پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:33 PM
بسم الله الرحمن الرحیم
بعضی قضایاست که انسان گمان می کند که این شر است، لکن به حسب واقع خیر است. در این قضایای اخیر که دولت جابر عراق تحمیل کرد بر ایران باید بگویم (الخیر فی ما وقع) برای اینکه چند مطلب را ثابت کرد. یکی اینکه ضد انقلاب در ایران شایع می کردند که ارتش ایران ارتشی است که از بین رفته است و دیگر نمی تواند در مقابل دشمن ها مقاومت کند و شایعه افکنی می کردند بلکه ابتدائاً می گفتند که اصلاً ارتش لازم نیست، ارتش باید به هم بخورد و بعد از سر یک مسائلی شروع بشود. در این جنگ تحمیلی ثابت شد که ارتش نیرومند است و ارتش با سایر قوای مسلحه با هم هستند، تفاهم دارند، با هم می جنگند و همه کسانی که در ارتش هستند، در رأس ارتش هستند، وفا دارند و این خود یک خیری بود که جلوی این شایعات را گرفت. و یک جهت دیگر اینکه این اشخاصی که ادعا می کنند و ادعا می کردند که ما طرفدار مظلومین هستیم، طرفدار خلق هستیم، فدائی خلق هستیم مجاهده برای مردم می کنیم، ثابت شد به اینکه همه این حرف ها صحبت های خلاف واقع بوده است و الان که کشور ایران با حزب بعث منحط در جنگ هستند الان از آنها هیچ خبری نیست و آنها باز به فسادهائی که اندیشه می کردند ادامه دارند می دهند، لکن بر آنها هم ثابت شد که اگر یک روزی دولت ایران بخواهد شر آنها را بکند با یک یورش همه آنها را از بین می برد. این هم یکی از خیراتی بود که برای ما در این جنگ، در این جنگ تحمیلی حاصل شد
یکی دیگر اینکه منتشر می کردند و دائماً می گفتند که انقلاب در اول یک چیزی داشت مردم با هم بودند و حالا دیگر نیستند با هم، با هم مختلف هستند. و از این حرف های نامربوط که هی دائماً می گفتند. باز در این جنگ ثابت شد که سرتاسر کشور با هم هستند و مردم به همان روح انقلابی باز باقی هستند و الان از همه جاهائی که جوان های ما هستند، از همه اقطار کشور پیشنهاد می کنند که به جنگ بروند، لکن احتیاجی نیست الان به جنگ آنها و اگر خدای نخواسته یک وقت احتیاج شد آنوقت معلوم می شود که چه خواهد شد. اینها از اموری بود که خیر بود برای ما، و علاوه اصل جنگ که واقع می شود و لو تحمیلی است این جنگ، لکن جنگ وقتی که واقع می شود انسان از آن خستگی و از آن چیزهائی که سست می کند انسان را، از آن سستی ها و خستگی ها بیرون می آید و فعالیت می کند و
جوهره انسان که باید همیشه متحرک و فعال باشد بروز می کند و در استراحت و در راحت و در این امور انسان همیشه کسل می شود، همیشه خمود می شود، قوای انسان خمود می شود و خصوصاً آنهائی که به عیاشی عادت دارند یا به رفاه عادت دارند آنها دیگر بدتر خواهند شد لکن وقتی که جنگی در کار می آید و حماسه وجود پیدا می کند و تاریک می شود شب و روشن می شود روز و توپ انداخته می شود و اینها، انسان را از آن حال خمودی و از آن حال سستی بیرون می کند و انسان آن واقع خودش را که فعال است و متحرک آن واقع را بروز می دهد. و یکی از امور که باز خیر بود برای ما اینکه دولت عراق فهمید که با کی طرف است. اینها دائماً هی پیش خودشان گفتند که ما اگر همچو خیالات می بافتند که اگر ما حمله به ایران بکنیم، در همان حمله اول دیگر کار تمام است و ما می رویم برای مرکز ایران و همه جا. حالا فهمیدند که نه، مسأله اینطور نیست. در عین حالی که ما باز به مردم اجازه ندادیم و آن بسیج عمومی را اجازه ندادیم، الان معذلک فهمیدند اینها که خیر، کاری از آنها بر نمی آید و اگر چنانچه دولت ایران بخواهد، آنها را انشاء الله بزودی از بین می برد. عمده حرف این است که فرق است ما بین قوای مسلح ایران با قوای مسلح عراق، فرق است ما بین فرماندهان قوای مسلح ایران با فرماندهان قوای مسلح عراق، و آن این است که اینها به اسلام فکر می کنند و روی قواعد اسلام می خواهند عمل بکنند و لهذا به شهرهائی که دفاع ندارند، به مردم بازار و به مردم و فقرای جاهای دیگر کاری ندارند و فقط اگر چنانچه الزام پیدا کردند که یک مثلاً توپی بیندازند، یک بمبی بیندازند، به همان مراکزی که مراکز قدرت شیطانی است اینها هجوم می کنند، لکن فرماندهان عراق از خدا بی خبرند، اعتقادی به این مسائل ندارند و لهذا توی شهرها می اندازند بمب هایشان را، در خرمشهر، در اهواز، در این جاها شهرها را چیز قرار می دادند هدف قرار می دهند و ما دستمان بسته است از این جهت که نمی خواهیم مردم عادی و مردم بی گناه تلف بشوند و آنها دستشان باز است از باب اینکه اعتقاد به آن چیزهائی که در اسلام مطرح است، آن چیزهائی که انسان (بما انه) انسان می فهمد، آن چیزهائی که شرف انسان اقتضا می کند، آنها این مسائل پیش شان مطرح نیست، آنها همان پیش بردن و رفتن و زدن و اینطور چیزها لکن اینطور نیست که مملکت ایران نتواند اینها را از بین ببرد لکن می خواهد قدم به قدم پیش برود که مبادا بی گناه ها خدای ناخواسته زیر پا بروند. پس ما باید روی قواعد اسلامی عمل بکنیم. قدم قدم پیش رفتیم، تکه تکه جلو رفتیم و آنها خیال کردند قدرتی در کار نیست، حالا فهمیدند آنها که نه، قدرت هست لکن قدرتمندان اینجا روی یک قواعد عمل می کنند و قدرتمندان اشرار روی یک قواعد دیگر عمل می کنند و لهذا آنها مراکز جمعیت را هر جا پر جمعیت است آنها به توپ می بندند یا نارنجک می اندازند، اینها می خواهند همان هدف هائی که مربوط به قوای مسلحه آنهاست چیز بکند. بنابراین در این جنگ یک، خیلی از امور، که بعضی دیگرش هم هست البته خیلی از امور معلوم شد و باز خوب شد که صدام حسین را به ظواهر اسلام کشاندند، برای اینکه این روزها گویند نماز هم می خواند، توی مسجد هم می رود. این همان کارهائی بود که محمد رضا می کرد، عیناً همان اینها از یک آخور ارتزاق می کنند. آن هم یک وقتی که پیش می آمد
بدترین فحش ها را به علمای اسلام می داد و به اسلام هیچ کار نداشت، ضربه می زد، یک وقت که ضعیف و بیچاره می شد می رفت نماز خواند و در حرم حضرت رضا می رفت و نماز می خواند و از این بساط در آورد. حالا ایشان هم که همه ملت عراق می شناسند او را کی هست، نمی دانند که ایشان که حالا هم می خواهد نماز بخواند و در مسجد برود کی را خواهد بازی بدهد، ملت عراق را می خواهد بازی بدهد که ملت عراق ایشان را ماهیتش را می شناسد، ماها را هم می خواهد بازی بدهد، ماها هم ماهیتش را می شناسیم. کسانی که آن طرف دنیا هستند، در آمریکا و اروپا هستند، اگر بعضی اشخاص پیدا بشوند نشناسند این را، ممکن است اما آنجاهائی که ایشان هستند مثل بغداد و عرض بکنم که عراق، مردم ایشان را می شناسند. مردم سال های دراز با این حزب بعث زندگی کردند و از این حزب بعث اینها صدمه ها دیدند. این آدمی که حالا دارد می گوید من مسلمان هستم و ما در مقابل کفار داریم جنگ می کنیم، این آدم همان آدمی است که برای اربعین وقتی که زوار حضرت سیدالشهدا حرکت کردند، آنها را به توپ و تفنگ بستند و آنقدر جنایت کردند. دیگر ملت عراق با اینکه این جنایات را از شما دیده باور می کند که شما یک آدم دینی باشید؟ در هر صورت جنگ خیلی خوب است از یک جهت و آن این است که انسان را، شجاعتی که در باطن انسان است بروز می دهد و تحرک برای انسان حاصل می شود، انسان از آن خمودی بیرون می آید و ملت ایران باید توجه داشته باشد که برای اسلام دارند خدمت می کنند. فرق ما بین ما و آنها این است که ما انگیزه مان اسلام است و ما اشخاصی که در اسلام خدمت کردند و جنگ کردند و فداکاری کردند از صدر اسلام تا حالا تاریخشان محفوظ است. پیغمبر اکرم از همه این گرفتاری هائی که ما داشتیم بیشتر گرفتاری داشت، چندین ماه یا چند سال در حبس بود ایشان، در شعب ابوطالب محصور بود و معذلک مقاومت کرد و باید مقاومت کند و ملت ایران مقاومت می کند و باید مقاومت کند و ارتش ایران و پاسدارها و سایر قوای مسلحه باید قدرتمندی خودشان را نشان بدهند و باید اینها سرکوب کنند این قدرت پوشالی امثال صدام حسین و اینها. و باز معلوم شد به اینکه این عروسک چه عروسکی است که هر جوری که خواهند حرکتش می دهند، هر روزی حرکتش می دهند، به یک جور حرکت دهند، این هم باز معلوم شد و بسیاری از چیزهای دیگر در این جنگ معلوم شد. حالا آنچه من به ملت خودمان می خواهم بگویم این است که ملت ما باید متوجه باشد که اسلام است و قضایای اسلام در کار است و ما تبع اسلام داریم جنگ می کنیم، دفاع می کنیم و به واسطه اسلام داریم دفاع می کنیم. ملت ما باید مجهز باشند، جوان های ما باید تدریب کنند، مجهز باشند، برای اینکه ما ممکن است در آتیه یک جنگ های طولانی تری داشته باشیم و برای اسلام باید جنگ بکنیم، برای اسلام باید فداکاری بکنیم. ما باز هم در این مواردی که کشته دادیم به قدری که در صدر اسلام کشته دادند ما باز کشته ندادیم. ما باید فداکاری بکنیم، ما باید همه عزیزانمان را فدای اسلام بکنیم و باید این کار انجام بگیرد و بلا اشکال باید همه افرادی که قدرتمند هستند، چه آنهائی که در سر حدات هستند، آنهائی که در مثل خرمشهر و مثل اهواز و مثل آبادان و اینها هستند پافشاری کنند، نگذارند از شهر خودشان بیرون بروند. این ضعف است، اسلام گفته است شما
باید پایداری بکنید. در هر صورت من به آنها هم سفارش می کنم که با قدرتمندی و با شجاعت و با عزت نفس داشته باشند پایداری کنند و هیچ گاه از مسائلی که گفته می شود و آن ضد انقلابی ها منتشر می کنند، نترسند. ما پیروز هستیم. صدام حسین دستش را دراز کرده برای اینکه با ما مصالحه کند، ما با او مصالحه نداریم. یک آدمی است که کافر است، یک آدمی است که فاسد است، مفسد است و مفسد را ما نمی توانیم با او مصالحه کنیم، ما تا آخر با آنها جنگ خواهیم کرد و انشاء الله تعالی پیروز خواهیم شد و هر یک از دول هم که با او همراهی بکند، ما هیچ ابداً اعتنائی نداریم به این، برای اینکه ما هدفمان این است که تکلیف مان را عمل بکنیم، تکلیف ما این است که از اسلام صیانت کنیم و حفظ کنیم اسلام را. کشته بشویم تکلیف را عمل کردیم، بکشیم هم تکلیف را عمل کردیم. این همان منطقی است که در اول هم که با این رژیم فاسد پهلوی مخالفت می کردیم منطق ما همین بود منطق این نبود که ما حتماً باید پیش ببریم، منطق این بود که برای اسلام مشکلات پیدا شده است، احکام اسلام دارد از بین می رود، مظاهر اسلام دارد از بین می رود و ما مکلفیم که به واسطه قدرتی که هر چه قدرت داریم مکلفیم که با آنها مقابله کنیم، کشته هم بشویم اهمیتی ندارد، بکشیم هم که انشاء الله موفق خواهیم شد به جنت و به بهشت انشاء الله. شما هیچ وقت از هیچ چیز هراس نداشته باشید. شما برای حفظ اسلام دارید جنگ می کنید و او برای نابودی اسلام. الان اسلام به تمامه در مقابل کفر واقع شده است و شما باید از اسلام پایداری کنید و حمایت کنید و دفاع کنید. دفاع یک امر واجبی است بر همه کس، بر هر کس که هر مقدار قدرت دارد باید دفاع بکند از اسلام، و الان اینها هجوم کردند بر اسلام و ما باید دفاع بکنیم و ابداً قضیه صلح و قضیه سازش در کار نیست و ما اصلاً مذاکرات کنیم با اینها، اینها برای اینکه فاسد و مفسد هستند و ما با این اشخاص مذاکره نمی کنیم. بله اگر اینها بروند کنار و از همه جا بروند و بیرون بروند از همه جا و تسلیم بشوند، ما آنوقت ممکن است به واسطه اینکه بین مسلمین خیلی چیز نشود ما هم یک سکوتی بکنیم والا و مادامی که اینها دست شان، اسلحه دست شان است ما هم اسلحه مان ایمان است سلاحمان اسلام است و ما با آن سلاح ایمان و اسلام پیش می بریم و خواهیم پیش برد و همه اینها را سرکوب خواهیم کرد چنانچه تاکنون ما با همان اسلحه ابرقدرت ها را از بین بردیم و دست شان را از این مملکت قطع کردیم و حالا آنها می خواهند باز با اینطور مسائل دست باز یک دست درازی به کشور اسلامی بکنند و ما مکلفیم که جلوی آنها را بگیریم. چه پیروز بشویم و چه نشویم دفاع باید بکنیم و باید حتماً دفاع بکنیم و همه ملت در وقتی که اجازه داده شد، همه باید بروند و دفاع بکنند. انشاء الله امیدوارم که با آنجاها نرسد و مسائل آنقدر ریشه دار نباشد و اینها بفهمند که با چه مملکتی و با چه ملتی طرف هستند و دست از شیطنت و فضولی های خود بردارند.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.