0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:50 AM

بیانات امام خمینی در جمع روحانیون و علمای تبریز و نمایندگان عشایر داراب و گروهی از اعضای جهادسازندگی

تاریخ: 1358/06/16

 

شکست روحانیت، شکست اسلام است

بسم الله الرحمن الرحیم
از این جهت که مجلس ما ممحض در روحانیین است و ما می توانیم با روحانیون چیزهائی که در این مملکت اتفاق افتاده و باید اتفاق بیفتد با صراحت عرض کنیم روحانیون در طول تاریخ مقدم بر دیگران در فعالیت بودند و قلم های فاسد، این فعالیت روحانیون را سرپوش کرده است که هیچ، شاید گاهی هم بر خلاف جلوه داده اند.از بعد از هجرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و در طول زمان غیبت امام سلام الله علیه تا حالا آن که حفظ کرده است اسلام را و حفظ کرده است ملت اسلامی را، این طبقه روحانیون بوده اند. شماها بودید که مردم را حفظ کردید و اسلام را به مردم معرفی کردید و ملت اسلام را روشن کردید و آن کسی که با شماها دشمنی داشته باشد، او با اسلام دشمنی دارد و آنهائی که مخالفت با شماها می کنند، آنها اولاً با اسلام مخالفند و چون شما را خادم اسلام می دانند با شما مخالفند. این چیزی که پیش من طرح است این است که ما همه در یک ردیف باشیم،من را از خودتان حساب بکنید، مسأله طبقاتی نیست در کار، همه در یک صف واقع هستیم و باید همه در این صف،این صف واحد خدمت کنیم. الان که جمهوری اسلامی شده است (که امیدوارم که محتوایش هم تحقق پیدا بکند) این چیزی که بر دوش روحانیت است زیادتر از آن چیزی است که بر دوش دیگران است، همیشه بوده لکن حالا زیادتر است. چشم ها دوخته شده است به اینکه ببینند روحانیون که حالا یک قدرت ظاهری دست شان آمده است چه می کنند، با ملت چه می کنند، آیا آنطور است که قلم های مسموم می گوید که ما از دیکتاتوری پهلوی خارج شدیم و به دیکتاتوری عبا و عمامه مبتلا شدیم؟ اگر ما بهانه دست اینها بدهیم یکی را صد می کنند و در خارج و داخل منتشر می کنند. اگر در داخل هم یک قدری ملاحظه بکنند، در خارج و در مجلات ممالک غربی و شرقی و اینها یک مطلب را صد مقابل می کنند و ما را معرفی می کنند به اینکه اینها تا قدرت دست شان نبود هی می گفتند باید آزادی باشد، چه باشد، حالائی که قدرت دست شان آمده خودشان مشغول شده اند به اینکه با مردم بدرفتاری می کنند. الان وظیفه شما آقایان روحانیون (وفقکم الله تعالی) یک وظیفه سنگینی است یعنی اینطور نیست که مثل اشخاصی دیگر که وظیفه شخصی دارند، همه وظیفه دارند که خودشان را حفظ کنند و جهات اسلامی را مراعات کنند، لکن شما چون که در رأس جامعه هستید و سرپرست ارواح مردم هستید، وظیفه

صحیفه نور جلد 9 صفحه 50

شما دو چندان است بلکه صد چندان است، یعنی همان قدری که پست شما یک پست شرافتمندی است و از همه بالاتر است، مسؤولیت تان هم یک مسؤولیت بزرگی است که از همه مسؤولیت ها بالاتر است. اگر خدای نخواسته خطائی از بعضی افراد ما صادر بشود، این را آنهایی که با اسلام مخالفند پای اسلام حساب می کنند، نمی گویند زید پایش را کج گذاشت، می گویند روحانیت این طوری است، می گویند اسلام هم همین است.این وظیفه بزرگی است که الان به عهده ماست، حفاظت از حیثیت اسلام. الان که جمهوری اسلامی شده است، حفاظت ما باید بکنیم جمهوری اسلامی را و نگذاریم که اجانب، دشمنان ما یک لکه ننگی به جمهوری اسلامی و اسلام وارد کنند، آن هم از ناحیه ما باشد ما و شما باید با کمال دقت، با کمال دقت مواظب باشیم که بر طبق موازین شرعیه عمل بکنیم. قدرت دست تان باشد، بر طبق موازین، نباشد، بر طبق موازین. ما امروز گرفتار اشخاصی هستیم که می خواهند نگذارند این جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند، از اول ملاحظه کردید که مخالفت ها کردند با رفراندم که مردم خودشان خواستند به جمهوری اسلامی رای بدهند، مخالفت هاشد، صندوق ها را آتش زدند، تحریم کردند بعضی ها، بعد که شکست خوردند در این سنگر، سنگرهای بعد را باز مخالفت کردند. در این مجلس خبرگان با مخالفت های زیاد مواجه شدیم، در این جهت هم که باز شکست خوردند شروع کردند به سمپاشی ها این طرف و آن طرف کردن و ایجاد آشوب و اختلاف و اینها به اسم های مختلف و بعد هم که قضیه مجلس شورا و قضیه رئیس جمهور پیش می آید باز شما مواجه هستید با همین مخالفت ها،یک قدری زیادتر. اگر چنانچه ما بهانه دست اینها بدهیم و اعمال ما برخلاف دستور عمل روحانیت باشد، این پای مطلق روحانیت و پای اسلام تمام می شود و لهذا یک مسؤولیت بزرگ الان ما گرفتار آن هستیم، یعنی همان قدری که شما شغل تان شریف است به اندازه شرافت شغل، مسؤولیت تان زیاد است. همان طوری که انبیا شغل شان بزرگ بود مسؤولیت شان بزرگ بود، منتها آنها از زیر بار مسؤولیت در می آمدند و می توانستند و ماها باید جدیت کنیم که آنقدری که می توانیم توانایی خودمان را صرف کنیم در حفظ اسلام که الان دست ما سپرده شده است. این امانت بزرگی که خدای تبارک و تعالی الان به دست ما داده است ما حفاظت کنیم این را. شما اگر چنانچه به وظایف روحانی، وظایف روحانیت عمل بکنید، قلوب مردم با شماست، مردم شما را می خواهند و اگر خدای نخواسته یک خلافی از بعضی بشود، این قلوبی که متوجه به شما شده است ممکن است خدای نخواسته برگردد. برگشتن قلوب از شما، شکست روحانیت است شکست روحانیت، شکست اسلام است.
 

روحانی باید خدمتگزار ارواح و قلوب مردم باشد

اسلام با این سد بزرگ روحانیت تا حالا محفوظ مانده و اگر خدای نخواسته این سد شکسته بشود، اسلام شکسته می شود. از این جهت وظیفه بسیار بزرگ است، وظیفه بسیار بزرگی به عهده ماست اختلافاتی که در بلاد مختلفه من می شنوم که گاهی بین بعضی از مثلاً اشخاص هست، اشخاص روحانی هست بسیار ناراحت کننده است. اختلاف ما سر چه بکنیم؟ ما، ما به الاختلاف مان چه باید

صحیفه نور جلد 9 صفحه 51

باشد؟ اسلام را همه قبول داریم، قرآن را همه قبول داریم، ائمه هدی را همه قبول داریم، طریق را همه می دانیم این است، راه همین است، همه مخالفت کردید با رژیم طاغوتی، همه موافقت کردید با جمهوری اسلامی. این اختلاف که گاهی شنیده می شود، انشاءالله صحیح نباشد اینهایی که من می شنوم لکن اگر خدای نخواسته یک اختلافی باشد، این به ضرر هم طرفین منازعه و هم اسلام تمام می شود. اینجور گمان نشود که اگر من با شما مخالفت کردم، به ضرر شما تنهاست، به ضرر هر دویمان است، به ضرر روحانی مثلاً یک شهری، به ضرر روحانیت آن شهر است، به ضرر مطلق روحانیت است، به اختلاف نداشته باشند، رفیق باشند، برادر باشند،با هم باشند. همه می خواهید که اسلام رشد بکند و ترقی.
همه ما در پناه اسلام هر چه داریم هست. ما چیزی نیستیم خودمان، هر چه هست اسلام است و ما در پناه اسلام اگر چیزی باشیم هستیم. این اسلام را ما باید حفظش بکنیم و این اختلافات جزئی اگر باشد، در نظر توده مردم ممکن است که صحیح نباشد ولو - در نظر فرض کنید که زیدی که با عمرو اختلاف می کند، هر دویشان خودشان را محق می دانند لکن باز هم که محق می دانند، چون انعکاسش در توده مردم یک انعکاس صحیحی نیست ممکن است موجب این بشود که مردم از روحانیت یک قدری سرخورده بشوند و بگویند حالایی که دست اینها هم افتاده است همین است که می بینید. دارند می گویند به ما این را که حالا هم که جمهوری اسلامی شده اینها هم نتوانسته اند کاری بکنند، نمی توانند یک کاری انجام بدهند. در عین حالی که اگر چنانچه روحانیت با هم باشند، همه کارها را خوب انجام می دهند، بهتر از دیگران انجام می دهند، برای اینکه اینها هر چه باشند علاقه به پست خودشان دارند، هر چه باشند، هر امام جماعتی به مسجد خودش علاقه دارد و هر خطیبی به منبر خودش علاقه دارد، بالاخره علاقه هست، علاقه طبیعی هست و می خواهیم اینها محفوظ بماند. محفوظ ماندن به این است که اسلام بین مردم قدرت داشته باشد هر چه قدرت اسلام پیش مردم زیادتر باشد مسجدها بهتر می شود و منبرها بهتر. یعنی اجتماع مسجد برای خداست و هر چه قدرت الهی، البته قدرت الهی هست. لکن هر چه قدرت احکام الهی در یک منطقه ای بیشتر باشد، مساجد آبادتر است و هر چه این قدرت احکام بیشتر باشد، منابر رواجش بیشتر است. ما اگر اهل رواج مسجد و منبر هم باشیم باید آن پشتیبان خودمان را، آن پشتوانه خودمان را که عبارت از اسلام است، با کمال دقت حفظش بکنیم، نگذاریم که این قلم های مسمومی که الان بر ضد اسلام قلمفرسایی می خواهند بکنند یا می کنند، در خارج، در داخل نگذاریم به آنها بهانه پیدا بشود برایشان. شما روحانی هستید، روحانی باید خدمتگزار ارواح مردم باشد، قلوب مردم را حفظ بکند. شماها مامورید که قلب های مردم را حفظ بکنید. در آیه شریفه دو جا آمده است که فاستقم کما امرت لکن در یک سوره فاستقم کما امرت است و در یک

صحیفه نور جلد 9 صفحه 52

سوره فاستقم کما امرت و من تاب معک روایت شده است از پیغمبراکرم شیبتنی سوره هود لمکان هذه الامر در سوره شورا هم هست نفرمود سوره شورا، فرمود سوره هود، برای اینکه در سوره هود و من تاب معک است یعنی چون استقامت ملت را هم به عهده من گذاشته است که مستقیم باش و هر که با توست مستقیم باشد، این من را پیر کرد. الان استقامت ملت با شما روحانیون است، یعنی خطاب فاستقم کما امرت. یک نهضت حاصل شده، استقامت لازم دارد، یک جمهوری اسلامی تحقق پیدا کرده، استقامت در مقابل او لازم است باید نگهش دارید و همه اشخاصی که با شما هستند هم به عهده شماست که استقامت شان را حفظ کنید. اهل مسجدید، اهل مسجد را، امام جماعتید، اهل مسجد را باید استقامت شان را حفظ بکنید، خطیب هستید، مستمعین را باید حفظ بکنید. هر چه هستید و در هر جا هستید زمام امور مردم به دست شماهاست و پیغمبر اکرم می فرماید که: شیبتنی سوره هود سوره پیرم کرد. سوره هود، برای اینکه استقامت امت را هم به عهده من گذاشته اند. این یک چیز بزرگی است. استقامت هر مسجدی و اهل هر مسجدی به عهده امام مسجد است. استقامت هر شنونده ای به عهده گوینده است. گوینده ها باید مستقیم باشند تا بتوانند مستقیم کنند. ائمه جماعت باید مستقیم باشند تا بتوانند مستقیم کنند دیگران را. بنابراین ما باید وظیفه خودمان که بزرگترین وظیفه است بدانیم و بعد از اینکه مطلب مان حق است مستقیم باشیم در این مطلب حق. این اشکالی در کار نیست که مطلب ما حق است، ما بحق هستیم، ما در مقابل باطل هستیم، رژیم شاهنشاهی باطل بود و شما در مقابل رژیم شاهنشاهی ایستادید، پس شما حق هستید، در مقابل باطل ایستاده اید، استقامت می خواهد، تا استقامت در کار نباشد، نمی توانید به پیروزی نهایی برسید.
 

هر کس در هر جا هست باید همان محل خویش رادرست کند

ما بین راه هستیم الان، اینطور نیست که ما صد در صد پیروز شدیم. ما یک سدی را شکستیم، شما شکستید،قدرت ملت شکست، اسلام شکست، قرآن شکست، ماها چیزی نیستیم، ایمان مردم شکست این سد را، این سد شکسته شده، پشت سد وقتی که وارد شدید دیدید که همه چیز آشفته است، نه فقط دانشگاه آشفته است، دانشگاه شما هم آشفته است، منبرهایمان هم آشفته است، محراب های مان هم آشفته است (عرض کردم چون خودمانی هستیم باید بگویم) مجامع علمی مان هم آشفته است. پشت این سد همه چیز را آشفته دیدیم و باید همه در سازندگی این آشفتگی ها شرکت کنیم. به عهده یکی گذاشتن یا یک جمعی گذاشتن یک امری است که نخواهد شد. اگر شما بخواهید که این آشفتگی ها را به عهده دولت بگذارید، به عهده مثلاً مراجع عظام بگذارید نمی شود. هر کس در هر جا هست باید همان محل خودش را درست کند. در یک اداره ای فرض کنید که صد نفر، دویست نفر هستند و پست هائی دارند، اگر این کسی که این پست را دارد، بگوید که اینها را آن رئیس اداره درست کند یا آن کسانی که پست های دیگر دارند، این درست نمی شود، این باید همان پستی را که دارد اداره کند و صحیح اداره کند، آن یکی هم آنی که دارد صحیح اداره کند، وقتی همه صحیح اداره کردند درست می شود. وقتی بنا

صحیفه نور جلد 9 صفحه 53

شد که اهل منبر خوب انجام وظیفه کردند، اهل محراب خوب انجام وظیفه کردند و سایر قشرها هر کدام انجام وظیفه ای که به عهده شان است خوب انجام دادند، کشاورزها خوب کشاورزی کردند، کارگرها خوب کارگری کردند، کارخانه دارها خوب کارخانه داری کردند، بر موازین اسلامی و بر موازین انسانی عمل کردند، یک مملکت عبارت از همین هاست. کارگرش و کارفرمایش عرض می کنم و کارمندش و دولتش و ملتش و روحانیتش و بازارش و همه چیز وقتی اینها هر کدام به آن وظایفی که خدای تبارک و تعالی محول کرد به آنها هر کدام در همان چیزی که محول به آنهاست خوب عمل کردند، این مملکت بعد از چندی همه اش درست می شود. اگر بنا باشد که ماها کنار برویم و بگوئیم که بگذارید دولت این کار را بکند، دولت نمی تواند. دولت بخواهد بگوید که ما کنار برویم و بگذار روحانیت این کار را بکند، روحانیت هم نمی تواند، تنها تنها نمی شود یدالله مع الجماعه همه دست به دست هم اگر دادیم می توانیم کاری انجام بدهیم. اگر در همین پیروزی ابتدائی، این قدم اول شما محول کرده بودید، روحانیون محول کرده بودند که خوب، بازاریان بروند شکست بدهند، بازاریان محول کرده بودند که روحانیون بروند شکست بدهند، آنها محول کرده بودند کارگرها بروند، الان هم نه شما اینجا تشریف داشتید و نه من. من یا نجف بودم یا فرانسه و شما هم در محل های خودتان گرفتار به سازمان امنیت بودید. همه وقتی دست به هم دادید، مجتمع شدید مثل قطرهای بارانی که از یک قطره یک قطره هیچ کاری نمی آید وقتی که با هم مجتمع شدند یک سیل راه می افتد، یک سیل عظیم راه می افتد، یک سد بزرگ را می شکند، این انسان ها اینطور هستند، هر کدام یک ذره کار از آنها می آید، اگر بخواهد این گروه خودش یک عمل مستقلی بکند، نمی تواند، وقتی گروه ها به هم متصل شدند و مجتمع شدند و مقصد هم مقصد الهی آن مهم این بود که در این اجتماعات یک مقصد بود و آن خدا بود. این یک تحول روحی بود که در ملت به اذن خدا پیدا شد و رمز پیروزی ملت ما این معنا بود که همه حول و بر اسلام فریاد کردند، هرکس چیزی را نچسبید، آن یک چیزی را، آن یک چیزی را، حتی آنها هم که حالا یک مخالفت های می کنند آنها هم آنوقت مخالفت دیگر نمی کردند، مستهلک بودند در بین ملت. ملت ما مجتمع شدند در کلمه اسلام، در جمهوری اسلام، مجتمع شدند در اینکه ما این سلسله فاسد را نمی خواهیم. این مساله الهی بود، خدا خواست این کار بشود و این مساله الهی را ما باید حفظش کنیم. این معنا که همه باز توجه مان به این باشد که برای خدا انجام وظیفه بکنیم، هر کس در هر حال هست برای خدا و این اجتماعی که با این اجتماع ما موفق شدیم که این سد شکسته بشود این را حفظش بکنیم اگر این اجتماع و این الهیتی که در مردم پیدا شد و مقصد روحانی الهی که در مردم پیدا شد آن محفوظ باشد، مادامی که این محفوظ هست شکست توی کار نیست. توجه کنید که این از دست شما نرود. این دو تا جهت، اجتماع ولله بودن و برای خدابودن، این دو خاصیت مادامی که در امت ما هست امت ما پیروز است و من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که این اجتماع محفوظ و این الهیت محفوظ باشد و من از شما آقایان تشکر می کنم که تشریف آوردید و از نزدیک ما با هم ملاقات کردیم و مسائلی که باید عرض کنیم عرض کردیم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها