پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 9:00 AM
تاریخ: 1358/07/05
بسم الله الرحمن الرحیم
من از آقایان و حضرت آقای کفعمی تشکر می کنم که از راه دور آمدید و زحمت کشیدید و در این مجلس ممکن است که مطالبی که ما داریم و برای همه مناطق این مطالب هست به وسیله ایشان و شما برادرها به اهالی محترم بلوچستان و سیستان ابلاغ کنید. آن چیزی که ما از اول نظر داشتیم یعنی ملت نظر داشت و ما هم به تبعیت ملت وارد عمل شدیم، این بود که این آشفتگی که در ایران به چشم می خورد و خطری که برای اسلام در نظر بود که ممکن است تحقق پیدا بکند، ما را وادار کرد به اینکه با تبعیت از ملت ایران بر خلاف آن چیزهائی که آنها آرزو داشتند و قدرت های بزرگ هم آنها را وادار کرده بودند برای تحقق آن مقابله کنند.
این یک برنامه ای بوده است که اجانب از سال های بسیار طولانی طرح ریزی کرده بودند برای اینکه مخازن ایران که مخازن غنی ای است آنها ببرند و کسی نباشد در مقابل آنها ایستادگی کند و لهذا برنامه این بود که ملت ایران را یا اغفال کنند یا آنهائی که اغفال نمی شوند از بین ببرند، اگر بتوانند حیثیت شان را در بین ملت از بین ببرند و اگر این را مؤفق نشوند، خودشان را از بین ببرند برای اینکه اگر چنانچه آن طبقه ای که می توانند ملت را بیدار کنند به حال خودشان باشند و ملت را بیدار کنند، نمی گذارند که این مخازن بسیار بزرگی که ملت دارد و باید صرفه خودش بشود، به غارت ببرند و ملت ما گرسنه و بینوا باشند.
ولهذا مطلب این بود که آن نقطه اساسی که آنها را برای خودشان خطر دیدند، آن نقطه اساسی از بین برود و آن اسلام بود، نقطه اساسی که این را برای خودشان خطر می دیدند اسلام بود که اگر اسلام را آنها از بین ببرند دیگر آسوده خاطر می شوند و هر کاری بخواهند در اینجا می کنند و سلطه خودشان را حفظ می کنند و مملکت ایران را که وضع جغرافیائی اش حساس است برای آنها و بعلاوه مخازن بسیار زیاد دارد که ما و خود ملت ایران باز اطلاع از آن ندارد، شاید بسیاریش را بی اطلاع باشد و آنها مطلع هستند، اسلام را اگر چنانچه بتوانند شکست بدهند و از بین ببرند، آنوقت برایشان آسان می شد کار راه این بود که، مقصد این بود که اسلام را از بین ببرند و راه اینکه اسلام را از بین ببرند این بود که روحانیت را از بین ببرند. اینها می دانستند که تا روحانیون هستند، اینها حفظ می کنند اسلام را.
نقشه، بردن اسلام و راهش، بردن روحانیت و جدا کردن ملت از روحانیون و لهذا با تبلیغات دامنه داری مشغول شدند و حالا هم مشغولند که روحانیون را از ملت جدا کنند، وقتی ملت از روحانیون جدا بشود و اینها پشتوانه نداشته باشند برای تبلیغات خودشان، آنها به مقاصد خودشان می رسند. و خود ملت به تنهایی نمی تواند کاری بکند، تا اتکال به اسلام نداشته باشد نمی تواند کاری انجام بدهد. اتکال به اسلام وقتی می شود که کسانی که به اسلام دعوت می کنند ، تمام مقاصدشان دعوت به اسلام است، آنها در کار باشند تا مردم را دعوت کنند و بسیج کنند. سابق اینها به طور علمی همچو مطلبی را ادراک کرده بودند که اسلام وضعش جوری است که اگر قوه پیدا بکند نمی گذارد ما به منافع مان برسیم و روحانیون هم آنها هستند که اسلام را حفظش می کنند، نگه می دارند. لکن در این نهضت اینها احساس کردند آنی که آنوقت ادراک کرده بودند، آن وقت مسء له علمی بود، این نهضت مطلب را عینی کرد یعنی دیدند این را که یک ملتی که با راهنمایی علمای بلاد و ایمانی که در خودشان بود اینها یک همچو امپراتوری غلط شیطانی و بزرگ را از بین بردند در صورتی که همه قدرتها دنبال او بودند و خصوصاً آمریکا و انگلستان بیشتر از دیگران طرفدار او بودند و تهدید می کردند، سفارش می کردند، التماس می کردند که شاه باشد و بعدش هم می گفتند بختیار باشد. وقتی که دیدند نمی شود خوب، دیدند که چه شد و ملت نگذاشت این قدرت ها در ایران باقی بماند و با همه کوششی که آنها کردند و همه قدرتی که در دست آنها بود و در دست ملت ما هیچ قدرتی نبود بعلاوه یک انتظامی و نظمی هم در کار نبود که مثلاً مردم را به طور نظم وادار به کار بکند بلکه همین طوری به حول قوه الهی این کار انجام گرفت اینها حالا فهمیدند به اینکه یک قدرتی است در این ملت و در ملتهای اسلامی که می تواند این قدرت با نداشتن اسلحه، با نداشتن تانک و توپ و جهازات جنگی یک قدرت بزرگی که همه چیز را دارد از بین ببرد یعنی الان فهمیدند این قضیه این طوری است یعنی شکست خورده ای هستند که حالا در صدد این هستند که شکست خودشان را علاج بکنند. الان وقت این است که ملت ما با تمام هوشیاری توطئه های اینها را از بین ببرند. این غائله ای که در کردستان پیش آوردند این طور نبود که کردها می خواستند یک غائله ای درست کنند، کردها نظری به این نداشتند، غائله ای بود که اجانب، آنهایی که می خواهند ما را غارت کنند این غائله را با آن اشخاصی که همدست آنها در غارتگری بودند مثل حزب دمکرات (سران حزب دمکرات البته) این غائله را بوجود آوردند که در آنجا یک برادر کشی ای بشود و یک چیزهایی بشود که نگذارند این ملتی که پیش برده است نگذارند که تا آخر برود. پیشبردش را و نهضت را تا آخر برساند. و این خوف در طرفهای شما هم هست، در بلوچستان و در سیستان هم هست و این نقشه در آنجا هم هست. آنها باک از این ندارند که پنجاه هزار نفر آدم در این قائله کشته شوند. اینها آنها هستند که در ویتنام آنهمه آدم کشتند. دنبال مقاصد خودشان هستند، آدم پیش آنها اصلاً مطرح نیست که یک آدمی بشود. مثل اسلام نیست که برای یک نفرش، اگر یک نفر کشته بشود مثل اینکه همه دنیا را کشتی. و من قتل نفسا فکان ما قتل الناس جمیعا آنها آدم پیششان چیزی نیست، آنی که پیششان مطرح است استفاده های مادی است. استفاده از مخازن این بلاد است، استفاده از مکان اینجاست که حساسیت دارد برای آنها،
از آدم هایش اهمیت نمی دهند صد هزار نفر، ده هزار نفر کشته بشوند، در هر جا می خواهد باشد. این طرحی که در کردستان آنها داشتند محتمل است که در بلوچستان و در سیستان و امثال اینجا هم مشغول بشوند و بخواهند که یک وقت بین برادرها به اسم برادر شیعه و برادر سنی و حال آنکه ابداً مطرح نیست در اسلام یک همچو مطلبی که مردم با هم فرق داشته باشند، گروه ها با هم فرق داشته باشند، اسلام برای همه است. اسلام آمده است تمام بشر را اصلاح کند، این جور نیست که اسلام برای مسلمین فقط باشد. اسلام آمده است همه مردم را یا ایها الناس مردم را دعوت می کند برای این است که آدم بسازد، آمده است که آدم را از ظلالت و از چنگ طاغوت بیرون بیاورد و به هدایت برساند و همه چیزشان را، دنیاشان را، آخرتشان را اصلاح بکند. این باید تمام دوستان سیستانی و بلوچستانی متوجه این معنا باشند، چه برادرهای شیعی ما و چه برادرهای اهل سنت ما که گول این طور عناصر را نخورند، یعنی گولی که کردستانی ها بعضی هاشان خوردند از این حزب دمکرات، یکوقت با یک صورت دیگر اجانب آنجا یک چیزی درست نکنند که جوانهای ما را گول بزند و باز محتاج به این بشود که باز آنجا فرض کنید که خدای نخواسته بیایند آنجا برای سرکوبی آنها و برای مردم اسباب زحمت درست بشود. اشکال سر این است که این اشرار یک غائله ای درست می کنند وقتی که از این طرف رفتند برای رفع این قائله، خودشان فرار می کنند و جوانهای بیچاره را به دام می اندازند و به گرفتاری می اندازند. باید با کمال هوشیاری، هم آقایان مردم را دعوت کنند به این که با هم برادر، همه با هم هستیم و هم شماها طرفین این اشتباهاتی در کار نشود، نیایند بگویند که خوب، در کردستان گفتند که بنا دارند بیایند همه کردها را قتل عام بکنند و حال آنکه بنا بود بروند کردها را نجات بدهند، اینها که راه افتاده اند برای اینکه بروند کردستان را تصفیه کنند، برای اینکه برادرهای کرد ما در آنجا گرفتار اینها شده بودند، اینها رفتند آنها را نجات دادند و لهذا آن طور استقبال از اینها کردند و آن طور تقاضای به اینکه اینها باشند در این جا و الان هم تقاضا می کنم که در آنجا باید ارتش باشد، ژاندارمری باشد. ممکن است یک وقتی یک همچو چیزی هم در سیستان بیایند بگویند و مردم را گول بزنند به این که خوب بنا دارند که اینها سیستان را فرض کنید به آتش بکشند - بنا دارند - مگر سیستان غیر مملکت ماست؟ مگر غیر مملکت اسلامی است؟ مگر فرق است مابین قم و سیستان؟ مگر فرق است ما بین قم و بلوچستان؟ فرقی نیست بین اینها. اینها را توجه به آن داشته باشید که خدای نخواسته مبادا یک حیله ای بکنند این شیاطین و یا اضطرابی آنجا درست کنند و یک بساطی آنجا درست کنند و همان مسائل کردستان خدای نخواسته پیش بیاید. البته دولت قدرت دارد به اینکه همه جا نگذارد، اما ما نمی خواهیم به این مطلب برسد که قضیه قدرت نمایی نیست، قضیه دعوت به حق است، دعوت به اسلام است، دعوت به این است که مملکت اسلامی بشود، احکام طاغوتی همه از بین برود، این عقب افتادگی هایی که در زمان طاغوت، همه جا عقب افتاده است، شما خیال نکنید، سیستان و بلوچستان شاید خیلی بهتر باشد از بسیاری از جاهای دیگر که می آیند و شکایت می کنند و هیچ ندارند. بنابر این بود که یک ملتی را فقیر نگه دارند و همه مخازنشان را ببرند که مخازن زیر پایشان باشد و
خودشان گرسنگی بخورند. این بنا بر این مطلب بود و اگر چنانچه انشاء الله دولت اسلامی آنطوری که خدا و رسول می خواهند درست بشود، همه گرفتاریها از بین می رود و انشاء الله امیدواریم بشود همه گرفتاریها از بین می رود و همه برادرها در کنار هم با آرامش زندگی صحیح می کنند به طوری که هم دنیاشان و هم آخرتشان تامین بشود. انشاء الله خداوند همه شما را حفظ کند و موفق کند و من از شما باز تشکر و از آقای کفعمی زیادتر تشکر - که - امیدوارم که در آنجا از فیوضات ایشان مستفیض بشوید و همه تان موفق و مؤید باشید.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.