0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:33 PM

نفر معدود در یک پایگاهی هستند و بودند آنوقت و از آن طرف آن جمعیت زیادی که در کردستان بود و حمله می کرد، اینها با جمعیت کمی جواب آنها را می دادند برای اینکه اینها اتکال به خدا داشتند و آنها اتکال بر خدا نداشتند پس ارتش ما نباید بگوئیم که یک ارتشی است که مثل ارتش های دیگر است، ژاندارمری ما هم مثل ژاندارمری دیگر هست، سپاه پاسداران ماهم مثل قوای مسلح دیگران هست. این صحیح نیست، برای اینکه سپاه دیگران، ارتش دیگری برای چی جنگ می کند؟ ارتش عراق برای صدام حسین. کدام عاقل است که برای صدام حسین جان خودش را بدهد؟ که چه بشود؟ ارتش ما حجت دارد، می گویند که ما اگر بمیریم پیش خدا رویم. این روحیه است که مقدم می دارد. این روحیه ای که عقیده ایمانیش این است که من اگر کشته بشوم، یک توفیقی است برای من و من می روم در جوار رحمت الهی. این روحیه است که ما را پیروز کرده و ارتش ما هم این روحیه را بحمدالله دارند و سایر قوای مسلحه ماهم از قبیل پاسدارها و ژاندارمری و شهربانی و همین هائی که در حال نظم و انتظام هستند. پیام من به ارتش این است که اولاً تقدیر می کنم از شماها، از همه قوای مسلحه تقدیر می کنم به اینکه شماها مردانه و مثل سربازهای صدر اسلام الان دارید عمل می کنید و به آنها بشارت می دهم که شما اگر بکشید آنها را، شما به بهشت می روید و اگر آنها هم شما را بکشند، شما به بهشت می روید. این هم بشارت است. پس این قدرت، یک قدرت الهی است و قوای انتظامی نظامی و سپاه پاسداران ما مجهز به قوه الهی هستند، سلاحشان الله اکبر است و هیچ سلاحی در عالم مقابل همچو سلاحی نیست و ملت ما هم همین طور است.
 

تجلی نصرت و قدرت الهی در تحول روحی ملت برای مقابله با دشمن

این تحولی که پیدا شد در ملت، یک تحولی بود که الهی بود، امکان نداشت کسی تصور این را بکند که سی میلیون جمعیت یا بیشتر که اکثراً کار نداشتند به این کارها، زمان طاغوت مردم کارشکنی می کردند یا اکثرشان کاری هم نداشتند، هر کاری می کردند، کرده بودند و همچو خوف در آنها پیدا شده بود که یک پاسبان اگر می رفت در بازار و هر حکمی می کرد، تخلف کردند. یک وقت یک دست غیبی پیدا شد که این دست غیبی متحول کرد این مردمی که ضعیف بودند، به یک اشخاص پولادین و با عده ای که البته زیاد بودند لکن مجهز نبودند، همه سلاح ها دست آنها بود، بدون خوف از اینکه این چیزی که دارد می آید تانک است، این چیزی که دارد می آید مسلسل است، بدون خوف این وارد می شدند، بعضی شان رفتند روی آن چیزهائی که می آوردند، آن آلاتی را که می آوردند، روی آن سوار می شدند، و می رفتند. این یک قدرت الهی بود که ملت ما داشت و الان هم بحمدالله دارد. و این تو هم است که انسان خیال کند که حالا دیگر کاری ندارند، حالا دیگر چه. اینها دلخوشی است که بعضی طایفه ها و بعضی گروه ها به خودشان می دهند که حالا دیگر مثلاً آنطور نیست. ولی ما می بینیم که در مشکلات یکدفعه همه اینها دارند قیام کنند. الان در خرمشهر و در جاهای دیگری که هست، آبادان و اهواز و اینها سنگر بندی کردند و آقای رئیس جمهور الان آنجا بودند، گفتند ما رفتیم دیدیم

صحیفه نور جلد 13 صفحه 102

سنگر بندی کردند و مجهز هستند و این مطالبی که برای ما و برای ملت ما از خارج نقل می شود اینها شایعات هست، شایعه کردند که خرمشهر را آنها گرفتند، اصلاً نزدیک، خوب آقای بنی صدر رفته در خرمشهر، در آبادان، در جاهای دیگر رفته، خودش رفته. این شایعات را درست می کنند برای دلخوشی خودشان. شنیدم که امروز هم یک شایعه مرگ فلانی شده است و عراق دلخوش کرده خودش را به اینکه فلانی مرد. من بمیرم که، شما باید دعا کنید خدا بمیرد! خدا هست من کی هستم. ملت ما خدا دارد. ملت ما از اول تا حالا همیشه ملت پشتیبانش خدای تبارک و تعالی بوده، منتها گاهی ملموس بوده است و گاهی غیر ملموس. حالا الان ملموس است که کارها بر خلاف آن چیزی که آنها خیال می کنند انجام می گیرد. پس ملت ما یک ملتی است که از ضعف به قدرت متحول شده است و آرزوی شهادت می کند. یک همچو ملتی که آرزوی شهادت می کند، این ملت دیگر خوف ندارد، خوب پیروز است انشاءالله.
 

نصیحت به قوای مسلح عراق برای بازگشت به آغوش اسلام

و آنکه می خواهم به ارتش عراق بگویم، من متأسفم که ارتش عراق که مسلم هستند حالا آنهائی که از اسرائیل آوردند من اطلاعی ندارم و ما با آنها کاری نداریم ارتش عراق که مسلمان هستند، کعبه قبله آنهاست و قرآن کتاب آنهاست و پیغمبر اکرم رسول آنهاست، آنها برای چه جنگ می کنند؟ با کی جنگ می کنند روی چه انگیزه ای جنگ می کنند؟ مقابل آنها مسلمان ها هستند. البته صدام حسین منطقش در اسلام غیر ماهاست او البته ما را می گوید مجوسند اینها، اهل مجوسی هستند. این یک چیزی که کهنه شده است و سابقاً یک کسی می گفت یک چیزی. این ارتش عراق برای چی دارند خون خودشان را می دهند؟ اینها نمی دانند که اگر به جنگ ایران بیایند اینطور کشته می شوند؟ الان نفهمیدند که در جنگ ایران نمی توانند هیچ اعمال قدرتی بکنند؟ اینها برای چی خون خودشان را می دهند؟ روی چه انگیزه ای خونشان را می دهند؟ اینها می توانند بگویند ما برای خدا داریم کار می کنیم؟! صدام حسین به خدا چکار دارد؟ میشل عفلق به خدا چکار دارد؟ حزب بعث، حزبی است که به خدا کاری ندارد، مانوس به خدا نیست این. پس شما دارید در غیر راه خدا خون خودتان را می دهید. انگیزه شما چی است؟ انگیزه قدرت هائی که ما داریم، انگیزه این است که ما برای خدا جنگ می کنیم، خدا به ما همه چیز داده، ما از او هستیم و به او هم تحویل می دهیم. این انگیزه لشگر اسلام است، در صدر اسلام هم همین انگیزه بوده، الان هم همین انگیزه است. شما انگیزه تان چیست؟ شما برای خدا با اسلام مخالفت می کنید؟! برای خدا با قرآن مخالفت می کنید یا برای صدام حسین؟! اگر برای خداست که راهی ندارید شما، راهی ندارید که بگوئید برای خداست. پس برای صدام حسین است. انگیزه تان هم این است که اسلام قدرت پیدا بکند؟! خوب اینجا اسلام است قدرت هم دارد. عراق، خود ملت عراق که با صدام حسین موافق نیست، او مخالف است، تمام توده های اسلامی مخالفند برای اینکه صدام حسین، هم مسلکش الحادی است و هم خودش ملحد است. پس انگیزه، آن انگیزه ای که در ارتش و در قوای مسلحه ما و پاسدارها و همه نیروهائی که هست، نیروی دریائی، نیروی زمینی،

صحیفه نور جلد 13 صفحه 103

نیروی هوائی و سایر نیروهائی که در ایران هستند انگیزه آنها یکی است و اینکه ما برای خدا داریم کار کنیم. مملکت، مملکت اسلامی است. طاغوت را از بین بردند و اسلام به جای طاغوت نشسته است و ما برای اینکه اسلام را پیاده کنیم و طاغوت را هم همه ریشه هایش را بکنیم، برای این انگیزه داریم جنگ می کنیم اما شما، ارتش عراق برای چه انگیزه ای خون خودشان را می دهند؟ خون خودشان را هم که دادند چه تحویلشان می دهند آنها، آنها چه دهند به شما وقتی خون خودتان را دادید؟ اینجا می گویند که ما وقتی خون خودمان را دادیم خدا در بهشت ما را مقامات عالیه از اینجا بهتر دهد. شما برای چی؟ برگردید به اسلام ای ارتش عراق، این قوای مسلح عراق برگردید به اسلام تا وقت نگذشته، آن روزی که وقت گذشت دیگر نمی توانید برگردید، الان که وقت باقی است توبه کنید، همانطوری که از برادران شما بسیاری توبه کردند و آمدند اینجا و جزء لشکر اسلام شدند، شما هم برگردید و ملحق بشوید به کشور اسلامی و به لشکر اسلامی، هم برای دنیا و هم برای آخرتتان، این صلاحتان هست. دنبال یک کافر، یک ملحد که هم مسلکش الحادی است و هم خودش ملحد است، دنبال این نروید، دنبال یک مسلکی بروید که می گوید من اسلام مسلکم است. دنبال رسول خدا شما باشید، نه دنبال صدام، رها کنید اینها را. اگر شما رها کنید اینها را، اگر شما رها کنید اینها را، آنها دیگر چیزی نیستند. شما رها کنید اینها را، اگر می توانید بکشید اینها را، سلاح ها را در مقابلشان قرار بدهید و بکشید اینها را و اگر دستتان هم نمی رسد به اینها رها کنید، اعراض کنید ازشان، بیائید در ایران، جای شما در ایران باز است و کشور ایران خانه خود شماست، بیائید در اینجا ما از شما هم پذیرائی می کنیم هم خدمت به شما می کنیم.
 

ملت عراق بپا خیزید و از اسلام و حیثیت خودتان دفاع کنید

ملت عراق هم با اینکه من سابقاً این معنا را به نظرم بود که این عشایری که در عراق هستند مسلمند و ملت عراق هم یک ملت زنده ای است، حالا هم همین طور است لکن نمی دانم چه، چه شده است الان که آنطوری که باید حرکت کنند و نهضت بکنند، آنطور نیست. من می دانم که همه دل خون دارند از این حکومت و هیچ مسلمی نمی تواند موافق باشد با او لکن حالا که سرگرم جنگ با ایران هستند و قبل از اینکه ما آنها را اعدام کنیم، از بین ببریم، ملت قیام کند و نهضت کند مثل قیامی که ملت ایران کرد ملت ایران قیام کرد و یک قدرت صد چندانی قدرت صدام حسین را از بین برد، شماها هم قیام کنید. الان این آدم مشغول است به ایران، شما از پشت خنجر به او بزنید، قیام کنید، اعتصاب کنید، راهپیمائی کنید بر خلافش، مگر می تواند قتل عام بکند وقتی همه شهرهای عراق راهپیمائی کردند بر ضد او و منطقشان هم این بود که تو داری با اسلام مخالفت می کنی. برای خدا، برای اسلام راهپیمائی کنید اقتصادش را فلج کنید، ندهید مالیات به او، حرام است دادن مالیات به این، از گناهان کبیره است برای اینکه اعانت بر یک کسی است که بر خلاف اسلام است. و پول آب و برق را ندهید، چیزهای دیگر را که می خواهند، ندهید، زیر بار نروید و تظاهرات بکنید و ژ بکنید، محکوم کنید او را،

صحیفه نور جلد 13 صفحه 104

نمی تواند با یک ملت طرف بشود او. حالا هی در رادیوشان گویند که ملت عراق چطور، ملت عراق چطور. این را شما می دانید ملت عراق می دانند که این با ملت عراق دارد چه می کند و چه کرده است تا حالا و اگر این دستش برسد، اگر این خبیث دستش برسد، تمام آثار اسلام را در عراق از بین خواهد برد، تمام مساجدتان را از بین خواهد برد. الان این فرصت نیست برایش اگر فرصت پیدا بشود برایش تمام آثار اسلام را به آنطوری که رای اینها اینطور است، مسلک اینطور است، تمام آثار اسلام را اینها خواهند از بین برد. قبل از اینکه اینها فارغ بشوند از جنگ با ایران، شما از پشت مشغول بشوید، راهپیمائی کنید، منفجر کنید جاهائی را که مال دولت است، آنطوری که در ایران عمل می کردند و حالا هم عمل می کنند. پس شما باید در مقابل جمعیتی که بر ضد اسلام است، قیام کرده است بر ضد اسلام باید دفاع از اسلام بکنید. دفاع از اسلام یک چیز واجبی است، چیز لازمی است، بعلاوه این دفاع از حیثیت خودتان است. این آدم با تشبثات مختلف که همه اش دروغ است، تشبث به اینکه ما عربی هستیم، دروغ می گوید، خیر شما امریکائی هستید، شما عرب نیستید، عرب مسلم است، شما عرب نیستید، شما امریکائی هستید، آمدی و حالا در اینجا ادعای اسلام کنید. این مطلب را باید ملت عراق بدانند که امروز جنگ بین اسلام و کفر است و بر همه مسلمین واجب است که دفاع کنند از اسلام. اگر این آدم به فرض محال غلبه پیدا کند بر ایران و جمهوری اسلامی را از بین ببرد، این عکس العملش در همه کشورهای اسلامی می شود. اینها مایلند که اصلاً کشور اسلامی نباشد، اینها تابع میشل عفلق هستند. میشل عفلق به اسلام کار دارد؟! میشل عفلق اسلام را منافی با مقاصد خودش داند. این حزب بعث، اسلام را منافی می دانند با مقاصدی که دارند. ملت عراق باید بیدار بشوند، باید قیام کنند، باید نهضت کنند، باید انقلاب کنند. انقلاب کنید تا این را از بین ببرید و بدانید این را که اگر برای خدا انقلاب کنید، شما پیروز خواهید بود چنانچه ما برای خدا، ملت ما برای خدا قیام کرد و پیروز شد حالا هم پیروز خواهد شد و انشاء الله این مرد را از بین هم شما و ما با هم دست به هم بدهیم و این حزب را منحلش کنیم و اشخاص حزبی که بر نگردند به اسلام اعدامشان بکنیم تا اینکه این مملکت از شر اینها و از شر میشل عفلق و صدام حسین ها و سادات ها، از شر اینها فارغ بشود و دیانت خودشان را پیاده کنند و بشود یک مملکت اسلامی. همه جا حکومت خودش سر جای خودش، حکومت اسلامی سر جای خودش، ایران حکومت خاص دارد، عراق حکومت خاص دارد، مصر حکومت خاص دارد، اینها سر جای خودشان لکن همه باهم اسلام، در تحت لوای اسلام و همه با هم در تحت لوای اسلام باشید و انشاء الله اینها را از بین ببریم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها