0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:04 AM

بیانات امام خمینی در دیدار با گروه امداد تهران

تاریخ: 1358/08/08

 

ما از اول هم امیدمان به نیروی انسانی الهی ملت بوده است

بسم الله الرحمن الرحیم
از زحمت هائی که شمردید و فعالیت هائی که در منطقه خودتان انجام دادید من تشکر می کنم و خداوند تعالی اجر به شما خواهد داد. باید ما بدانیم که خود ما باید مشغول فعالیت باشیم. خود ملت در هر جا که هست باید به خرابی هائی که در طول شاهنشاهی و در طول این پنجاه و چند سال برای مملکت ما پیش آمده است خود ملت باید قیام کند، قیام برای خدا و قیام برای بندگان خدا. شما منتظر این نباشید که این ادارات، این استانداری ها و امثال اینها برای شما کار بکنند، اینها بسیارشان همان مغزهای فاسد رژیم سابقند بسیاری از اینها اگر کار شکنی نکنند، کمک نمی کنند و ما نباید بنشینیم که این مغزهای فاسد به ما کمک کنند. ما جوان های خودمان بحمدالله زیاد و تحول بزرگی که در مملکت ما حاصل شده است و جوان های ما را که بسیاری در مراکز غیر مشروع بوده اند کشانده است در خدمتگزاری به خلق و خدمتگزاری به خدای تبارک و تعالی، باید ما از نیروی این جوان ها استمداد کنیم. ما از اول هم امیدمان به ملت و جوان های برومند ملت بود. ما همیشه توجه مان به خود ملت، به نیروی انسانی الهی ملت بوده است و با استمداد از همین طبقه کارگر، طبقه تحصیلکرده جوان، بازاری ها، از همین طبقات به قول آنها طبقات پائین و به قول من طبقات بالا استفاده کردیم. اینها بودند که نهضت را به اینجا رساندند و اینها هستند که می توانند به پیش ببرند، اینها بودند که در آنوقت که نهضت کرده بودند، ننشستند که فلان استاندار با آنها همراهی کند یا فلان اداره با آنها همراهی کند اینها خودشان قیام کردند و بسیاری از ادارات و کارمندان ادارات هم کمک کردند لکن در بین اینها اقشاری هستند، افرادی هستند که الان هم مشغول کارشکنی هستند و اینکه می بینید که به شما کمک نمی کنند این روی همان طرز فکری است که اینها در آن رژیم طاغوتی داشتند که آن طرز فکر را به این زودی نمی توانیم ما عوض کنیم.
 

این مغزهای پوسیده را بگذار فرار کنند

این ملت ما در طول پنجاه سال یک طرز فکری در آن پیدا شده است، یک وضعی در دماغش پیدا شده است که به این زودی نمی شود عوضش کرد. آنهائی که در خدمت رژیم بودند و چندین سال

صحیفه نور جلد 10 صفحه 82

خدمت کردند به آنها و الان هم خدمتگزار به اجانب هستند و الان هم آرزوی این را کنند که باز آن رژیم و یا فاسدتر از او برگردد که اینها باز کاخ نشین بشوند و ملت ما حتی کوخ هم پیدا نکند، اینها الان هم در صدد هستند، اینها چند تایشان، چند نفرشان که در همین چند روز اجتماع کرده بودند در یک جائی، افسرده بودند برای اینکه - قهر - در ایران اشخاصی را اعدام کردند، همان معنائی را که آمریکائی ها آنجا می گفتند اینها در ایران و در یک محضر محترم می گفتند که این اعدام ها اسباب این می شود که ما دیگر حیثیتمان را در دنیا از دست بدهیم ما یک حیثیتی در زمان محمد رضا داشته ایم حالا داریم از دست می دهیم!! ما خیلی حیثیت داشتیم؟ کدام حیثیت را شماها دارید پیش خارج که حالا می خواهید از دست بدهید؟ ما جنایتکارهایمان را بگذاریم راه بروند در بین مردم و مادرها و پدرهائی که بچه هایشان را کشته اند، برای اینکه شما دلتان می خواهد که در خارج به شما تبریک بگویند؟ شما اینقدر مغزهای خودتان را باخته اید که خیال می کنید که اگر چند تا جنایتکار را مثلاً اعدام کنند و چند تا جنایتکار را تادیب کنند، حیثیت ما از بین می رود. شما چه حیثیتی دارید در دنیا که از بین برود؟ دنیا شما را به چه حیثیتی قبول کرده است؟ دنیائی که آمریکایش اینطوری است که دوا را می گوید که در اینجا صرف نکنید و بفرستید در دنیای ثالث، در دنیای سوم. دوائی که آنجا به مردمش نمی دهند از باب اینکه ضرر دارد، می گویند بفرستید به دنیای سوم، شما این حیثیت را در دنیا دارید و ما می خواهیم این حیثیت را که شما دارید از بین ببریم، یک حیثیت انسانی برای شما پیدا کنیم. شما اینقدر گریه نکنید برای این خائن ها که کشته شدند از قبیل نصیری و امثال ذلک می گوئید مغزها فرار می کنند، این مغزهای پوسیده بگذار فرار کنند، این مغزهائی که برای اجانب کار کردند، این مغزهائی که جزء سازمان امنیت بودند بگذار فرار کنند. شما برای آنها خیلی افسرده نباشید، این مغزها باید فرار کنند، البته الان می بینید که این مغزها، می بینید که نمی توانند در اینجا به آن استفاده هائی که می کردند استفاده کنند حالا از اینجا فرار می کنند دنبال همان معانی که دلشان می خواهد می روند. مگر هر مغزی که علم به قول شما در آن بود این مغز شریف است؟ احمدی هم در زمان رضاخان دکتر بود، لکن دکتری بود که با آمپول خودش مرگ بر مردم تزریق می کرد. احمدی را شاید اکثر شما اسمش را هم نشنیده باشید، اما ما بودیم در آن زمان که مامور این بود که به ملیین، به اشخاصی که اظهار مخالفت با دیکتاتوری می کردند آمپول مرگ تزریق می کرد. آن هم یک مغزی بود. حالا اگر یک همچو مغزی از ایران فرار کرد، ما بنشینیم غصه بخوریم که مغز فرار کرده؟ شماها چطور اینطور تشخیص می دهید که این مغزهائی که رفته اند پیش ارباب هایشان، این مغزهائی که مجتمع شده اند در انگلستان و بر ضد ایران دارند تبانی می کنند و تظاهر می کنند، این مغزهائی که دنبال بختیار دارند جمع می شوند و بختیار و اینها را انگلستان پناه داده و در زیر پناه سرنیزه انگلستان دارند زندگی می کنند، ما برای اینها بنشینیم اظهار تأسف بکنیم؟ یا این مغزهائی که به آمریکا فرار کردند برای اینکه بروند آنجا پولهائی که در اینجا جمع کرده اند آنجا خرج بکنند، ما برای اینها باید اظهار تأسف بکنیم؟ فکرهایتان را عوض کنید، افکاری که پنجاه سال در مغزهای شما جمع شده است و اصلاً تشخیص نمی توانید بدهید به واسطه آن افکار مابین

صحیفه نور جلد 10 صفحه 83

صحیح و غیر صحیح را.عوض کنید خودتان را. ما باید این مملکت را عوض کنیم، این افکار را عوض کنیم. دانشگاه ما باید عوض بشود، از این افکار عوض بشود. این مغزهائی که بچه های ما را سی سال، چهل سال به تباهی کشیدند بگذار فرار کنند، یک مغزهائی صحیح بیایند روی کار. حالا که می خواهند تصفیه کنند و اشخاصی خیرمند می خواهند تصفیه بکنند، شما نشسته اید غصه می خورید که چرا تصفیه می کنند، غصه می خورید که چرا اعدام می کنند. کی ها را اعدام کردند؟ برای کی غصه می خورید؟ ای اساتید دانشگاه (یعنی بعضی شان) برای کی غصه می خورید؟ برای نصیری نشسته اید نوحه سرائی می کنید؟! برای هویدا نوحه سرائی می کنید؟! برای کی؟ بعد هم می گویند که یک بچه دوازده ساله را اعدام کرده اند. خوب اینهمه آنهائی که با ما مخالفند می گویند، آن مخالفین می گویند من هم امر کرده ام که پستان زن ها را ببرند؟ آنها می گویند که یک بچه دوازده ساله را، آنها می گویند یک زن حامله را، والا نه بچه دوازده ساله اعدام می شود و نه زن حامله اعدام می شود. این چه حرف هائی است که شما می زنید؟ چرا کمک می کنید به استعمار؟ چرا کمک می کنید به رژیم شاهنشاهی؟
ای مغزهای پوسیده! ای انسان های از بین رفته! بیدار بشوید یک قدری چرا اینطور بحث می کنید؟ چرا اسلام را تخطئه می کنید؟ چه شده شما را که اسلام را تخطئه می کنید؟ جوان های ما بیدار بشوید. ای جوان های برومند! ای خواهران ما! ای برادران ما! بیدار بشوید. ای شمائی که با دست شما نهضت به اینجا رسید، و این آقایان که حالا اشکال می کنند، در کنار نشسته بودند و یا کمک می کردند و یا بی تفاوت بودند و حالا آمده اند در میدان، ای جوان هائی که در مقابل توپ و تانک رفتید، ای خواهرهائی که جوان های خودتان را از دست دادید و خودتان هم در بین مردم تظاهر کردید و الله اکبر گفتید، حفظ کنید خودتان را، نهضت خودتان را حفظ کنید، ننشینید دیگران برای شما کار بکنند اینها برای شما کار نمی کنند همانطور که اجانب کار نمی کنند اینها هم کار نمی کنند.
باید ادارات تصفیه بشود، باید فرهنگ تصفیه بشود، باید دانشگاه ها تصفیه بشود، باید به دست اشخاصی بیفتد که پیوندش با رضاخان پهلوی و با محمدرضاخان پهلوی در سال های طولانی نبود. اینهائی که با آنها پیوند دارند نمی توانند در این مملکت، مملکت ما را اداره کنند، اینها باید تصفیه بشوند، دولت باید تصفیه کند اینها را. اتکال به قدرت خودتان بکنید همانطوری که می بینید خودتان اینهمه کار را انجام دادید و می گوئید استاندار ما همراهی نمی کند و شاید بعضی وقت ها هم کارشکنی بکند، ابداً اعتنا به همراهی او نکنید و خودتان کار بکنید، اتکال به قدرت الهی، همانطور که از اول نظرتان به این نبود که این قشرهای بالا با شما کمک بکنند و نکردند و کارشکنی هم شاید کردند، همین طور حالائی که به سازندگی رسیدید خودتان سازنده باشید خودتان دنبال مطالب خودتان بروید.
 

مملکت مال زاغه نشینان است

ملت خودش باید قیام کند مملکت مال شما است، این مغزها فرار می کنند و مملکت مال شماست، اینها ارزها را برداشتند و فرار کردند و حالا هم دارند یکی یکی فرار می کنند و می بینند دیگر

صحیفه نور جلد 10 صفحه 84

اینجا جای دزدی نیست. مملکت مال خود شماست، مال جوان های ماست. مملکت مال زاغه نشینان اطراف تهران است که من خدا می داند برای اینها غصه می خورم و برای اینها تا حالا فکری نشده. مملکت مال اینهاست نهضت را اینها پیش برده اند. در یکی از روزهائی که تلویزیون نشان می داد اطراف تهران را و یکی از او پرسید که شما چه می کردید، می گفت که (یک مرد پیرمردی تقریباً بود، با یک عده از یک سوراخی بیرون آمد، از یک جائی که جای انسان نبود بیرون آمد) گفت ما صبح که می شود می رویم به تظاهر، زندگیشان این بود و صبح می رفتند تظاهر، می رفتند کمک می کردند به ملت. ما مرهون اینها هستیم ما زندگی مان را اینها اداره می کنند، اینها اداره کردند و این جمعیت و امثال این جمعیت. جوان ها، جوان های دانشگاهی، جوان های اداری آنهائی که پیوند با ملت داشتند، بازاری، کشاورز، کارگر، همه اینها، آن طبقه بالا به ما کاری نداشتند حالا هم کارشکنی می کنند و همه چیز می خواهند، می گویند مغزها فرار کردند. بگذار فرار کنند، جهنم که فرار کردند این مغزها، مغزهای علمی نبودند این مغزها، مغزهای خیانتکار بودند والا کسی از مملکت خودش فرار می کند به آمریکا؟! از مملکت خودش فرار می کند به انگلستان و زیر سایه انگلستان می خواهد زندگی بکند؟! پیوند می کند با بختیار و امثال بختیار که مملکت ما را به تباهی کشیدند؟! این مغزها بگذار که فرار بکنند، بهتر که فرار می کنند، غصه نخورید برای اینها، برای اینها که کشته شده اند غصه نخورید اینقدرها. برادرها خودتان بیدار باشید که این مغزهایی که دارند فرار می کنند این مغزهاست که شما را به تباهی کشیده اند، این مغزهاست که نگذاشتند جوان های ما تحصیل کامل بکنند، اینها باید هم بروند، باید هم فرار کنند، دیگر جای زندگی برای آنها نیست برای اینکه یک ملت بیدارند، یک ملت بیدار نمی گذارد که شما هر کدامتان هر کاری می خواهید بکنید.
 

