پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 8:53 AM
تاریخ: 1358/06/25
بسم الله الرحمن الرحیم
قبلاً تشکر می کنم از خانم ها که از راه دور آمدند و برای تسلیت، من هم به آنها تسلیت عرض می کنم. آنچه که در این نهضت مطرح است این است که ما وضعیت نهضت را بفهمیم و مقصد از جمهوری اسلامی را آگاهانه تعقیب کنیم تاکنون رژیم طاغوتی تمام احکام اسلام را در همه کشور و در کادرهای آموزشی و غیر آموزشی، در وزارتخانه ها و ادارات، در ارتش و در سایر جاها بر خلاف اسلام سیر داده بود. دستور اصلاً این بود که نگذارند اسلام در ایران به معنائی که دارد تحقق پیدا بکند، برای اینکه خارجی هائی که می خواستند از ما استفاده ببرند و بی زحمت هم استفاده ببرند، اینها تبلیغاتشان و طرحشان این بود که اسلام را نگذارند ظهور پیدا بکند، آن مقداری که کاری به استفاده های آنها ندارد، آن مقدار را مضایقه نداشتند لکن آن بعدهای دیگری که با استفاده آنها مخالف بود، آنها را اصلاً می خواستند نگذارند تحقق پیدا بکند. اینها کوشش داشتند به اینکه این معنا را به باور همه بیاورند که دین از سیاست جداست. دیانت یک احکامی است که بروند نمازی بخوانند و چند تا از این مسائلی که هیچ ربطی به این چیزهائی که آنها می خواهند نداشته باشد، بگویند و برگردند مشغول کارشان بشوند. آنها مشغول چپاولگری باشند و مشغول ظلم و جور و قشرهائی که دینی هستند، اینها مشغول به اعمال دیانتی خودشان باشند، کاری نداشته باشند که چه می گذرد بر این مملکت، کار نداشته باشند که خارجی ها چه به سر این مملکت آورند. برنامه دولت ها در زمان طاغوت این بود و دامن زده بودند بر اینکه نگذارند روحانیون در سیاست دخالت بکنند و شاید بسیاری از خود روحانیون هم باورشان آمده بود که نباید در امور سیاسی دخالت کنند، و بسیاری از جوان های ما هم باورشان بکنند آمده بود که نباید اینها در امور سیاسی دخالت بکند، حتی از قراری که گفتند یکی از همین افراد فاسد وابسته، در همین چند روز، در یک جائی به این صورت گفته بود که می خواهیم قد است روحانیون محفوظ باشد، اینها دخالت در امور مملکتی نکنند تا قداستشان محفوظ باشد. این یک شیوه ای است که غربی ها به کار بردند و وابستگان آنها هم از آنها تقلید کردند به اسم اینکه قداست اینها محفوظ باشد، یعنی اینها همان بروند توی مسجدها و دعا بخوانند تا قداستشان محفوظ باشد و کاری به مملکت و کاری به دولت و کاری به مجلس و کاری به دیگر قشرهایی که باید باشد نداشته باشند، اینها را بگذارند برای
چپاولگرها و دعا و ذکر خودشان را بگویند و کاری نداشته باشند. این یک برنامه ای است که ریخته شده است و ریخته شده بوده است در سال های طولانی، و در زمان این پدر و پسر دامن زیاد زده شده است، این حرف آنهاست.
حرف ما این است که نه روحانی تنها، همه قشرها باید در سیاست دخالت بکنند. سیاست یک ارثی نیست که مال دولت باشد یا مال مجلس باشد یا مال افراد خاصی باشد، سیاست معنایش همین وضع آن چیزهایی که در یک کشوری می گذرد از حیث اداره آن کشور، همه اهالی این کشور در این معنا حق دارند. خانم ها حق دارند در سیاست دخالت بکنند، تکلیف شان این است، روحانیون هم حق دارند در سیاست دخالت بکنند، تکلیف آنهاست. دین اسلام یک دین سیاسی است که همه چیزش سیاست است حتی عبادتش. شما ملاحظه کنید همین نماز جمعه ای که در زمان طاغوت نمی شد درست بجا بیاورند، گاهی آهسته در داخل یک مسجدی نماز را می خواندند، در صورتی که وضع نماز جمعه این نبود، وضع نماز جمعه این است که حالا انجام می گیرد و انجام گرفت چند هفته و مع الاسف آقای طالقانی فوت شدند و بحمدالله به جای ایشان یک فرد بسیار ارزنده ای است، ملای متعهدی است، ایشان هم حبس ها دیده است، زجرها کشیده است و پخته شده است در این امور. نماز جمعه یک اجتماع سیاسی در عین حالی که عبادت است. در خطبه نماز جمعه باید مسائل سیاسی روز طرح بشود، گرفتاری های مسلمان طرح بشود، در نماز جماعت هم اینطور است. نماز جماعت، اجتماع مردم در یک محلی، این برای این است که اینها مطلع بشوند از حال مملکت خودشان، مطلع بشوند از حال برادرهای خودشان، گرفتاری هاشان را اطلاع پیدا بکنند و رفع بکنند. اجتماع در مکه، آن اجتماع عظیم در جاهای مختلف، هی اجتماع، اجتماع در منا، اجتماع درعرفات، اجتماع در مشعر، اجتماع در مکه، اجتماع در مدینه، اجتماع، اجتماع از همه قشرهای ممالک اسلامی، همه مسلمین، کسانی که استطاعت دارند و مشرف می شوند، اینها همه یک امور سیاسی است، هر کدام به مقدار شعاع خودش یک جا، یک شهر است، یک ده است، جماعاتی که در این شهر و ده است، مجمع سیاسی است به اندازه خودش.
مع الاسف ما استفاده نتوانستیم بکنیم از این اجتماعاتمان، نه از آن اجتماعات بزرگمان و نه از این اجتماعات کوچکمان، این برای این بود که تبلیغات اسباب این شده بود که مسجدی ها را در آن مسجد محصور کرده بود. مسجد مرکز تبلیغ است. در صدر اسلام از همین مسجدها جیش ها، ارتش ها راه می افتاده، مرکز تبلیغ احکام سیاسی اسلامی بوده مسجد، هر وقت یک گرفتاری پیدا می شد صدا می کردند که (الصلوه بالجماعه) اجتماع می کردند، این گرفتاری را طرح کردند، صحبت ها را
می کردند. مسجد مرکز اجتماع سیاسی است و از این یک قدری وسعتش زیادتر، می شود نماز جمعه. در هر هفته همه مجتمع بشوند در یک جائی، به حسب اختلافات، این شهر کوچکی است به اندازه وسعت خودش، یک شهر بزرگی است مثل تهران به این ترتیبی که هست، این یک اجتماع بزرگتر در هر هفته، آن اجتماع کوچک ها در هر روز چند دفعه، این یک اجتماع بزرگ در هر هفته یک دفعه، با خطبه ها و با روشنگری ها که باید خطیب یک آدم روشن روشنگر باشد و مردم را به وظائف سیاسی خودشان، به وظائف اجتماعی، به وظائف فرهنگی خودشان آشنا بکند. اجتماعات در هر سال یک دفعه یا برای دو تا عید، دو اجتماع بزرگ، باز و یک اجتماع همگانی برای همه مسلمین، اشخاصی که می توانند به مکه بروند، کسانی که مستطیع هستند، به طور الزام که باید در این مجتمع شرکت کنند و مجتمع هم یک مجتمع سیاسی است که باید اشخاصی که از اطراف می روند، از ممالک مختلف می روند، مسائل را با هم طرح بکنند، مسائل مسلمین را طرح بکنند. و مع الاسف با اینکه اسلام این اجتماعات را به رایگان تحت اختیار قرار داده، شما ملاحظه کنید اگر امیر حجاز بخواهد یک پانصد نفر آدم در حجاز در غیر مورد حج دعوت کند، چقدر خرج دارد، چقدر تشریفات دارد، چقدر زحمت دارد تا پانصد نفر جمع بشوند آنجا، خدای تبارک و تعالی بدون اینکه برای اشخاص مثل دولت ها زحمت زیادی داشته باشد، مردم را خودشان را وادار کرده که مجتمع بشوند آن هم چندین میلیون جمعیت، میلیون جمعیت مجتمع بشوند، به رایگان این را تحت اختیار ما قرار داده و ما هم بدون استفاده از دست می دهیم. این برای این است که از آن طرف تبلیغات بسیار دامنه دار خارجی ها و داخلی های وابسته به خارجی ها دامن زده به اینکه دیانت کاری به سیاست ندارد، آنها را برای خودشان، سیاست را وا دارید به امپراطور، و دیانت هم مال پاپ و افراد پاپ. در اینجا هم سیاست را وا دارید برای محمدرضا پهلوی ،شما پهلوی، شما هم بروید مسأله بگوئید و هر کاری هم آنها می کنند کاری نداشته باشید، قداست خودتان را حفظ کنید. این یک مساله است که با کمال توطئه و شیطنت در همین چند روز در یک محلی طرح شد که نمی خواهم اسمش را ببرم،اینها گرفتاری است که ما داشتیم و من امیدوارم که در این نهضت، یکی از آثار بزرگ این نهضت این تحولی است که حاصل شده است برای همه تان، برای خانم ها، برای برادرها، برای خواهرها حاصل شده است و آن احساس وظیفه است که ما همه وظیفه داریم در مملکتمان، وظیفه آموزش داریم، آموزش چیزهائی که به دردشان می خورد در دین و در دنیا. اسلام یک چیزی نیست که برای یک طرف قضیه فکر کرده باشد، اسلام همه اطراف قضایا را در آن حکم دارد، تمام قضایای مربوط به دنیا، مربوط به سیاست، مربوط به اجتماع ، مربوط به اقتصاد، تمام قضایای مربوط به آن طرف قضیه که اهل دنیا از آن بی اطلاعند. ادیان توحیدی آمده اند برای اینکه هر دو طرف قضیه را نگاه بکنند و طرح بدهند، نسبت به هر دو طرف قضیه آنها حکم دارند، طرح دارند، اینطور نیست که یا این طرف را و از آن طرف غافل باشند، یا آن طرف را و از این طرف غافل باشند، نه، آن طرف هم نظر دارند، این طرف هم نظر دارند و خصوصاً اسلام که از همه ادیان بیشتر در این معنا پافشاری دارد، که همه احکامش یک احکام مخلوط به سیاست است، دست به گردن از احکام
سیاست، نمازش مخلوط به سیاست است، حجش مخلوط به سیاست است، زکاتش سیاست است، اداره مملکت است، خمسش برای اداره مملکت است، دیگر حدود تعزیرات و اینهائی که قصاص، این احکامی هست که تمامش را گذاشتند کنار و یک عده احکامی که از غرب آمده است اینجا، در این زمان های طولانی به آن عمل کرده اند. من امیدوارم که این تحولی که حاصل شده است از برای همه، یعنی هم خانم ها و خواهرهای محترم ما و هم برادرهای محترم ما احساس وظیفه کردند، این احساس وظیفه بود که همه تان را آورد در خیابان ها و با فریاد، دشمن خودتان را بیرون کردید. این دخالت در سیاست مستقیم شما بود، همانی بود که آنها می گفتند شما چکار دارید، همانی بود که خواستند این خواهرها را بکشند به یک کارهائی که نه اینکه بی تفاوتشان کنند، فاسدش بکنند و اسباب این بشوند که دیگران را هم به فساد بکشند. مقصد این بود اینکه طرح می کردند که بله، ما آزاد زنان و آزاد مردان، ما آزاد کردیم، مثلاً پانزده میلیون زن را آزاد کردیم، آن آزادی که آنها می خواستند چه بود؟ مردها آزاد بودند تا زن ها آزاد باشند؟ یا آزاد مردان و آزاد زنان در چی؟ شما آزاد بودید در چی؟ ما آزاد بودیم در چه؟ مردها آزاد بودند؟ بله، در یک چیزهائی آزاد بودند و آنها هم دامن می زدند در اینکه یک مراکز فسادی درست بکنند. آن زن ها که سنخ خودشان هست با آن جوان ها که هم سنخ هستند، در آن مراکز فاسد آزاد بودند بروند هر کاری دلشان می خواهد در این کنار دریاها که شماها دانید که چه خبر بود، همان جا آزاد بودند، آزاد زن و آزاد مرد این طوری بود، والا یکی از مطبوعات ما در آن زمان آزاد بود که یک کلمه بگویند؟! یکی از شما آزاد بودید که یک صحبت بکنید؟! اینکه آزاد نبودید. آنی که آنها می خواستند آزاد باشند، همانی بود که فساد بود و فساد آور بود، رنج بود و رنج آور بود، زحمت بود و زحمت آور بود. باد داد این قشر جوان ما را در این چند سال و از بین برد این قشر را و امسال الحمدلله در این چند سال اخیر یک تحول بزرگی حاصل شد و شما خواهرها و برادرها همه فهمیدید که باید خودتان مملکت خودتان را اداره بکنید، خودتان آن قشرهای فاسد را بیرون کنید و بیرون کردید و خود شما مشغول آموزش باشید و مشغول پرورش دخترها و پسرها باشید و مشغول هستید و البته شغل، بسیار شغل شریف، ولی مسؤولیتش هم زیاد است یعنی مسؤولید که این بچه ها را تربیت بکنید، این دختر بچه ها تربیت، تربیت اسلامی، تربیت انسانی، روح های آنها آنها را متحول کنید به یک روح انسانی و اسلامی تا برای مملکتتان مفید باشد، در مقابل اینکه آنها بنا داشتند این جوان های ما را فاسد کنند تا اینکه بی تفاوت بشوند راجع به مسائل خودشان و هر قضیه ای و هر بلائی سرشان بیاید. این جوان هروئینی دیگر نمی تواند فکر بکند به اینکه سر این مملکت چه آمده است. آن جوانی که عادت کرده هر روز برود سینماهای آن ترتیبی و نمی دانم کذا، این دیگر نمی تواند فکر کند که مملکتش چه دارد می شود. آنها هم می خواستند همین طوری بشود و من امیدوارم که با این نهضتی که ارواح شما هم نهضت کرده است، اجساد شما هم نهضت کردند و همه توجه به اسلام و توجه به قرآن کریم، انشاءالله این مملکت به زودی اصلاًح بشود. و بدانید این مطلب را که تاکنون انقلابی به خوبی انقلاب ایران نبوده است. انقلاب هائی که در عالم واقع شده است، میلیون ها جمعیت کشته شده اند و میلیون خانه از
بین رفته است. همین انقلاب اکتبری که در شوروی واقع شده است، می گویند الان شصت و چند سال از عمر این گذشته، باز به جا نیامده، باز نتوانسته درست اداره کند، باز آزاد نیستند مردم، از باب اینکه نتوانستند درست اداره کنند، لکن این انقلاب پنج ماهه ما و طفل پنج، شش ماهه ما، این الحمدلله بسیاری از امور را درست کرده و در صدد است درست بکند، برای اینکه انقلاب اسلامی، فرق ما بین انقلاب اسلامی و غیر اسلامی همین است که انقلاب وقتی اسلامی شد، توده های مردم همراه با آن هستند و وقتی که توده های مردم با یک شیئی همراه شوند زود پیش می رود و کم فساد است، فسادش کم است، البته هست، نمی گویم که الان صد در صد نیست، هر انقلابی یک همچو چیزهائی را دارد، یک همچو لوازمی دارد لکن هیچ انقلابی مثل انقلاب ایران ما،به این خوبی و به این کم زحمتی و به این سرعت نگذشته است. و من امیدوارم که خداوند همه شما را سلامت، عزت، عظمت عنایت کند و همه ما خدمتگزار باشیم به این مملکت و اسلام که همه امور ما را انشاءالله اصلاح کند.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.