0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM

بیانات امام خمینی در جمع قضات شرع و دادستان های انقلاب اسلامی کشور

تاریخ: 1359/05/25

 

قوای ثلاثه اساس یک کشور است

بسم الله الرحمن الرحیم
من باید به ملت ایران تبریک عرض کنم که بحمدالله این قوای ثلاثه که اساس یک کشور است از خودشان است و از متن جامعه است و از اشخاص طاغوتی و منحرفین نیستند و از خدای تبارک و تعالی توفیق همه را می خواهم در اینکه همه خدمتگزار به اسلام باشیم و با جدیت و کوشش همه، این نهضت اسلامی به پیش برود و حکومت عدل الهی مستقر بشود به جای حکومت طاغوتی. شما همه می دانید و ملت هم می داند که این سه قوه ای که در زمان طاغوت بود، نمی شود گفت کدام خبیث تر از کدام بودند. قوه مقننه ما به دست اشخاصی افتاده بود که به اعتراف شاه مخلوع از طرف سفارتخانه ها تعیین می شدند و ملزم بودند اینها همان ها را به کار وا دارند و از این راه ماهیت قوه مقننه بر ملت ما روشن می شود که لیستی که امریکا بدهد و نوکر او اجراء کند، بهتر از این مجلسی که ما داشتیم و بهتر از سنائی که ما داشتیم، یعنی آنها داشتند، نخواهد بود. آنها در طول مدتی که متصدی بودند هیچ گاه قدمی برای خدا بر نمی داشتند، اگر اینها برای خدا می خواستند قدم بردارند، حتماً نه آمریکا آنها را پیشنهاد می کرد و نه شاه مخلوع آنها را تعیین می کرد. ما از همان حرف شاه، شاه مخلوع سند اتخاذ می کنیم که این قوه مقننه چه جور اشخاصی بودند و قوه مجریه هم که همه می دانند که چه جنایت هائی در این کشور مرتکب شدند و خود آن مرد که یک مقام غیر مسؤول به حسب اصطلاح آنها داشت در رأس همه جناینتکارها بود، جنایتکارها همه الهام از او و او الهام از اجانب می گرفت. قوه قضائیه که در اسلام آنقدر در آن اهتمام شده است و حکم را یا نبی یا وصی نبی باید متصدی بشود و اگر غیر نبی و وصی نبی، سفارش شده از طرف نبی اکرم باشد، آن ثالث می شود که شقی. قوه قضائیه ما هم به دست یک اشخاصی افتاد که من گمان نمی کنم در تمام افرادی که متصدی فضا بودند، یک نفرشان صالح باشد. اگر گفته می شود که در بین اینها یک اشخاصی بودند که مثلاً یک قدری متدین بودند، لکن صالحیت برای قضا غیر از تدین است، امر مهمی است که شاید در اسلام کمتر چیزی مورد توجه بوده است مثل قوه قضائیه و نکته اش هم معلوم است برای اینکه در دست قوه قضائیه همه چیز ملت است، جان مردم است، مال مردم است، نوامیس مردم است، همه در تحت سیطره قوه قضائیه است و قاضی اگر چنانچه خدای نخواسته نالایق باشد، ناصحیح باشد، این در اعراض و نفوس مردم سلطه پیدا

صحیفه نور جلد 13 صفحه 14

بکند، معلوم است که چه خواهد شد. از این جهت من به ملت ایران تبریک می گویم که در این زمان نه قوه مقننه یک قوه ای است که لیستش را داده باشند و تعیین کرده باشد کسی آنها را، خود آنها منتخب از طرف ملت هستند و ملت بدون اینکه کسی تحمیل به آنها بکند، اینها را تعیین کرده است و هر کدام هم که ناصالح بودند، خود مجلس کنار گذاشته است. بنابراین قوه مقننه ما قوه ای است که صالح است و اکثر افرادش، افراد متعهد هستند و همه شان از همین جمعیت ملت هستند و از آن کاخ نشین ها نیستند و قوه قضائیه هم معلوم است که یک نفر از آن اشخاصی که طاغوتی باشند در اینها نیست و اهل علم هستند که با زندگی طلبگی امرار معاش کردند و در متن جامعه بوده اند و از گرفتاری های جامعه اطلاع دارند و گرفتار بوده اند خودشان هم، اینها می توانند که به درد مستضعفین برسند و قوه مجریه هم که عبارت از رئیس جمهور و نخست وزیر و بعد هم انشاء الله وزرائی که تعیین خواهند شد، اشخاصی هستند که خود ملت تعیین کردند، کسی تحمیل به آنها نکرده است و مجلس هم که از خود ملت است، بعد کابینه را رای به آن می دهد و بلااشکال به کسی که بر خلاف موازین اسلامی رفتار کند و غیر متعهد باشد و از حال مستضعفین بی اطلاع باشد، رای تمایل نخواهند داد.
لکن باید عرض کنم که این قضاوت در اسلام بسیار اهمیت دارد و بسیار خطرناک است. اهمیت دارد که تمشیت امور مردم و رفع ظلم ها و مخالفت ها و اینها با دست اینها باید بررسی بشود و مظلوم از ظالم ممتاز بشود و حق اجرا پیدا بکند، و خطرناک است برای اینکه اگر چنانچه خدای نخواسته حکم بر خلاف ما انزل الله باشد ولو در دو و در هم علی حد الکفر و قاضی علی شفیر الجهنم بسیار خطرناک است لکن امری است که واجب کفائی است و باید تکفل کرد. هر یک از اشخاصی که متصدی هستند اگر چنانچه مجتهد عادل باشند، مستقلا می توانند و اگر چنانچه مجتهد نباشند، آنها به تعیین مجتهد در یک زمانی که ما فاقد هستیم، افرادی که تمام جهات را مجتمع باشند، با تعیین مجتهد تصدی می کنند. نباید از کاری که اهمیت دارد، شانه خالی کرد کار آن کس اهمیت دارد در نظر شارع مقدس، این را نمی توانیم ما از آن شانه خالی کنیم، واجب کفائی است، اگر چنانچه شانه از زیرش خالی کردند، مورد مواخذه خواهند بود. باید تصدی کرد حتی در زمان بعضی از امرای سابق مثل خلفای بنی عباس و بنی امیه و اینها بعضی از اشخاص در خدمت آنها به حسب ظاهر می رفتند و اشخاص بسیار صحیحی بودند برای جلوگیری از بعضی مظالم، اینطور نیست که اگر یک حکومتی هم ظالم شد، کسی بداند که می تواند رقع ظلمی از مردم بکند، می تواند یک راه صحیحی را پیش بگیرد، بتواند از آن شانه خالی کند. حالا که بحمدالله یک کشور اسلامی داریم و همه ارکانش اسلامی است نمی شود امروز گفت که دولت هست و ما زیر بار دولت نمی رویم و دولت هست و ما مستخدم دولت نمی شویم. این حرف ها مال زمان طاغوت بود. زمان رسول الله هم دولت بود، زمان امیرالمومنین هم دولت بود، می شد بگوئی که دولت است و ما استخدام در این دولت نمی شویم ؟! دولت از اموری است که باید در مملکت باشد، از واجبات حسبیه ای است که واجب است برای حفظ نظم دولت باشد. اگر دولت باطل باشد، استخدام در او جایز نیست مگر اینکه برای یک احقاق حقی باشد، چنانچه در صدر اسلام

صحیفه نور جلد 13 صفحه 15

هم این مسائل بوده است و اگر دولت صحیح حقی بود، نباید اشخاص بگویند که ما در این دولتی که صحیح و حق است، رویم برای اینکه اسمش دولت است. حکومت های اسلامی، همه دولت های اسلامی بودند، همه متولی امور مردم بودند. عمده این است که دولت چه دولتی باشد، اگر دولتی مثل دولت فعلی باشد که ارکانش همه اسلامی هستند و همه در راه اسلام می خواهند خدمت بکنند، نباید کسی تحاشی کند از اینکه من نمی خواهم وارد بشوم در این دولت و استخدام بشوم. استخدام دولت حق است، زمان حضرت امیر هم اشخاصی بودند که شرطه بودند، اشخاصی بودند حکومت بودند، استاندار بودند، اشخاص مومنی بودند که کار فرما بودند در جاهائی و اینطور کلی اش را آدم بگویند که، آنوقتی که زمان طاغوت بود بگویند که ما در خدمت طاغوت واقع نمی شویم، حالا هم که زمان الله است بگویند که ما در خدمت واقع نمی شویم این کج فهمی است. اگر چنانچه قضا مثلاً ، در قوه قضائیه کمبود بود و به هر کس اظهار کردند، وقتی به مقدار کفایت نباشد واجب است بر اینکه تصدی بکند و قضاوت بکند نباید بگویند که حالا که قضاوت است ما در خدمت دولت واقع نمی شویم. خدمت دولت، نیست خدمت خداست. الان دولت، دولت الهی است و خدمت به الله است، نه خدمت به طاغوت است بنابراین نباید بعضی از آقایان تحاشی کنند از اینکه ما در استخدام دولت واقع نمی شویم. این استخدام اسلام است، دولت خودش اسلامی است، نه این است که خودش مستقل است، آن هم خدمتگزار اسلام است، همه خدمتگزار اسلام هستیم.
 

حفظ نظام از واجبات الهی است

و البته باید همه امور بر نظام و نظم باشد. وقتی که پایه امور بر نظم شد، باشد و حفظ نظم از واجبات الهی است باید در قوه قضائی هم این نظم محفوظ باشد یعنی اینطور نباشد که قاضی یک روز بخواهد بیاید و یک روز هم دلش بخواهد نیاید. این یک یا باید در استخدام، استخدام الله بر آید و وظیفه شرعی الهی خودش بداند که باید روی موازینی که هست، ساعاتی که تعیین شده است برای کار، کار بکند و اگر چنانچه نخواهد هم این کلمه استخدام را قبول بکند یا اصلش تصدی نکند یا ملزم بداند خودش را به الزام شرعی که اگر آمد نظام را حفظ کند، اگر بخواهد وارد بشود و بی نظم باشد، من یک هفته دلم نمی خواهد بیایم، الزامی که من ندارم، نمی خواهم یک چنین آدمی، اصلا از اول وارد نشود، اگر چنانچه می تواند که روی موازینی که تعیین می شود و شورای قضائی تعیین می کند عمل بکند، ملتزم به این باشد که این عمل تا آخر روی موازین باشد و هر روز هم خودش را عاجز از این داشت خوب برود پیش شورا و استعفا بدهد، اما متصدی باشد و بی نظم متصدی باشد، این صحیح نیست. باید یک مملکتی همه چیزش نظام داشته باشد، همانطوری که اگر در شهربانی بخواهند اینهائی که پاسبان هستند بگویند که ما امروز می خواهیم نیائیم، امروز میلمان کشیده است که منزل باشیم، این نمی شود این پاسبان نمی شود و این شهربانی هم نمی شود و در سایر ادارات هم یک اداره ای بگوید که من امروز نمی خواهم بیایم، این خواستنی نیست. کسی که یک امر را تصدی کرد باید نظامش را حفظ

صحیفه نور جلد 13 صفحه 16

بکند. آقایان هم که از همه قشرها از حیث کار اهمیتشان بیشتر است باید این نظام را حفظ بکنند و همانطوری که در سایر جاها یک نظامی هست و بدون نظم یک امری تحقق پیدا نمی کند یعنی فاسد می شود، باید نظام را حفظ بکنند و هر چیزی را که تقبل کردند با نظم و با ترتیب، این را اجراء بکنند و عمل بکنند.
 

قضاوت یکی از عبادات الهی است

و از مهماتی که باید عرض کنم دقت در امر قضاست. وقتی که نوامیس مردم، جان های مردم، مال های مردم تحت نظر شماست، نباید که مسامحه بشود خدای نخواسته یک غیر مجرمی مجرم شناخته بشود یا یک مجرمی که باید حد الهی برایش جاری بشود، این غیر مجرم شناخته بشود. باید در امر قضا کمال دقت را کرد و با دقت اجراء کرد، مبادا خدای نخواسته به دست یکی، یک ظلمی واقع بشود. هر دو طرفش ظلم است، اگر چنانچه یک غیر مجرمی، مجرم شناخته بشود، ظلم به آن شخص است و اگر یک مجرمی، غیر مجرم شناخته بشود، ظلم به آنهائی است که این جرم مرتکب شده است برای آنها. باید تمامش را با کمال دقت، با کمال مواظبت و احتیاط عمل کنید که مبادا یک وقت خدای نخواسته یک کسی به قتل برسد در صورتی که جرمش به مقدار قتل نیست، کسی یک حبس طولانی بشود در صورتی که جرمش به مقدار این حبس نیست، یا قاتلی فرار کند از زیر بار قصاص به توهم اینکه خوب، یک ترحمی باید به آن کرد. نه، قاضی باید با تمام شدت توجه بکند به مواضع قضا، قاضی باید جسارتا عرض می کنم قسی القلب باشد، تحت تاثیر واقع نشود، قاضی که نفسش جوری است که اگر مثلاً این مجرم یک قدری گریه کرد، یک قدری ناله کرد، یک قدری التماس کرد، تحت تاثیر واقع بشود، این نمی تواند قاضی واقع بشود. یا اگر حس مثلاً انتقام جوئی در قاضی باشد، آن هم نمی تواند قاضی باشد. قاضی یک نفر آدمی است که بدون اینکه هیچ نظری داشته باشد راجع به قضیه، اگر برادرش را آوردند پیشش که قضاوت کند، همانطور باشد که اگر دشمنان را آوردند، یعنی در قضا آن طور باشد، حکمی که می خواهد بکند بین برادرش و بین دشمنش، در حکم فرق نگذارد. نمی گویم در عوارض نفسانی، نخیر در حکم یعنی همانطوری که برای برادرش حکم بحق باید بکند، برای دشمنش هم همانطور، علی السواء باشد پیشش همه، شما شنیده اید که حضرت امیر با آن ظاهرا یهودی بود که در محضر قاضی واقع شدند در صورتی که حضرت امیر رئیس بود، وقتی که احضارش کرد رفت پیش قاضی، قاضی وقتی که اباالحسن به ایشان گفت، اشکال کرد به او که نه، به آن هم هر چه می گویی به من هم همین طور بگو. این دستوری است برای همه ماها که باید در مسند قضا یکی که نشست، همه ملت پیشش با یک نظر باشد، تمام نظرش به اجرای عدالت باشد. عدالت، در دشمنش هم به طور عدالت، در دوستش هم به طور عدالت. نه اینجا مسامحه بکند و نه آنجا سختگیری کند. و بالاخره این امور مهم در دست شما آقایان است و از قراری که الان آقایان که پیش من آمده اند از شورای قضائی، خیلی امیدوار بودند به این چهره های نورانی، باید در هر جا که باشید و هر مطلبی که پیش شما بیاید،

صحیفه نور جلد 13 صفحه 17

هر قضاوتی که پیش شما بیاید، به طور حق، به طور عدالت، بدون نظر به اینکه این آدم چه است و آن آدم چیست، حتی یک مجرم در جه اول وقتی که آمد، روی حق نظر بکنید، این سابقه اش چه جوری است این را نظر نگیرید، روی حق و عدالت به آن نظر بکنید و حکمی که صادر می کنید یک حکم عادلانه باشد که محضر حق تعالی که وارد می شوند مورد اشکال نباشید و روسفید باشید. و من امیدوارم که خداوند تبارک و تعالی شما را موفق بکند، هم جهات شرعی که عرض کردم، آن جهات دیگر هم شرعی است، این منتها در متن است که راجع به حکم عدالت انشاء الله موفق بشوید و هم راجع به نظم و اینکه روی یک موازین باشد و شورای قضا اگر یک چیزی را گفت، شما نگوئید که من خودم مستقلم و می خواهم چه بکنم، این غیر نظم است، این نظم نیست. هر کس در خودش اینطور می بیند که اگر بیاید گوش نمی دهد به اینکه یک نظمی باشد، برایش جایز نیست تصدی این امر، برود کنار، الزامی نیست و هر کسی که به خودش این را می بیند که وقتی آمد روی موازین عمل بکند و روی نظام عمل بکند و شورای قضائی اگر یک چیزی را گفتند بپذیرد و انشاء الله ماجور باشد پیش خدای تبارک و تعالی و این را شما یکی از عبادات حساب بکنید که قوه قضائیه هستید و قضاوت می کنید و احقاق حق می خواهید بکنید، این یکی از عبادات الهی است.
و انشاء الله موفق و موید باشید و همه ما موفق باشیم به اینکه خدمت بکنیم، مملکت ما احتیاج مبرم به خدمت دارد، احتیاج مبرم به نظام دارد، بعد از انقلاب است، انقلاب البته یک مصائبی در آن هست لکن بعد از اینکه همه ارکان تمام شد با کمک هم، همه با کمک هم انشاءالله این بار را به منزل برسانیم و اینطور نباشد که در خارج به ما بگویند که اینها هرج و مرج هست در ایران و نه، در ایران دیگر نمی شود و چه، این حرف هائی که می زنند. لااقل بهانه ای ما دست آنها ندهیم و هر کس هر کاری را متصدی است، او را خوب انجام بدهد. شما کار نداشته باشید که یک قاضی در بلخ مثلاً فلان عمل را کرده است و یک قاضی در کجا، شما کارتان این باشد که این کاری که خود شما می کنید، این خوب باشد. اگر همه افراد یک مملکتی آن کاری که دستشان است بنا بگذارند خوب انجام بدهند، این مملکت یک مملکت الهی عالی می شود و اگر بنا باشد که این که کار خودش را می خواهد بکند، به کار دیگری هم دخالت بکند، به یک کاری که مربوط به او هم نیست دخالت بکند، این قاضی است بخواهد قوه مجریه هم خودش باشد، قوه مجریه است، بخواهد قاضی هم خودش باشد، این هرج و مرج همین هاست. این قوا که هست و اساس هستند، اینها علیحده و مستقل و متجزی از هم هستند و هر کدام باید کار خودشان را انجام بدهند. اگر بنا شد که یک قاضی بخواهد اجرا هم بکند، این از حد خودش تجاوز کرده است و کارش فاسد خواهد شد و مملکت هم فاسد خواهد شد و اگر چنانچه هر کسی کار خودش را همانطوری که هست، خوب انجام بدهد، انشاء الله تعالی موفق خواهد شد این مملکت به اینکه نظامش درست برقرار و شما هم انشاء الله ماجور پیش خدای تبارک و تعالی و در نامه اعمال شما ثبت بشود که قاضی است که برای خدا قضاوت کرده است.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها