0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:57 AM

بیانات امام خمینی در جمع فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

تاریخ: 1358/07/02

 

مسؤولیت عظیم ما حفظ مکتب و چهره اسلام است

بسم الله الرحمن الرحیم
ما و شما دو مسؤولیت داریم: یک مسؤولیت کوچک و یک مسؤولیت بزرگ مسؤولیت کوچک، حفظ کشور و حفظ نظام و پیشبرد نهضت و رعایت جهات نظمی و تربیتی افراد، که این مهم است لکن کوچکتر از آن دومی است. دوم، حفظ مکتب و چهره اسلام. ما اگر چنانچه در آن امر اول پیش ببریم، البته پیشبرد بزرگ است و اگر شکست هم بخوریم شکستش هم بزرگ، لکن با حفظ چهره اسلام و حفظ مکتب، شکست آخری برای ما نیست، شکست همان در فعالیت های نظامی و فعالیت های انتظامی است. اگر چنانچه چهره اسلام را ما حفظ بکنیم و در آن شکست نخوریم، برای ما در عاقبت پیروزی است. شما وقتی ملاحظه کنید، از زمان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و زمان خلافت حضرت امیر سلام الله علیه جنگ های زیادی شده است و جنگ ها همه جنگ های اسلامی، برای تربیت جامعه بودند، یک جنگ ما در اسلام نداریم که از این مطلب که برای ساختن جامعه باشد و جلوگیری کردن از کسانی که نمی خواهند بگذارند جامعه ترقی بکند، در اسلام نداریم یک همچو جنگی. پیغمبر اسلام جنگ های متعددی کردند و در بعضی از جنگ شکست خوردند، در عین حالی که شکست خوردند مکتبشان شکست نخورد، مکتب محفوظ بود. حضرت امیر سلام الله علیه در بعضی از جنگ ها شکست خوردند حتی در جنگ با معاویه بالاخره شکست با ایشان بود، آنها با حیله و با همین طور ایشان را شکست دادند، معذلک چون مکتب محفوظ بود، شکست نخورد بلکه پیروز شد در آخر. الان پیروزی او معلوم است، همه ملت های اسلامی به او توجه دارند و معاویه را قبلاً اگر بعضی از برادرهای اهل سنت ما نمی خواستند راجع به معاویه مثلاً چیزی بگویند، لکن حالا دیگر معلوم نیست اینطور باشد، معاویه دیگر اینقدر رسوا شده است که مسلمین، دیگر او را قبول ندارند. پس در عین حالی که در جنگ صفین امیر المؤمنین بالاخره شکست خورد، لکن پیروز شد برای اینکه مکتب محفوظ بود و معاویه هم ماهیتش معلوم شد، برای آن اشخاصی که نمی دانستند ماهیتش معلوم شد، منکشف شد. و همین طور حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه، خوب، در کربلا تشریف آوردند و جنگ بین یک عده کم با یک گروه های زیاد منتهی به قتل ایشان و اسارت اهل بیت ایشان و به شکست منتهی شد، لکن در عین حال یزید را شکست داد. این یزید در دنیا مفتضح شد به طوری که دیگر نشد باقی

صحیفه نور جلد 9 صفحه 193

بماند او، برای اینکه مکتب محفوظ بود، مکتب، مکتب توحیدی و اسلامی بود و اسلام محفوظ بود، از این جهت شکستی نبود. الان ما در یک وضعی واقع هستیم که برای ما سرد و راهی ما واقع شده ایم که ممکن است که خدای نخواسته ما در مکتبمان شکست بخوریم. اگر فرض بکنید که ما در این مبارزه ای که ملت ما با محمدرضا بلکه با همه کشورهایی که با او همراه بودند، در این مبارزه ما فرض کنیم که خدای نخواسته ملت ما شکست خورده بود، این یک شکستی بود که دنبالش باز پیروزی بود و اگر هم شکست خورده بودیم به نظر من خیلی غصه نداشت برای اینکه ما مکتبمان محفوظ بود و با محفوظ بودن مکتب بالاخره حق بر باطل غلبه می کند. اما ما الان سر یک دوراهی واقع شده ایم که ممکن است با دست ما اسلام آن چهره زیبائی که دارد، در پیش کشورهای خارجی یا دشمن های داخلی، آن چهره اش به طور دیگری نمایش پیدا بکند که مکتب ما شکست بخورد. آنهائی که ما همیشه می گفتیم مکاتبشان انحرافی است و اسلام است که می تواند یک مکتبی داشته باشد که بسازد جمعیت ها را و گروه ها و ملت ها را بسازد و اسلام مکتب انسان ساز است، انسان ها را از قوه به فعلیت می آورد، این حرف ها را ما می زدیم و می زنیم، خوف این است که اگر چنانچه در اعمال ما یک نحوی مشاهده بشود که بر خلاف آنی است که ما ادعا می کنیم، دشمن های ما پای ما حساب نکنند، پای اسلام حساب کنند، بگویند پاسدارهای اسلامی، ملاهای اسلام، نظامی اسلامی اینطور عمل می کنند. پی بهانه هستند آنها که یک خلاف ببینند و آن خلاف را علم کنند با اضافاتی صد چندان و به خیال خودشان ما را معرفی کنند در جوامع به اینکه جمهوری اسلامی که اینها می گفتند، اینطور بود که الان مردم از گرفتاری آن رژیم سابق خلاص شده اند و به گرفتاری این رژیم افتاده اند. الان دارند این حرف ها را می زنند در عین حالی که بهانه هایشان کم است، در عین حالی که در این انقلابی که ملت ایران کرد از همه انقلاب های دنیا آرامتر و سفید بود، یک انقلاب سفید باید اسمش را گذاشت، نه مثل انقلاب محمدرضا، یعنی آنقدری که ما از دست دادیم چند صد مقابل آن به دست آوردیم، لکن نه آنی که می خواهیم، آنی که می خواهیم باز به دستمان نیامده است، آنی که به دست آوردیم این است که موانع را از سر راه به طور عمده برداشتیم، یک مقداری هم هست لکن اگر چنانچه ما امروز یک کاری بکنیم که گفته بشود که آن وقت رژیم سلطنتی بود و این کارها را می کرد، حالا هم که جمهوری اسلامی است و اسلام است و دم از قرآن می زنند و دم از اسلام می زنند و دم از ایمان می زنند، حالا هم همان است منتها لفظش فرق کرده است، معنا همان معناست لکن الفاظ تغییر کرده است، به جای رژیم سلطنتی رژیم جمهوری گفته شده است لکن عمل همان عمل است و برنامه همان برنامه، این یک مسؤولیت بزرگی است گردن من و آقا هست، گردن آقا و شماها هم هست و گردن همه ملت، یعنی هر کس الان در پوشش جمهوری اسلامی هست، این مسؤولیت را دارد. مسؤولیت، مسؤولیت شخص نیست، اگر مسؤولیت شخص بود چیزی نبود، اگر مسؤولیت آقا بود چیزی نبود. فرض کنید که آقای لاهوتی هم متهم بشوند یا من متهم بشوم و یا آقای ابو شریف متهم بشوند، این چیزی نیست. مسأله اتهام مکتب است، مکتب ما را اینها متهم می خواهند بکنند، به اشخاص کار ندارند. آنها آن چیزی را که بر خلاف مقصدشان بوده

صحیفه نور جلد 9 صفحه 194

است و آن چیزی که خودشان را برای آن چیز شکست خورده یافتند، آن عبارت از مکتب ما بود، مکتب ما اینها را شکست داد، مکتب ما یک مکتبی بود که این جوان ها را عرضه داشت، همین جوان ها می گویند که شهادت را برای ما بخواهید. این مکتب است، فرد نمی شود که، افراد نمی شود که مردن را بخواهند برای یک اموری که مربوط به زندگی است، این اصلاً معقول نیست یک همچو چیزی که شما بگوئید که من کشته بشوم برای اینکه مثلاً فلان چیز، فلان کالا ارزان بشود یا گران بشود. این پیش اشخاص مطرح نیست، آنی که مطرح است عقاید مردم است. این، عقیده است که انسان را می کشد به این طرف و آن طرف. آن عقیده بود که حضرت سیدالشهدا را با چند نفر، با چند عدد معدود کشاند در مقابل یک امپراطور خبیثی که همه عده و عده را داشت لکن نه آدم بود، نه ایمان داشت. اینکه سیدالشهدا را کشاند به آنجا، مکتب بود که کشاند به آنجا، اتحاد و عقیده بود که کشاند به آنجا و همه چیزش را داد در مقابل عقیده، در مقابل ایمان، و کشته شد و شکست داد، طرف را شکست داد. اگر خدای نخواسته در این نهضتی که شما کردید یک وقت کاری ما و شما انجام بدهیم، روحانیون و پاسداران، هر دو طایفه پاسدار هستند، پاسدار اسلام باید همه ملت پاسدار اسلام باشد. (کلکم راع) همه باید مراعات کنید، همه تان راعی هستید، همه مردم و همه هم مسؤول هستند، یعنی همه باید همانطوری که یک شبانی یک گله ای را می برد و رعی می کند و می چراند و به جاهای خوب باید ببرد، مسؤول این است که این را به جاهای خوب و به علفچراهای خوب ببرد و به آب خوب، و مسؤول است پیش صاحبان او به اینکه چرا نبردی، همه ما آن حال را داریم، مسؤولیم در مقابل خدا و در مقابل وجدان و همه مان باید مراعات بکنیم، یعنی نه اینکه مراعات خودمان را، من مراعات همه شما را بکنم، شما هر یک مراعات همه را. یک همچو برنامه است که همه را وادار کرده که به همه چرا بگوئیم، همه را جلویش را، همه را، به هر فردی، به هر فردی لازم کرده به اینکه امر به معروف کند. اگر یک فرد خیلی به نظر مردم مثلاً پایین، یک فردی که به نظر مردم خیلی اعلا رتبه هم هست، اگر از او یک انحرافی دید، بیاید (اسلام گفته برو به او بگو، نهی کن) بایستد در مقابلش بگوید این کارت انحراف بود نکن. می گویند عمر در وقتی که خلیفه بود، گفت که من اگر چنانچه خلافی کردم به من مثلاً بگوئید، چه بکنید، یک عربی شمشیرش را کشید گفت ما با این مقابل تو می ایستیم، اگر تو بخواهی خلاف بکنی ما با این شمشیر مقابلت می ایستیم. تربیت اسلامی این است که در مقابل اجرای احکام خدا و در مقابل راه انداختن نهضت های اسلامی، هیچ ملاحظه از کسی نکند. این آقاست این غیر آقا، این پدر است این پسر است، این رئیس است این مرئوس است، ابداً این مسائل نباشد در کار. مسأله این باشد که این آیا به طریق اسلام دارد عمل می کند یا نه. به طریق اسلام عمل می کند، هر فردی باشد باید از او قدردانی کرد و تشویق کرد و محبت به او کرد. برخلاف اسلام که باشد هر فردی می خواهد باشد، یک روحانی عالی مقام باشد، یک آدمی باشد که مثلاً رأس باشد، یک سرکرده باشد، وقتی دیدند برخلاف مسیر دارد عمل می کند، هر یک از افراد مؤظفند که به او بگویند که این خلاف است، جلویش را بگیرند. همه ما الان موظفیم به اینکه اعمالی که خودمان می کنیم یک اعمالی نباشد که چهره انقلاب

صحیفه نور جلد 9 صفحه 195

ما را مشوه کند، غیر از آنی که خدا می خواهد، آنطور عرضه بکنیم. الان شما اسم شریف پاسداری برایتان ثبت است، پاسدار اسلام، پاسداران انقلاب اسلامی، پاسدار انقلاب اسلامی لفظ نیست، واقعیت است، یک واقعیتی است، این واقعیت است که شما هر جا اگر یکی پیدا بشود و بر خلاف مسیر اسلام بخواهد یک کسی کاری بکند و یک گروهی چه بکند، این واقعیت است که شما را می کشاند آنجا، حرکت می کنید به آنجا، آن فتنه را خاموش می کنید. این یک واقعیتی است که اگر چنانچه ما اسممان پاسدار بود و واقعیتمان پاسدار، اینکه خودمان را از خودمان پاسداری بکنیم که بر خلاف مسیر اسلام حرکت نکنیم. از پاسدار وقتی بر خلاف پاسداری یک چیزی دیده بشود، نمی گویند این آقا این کار را کرده، می گویند پاسدارها این طوری هستند. و این یک مسؤولیت بسیار بزرگی است که به عهده تان هست، به عهده ما هم هست، ما هم، در بین ما هم این مسأله است که اگر یک اهل علمی خدای نخواسته یک خلافی بکند می گویند آخوندها اینجورند، می روند سراغ آخوندها، اگر یک کمیته ای یک کاری بکند می گویند آن کمیته ها، کمیته های اسلامی این طوری است. دشمن ها ایستاده اند که از شخص مطلب را ببرند بالا برساند به نوع، از آنجا ببرند بالا برسانند به اسلام. دشمن های ما این طوری، اینکاره اند، فکر این مطلب هستند، یعنی آن مرکزی را که از آن ترسیده اند می خواهند بکوبند و آن اسلام است، آن را می خواهند بکوبند. گاهی به اسم معممین می کوبند، گاهی به اسم پاسدارهای اسلامی، گاهی به اسم کمیته های اسلامی، گاهی به اسم دادگاه های اسلامی، این طوری. ما مؤظفیم که بهانه دست این اشخاصی که غرض دارند ندهیم و هر یک خودمان را مواظبت کنیم و پاسداری از خودمان بکنیم و هر یکمان از رفقا فرض کنید پاسداری بکند. آقا خودش را حفظ بکند و مأمور حفظ شما و شما و شما هم هست، نه این است که مأمور است که خودش را، مأمور است که خودش نماز بخواند، نخیر مأمور است که شما را وادار کند به نماز خواندن، من را وادار کند به نماز خواندن، همه مأموریم، خودش فقط مثلاً بدگوئی به مردم نکند بی جهت، این خودش هست، اگر شما هم کردید این مکلف است، یعنی تکلیف الهی دارد به اینکه شما را جلوتان را بگیرد. امر به معروف و نهی از منکر دو اصلی است در اسلام که همه چیز را می خواهد اصلاح کند. یعنی با این دو اصل می خواهد تمام قشرهای مسلمین را اصلاح بکند، به همه مأموریت داده، به همه، به تمام افراد زیر پرچم مأموریت داده که باید وادار کنید همه را به کارهای صحیح و جلوگیری کنید از کارهای فاسد. اینطور نیست که شما فقط یک مأموریتی دارید و آن این است که خودتان یک کارهای خوبی بکنید جز کار بد، مأموریت زیادتر از این است، خودتان و همه را، هم خودتان، هم همه را و هیچ فرقی هم بین قشرها در این امر نیست که همه باید اطاعت خدا بکنند و همه باید حفظ این پاسداری را بکنند. مهم این است پاسداری خیلی شریف است برای اینکه خدمتگزاری به اسلام است، حفظ اسلام است و مسؤولیتش خیلی زیاد است برای اینکه اگر خدای نخواسته پاسدار بر خلاف مقررات پاسداری و بر خلاف مقررات پاسداری اسلامی عمل بکند، یک وقت می بینید که با قلم اشخاصی که می خواهند چهره اسلام را وارونه نشان بدهند، آنها به فعالیت می افتند و بهانه به دستشان می آید و اسلام را بد معرفی می کنند و مکتب ما خدای

صحیفه نور جلد 9 صفحه 196

نخواسته یک وقت شکست بخورد. اگر مکتب ما شکست بخورد رفتیم تا آخر، تمام شده دیگر کار. اگر در این زمان، در این زمانی که این نهضت پیدا شد و این قلدرها را، این چپاولگرها را همه را خارج کرد و بیرون کرد همه را، اگر به جای او یک غارتگر و چپاولگر به حدود خودش بنشیند، نهضت ما از بین می رود و مکتب ما شکست می خورد و این به عهده من و شما و همه است، باید حفظش بکنیم.
 

اگر نتایج اسلام را عرضه کنیم همه عالم قبول می کنند

من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که همیشه نظیر این آقای شریف که ابو شریف که کم دیدمشان اما خوب دیدمشان، و این آقا که نور چشم من است و سابقه دارم با ایشان سال های طولانی و اینقدر رنج دیده است از این رژیم فاسد که الان که کسی به من گفت، گفت ایشان باز آثار آن شکنجه ها در بدنش هست و مقاومت کرده، این آقا را قدرش را بدانید، این یک آدم معمولی نیست، یک آدم زائد بر معمول است و من امیدوارم که با همت همه شما انشاء الله این نهضت پیش برود و این چهره اسلام خوب نمایش پیدا کند. یعنی ما یک متاعی داریم که این متاع را اگر چنانچه عرضه بکنیم، همه عالم قبول می کنند. نمی گذارند این متاع را ما عرضه بداریم، نگذاشتند، سال های طولانی نگذاشتند که ما عرضه بکنیم آن متاعی که داریم و آن اسلام است. الان یک خورده، یک بادی از اسلام آمده است، یک نسیمی از اسلام در این مملکت آمده است. الان از هر جا می آیند می گویند که همه عاشق ایرانند. همین الان یک آقایی که رفته بود در یک محلی در خارج، که آمده بود می گفت که در آن جلسه ای که ما بودیم و پنجاه و چند نفر از اشخاصی که روشنفکرهای آنها و از علمای آنها و از، عرض کنم بودند، همه شان اظهار می کردند که ایران چطور، ما چگونه هستیم. و ملت ها با هر کس که تماس گرفتیم، همه اسم از ایران می بردند و قضیه ایران چطوری است. نظر دارند الان به ایران. الان چند نفر هم از بنگلادش بود که آمده بودند اینجا، اینها هم همین طور می گفتند که ملت ما همه توجه به اینجا دارند و چشمشان به اینجاست. همه عالم الان چشمشان را دوخته اند که ببینند ما چه می کنیم، ما راست گفتیم که حکومت عدل اسلامی یا خدای نخواسته خلاف گفتیم و خودمان هم غیر اسلامی هستیم و غیر عدل اسلامی؟ باز اگر اینطور حساب بکنند که اینها غیر اسلامی اند، این باز یک چیزی بود، اما بگویند که اسلام این است، شکست آن است که بگویند که اسلام این است که اینها پاسدارهایشان هستند و اینها هم آخوندهایشان.
خودتان را حفظ کنید برادرهای من، توجه کنید به اینکه مسؤولیت زیاد است و باید خودتان را حفظ کنید و همه تان باید خودتان را حفظ بکنید. توجه داشته باشید به اینکه مکتب را حفظش کنید، مکتبتان انشاء الله، و شما که رؤسای پاسدارهای جاهای دیگر هم هستید پاسدارهای خودتان را توجه بدهید به این مسائل که آنها هم حفظ کنند تا انشاء الله یک کشوری پیدا بشود، یک کشوری اسلامی که هر جایش پا بگذاریم بوی قرآن کریم و پیغمبر اسلام باشد. خداوند همه تان را انشاء الله حفظ کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها