پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396 11:30 PM
تاریخ: 1358/05/26
بسم الله الرحمن الرحیم
از امتیازات مکتب توحید با تمام مکتب هائی که در عالم هست، این است که در مکتب های توحید، مردم را تربیت می کنند و آنها را از ظلمات خارج می کنند و هدایت به جانب نور می کنند. تمام مکتب هائی که مکتب غیر توحیدی هستند، مکتب مادی هستند و این مکتب های مادی مردم را از عالم نور بر می گردانند به سوی عالم ظلمت و دعوت می کنند به ما دیگری و ماده و از عالم نور منصرف و منحرفشان می کنند یا آنها راهمان دعوت به ماده می کنند و دیگر آن طرفش را کار ندارند. نسبت به عالم نور، و در ارجاع مردم به عالم نور بیطرف هستند و علی ایحال هر دو مکتب، چه آن مکتب های ضد توحیدی و چه آن مکتب هائی که نسبت به توحید کاری ندارند، بیطرفند نسبت به توحید، اینها کارهائی که می کنند، تعلیم و تعلم هائی که دارند، تعلیم و تعلم هائی است که مربوط به ماده است و مردم را در مادیات و در ظلمات منغمس می کنند و از توحید و از نور آنها را باز می دارند لکن مکتب های توحیدی که در راس آنها مکتب اسلام است در عین حال که به مادیات و با مادیات سر و کار دارند،لکن مقصد این است که مردم را طوری تربیت کنند که مادیات، حجاب آنها برای معنویات نباشد، مادیات را در خدمت معنویات می کشند، به خدمت معنویات می کشند، در عین حالی که نسبت به مادیات نظر دارند، نسبت به زندگی دنیا نظر دارند، در عین حال مردم را متوجه به معنویات می کنند و از ظلمت ماده نجات می دهند. توجه به ماده و به مادیات به طوری که تمام توجه به مادیات باشد، ظلمت است، ظلمات است و انسان را به ظلمات می کشد و به چیزهائی می کشد که شما مشاهده می کنید که در همه مکتب هائی که هست، مردم را می کشند به جنگ ها، به خونریزی ها. مکتب کمونیسم، مکتب خونریزی است، مکتب اختناق است، تمام اختناق در آنجا حکمفرماست و خونریزی در آنجا هست به طوری که سران آنها در اول امری که سلطه پیدا کردند، هزاران نفر،بلکه صدها هزار نفر را به قتل رساندند و مادیتی که در آمریکا و امثال آن ممالک غربی غیر کمونیستی است، آنها هم تمام جدال و نزاعشان سر مادیات است و با مادیات سر و کار دارند و مردم را به خاک و خون می کشند. الان در تمام دنیا که ملاحظه می کنید،
این دو مکتب و این دو فرقه دست دارند و مردم را به خاک و خون می کشند. یک طایفه در افغانستان و امثال اینها، یک طایفه دیگر در جاهای دیگر. مکتب های توحیدی اینطور نیست، مکتب توحیدی نمی خواهند فتح کنند بلاد را و نمی خواهند با مردم با خشونت رفتار کنند، آنها می خواهند مردم را از ظلمت های ماده به نور بکشند، به طرف خدا بکشند، توجه به خدا بدهند و لهذا تا آنجا که امکان دارد در مکتب های غیر مادی مدارا هست، خوشرفتاری هست، دعوت هست، تا آنجائی که ممکن است با دعوت مردم را بر می گردانند به عالم نور و هیچ وقت در صدد جنگ و جدال نیستند مگر اینکه احساس کنند توطئه هست،اگر احساس توطئه کردند، به حسب دستور قرآن و به حسب دستور اسلام با آن ها با شدت رفتار می کنند، تا احساس توطئه نشده است همه را آزاد می گذارند برای هر چه می خواهند اختیار کنند، وقتی احساس توطئه شد، با شدت رفتار می کنند.
در مملکت ما هم وقتی که این فتح بزرگ به دست شما زنها و مردهای محترم انجام گرفت، همه چیز را آزاد گذاشتند، تبلیغات را آزاد گذاشتند، مکتب ها را آزاد گذاشتند و این است که در چند ماه، تقریباً حدود دویست تا شاید، گروه های مختلف اظهار وجود کردند. حتی کمونیست هائی که فاسد و مفسدند اظهار وجود کردند لکن بعد از آن ما احساس کردیم که اینها اظهار وجودشان فقط برای تبلیغ نیست، فقط برای این نیست که می خواهند مکتب خودشان را عرضه کنند بلکه مسأله، مسأله توطئه است . عرضه مکتب غیر از سوزاندن خرمن هاست، غیر ریختن به دانشگاه است و جلوگیری از اینکه دانشگاهیان مشغول کار باشند، غیر از ریختن به کارخانه هاست و مانع شدن از اینکه کارخانه ها عمل بکنند، غیر از این است که با رفراندمی که مردم و مردمی است و مربوط به مصلحت مردم است مخالفت کنند و تحریم کنند یا آتش بزنند صندوق ها را یا با اسلحه جلوگیری کنند از اینکه مردم رأی بدهند یا در راهپیمائی که کرده، خودشان غائله درست کردند و عده کثیری از جوانهای ما را زخمی کردند، قریب سیصد نفر زخمی شد که اکثرشان شاید مربوط به ما بود، خودشان غائله درست می کردند و حالا که می بینند که نزدیک است که مجلس خبرگان تحقق پیدا بکند، حالا افتادند به دست و پا که در هر جا یک غائله ای ایجاد کنند و ما تا حالا که صبر کردیم و صبر انقلابی کردیم تا حالا برای این بود که به مردم معلوم بشود که اینها چه هستند، اینها چه مرا می دارند. اینها نمی خواهند مکتب خودشان را عرضه کنند، اینها نمی خواهند با منطق صحبت کنند،اینها می خواهند که همه مکتب ها را سرکوب کنند، اینها برای سرکوبی مکتب اسلام است، اینها از اسلام ترسند، اینها از قوانین اسلام می ترسند، اینها می خواهند که اسلام نباشد ولو هر چه باشد ولهذا توطئه است.
الان وقتی که توطئه شد، دیگر نمی توانیم ما تا آخر تحمل کنیم و توطئه ها را بپذیریم. مسأله، مسأله اسلام است، مسأله مصالح مسلمین است، با مصالح مسلمین و اسلام ما نمی توانیم مسامحه کنیم. بنابراین من اعلام کردم که اگر چنانچه اینها باز یک چنین کارهائی بکنند، ما تمام ملت را بسیج
می کنیم، ما تمام پاسدارانی که هستند بسیج می کنیم، ما تمام زن و مرد ایران را بسیج کنیم و ریشه آنها را در می آوریم، اینها باید برگردند به ملت و اگر مکتبی هم دارند با اینکه برگشت به ملت کردند،از روی عقل، از روی منطق صحبت بکنند. اینها را در رادیو خواستند که با ایشان صحبت بکنند، حاضر نشدند، اینها در مکتب شکست خورده اند، اینها یک دسته اشرار هستند، نه مکتب دارند، اینها اشرار هستند. بنابراین اشرار را ما باید سر جای خودشان بنشانیم و با آنها با خشونت رفتار کنیم لکن من باز مهلت دادم به آنها که باز سر عقل بیایند و برگردند به دامن ملت و با ملت همراهی کنند. این مربوط به این قضایا.
و اما معلم، نقش معلم در جامعه، نقش انبیاء است. انبیاء هم معلم بشر هستند،نقش بسیار حساس و مهمی است و مسئولیت بسیار زیادی دارد. نقش مهمی است که همان نقش تربیت است که (اخراج من الظلمات الی النور) است آنهائی که (الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور،) همین سمت معلمی است. خدای تبارک و تعالی این سمت را به خودش نسبت می دهد که خدای تبارک و تعالی، ولی مومنین است و آنها را از ظلمات اخراج می کند به سوی نور. معلم اول، خدای تبارک و تعالی است که اخراج می کند مردم را از ظلمات به نور و بوسیله انبیاء و به وسیله وحی مردم را دعوت می کند به نورانیت، دعوت می کند به کمال، دعوت می کند به عشق، دعوت کند به محبت، دعوت می کند به مراتب کمالی که از برای انسان است. دنبال او انبیاء هستند که همان مکتب الهی را نشر می دهند و آنها هم شغلشان تعلیم است، معلمند، معلم بشرند، آنها هم شغلشان این است که مردم را تربیت کنند و انسان را تربیت کنند که از مقام حیوانیت بالا برود و به مقام انسانیت برسد. انسان مقام هائی دارد که مقام اولش بعد از اینکه مراتبی را سیر کرد، همین مقام حیوانیت است، یک حیوانی است مثل سایر حیوانات بلکه خطرناکتر. خطر حیوانات به اندازه خطر انسان نیست، آنقدری که انسان جنایت وارد می کند به همنوع خودش، هیچ حیوانی حتی سبع هم آنقدر جنایت وارد نمی کند.این چیزی است که انسان است، اول مقامی است که بعد از اینکه مراحلی را طی کرده، به مرتبه حیوانیت رسیده، یک حیوانی است که هیچ افساری ندارد، یک حیوانی است که اگر رهایش کنند، خونخوارترین موجودات است. انبیاء آمده اند این انسانی که در این مرحله رسیده است و یک مرحله خطرناک است هم برای خودش و هم برای همنوع خودش، آنها را نجات بدهند و متوجه به نور بکنند، متوجه به مبادی نور بکند، آنها را از اخلاق فاسد، از آن اخلاق، خوی های حیوانی بیرون بیاورند و به خوی های انسانی و به اخلاق انسانی برسانند، از مقام حیوانیت بالا ببرد به مقام انسانیت برساند،ماده را تابع عالم غیب بکنند، عالم طبیعت را تابع عالم الوهیت بکنند و بعد از او معلمینی که در بشر هستند که الان شما هم انشاءالله موفق باشید از آن طایفه هستید.
شغل شما اخراج بچه ها و کودک هاست از ظلمت ها به نور. تعلیم و تربیت انسانی، تعلیم و تربیت اسلامی، آنها را از اخلاقی فاسد نجات بدهید، آنها را از این آمال و آرزوهائی که بواسطه آن به فساد کشیده می شوند، بر حذر دارید، بچه ها را تربیت کنید. شما معلمین یک شغل بسیار شریف دارید که همان شغل الله است، همان شغل انبیاءاست و یک مسئولیت بسیار بزرگ دارید که همان مسئولیت انبیا است، منتها انبیا از مسئولیت بیرون می آیند برای اینکه عمل می کنند به آنچه فرموده اند، به آنچه مأمور هستند، ماها هم باید عمل بکنیم، اگر چنانچه خدای نخواسته بچه هائی از دامن های شما و از کلاس های شما بیرون بیایند که بر خلاف تربیت های انسانی اسلامی باشد، شما مسئول هستید ،مسئولیت بزرگ است. یک انسان درست ممکن است یک عالم را تربیت کند، یک انسان غیر سالم و یک انسان فاسد عالم را به فساد می کشد. فساد و صلاح از دامن های شما و از تربیت های شما و از مدارسی که شما در آنجا اشتغال دارید، از آنجا شروع می شود.
اینها می خواهند بچه ها را از دامن مادرشان جدا کرده و به پرورشگاه ها بفرستند برای خانم یک مطلب بالاتر است و آن مطلب، تربیت اولاد است. شما گمان نکنید اینها که همیشه از مادر بودن و از اولاد داشتن و از تربیت اولاد داشتن، اینها تکذیب می کنند و مطلب را یک مطلب خیلی سستی می گیرند و مطلب را یک مطلب بسیار پائینی می گیرند،اینها غرض صحیحی دارند. اینها می خواهند از این دامن که بچه خوب می خواهد در آن تربیت بشود، بچه ها را از این دامن ها دور کنند، بچه ها را از همان اول به پرورشگاه ها بفرستند، زیر دست دیگران، زیر دست اجانب بچه ها را تربیت کنند،آنها می خواهند انسان درست نشود،دامن های شما دامن هائی است که انسان درست می کند. اینها می خواهند بچه شما را را از اینجا نگذارند با شما باشند و نگذارند انسان درست بشود. بچه هائی که از دامن مادر جدا شده اند و در پرورشگاه ها رفتند، اینها چون پیش اجنبی هستند و محبت مادر ندیده اند، عقده پیدا می کنند، این عقده ها منشاء همه مفاسدی است یا اکثر مفاسدی است که در بشر حاصل می شود. این جنگ هائی که پیدا می شود از عقده هائی است که در قلوب این خونخوارها هست. این دزدی ها این خیانت ها،اینها اکثرا از عقده هائی است که در انسان است. بچه های شما را اگر از شما جدا کردند، به واسطه نداشتن محبت مادر، عقده پیدا می کند،به فساد کشیده می شود. مأمور بودند این دستگاه به اینکه بچه های ما را به فساد بکشند،از آن اول نگذارند در یک دامن محبت بزرگ بشود، تربیت بشوند، تا عقده پیدا بشود. بعد هم زیر دست معلم هائی که خودشان تعیین کردند و بعد هم در دانشگاهی که خودشان تأسیس کردند، از این پائین تا آن بالا فساد، اخراج من النور الی الظلمات، نگذاشتند اینکه یک تربیت انسانی پیدا بشود. دامن مادر بزرگترین مدرسه ای است که بچه در آنجا تربیت می شود، آنچه که بچه از مادر می شنود غیر از آن چیزی است که از معلم می شنود، بچه از مادر
بهتر می شنود تا از معلم، در دامن مادر بهتر تربیت می شود تا در جوار پدر، تا در جوار معلم. یک وظیفه انسانی است، یک وظیفه الهی است، یک امر شریف است، انسان درست کردن است. اینهائی که می خواهند انسان درست نشود از انسان می ترسند. این رژیم ها از انسان می ترسند ، در هر رژیمی یک انسان اگر پیدا بشود، متحول می کند کارها را. رضا شاه از مدرس می ترسید، آنقدری که از مدرس می ترسید، از دزدهای سر گردنه نمی ترسید، از تفنگدارها نمی ترسید. از مدرس می ترسید ،مدرس مانع بود از اینکه یک کارهای زشتی را انجام بدهد و آخر مدرس را گرفت و کشت. اینها از روحانی می ترسند برای اینکه روحانی تربیت می کند انسان را و آنها انسان نمی خواهند پیدا بشود. اینها نمی خواهند انسان پیدا بشود از این جهت اینقدر تربیت اولاد را پیش مادر مبتذل کردند و اینقدر تبلیغات کردند که حتی خود مادرها هم شاید باور کردند، آنهائی که تحت تأثیر اینها واقع شدند، آن بچه های عزیز را به پرورشگاه ها فرستادند و از دامن های خودشان جدا کردند و در آنجا تربیت های شیطانی شدند.
موظفیم ما که انسان درست کنیم. انسان است که می تواند جلوی مفاسد را بگیرد، انسان است که به حال مستضعفین نظر دارد، انسان است که از حال مستضعفین متأثر می شود، پیغمبر اکرم (ص) است که از حال مستضعفین متأثر است، امیرالمومنین سلام الله علیه است که از حال مستضعفین در رنج و عذاب است.
این رژیم ها همه مستضعفین را زیر بار می خواهند بکشند و از آنها استثمار کنند. آنها دنبال این نیستند که برای مستضعفین کاری بکنند، نکردند، دیدید که پنجاه و چند سال که ما شاهد قضایا بودیم برای مستضعفین کاری نکردند، باز زاغه نشینان در اطراف تهرانند و این دولت هم که می خواهد کاری بکند، نمی تواند به این زودی. این دولت هم که می خواهد یک خدمتی به مردم بکند نمی گذارند،این اقشار نمی گذارند که دولت توجه داشته باشد به این مسائل از بس غائله پیش می آورند. هر روز یک غائله پیش می آورند که مبادا مهلت پیدا بکند دولت و کارهای اساسی انجام بدهد و اساس اینها از بین برود و ما خواستیم که مفسده نکنند، زحمت ایجاد نکنند و ما می خواهیم که اینها به فساد نکشند جوانهای ما را و من امیدوارم که موفق نشوند و به خود بیایند و به ملت برگردند و به سوی جامعه انسانی بیایند.
خداوند شما همه را موفق کند و من از زحمت شما که در این هوای گرم آمدید اینجا و در این اطاق گرم تشریف دارید عذر می خواهم و من هم یکی از خدمتگزارهای شماها هستم و امیدوارم خداوند این خدمت را از ما قبول کند. سلام بر همه شما.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.