0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:00 AM

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از خواهران معلم و محصلین مشهد، آمل، آبادان

تاریخ: 1358/07/08

 

خواهران در نهضت یک سهم بزرگ داشتند

بسم الله الرحمن الرحیم
من از این خانم کوچک اول باید تشکر کنم و از چیزی که خواندند تقدیر کنم و از همه خواهران که از اطراف آمدند و از خراسان آمدند، از آمل آمدند، از آبادان آمدند تشکر می کنم و دعا گوی همه انشاء الله هستم.
ما باید حساب این مطلب را بکنیم که آزادی که اینها (شاه سابق) و اشخاصی که الان هم در مسیر او هستند، می خواهند چه است و زن ها در غیر زمان این آدم چه نقشی داشتند و بعد از او چه نقشی و در زمان او چه. کسی که تاریخ این صد ساله را مطالعه کرده است، می داند که در جنبش هائی که در ایران بوده است، جنبش های اصیلی که در ایران بوده است قبل از این دوره رژیم پهلوی، جنبش تنباکو، جنبش مشروطیت، زن ها همدوش با مردها فعالیت می کردند، زن ها در جامعه بودند و با مردها راجع به امور سیاسی و امور اجتماعی و گرفتاری های مملکت خودشان فعالیت می کردند. همانطوری که مردها آنوقت قیام می کردند و قیام کردند برای اینکه قضیه تنباکو را که همه چیز ما را به باد داده بود جلوگیری از آن قرار داد بکنند، زن ها هم در آنوقت شریک بودند و در جنبش مشروطیت هم همانطور که مردها فعالیت می کردند زن ها هم فعالیت می کردند. این مال قبل از رژیم. بعد از سقوط این و در حال سقوط و از نهضتی که مسلمین کردند، ملت ما کردند، آنها را همه تان ملاحظه کردید که زن ها پیشقدم بودند، بلکه فعالیت زن ها در این باب ارزشش بیشتر از فعالیت مردها بود برای اینکه همین خواهرها که ریختند در خیابان ها و در مقابل توپ و تانک تظاهر کردند و مشت گره کردند، اینها مردها را قدرتشان را دو چندان کرد.
وقتی مردها ببینند که خانم ها آمدند در مقابل توپ و تانک، آنها بیشتر اقدام می کنند و ما دیدیم که این خواهرها در این نهضت یک سهم بسیار بزرگ داشتند و در طول این نهضت تا حالا که در غیاب رژیم سابق است، می بینیم که خانم ها در همه مسائل شرکت دارند، در قضیه پاکسازی، قضیه جهاد سازندگی، در همه این امور فعالانه شرکت می کنند و آزادانه.این مال آن زمان و این زمان که تقصیلش را شما می دانید و محتاج به بیان نیست.

صحیفه نور جلد 9 صفحه 232

 

نوکران اجانب با اسم آزادی و دموکراسی معارضه با اسلام و مسلمین می کنند

خوب، در زمان این رژیم که فریاد می کردند که (آزاد زنان و آزاد مردان) چه فعالیتی زن ها داشتند؟ فعالیتی که ما از زن ها می دیدیم این بود که چندتایشان جمع بشوند بروند، با آن وضع فضیح بروند سر قبر رضاخان، آنجا تشکر کنند از اینکه ما را آزاد کردید، چه جور آزاد کرد؟ چه کرد؟ فکر این نیستند که چه آزادی اینها به آنها اعطا کردند و تا چه اندازه اینها می خواستند زن ها یا مردها آزاد باشند. بله، آنها یک آزادی را می خواستند، حالا هم این اشخاصی که قلم دستشان است و بر ضد اسلام و بر ضد روحانیت چیز می نویسند همین آزادی را می خواهند و آن آزادی است که دیکته شده است از غرب برای به فساد کشیدن جوان های ما. زن و مردشان را اینها می خواهند که آزاد باشند، زن ها برای اینکه در مجالس آنطوری که تشکیل می دادند و داشتند بروند، بروند آنجا و با آن وضع در حضور چشم های ناپاک مردها، آن وضع را درست کنند. این نحو آزادی می خواهند که هم خواهرهای ما را به فساد و تباهی بکشند و هم جوان های ما، مردهای ما را به تباهی بکشند. اینها می خواهند که همه فحشا آزاد باشد، آزادی را در زمان ایشان که آزادی زن و آزادی بود، کدام زن توانست راجع به مسائل روز یک کلمه بگوید و کدام مرد توانست که راجع به گرفتاری هائی که ملت ما از دست اجانب و از دست داخلی ها داشتند یک کلمه بنویسد؟ کدام مطبوعات ما آزاد بودند؟ کجا رادیو و رادیو تلویزیون آزاد بود؟ و مردم، جوان ها، دانشگاهی ها و طلاب علوم دینی کجا آزاد بودند؟ در این پنجاه سال که من شاهد قضایا بودم آزادی واقعی مفید برای جامعه مسلوب بود، هیچ نداشتیم. یعنی زن ها آزاد نبودند که راجع به مسائل جامعه فعالیت بکنند یا حرف بزنند راجع به گرفتاری های ملت، راجع به گرفتاری ملت به دست شرق و غرب، هیچ آزادی نبود، راجع به گرفتاری های ملت از دست دولت های دست نشانده یک کلمه آزاد نبودند که صحبت کنند. پس ما سه قطعه از زمان را که بعضی از آن را شما و همه اش را در تاریخ ثبت شده و می شود، زمان سه قطعه، این صد سال اخیر سه قطعه دارد.
از اول صد سال تا زمان مشروطه و بعد از مشروطه تا زمان رضاخان یک قطعه حساب بکنیم و وضع آنوقت و آزادی زن ها در آنوقت و آزادی مردم در آنوقت با اینکه آنوقت هم حکومتش فاسد بود آن را حساب کنیم، یک قطعه هم از بعد از رفتن این رژیم یا در حال شکست این رژیم که دیگر نمی توانست کاری بکند، تا حالا هم یک قطعه حساب بکنیم. یک قطعه هم در زمان رژیم، از زمانی که رضاخان کودتا کرد تا زمانی که رژیم از بین رفت، قدرتش از بین رفت. این سه حال را ما ملاحظه می کنیم و عرضه می کنیم به اینهائی که حالا هم برای این رژیم یا نظیر آن رژیم اشک می ریزند و با اسم آزادی و با اسم دموکراسی معارضه با اسلام و مسلمین می کنند. ما عرضه می کنیم این سه قطعه از زمان را با اینکه قطعه سابقش هم که در زمان قاجاریه بود و آنها، آنوقت هم مرضی اسلام نبود لکن آنوقت قدرت مسلمین زیادتر بود و حکومت، آن قدرت و غلبه را بر روحانیون اسلام نداشت ضعیف بود قدرتش در مقابل روحانیون و در مقابل ملت، با آن زمانی که رضاخان آمد و قدرت به او دادند و قدرت پیدا کرد و سرکوب کرد هم روحانیون را و هم سایر ملت را تا وقتی که این آدم رو به ضعف رفت، زمان

صحیفه نور جلد 9 صفحه 234

قدرت این را با قدرت او تا آنوقتی که این رفت رو به ضعف و رو به شکست، این هم یک قطعه ای از زمان، قطعه سومش از بعد از شکست این و رو به شکست رفتن این تا حالا. ما حساب بکنیم که آن آزادی که زن ها و مردها در آن دو قطعه جلو و عقب داشتند، آن آزادی بود یا این قطعه ای که از زمان کودتای رضاخان تا زمان رو به شکست رفتن پسرش بود، این آزادی بود. آزادی که در سابق بر او و حالا دارند یک آزادی است که نافع برای کشور خودشان، برای اسلام، برای مسلمین، برای ملت خودشان است یعنی اینها آزادند که در اجتماعات داخل بشوند، داخل هم شدند و می بینید، آزادند که خدمت کنند به مملکت، خدمت کردند و می کنند و دارید می بینید، آزادند که در مصالح مملکت حرف بزنند، اشکال بکنند به دولت، اشکال بکنند به مقامات دولتی و غیر دولتی، چنانچه که دیدید الان اشکال کردند، آزادند در این مسائل اجتماعی، در این مسائل اساسی که مربوط به مصلحت کشور خودتان و ملت خودتان است، هیچ قید و بندی در کار نیست، می بینید. شما یک جا بیاورید که بخواهید یک صحبتی بکنید که راجع به مصلحت مملکت است (نه توطئه باشد که بعضی می کردند) یک عملی بکنید که مربوط به مصالح خودتان و مصالح کشور است، و آمدند دستشان را گرفتند کنار زدند و سر نیزه آمده حکومت کرده، همچو چیزی پیدا نمی کنید. سابق هم فعالیتی که زن ها داشتند، فعالیتی که در هر گرفتاری که حالا من دوتایش را از آن اسم بردم که قضیه تنباکو و مشروطیت که بیشتر از چیزهای دیگر بود لکن در همه گرفتاری ها زن ها جلو می افتادند و همراه با مردها و مسائلی را که مربوط به مملکت خودشان بود می گفتند و فریاد می زدند و انجام می دادند مسائلشان را. شما هم دیدید که در این قضیه سوم که شما حاضر قضیه بودید و فاعل بودید، فعال بودید، هیچ گرفتاری، جلوگیری در کار نبود که شما را جلوگیری کنند از اینکه اجتماع نکنید، جلوگیری کنند که - عرض می کنم که - بیرون نروید، در بین مردم نروید، فریاد نزنید، مظالم را نگویید. با همین فعالیت شما و آزادی شما بود که این پیروزی برای ملت ما نصیب شد.
اما آن آزادی که آنها می خواستند و زمان رضاخان و پسرش می خواستند و خصوصاً زمان دومی، آن آزادی نبود، آن تباه کردن ملت بود. آنجا هم شما آزادی را دو قسم کنید، یک آزادی مطبوعات و رادیو و تلویزیون و - عرض می کنم که - قلم ها و گفتارها و کتاب ها و اینها که در راه مصلحت ملت و در راه مصلحت کشور انجام می گرفت، تمام آنها سانسور بود، هیچ آزادی نبود برای اینکه گرفتاری ما از ناحیه خود دولت بود و ارباب هایش و اگر شما می خواستید یک صحبتی بکنید، اول باید بگوئید که رضاخان چه کرد و مسائلی - که او - و خیانت هائی که او کرده بود و جنایت هائی که او کرده بود و خیانت هائی که پسرش کرد، باید این را بگوئید. یک کلمه آزاد نبودید که از این مسائل بگوئید، برای پلیس هم شما نمی توانستید که یک کلمه انتقاد کنید، یک کلمه انتقاد از دولت بکنید، یک کلمه مطبوعات ما انتقاد از فرض کنید که ارتش بکند. هیچ همچو چیزی نبود، آزادی نافع که برای مصلحت مملکت ما و کشور ما بود بکلی مسلوب بود، قلم ها را شکسته بودند، زبان ها را قطع کرده بودند و کسی حق اینکه یک کلمه صحبت بکند نداشت و باید هر چه بگویند، هر چه در مطبوعات باشد، هر چه

صحیفه نور جلد 9 صفحه 235

در رادیو تلویزیون باشد، هر چه قلم ها به کار بیفتد، در مداحی یک نفر آدمی که همه چیز ما را به باد داد، هیچ آزادی در زمان ایشان، آزادی سالم نبود، ولی یک قسمت آزادی ها بود، در سینماها را باز کرده بودند با آن وضعی که سینماها داشت که اگر جوان های ما چند روز می رفتند در آنجا تباه می شدند و از فکر اینکه یک کاری برای کشور خودشان بکنند بکلی می افتادند و در اینها باز بود، در قمارخانه ها هم باز بود به همه جوان ها، در فحشا هم باز بود به همه جوان ها، و از تهران تا شمیران و اواخر شمیران می گویند آنقدر مراکز فساد بود که قابل فحص مثلاً نبود. اینها را آزاد قرار دادند، بلکه دامن زدند به آن، بلکه قلم ها، بیان ها دامن زد به اینکه، که این نحو آزادی هائی که مضر به حال کشور است، مضر به حال ملت است، اینها را آزاد گذاشتند. از بعد از زمان ایشان تا حالا باز برگشت به دوره سابق و بهتر، برای اینکه دوره سابق هم دوره قجر بود و آنها هم فاسد بودند اما نه به فساد اینها، اینقدر که اینها، این پدر و پسر، اینها رکورد فساد را شکستند. این آزادی که الان برای ملت ما هست، برای زن، برای مرد، برای نویسنده ها، برای چیزها، این آزادی، آزادی است در کلیه اموری که این امور به نفع خود شما هست. شما آزادید بروید بیرون مطالب خودتان را بگوئید، انتقاد از دولت بکنید، انتقاد از هر کس که پایش را کج گذاشت بکنید، هیچ کسی نیست که به شما بگوید چرا. بروید در جهاد سازندگی، با ملت خودتان بروید و همراهی کنید، آزادید می روید می کنید. تمام چیزهائی که در رشد انسان، در رشد خواهرها و برادرها و این کودک های عزیز دخالت دارد، اینها همه آزاد هستند، آنی که اسلام جلویش را گرفته و آزاد نیست قمار بازی است که تباه می کند ملت را، شرابخواری است که تباه می کند ملت را، انواع فحشائی که در زمان این مرد جنایتکار بود و فراهم کرده بودند اسبابش را، اینهاست که در اسلام ممنوع است. پس ما دو قسم آزادی داریم که یک قسم مفیدش در غیر زمان این دو جنایتکار بود و در زمان اینها این قسم از آزادی بکلی ممنوع بود و آن آزادی آنها می خواستند که زن آزاد باشند که هر جوری بزک بکنند و بیایند توی خیابان ها و با جوان خدای نخواسته چه بکنند. آن را آزادی قرار داده بودند. حالا هم الان آنهائی که می خواهند اسلام نباشد دلشان برای این آزادی می سوزد، این آزادی مطرح نیست پیششان اصلاً، اینهائی که اینهمه حرف می زدند از اینکه مملکت و چطور، ملت ما چطور، کذا و اینها، اگر شما در تمام اینجاهائی که رفتید، کسانی که رفتند برای کمک کردن به برادرها و خواهرهای خودشان در جهاد سازندگی، اگر شما از اینها کسی پیدا کردید آنجا. اینهائی که داد می زنند خلق و خلق، اینها آنهائی هستند که خرمن ها را می روند آتش می زنند، نه اینهایند که می روند خرمن جمع می کنند. شما می روید زحمت می کشید و با برادرهای خودتان، خواهرهای خودتان کمک می کنید خرمن درست می کنید، برای آنها وجین می کنید، درو می کنید، آنهائی که داد از خلق می زنند و داد از اینکه ما طرفدار توده ها هستیم، می آیند آتش می زنند. همین که شما زحمت کشیدید، دستشان برسد می آیند آتش می زنند و همین ها هستند که لوله های نفت را با تفنگ منفجر می کنند، همین هائی که برای خلق به قول خودشان دارند چه می کنند، همین دموکرات ها و دم دموکرات که در کردستان بودند و الان هم هستند، همین ها بودند که نفت را خواستند به تباهی بکشند و دهقان ها را به تباهی بکشند و

صحیفه نور جلد 9 صفحه 236

صنعت ما را، زراعت ما را، همه را به تباهی بکشند که مبادا یک جمهوری اسلامی پیدا بشود و دم اینها را بگیرند بیرون کنند. اینهائی که برخلاف مسیر ملت هستند اینها از این می ترسیدند. پس فریاد آزادی آنها، آزادی نبود، تباه کردن ملت بود. حالا آزادی است که می بینید که چطور است اگر بگذارند، این تتمه رژیم سابق و نوکرهای آنها بگذارند و نوکرهای اجانب.
 

معلمان، کودکان را تربیت اسلامی - انسانی بکنند

خداوند انشاء الله همه شما را، خواهرها، برادرها و این اطفال، نوباوگان، همه شما را انشاء الله حفظ کند و همه مؤفق باشید و خدمت بکنید به این مملکت و تربیت بکنید این کودک ها را. شماها، معلم ها تربیت بکنید اینها را به تربیت های اسلامی انسانی که هم برای مملکت و کشورتان مفید است و هم برای روحیه خود آنها مفید است و هم خیر دنیا و آخرت در آن هست. سلام بر همه شما خانم ها، برادرها. انشاء الله خداوند شما را...

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها