پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:47 PM
تاریخ: 1360/05/11
بسم الله الرحمن الرحیم
این روز مبارک عید سعید فطر را بر همه ملت ایران و همه مستضعفان جهان و مسلمین کشورهای اسلامی و خصوص حضار این مجلس تبریک عرض می کنم.
من آنچه که لازم است به طور نصیحت به آقای رئیس جمهور و به همه دست اندرکاران جمهوری اسلامی از لشکری و کشوری عرض کنم این است که آنچه که به سر انسان می آید از خیر و شر، از خود آدم است. آنچه که انسان رابه مراتب عالی انسانیت می رساند کوشش خود انسان و آنچه که انسان را به تباهی در دنیا و آخرت می کشد خود انسان و اعمال خود انسان است. این انسان است که خدای تبارک و تعالی به طوری خلق فرموده است که راه راست و کج را می تواند انتخاب کند و تمام انبیا از صدر عالم تا آخر برای این آمده اند که این آدم را از آن راه کج و راه های باطل هدایت کنند به صراط مستقیم انسانیت که یک سرش اینجاست و سر دیگرش عندالله است. ما خودمان را اگر توانستیم اصلاح کنیم، کنترل کنیم و تربیت کنیم خودمان را، مراقبت کنیم از خودمان، در همه امور موفق خواهیم شد و اگر چنانچه خدای نخواسته در آن مقاصد اسلامی یا انسانی که داریم، موفق نشویم، معذلک آن توفیق الهی که برای اشخاص صحیح و متعهد هست برای ما هم هست. ما نباید نگران این باشیم که آیا در کارهایی که انجام می دهیم، چه کارهای شخصی و در بین خودمان و خدای خودمان و چه در کارهای اجتماعی که به عهده کسانی هست، نباید نگران باشیم که مبادا شکست بخوریم، باید نگران باشیم که مبادا به تکلیف عمل نکنیم. نگرانی از خود ماست. اگر ما به تکالیفی که خدای تبارک و تعالی برای ما تعیین فرموده است عمل بکنیم، باکی از این نداریم که شکست بخوریم، چه از شرق و چه از غرب و چه داخل و چه خارج و اگر به تکالیف خودمان عمل نکنیم، شکست خورده هستیم. خودمان، خودمان را شکست دادیم.
امروز باید همانطوری که در سابق به رئیس جمهور سابق بعضی مطالب را تذکر دادم، به آقای رجائی هم تذکراتی بدهم. قضیه مقام و ریاست هر چه باشد، این وقتی که نظر انسان یک نظر محدود
دنیائی باشد، این مقامات، انسان را از خودش بیخود می کند، اینها را مقام می داند. شما حساب کنید که این سیاره ای که ما در آن زندگی کنیم به اسم زمین، در مقابل منظومه شمسی چقدر است و این منظومه شمسی که ما یکی از سیارات کوچکش را در آن زندگی می کنیم، در مقابل کهکشان چقدر است و این کهکشان هائی که تاکنون کشف شده است که گفته می شود که تا آنقدر که از ستاره های نورانی کشف شده است به مقدار شش میلیارد سال نوری است. یعنی اگر نور آن ستاره ای که در آخر است بخواهد بیاید به پیش ما، شش میلیارد سال نوری طول می کشد و آن چیزی که ماورای اینهاست و باز کشف نشده است، حتماً بدانید که بیش از این معانی است. اینها هم در مقابل عظمت خالق ناچیزند. ما باید چقدر ضعیف باشیم که در این ذره ای که خودش و آن منظومه ای که این یکی از ستاره های کوچکش است، اصلا به حساب نمی آید و اگر گم بشود نمی توانند پیدایش بکنند در این غائله بزرگ عالم، ما چقدر از این سیاره در اختیارمان هست؟ یک ایران. ایران یک قطعه کوچکی است در مقابل این سیاره و حکومت ایران هم یک حکومت ناچیز کوچکی است در این سیاره و سیاره ما هم یک چیز کوچکی است در مقابل منظومه شمسی و منظومه شمسی ما هم یک چیز بسیار کوچک است در مقابل منظومه های دیگر و همه آنها از خداست و خالق او خداست. ما اگر بندگی خدا را بپذیریم و قلب ما منور بشود به نور بندگی خدا و عبودیت، این امر ناچیزی که به حساب در عالم نمی آید، در ما تأثیر نباید بکند. شما دیروز نخست وزیر بودید و پریروز وزیر بودید و قبل از او معلم بودید و قبل از او هم یک شاگردی بودید و بعد از این هم معلوم نیست کی از اینجا بروید، ممکن است خدای نخواسته همین حالا که بیرون رفتید یا همین حالا یک بمبی اینجا باز منفجر بشود و فاتحه همه را بخوانند. وقتی مطلب این است چرا باید انسان قبل از ریاست جمهور و بعدش فرق بکند؟ مگر ریاست جمهور چه هست؟ کسی که دلش به نور توحید روشن است مگر عالم چه هست؟ همه عالم چه هست؟ همه عالم در مقابل عظمت خدای تبارک و تعالی چیزی نیست. تمام این عالم مادی در مقابل عالم های معنوی که هست قدر محسوسی ندارد، آنوقت ما برای یک کدخدای ده یا یک کدخدای شهر، یا کدخدای یک کشور خیال بکنیم که خیر، ما الان یک چیزی هستیم و دیگران را به نظرمان کوچک بیایند وخودمان را بزرگ. اگر شما ملاحظه کردید در نفس خودتان که غیر از خدا از او کسی اطلاع ندارد و خودتان هم تا یک حدودی اطلاع دارید، اگر دیدید که این مقامی که خدای تبارک و تعالی مردم را دلشان را متوجه کرده است به شما و به شما داده اند، این مقام شما را محکوم خودش می کند و شما مرکوب او و او راکب شما هست، بروید خودتان را تصفیه کنید و بدانید این را که با دست خودتان خدای نخواسته خودتان را در دنیا و آخرت تباه نکنید.خدای تبارک و تعالی حاضر است، همه این عالم در محضر حق تعالی است و تمام خطرات قلبی ما و تمام لحظات عمر ما و تمام آنچه که در باطن ما می گذرد، در مغز ما می گذرد در محضر حق تعالی است و ما باید برگردیم به محضر حق تعالی و آن جا در آن محضر دیگر حساب پس بدهیم. هر چه آراء زیادتر باشد مسوولیت زیادتر است. اگر آراء شما پنج میلیون بود، مسئولیت تان کمتر بود، حالا که سیزده میلیون بیشتر است مسئولیت شما حجمش زیادتر است، برای
اینکه شما جواب یکی یکی از این افرادی که به شما رأی دادند و شما را به عنوان رئیس جمهور اسلام، رئیس جمهوری کشور اسلامی تعیین کردند، هر یک از اینها فردا می آیند شما را می گیرند، جواب از شما می خواهند، من شما را تعیین کردم رئیس جمهوری اسلامی باشید و اسلام را در این کشور تأئید کنید و پیاده کنید و خدای نخواسته شما نکردید. اقلاً حدود سیزده میلیون و هزار و چند صد نفر می آیند سراغ شما و شما ببینید که می توانید جواب این را پیش خدا بدهید؟ این جمعیتی که آنجا در حساب جمع شدند و از شما باز خواست می کنند، اگر می توانید، جواب بدهید و نمی توانید و ما هیچ نمی توانیم. باید بنا، بر این بگذارید که دیروز شما و امروزتان با هم فرقی نداشته باشد، هر دو برای خدمت به این مردم، اینهائی که زحمت کشیدند و جان دادند، مال دادند، رنج کشیدند و شما آقایان را به این مقام رساندند. یک وقت نخست وزیر بودید و حالا هم رئیس جمهورید، جواب می خواهند اینها. اگر چنانچه شما پایتان را کج بگذارید، همین سیزده میلیونی که به شما امروز رأی دادند فردا مرده باد می گویند. انقلاب اینطور است، وضع انقلاب اینطور است طوری است که مردم دیگر سربسته و در بسته تسلیم کسی نمی شوند. مردم هر یکی شان نظر دادند. شما می بینید که وقتی که در تلویزیون نظرخواهی کنند از افراد، از زن، از مرد، از جوان، از پیر، همه نظر می دهند، اینطور نیست که بی تفاوت باشند. اگر هر یک از ما تخطی کنیم از آن خواستی که ملت دارد و آن خواستش اسلام است و احکام اسلام، اگر هر یک از ما تخطی کنیم، علاوه بر آنکه در محضر خدای تبارک و تعالی در آن روزی که همه وارد می شوند و حساب است در کار، جوابی نداریم، همین مردم هم در همین جا به حساب می رسند، اینها نمی گذارند که، آن حسابش علیحده، همین مردم هم در همین جا به حساب می رسند، اینها نمی گذارند که، آن حسابش علیحده، همین مردم در همین جا شمائی که الان به مقام ریاست جمهور رسیدید اگر فردا خدای نخواسته تخطی کنید از آن راهی که راه ملت است و راهی که اسلام پیش پای همه ما گذاشته است، همین سیزده میلیون و زیادتر که به شما رأی دادند و اعتماد به شما کردند برمی گردند. آنجا هم حسابش، آنجا بدتر است. اینجا وقتی برمی گشتند خوب، شما می روید منزلتان می نشینید، اما آنجا کار مشکل است، باید شما حساب آنجا را بکنید. اگر چنانچه ما نفوسمان اینقدر به دنیا متوجه است و منکوس هستیم و استقامت نداریم، اگر چنانچه ما اینطور باشیم و خودمان دنبال اصلاحش نباشیم، این اخلاد الی الارض و توجه به ارض و رو کردن به مرتبه پایین و پشت کردن به معانی و معنویات اثرش این است که انسان در آن عالم، یک حیوان آنطور منکوس. همانطوری که اینجا کرده است، نقشه اش آنجاست. تمام چیزهائی که در اینجا واقع می شود یک صورتی در آنجا دارد. انسان مستقیم القامه اگر تمام توجهش به طبیعت شد، این استقامت قامتش را در آن طرف از دست میدهد، می شود مثل یک حیواناتی که سرشان رو به زمین است. و تمام عذاب هائی که در آن عالم است از خود ماست.
خداوند تبارک و تعالی مهیا نکرده یک چیزی را که ماورای خود مابه ما بدهند، همه اینها آنی است که ما خودمان به دست خودمان تهیه می کنیم و به آن می رسیم،اعمال ماست رد به ما می شود. شاید چندین آیه در قرآن کریم به این معنا اشاره بفرماید که این اعمال خودتان است، شما، از خارج به شما
هیچ چیز نرسیده است. در روایات معراج هم هست که پیغمبر اکرم دیدند که بعضی از اینها ملائکه ای که در آنجا هستند دارند یک کارهائی را انجام می دهند، درخت هائی را می کارند، چه میکنند، گاهی هم می ایستند. این را پرسیدند، جبرئیل عرض کرد (به حسب آنطور که نقل شده است) که اینها اعمالی است که مصالحش را خودشان دارند می فرستند، اینها اینجا درست می کنند وقتی آنها مشغول کار خیر هستند اینها هم مشغول هستند، مصالح می رسد. وقتی آنها نه، در جهنم هم همین است و اگر جهنم و بهشت هم خدای نخواسته ما قائل نباشیم، این دنیا مجازات ما را می دهد همین جا.
باید شما توجه کنید که مسئولیت شما از باب اینکه آرائتان خیلی زیاد است مسئولیت تان خیلی زیاد است. همچو نیست که آن آقایان دیگر نداشته باشند، آنها هم مسوولیت دارند، همه ما در مقابل اسلام مسئولیم. این اسلامی که با خون اولیا و بزرگان به دست ما سپرده شده است و الان ما مسوول او هستیم، این اسلام را ما باید به نسل آتیه برسانیم. یک روزی بود که ما بعضی مان عذر داشتیم یا همه مان، که نمی گذارند که ما عمل کنیم به اسلام. در رژیم سابق، خوب، خیلی ها می گفتند که از ما نمی آید، اگر می آمد، می کردیم. امروز اینطور نیست، امروز دست همه باز است. مجلس دستش باز است و هیچ کس آقا بالا سر او نیست. دولت هم دستش باز است و مجلس هم تاییدش می کند. رئیس جمهور هم دستش باز است و ملت تاییدش کرده اند. هیچ عذری برای ما نیست امروز. اگر چنانچه یک خرابی در مملکت واقع بشود و دنبال اصلاحش نرویم، عذری نداریم. همه ما، چه آنهائی که لشکری هستند و اینجا هستند و نیستند و چه آنهائی که در کشور خدمت می کنند و چه مردم دیگر، همه ما مسوول هستیم کلکم راع و کلکم مسوول وقتی همه ما مسوول هستیم و همه ما در مقابل خدا جواب باید بدهیم، باید فکر این کشور باشیم، فکر این اسلام که در کشور ما تشریف آورده اند و قدمشان روی چشم، باشیم. نرویم سراغ اینکه حالا که من شدم رئیس جمهور باید چه بشود و چه بشود و من هم باید مقامم چه باشد. خیر، این از ضعف نفس انسان است، از تنگی چشم و قلب انسان است که خیال میکند این یک چیزی است. این یک چیز اعتباری است که امروز دادند فردا هم تمام می گیرندش می رود سراغ کارش. شما برای این ملتی که در این چند سال آنقدر در طول تاریخ زحمت دیده هیچ، به مرئی و منظر ما اینهمه جدیت کرده و جوان داده و مال داده و جان داده است تا اینکه آن رژیم را کنار گذاشته است و شما را روی کار آورده است، شما برای این ملت باید کار بکنید. این مملکتی که به دست شما افتاده است باید ارتش برای این کشور کار بکند، برای سپاه پاسداران، ژاندارمری، همه قوای مسلح باید برای این مملکت خدمت بکنند، این امانتی است دست شما. مساله، مساله اینجا نیست تنها، اینجا هم اگر خدای نخواسته ارتش یک سستی بکند و خدای نخواسته یک غلبه ای واقع بشود از غیر (که نخواهد شد) آن هم در همین دنیا ننگش بر پیشانی همه است. و مساله، مساله اینجا نیست، مساله جای دیگری است که ما از آن غافل هستیم. تمام اعمال شما، تمام جدیت های شما ثبت است و همه
عالم این چیزها را میکند در خودش و ما باید جواب بدهیم، ارتشی باید جواب بدهد، اگر خدای نخواسته کوتاهی بکند، و آنهائی هم که متکفل امور کشور هستند، آنها هم باید جواب بدهند. شما باید برای این پابرهنه ها و مستضعفین که در طول تاریخ به استضعاف کشیده شده بودند و اینها را به حساب نمی آوردند و فقط آن طبقه بالا را راضی نگاه می داشتند و به اصطلاح کدخدا را می دیدند و ده را می چاپیدند، شما باید توجهتان به این توده های مستضعفی که با زحمت خودشان و رنج خودشان الان در جبهه ها مشغول فداکاری هستند که خداوند تاییدشان کند و در پشت جبهه هم مشغول فداکاری هستند و مستضعفند، آن بالاها اینها را ضعیف شمارند و می شمردند و اینها به حساب نمی آمدند و در رژیم سابق برای اینها کاری نشده بود، برای اینها کار کنید. قانع نشوید به اینکه بعضی جاها کار شده است، می دانم شده است، خیلی هم شده است اما نباید قانع شد، باید همه دست به دست هم بدهید که انشاء الله برای اینها یک زندگی مرفهی، یک وضع صحیحی پیش بیاید، درست بشود.
اینها حق دارند به ما و به شما، خیلی حق دارند، سیزده میلیون رأی به شما داده اند، اینها حق دارند به شما، باقی هم حق دارند به شما. و همین طور وقتی دولتی پیش می آید، آن هم دولتی است که مردم به آن حق دارند. اگر نبودند این مردم، شما هم شاید حالا در حبس بودید و آن زجرها را می کشیدید، دیگران هم که متعهد بودند، آنها هم در حبس بودند یا در جاهای دیگری. این ملت حق دارد، شما، دست شما را گرفته آورده این بالا نشانده، شما باید خدمت کنید به این مردم. شما، ما، همه باید خدمتگزار اینها باشیم و شرافت همه ما به این است که خدمت به خلق خدا بکنیم، اینها بندگان خدا هستند. خدای تبارک و تعالی علاقه دارد به این بندگان و ما مسوولیم باید خدمت بکنیم. و من امیدوارم که شما به حسب آن روحیه ای که دارید، آقای رجائی به حسب آن روحیه ای که دارند، این مقام ایشان را بازی ندهد، شما سوار مقام بشو مقام سوار شما نشود. این دو تا مثل راکب و مرکوبند. اگر انسان روحیه اش طوری باشد که سوار بشود بر هر مقامی که برای او پیش می آید و مهار کند او را، این به سعادت نزدیک می شود. و اگر ورحیه ضعیف باشد و وقتی که به یک مقامی رسید او سوار آدم بشود، او هر جا دلش بخواهد انسان را می برد تا به هلاکت می رساند. من از خدای تبارک و تعالی استدعا می کنم که شما را موفق کند به اینکه خدمت بکنید به این خلق و همه کسانی که دست اندرکار هستند، در هر جا، در مجلس هستند، در قوه قضائیه هستند، دولت هست، هر کس هست و همین طور قوای مسلح، اینها همه انشاءالله موفق بشوند و مائی که امروز در هجوم همه جانبه داخل و خارج هستیم و بحمد الله داخلش دیگر داخل آدم نیست، بله ما باید دست به دست هم بدهیم و این مملکت را نجات بدهیم. و این اشخاصی که حالا هم باز یک فسادهای دزدکی می کنند، مثل دزدها که می روند یک چیزی برمی دارند و فرار می کنند و اینجوری نباشد. ما انشاءالله امیدوارم موفق بشوید خدمت بکنید به این جامعه و من واقعا متأسفم از اینکه این مسائل پیش آمد و من در مدت های طولانی زحمت کشیدم که این کارها
پیش نیاید و نشود اینطور لکن شد و الخیر فی ماوقع . خداوند انشاءالله همه شما را حفظ کند، مؤید کند، مؤفق باشید همه. و من سفارش کنم به همه اشخاصی که در کنار رفتند و دارند کارهای خلاف می کنند، ما علاقه داریم که شما بیائید و خدمت کنید به مملکت خودتان. ما میل داریم که همه خدمتگزار به این کشور باشند، کشوری که از اطراف به آن هجوم آورده اند و دهان های ابرقدرت ها باز است برای بلعیدن او. شمائی که می گوئید ما علاقه داریم به این مملکت و علاقه داریم به این کشور، دست به دست هم بدهید، با هم بسازید این کشور را. چرا با هم جنگ و دعوا می کنید؟ خوب، کشتن یک دسته مردم که دارند خدمت می کنند به این مملکت، خدمت می کنند به این کشور، این طریقی است که خدمت به خلق است؟! این آقای محترم که حالا با زحمت تشریف آوردند و من خیلی خوشحال شدم از اینکه آقای خامنه ای سلمه الله آمدند و حاضرند، ایشان آخر چه کرده بود؟ خوب بگوئید آخر، یک کاری، یک کار خلافی، چه کرده بود ایشان که می خواستید ایشان را بکشید و موفق نشدید بحمدالله. دیگرانی که شما کشتید و از بین بردید، اینها چه کرده بودند، جز یک هو و جنجالی شما می کردید که چه و چه و چه، انحصار طلب، انحصار طلب. و مساله اینطورها نبوده، ما هم ریشه هایش را می دانیم، لکن از خدای تبارک و تعالی می خواهیم که همه را خدا هدایت کند و همه برگردند به دامن اسلام و همه خدمتگزار باشند. و من میل ندارم اینهائی که از ایران رفتند، بیشتر از این خودشان را مفتضح کنند. آنها هم نروند با آن انگل هایی که رفتند و فرار کردند بروند با هم بنشینند و صحبت کنند. آنها هم بفهمند که وظیفه این است که به این کشور خدمت بکنند، وظیفه این است که این مملکت را حفظ بکنند. شاید بعد از یک ده بیست سال دیگر شما برگشتید به ایران، یک راهی داشته باشید، همچو جدا نشوید از ملت و بروید سراغ کارتان، حالا بروید با بختیار نمی دانم چه. گرچه بختیار گفته من نمی پذیرم، اما لازم نیست شما بروید، شما همه تان خدمتگزار باشید و برگردید به این مملکت، مملکت شما را قبول می کند. من از خدای تبارک و تعالی خواهانم که همه ما را به راه راست و به صراط مستقیم هدایت بفرماید و این جمهوری اسلامی را به ثمر برساند و ما را خدمتگزار این کشور قرار بدهد و همه مان نسبت به هم محبت داشته باشیم و در محیط دوستی، خدمت به این مملکت بکنیم. دشمنی برای چه؟ چرا باید دشمن باشیم با هم؟ با هم دوست باشیم در ساختن کشور.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.