پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:41 PM
تاریخ: 1360/02/07
بسم الله الرحمن الرحیم
این انقلاب ویژگی های بسیار مثبت داشت و دارد. این انقلاب از باب اینکه یک انقلابی از خود ملت بوده است و مثل انقلاب های دیگری که اکثراً یا همه، انقلاب ملت مستقیماً نبوده بلکه گاهی حزبی در رأس بوده است و انقلاب کرده است و گاهی حکومتی بر حکومت دیگر قیام کرده است بر ضد حکومت دیگر و او را سرنگون کرده است. انقلاب ایران نه مثل کودتاهای دنیاست و نه مثل انقلابات دنیا، یک انقلاب خاص به خودش است. انقلابی است که از خود ملت با فریاد الله اکبر و با فریاد جمهوری اسلامی، این دو خصوصیت که یکی خود ملت در صحنه حاضر هست و بود و یکی اینکه راه یک راه بود، یک راه اسلامی. این دو خصوصیت و دو ویژگی اسباب آن شد که بعد از اینکه بر این قدرت های شیطانی که در ایران هدایت می شد و همه قدرت ها هم در دنبال آن بودند به شکست رسیدند، اینطور نبود که ملت کنار برود و بگوید که ما رژیمی را کنار زدیم و حالا اشخاص خاصی بیایند و در صحنه اداره کنند کشور را. خود ملت در همه جا و در همه ارگان ها حاضر بودند و تمام جهات انقلاب جوشیده از متن ملت بود. این انجمن های اسلامی که در سرتاسر کشور در همه جا تشکیل شد، اینطور نبود که یک کسی طرح ریزی کرد که ای ملت بیائید انجمن اسلامی تشکیل بدهید. یکدفعه خود ملت در هر جا که بودند خودشان انجمن اسلامی تشکیل کردند، که الان شما آقایان که اینجا هستید و از استان مازندران تشریف آوردید یک شعبه از این گروه کثیری که در هر جا انجمن اسلامی تشکیل داده اند شما هستید و انشاءالله موفق باشید .
تمام چیزهائی که بعد از انقلاب حاصل شد برای خاطر همان که ملت انقلاب را از خودش می دانست ، نه یک انقلابی که به دست شرق واقع بشود یا به دست غرب واقع بشود یا به دست حزبی از احزاب واقع بشود یا گروهی از گروه ها، یک انقلابی بود که خود ملت انجام داد و قیام کرد و خود ملت هم از خودش دانست این انقلاب را همانطوری که اسلام را از خودش می داند و این اسباب این شد که در سرتاسر کشور خود ملت در همه حوائج اقدام کرد و حاضر در صحنه بود، بی تفاوت نبود، اینطور نبود که رها کنند، بعد از اینکه انقلاب را رها کردند رها کنند و بروند سراغ کارشان. رها نکردند، در صحنه
حاضر هستند و همین حضور است که موجب این است که آسیب نبیند این انقلاب. اگر انقلاب مال یک حزبی بود یا مال یک گروهی بود و مردم حاضر نبودند در صحنه، آن انقلاب دوام نداشت و همیشه باید حفظش با سرنیزه بشود. آنهائی که انقلاب کردند در جاهائی یا شورش کردند، بعدش حفظ انقلاب را باید با سرنیزه بکنند. ایران حفظ انقلاب را با افراد مؤمن کرد و الان هم به دست افراد مؤمن این انقلاب پیش می رود. این انجمن های اسلامی که در سرتاسر کشور بعد از انقلاب یکدفعه جوشید و از متن مردم بیرون آمد و همین طور کمیته ها، پاسداران و جهاد سازندگی همه اینهائی که الان در ایران مشغول به فعالیت هستند، اینها از باب این است که کشور را از خودشان می دانند مثل رژیم سابق نیست که این توهم را یا این واقعیت در کار باشد که خوب ما برای چه کسی فعالیت کنیم، برای آمریکا فعالیت کنیم؟ آنها دارند همه چیز ما را می برند و در همه ارگان های ما مستشار دارند و چپاولگر، ما چرا خدمت بکنیم و دیگران و اجنبی منافع را ببرند. از این جهت مردم بی تفاوت بودند و یا یک مخالفی بودند که کارشکنی می کردند برای دولت های غاصب، اما حالا وضع یک وضع دیگری است. شما می بینید که حکومت از خود مردم است و اگر شما شکل و شمایل وزرای این حکومت را تماشا کنید و سوابق زندگی آنها را، می بینید که حتی یک نفر از آنها شبیه به این افرادی که در زمان طاغوت بود نیستند، اینها چهره هایی هستند از خود ملت و چهره هایی هستند که از توده مردم هستند. دیگر سلطنه هانیست در کار و ملک ها در کار نیست و امثال ذلک. اگر شما یک مجله ای که چند روز پیش از این آوردند پیش من و من دیدم هیات وزرای زمان طاغوت را وهمه آن زمان هایی که بودند یک هیات وزرائی بود که همه جزء ملک ها و سلطنه ها و همه از آن طاغوت ها بودند و یک تشکیلی کرده بودند که جامع بود بین اشخاصی که خائن بودند، اگر خائن هم نبودند از طبقه بالای کشور بودند، یعنی آن طبقه مرفه بالانشین. همین طور مرسوم شده بود از اول تا این زمان که باید حتماً آنهائی که به وزارت می رسند از توده مردم نباشند باید به قول خود آنها از طبقه ممتاز، ممتاز به نظر آنها یعنی ثروتمند، یعنی یال و کوپال دار، یعنی اطرافی دار و دارای پارک های بزرگ و زمین های زیاد، تا اینطور نبودند، لیاقت نداشتند که در یک حکومتی وارد بشوند و اگر یک وقت فرض کنید از دستشان در برود و یک کسی که از آنها نباشد، این هم وارد بشود این یک امر نادری بوده است و شاید برای بازی دادن مردم بوده. لکن امروز شما هر یک از اینهائی که متصدی در کارها هستند وقتی ملاحظه کنید می بینید که از همین خود مردم هستند. رئیس جمهور یک شخصی است پسر بنی صدر همدانی، یک ملای همدان، حالا هم که هست از آن یال و کوپال دارها نیست و از خود مردم است. نخست وزیر هم که می بینید که کسی است که در آن دوره آنقدر زجر کشیده است و از خود این مردم است و همین طور سایر اشخاصی که در این ارگان های دولتی هستند. الان ما نمی توانیم بگوئیم که یک دولتی است و یک ملتی. الان یک دولتی است که بعضی از آنها را خود مردم روی کار آوردند برای اداره کشور، از خودشان است. مردم اینها را از خودشان می دانند و لهذا آنطوری که در سابق بود که هیچ یک از مردم الا آنهائی که در اطراف
خود آنها بودند و برای چپاولگری و ابزار چپاولگری بودند، توده مردم، بازار، کارخانه ها و کشاورزها و توده جمعیت هیچ به آنها نظری نداشتند و آنها را از خود جدا می دانستند، آنها هم خودشان را از ملت جدا می دانستند. آنها هم وقتی که فرض بفرمائید بین مردم گاهی پیدا می شدند با آن دم و دستگاه های زیاد و افرادی که نگهبان آنها باشد و نگهدار آنها باشد و کالسکه های کذائی و اتوموبیل های کذائی و امثال اینها، آنها به مردم نظر استضعاف می کردند و اینها را کوچک می شمردند و مردم هم آنها را ظالم می دانستند و چپاولگر. امروز نه دستگاه های دولتی ما مردم را استضعاف می کنند و کوچک می شمارند، می گویند کابینه ما خود این مردم هستند و واقع هم همین است. مردم خودشان حاضرند در صحنه و نه مردم اینها را یک جنس ممتاز و یک افراد والا مقام می دانند، از خودشان می بینند و از خودشان می دانند. با مردم هم می روند و صحبت می کنند و توی مردم هستند. این از ویژگی های این است که انقلاب، انقلاب مردمی است نه انقلاب حزبی نه انقلاب حکومتی، نه کودتای یک حکومتی یا یک کسی بر ضد دیگری. خود مردم جمع شدند آن حکومت را کنار گذاشتند یک حکومتی را سر جایش گذاشتند و خود مردم کمیته درست کردند. آن روزی که انقلاب به ثمر رسید و پیروز شد که محتاج بود کشور به حفظ انتظامات، خود مردم متکفل این شدند. یک دسته ای به عنوان پاسدار مشغول فعالیت بودند و حفظ کردند کوچه و خیابان و بازار و منزل های مردم را، نه کسی به آنها گفته بود که بیائید این کار را بکنید. اینها چون از خودشان می دانستند کشور را، خودشان وارد صحنه شدند. شمائی هم که در سر تا سر کشور خودتان و رفقایتان انجمن های اسلامی تشکیل دادید، اینطور نبود که یک کسانی آن بالا بنشینند و بگویند انجمن اسلامی درست کنید، خودتان احتیاج دیدید که باید یک کشوری که اسلامی است، همه چیزش اسلامی باشد. این احتیاجی که شما دیدید اسباب این شد که همانطوری که پاسدارها مملکت را محتاج می دانستند به اینکه باید حفظ بشود، مشغول شدند، شما هم گفتید که باید چهره اسلام حفظ بشود و در همه جا این معنا را قیام بر آن کردید.
لکن باید این مطلب را انجمن های اسلامی سرتاسر کشور بدانند که با این انجمن های اسلامی، اشخاصی هستند که دشمنند و با صورت دوست در بین شما وارد می شوند و می خواهند که انجمن های اسلامی شما را به فساد بکشند. باید هر یک از شما توجه به این معنا داشته باشید که اینهائی که در انجمن اسلامی می خواهند وارد بشوند و فعالیت بکنند زندگی قبل از انقلابشان چه بوده، یک ساواکی نباشد که حالا آمده باشد یک تسبیحی دستش گرفته باشد و یک ریشی گذاشته باشد و شما را بخواهد بازی بدهد، ببینید قبلا این چکاره بوده، خانواده اش چه خانواده ای است، خودش چه بوده است تحصیلاتش کجا بوده و چه بوده است فکرش چه جور فکری بوده است. اینها را باید از قبل از انقلابشان ما شناسائی بکنیم. زمان انقلاب همه انقلابی هستند. الان از اشخاصی که فرض کنید در
ساواک بودند، الان هم اینها می گویند که ما آنوقت هم مخالف بودیم با رژیم. حالا همه اظهار مخالفت با رژیم سابق می کنند، لکن عده ای شان هستند که نوکر همان ها هستند و چشمشان را دوخته اند به اینکه دوباره آن آمال و آرزوهایی که داشتند دوباره برگردد به حال خودش و این خیال خام را به سر خودشان می پزند و وارد می شوند در این ارگان هائی که از جوان های عزیز ما، متعهد ما دارد خدمت می کنند و تشکیل دادند، اینها ممکن است که در اینها وارد بشوند و بدون اینکه شماها توجه بکنید یک وقت توجه بکنید به اینکه به فساد کشیده شده این انجمن. انجمن اسلامی باید از افرادی باشد که خانواده اش مسلم، خودش مسلم، زمان قبل از انقلابش آدم متعهد مسلم بعد از انقلابش اینطور. یک همچو افرادی باید باشد نه اینکه هر کس آمد خواست وارد بشود و یک قدری هم فرض کنید که اظهار انقلابی بودن کرد و اظهار اسلام کرد، شما بازی بخورید. باید با دقت افراد را بررسی کنید که مبادا خدای نخواسته در بین شما اشخاصی باشند که انجمن اسلامی را به تباهی بکشند و دنبال او صورت اسلام را در دنیا مشوه کنند. این یک تکلیف شرعی الهی است برای همه این ارگان هائی که یا به عنوان انجمن اسلامی یا به عنوان کمیته یا به عنوان جهاد سازندگی که همه اینها خدمتگزار هستند و به عنوان خدمتگزاری در این کشور دارند خدمت می کنند برای اینکه کشور را از خودشان می دانند، لکن توجه به این معنا لازم است که افراد انتخاب بشوند خصوصا در انجمن های اسلامی که اسم اسلام و انجمن اسلامی روی آن گذاشته شده است. باید درست با کمال دقت ملاحظه بشود و اگر فردی را یا افرادی را دیدند که سوابق این، آن سوابقی که باید باشد نیست آنها را وارد نکنند در این انجمن ها، نه اینکه آنها را طردشان - را از جامعه بکنند، کارهای دیگری جامعه دارد بروند کارهای دیگری را انجام بدهند. لکن انجمن اسلامی که می خواهد بلندگوی اسلام باشد و می خواهد در هر جا اسلام را پیاده کند این را از افرادی که سابقاً سوابقشان اسلامی نبوده اطمینان به آنها نمی توانید شما بکنید. بنابراین یکی از وظایف شما انتخاب افراد است، افراد مؤمن قبل از انقلاب و در زمان انقلاب، خانواده چه خانواده ای بوده و امثال ذلک، یکی هم قضیه عهده داری شما، یک همچو محلی را که در هر جا می گوئید ما انجمن اسلامی داریم این یک مسأله ای است که یک عهده داری برای انسان، تحمیل انسان می شود. انسان وقتی که ادعا کرد که من مسلمانم این عهده دار کانه پیمانی است بین او و خدای تبارک و تعالی که به اسلام عمل کند و به اسلام معتقد باشد. شمائی که الان می گوئید ما انجمن اسلامی هستیم، انجمن اسلامی معلمین، انجمن اسلامی ارتش، انجمن اسلامی فلان اداره، فلان کارخانه، باید خودتان توجه به این معنا بکنید که مبادا خدای نخواسته از افراد جوانی که تجربه شان کم است اینها یک وقت یک حرکاتی صادر بشود، یک چیزهائی واقع بشود که برخلاف مقاصد اسلام باشد انجمن اسلامی در همه جا خوب است، لکن نه به این معنا که در هر جا که رفتند بخواهند قدرت به دست بگیرند، به این معنا که هر جا رفتند بخواهند ارشاد بکنند مردم را. یک مدرسه باشد در یک جائی که فرض بفرمائید بیشتر نبوده است، این شمائی که انجمن اسلامی معلمین هستید باید معلمین را ارشاد بکنید به اینکه راه و روش باید چه باشد و آنهائی که انجمن اسلامی در ارتش هستند آنها هم تبلیغ باید بکنند، ارشاد باید
بکنند اما دخالت نظامی نباید بکنند.
و من به همه شماها و به همه ملت ایران اطمینان می دهم که مادامی که شما توجه تان به اسلام است و مادامی که خودتان در صحنه حاضر هستید همانطوری که الان هستید و الان جنگ وقتی که در ایران بپا شد و تحمیل شد بر ایران می بینیم که سرتاسر کشور مردم حاضر هستند در صحنه جنگ، آن که پشت جبهه هست خدمت می کند به جنگجویان و آنهائی که در آنجا هستند با کمال جدیت و اخلاص و با روحیه بزرگ مشغول فعالیت هستند و بحمدالله در این روزهای اخیر هم پیروزی های چشمگیری به دست آوردند. باید شماها که در پشت جبهه هستید توجه کنید که تقویت کنید روحیه ارتش را، روحیه پاسداران را و روحیه رزمندگانی که در آنجا هستند چه از جهاد سازندگی و چه از توده های مردم و عشایر. باید همانطوری که تا حالا پشتیبانی را اظهار کردید از این به بعد هم حاضر باشید و پشتیبانی خودتان را از این قوای مسلح اعلام کنید و عمل کنید و همین طور راجع به جنگزده ها همانطوری که تاکنون مشغول بودید به اینکه همراهی کنید، از این به بعد هم همراهی کنید و نگذارید به این جنگزده هائی که از خانمانشان آواره شدند بد بگذرد. من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی همه ما را و همه شما را و همه ملت را موفق کند که به اسلام وفادار باشیم و عمل کنیم.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.