادسیه. غافل از اینکه اینجا بچه های نارسشان هم، بچه های کوچکشان هم در مقابل او ایستاده اند و تا هستند نمی توانند اینها یک همچو کارهائی را انجام بدهند.
شما برادرها با قدرت ایمانی و با قدرت اسلامی این پیروزی ها را به دست آوردید خصوصاً با این پیروزی اخیر تنگه چزابه به آنها فهماندید که افکارتان غلط بوده است و آرزوهایتان برباد است. و من همانطوری که گفتید دعا کنم، من همیشه به شما دعا می کنم، من دعاگوی شما هستم و من شما را دوست می دارم. شما برادران من هستید، فرزندان من هستید و من در محضر خدای تبارک و تعالی به این پیروزی های شما که پیروزی هایی است که با تعهد اسلامی، برای اسلام است و من افتخار می کنم، مباهات می کنم به درگاه خدا که - یک همچو - در یک همچو مقطع از زمان واقع شدم که جوانان ما اینطور هستند. در یک مقطع از زمان واقع شدیم که دست آنهایی که به واسطه تبعیت از آمریکا جوان های ما را به فساد می کشاندند و با همه قدرت، همه تبلیغات و با درست کردن مراکز فحشا، مراکز قمار، مراکز خماری و جلسه های فاسد، جوان های ما را می خواستند به فساد بکشند و خدای تبارک و تعالی به داد ما رسید، به داد کشور ما رسید، به داد ملت ما رسید و شما جوان ها را بسیج کرد، بسیج الهی شما را کرد که حفظ کنید این کشور را و دست رد به سینه تمام شیاطین و قدرتمندان بزنید و شما پیروز هستید.
خداوند انشاءالله شما را همانطور که در اینجا پیروز کرده است بعدها هم پیروز کند، خداوند شما را پیروز کند بر شیطان باطنی و شما را بر نفس خودتان پیروز کند تا انشاءالله وقتی که به محضر خدا رفتید با نشانه های افتخارآمیز در خدمت او بروید.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.