ما مغزهای سازنده را می خواهیم، نه مغزهای فاسد را

باید خودتان، خودتان را اداره کنید، باید همه مان به میدان بیائیم و خودمان، فکر اینکه یک استانداری یک کاری بکند، یک کاری کسی بکند، این را اتکال به آنها نکنید، خودتان همانطوری که می گوئید، الحمدالله الان یک تحولی حاصل شده است که همه طبقات، مهندسش می آید کار می کند، دکترش می آید کار می کند. اینهائی که حالا مغزهای انسانی دارند، اینها که مغزهائی ندارند که فرار کنند. آقا مغزهائی که فرار می کنند، ما هم یک مغزهائی داریم که - دارد توی - با اینکه مغز علمی هستند دارند به مردم کمک می کنند، دارند می روند درو می کنند، این مغزها را ما می خواهیم، نه آن مغزهائی که حالا که برایشان تعیش حاصل نیست فرار کنند. چرا به خود نمی آیند اینها؟ چرا اینها نمی فهمند مقدار خودشان را و مقدار مملکت ما را؟ ما این مغزهائی را می خواهیم که در عین حالی که دکتر است؟ در عین حالی که مهندس است می رود در جهاد سازندگی و جهاد سازندگی را راه می اندازد. ما این مغزها را می خواهیم که از آمریکا پا می شود می آید اینجا می گوید من آمده ام برای کمک، نه از اینجا پا بشود فرار کند از اینجا، این مغزهای فرار به درد ما نمی خورد بگذار فرار کنند. اگر شما هم

صحیفه نور جلد 10 صفحه 85

می دانید که در اینجا جایتان نیست شما هم فرار کنید، راه باز است. مملکت ما آدم می خواهد حالا، نه مغزهائی که می روند زیر پناه انگلستان و زیر پناه آمریکا. خداوند به همه شما توفیق عنایت کند و من وقتی شماها را، این چهره های انسانی، نورانی، خدمتگزار را می بینم مباهات می کنم به اینکه مملکت ما اینطور است.
دنیا الان نظرش به مملکت ماست، نه به آن طبقه، به شما، نه به آن طبقاتی که سابق هم سر همه کارها بودند و الان هم شما می گوئید که اتومبیل هایشان، بچه هایشان را می برند به آنجا، به مدرسه و از همین اتومبیل ها هست و به ما نمی دهند برای جهاد سازندگی. دنیا به شما نظر دارند، نه به این اتومبیل سوارها، نه به اینهائی که در کاخ می نشینند. کوخ نشین ها هستند که مؤونه این مملکت و سرمایه این مملکت است، نه آن کاخ نشین ها. خداوند این کوخ نشین ها را برای ما حفظ کند و خداوند این مسلمین که تعهد دارند برای اسلام، این جوان هائی که خدمت دارند می کنند به کشور خودشان، خدمت دارند می کنند به اسلام، خداوند برای ما حفظ کند. خداوند همه شما را، خواهرها را، برادرها را حفظ کند و قدرت عنایت کند. مطمئن باشید که با این روحیه ای که دارید پیروز هستید و نمی تواند کسی بر شما غلبه کند و شما بر همه غلبه خواهید کرد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها