پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396 11:27 PM
تاریخ: 1358/04/24
بسم الله الرحمن الرحیم
من این چند روز که شنیدم و خواندم که دانشگاهی های اصفهان با علمای اصفهان مجتمع شده اند، بسیار از همه متشکرم و امیدوارم که ادامه پیدا کند این وحدت. این اختلافی که بین دانشگاه، روحانی، مع الاسف در زمان رژیم بود یک چیز من باب اتفاق نبود، یک مطلب حساب شده بود که هم روحانی از او بی خبر بود و هم دانشگاهی.
به دانشگاه که می رفتند، دستگاهی که باید مأمورند که این دو را از هم جدا کنند، راجع به روحانیین مطالبی می گفتند که مع لاسف جوان های ما باورشان آمد. پیش روحانیون هم که می رفتند مطالبی از دانشگاه گفتند که آنها هم باور می کردند و هر دو قشر غالباً غافل از این بودند که دارند آنها را به کجا می کشند. هر دو قشر توجه نداشتند که آنها قصد این ندارند که یک دانشگاه خوبی درست بشود و یا یک روحانی خوبی، آنها دنبال این بودند که این دو قدرتی که قدرت متفکر ملت هست و ممکن است که ملت ها را اینها بیدار بکنند، اینها را از هم جدا بکنند، نه فقط جدا، طوری بکنند که مقابل هم بایستند، صف آرائی بکنند. آنها به اینها مطالبی بگویند، آنها به اینها، اینها سرگرم خودشان باشند و غافل از مسائل اصلی که بر ملت و مملکت می گذرد چنانچه حالا هم، که من این را باید تکرار کنم و این را گفتم که ما از این تکرار هیچ اشکالی نمی بینیم برای اینکه یک مریضی اگر چنانچه سرش درد بکند پیش صد تا طبیب که برود می گوید سرم، نباید بگوید که چون تکرار می شود و یک دفعه بگوید سرم، یک دفعه بگوید پایم، یک دفعه بگوید دلم که مبادا تکرار بشود.
ما الان حکم یک مریضی را داریم که باید آن مرض خودمان را افشا کنیم، بگوئیم، هر دسته ای که آمدند همان مرض که هست باید بگوئیم. برای شما، برای دیگران هر چه که هست، هر واقعی که هست ما باید بگوئیم. دردی که بالفعل ما دچارش هستیم باید بگوئیم. آن دردی که دچارش هستیم الان این است که در این حالی که قانون اساسی دارد، طرح شده است و می خواهد تصویب بشود تا مراحل نهائی اش، در این حال من می بینم که قشرهای مختلفی می آیند و یک مسائل دیگری طرح می کنند و
گاهی هم یک مسائلی که دنبال او ممکن است که برخوردها باشد و در روزنامه ها و مجلات هم بعضی مطالب را می نویسند که این مطالب محرک است، تحریک آمیز است. و این روی یک (آنطور که به نظر آدم می رسد) نقشه و حسابی است، یک توطئه ای است که الان ماها را یا متوجه کنند به یک مسائلی غیر از مسائل اصلی که ما داریم، یا منحرفمان کنند به طوری که تا آخر منحرف بشویم از مسائل، یا به جان هم بیندازند، دعوامان بیندازند که آن هم اسباب انحراف است و آنها نگذارند که ما این مراحلی که الان داریم: یکی بررسی در قانون اساسی، یکی انتخاب خبرگان، دنبالش مجلس شورای ملی، دنبالش یا همراه او رئیس جمهور که اینها اساس یک مملکت است که باید این اساس درست بشود، بعد که این اساس درست شد روی او و مسائل دیگر باید حل بشود.
و ما الان آنی که گرفتارش هستیم این اساس است و الان بالفعل هم آنکه گرفتارش هستیم، قضیه بررسی قانون اساسی است. شماها دانشگاهی هستید و اهل نظر، مطالعه کنید قانون اساسی را، هر نظری دارید بنویسید و به مجلس سنای تهران بفرستید تا آنها بعد که خبرگان آمدند تا رسیدگی بکنند و دنبالش آنوقت که اعلام می شد که انتخاب بکنید خبرگان را، شما ببینید که چه اشخاصی باید انتخاب بشوند، اشخاص مطلع از اسلام. ما اسلام را خواهیم درست بکنیم، ما نمی خواهیم یک مطلب اروپائی درست کنیم تا برویم سراغ کارشناس های اروپا، نمی خواهیم یک مسأله حقوق اروپائی و غربی درست کنیم تا برویم سراغ حقوقدان اروپائی فهم، ما می خواهیم یک مسائل اسلامی. همه این ملت فریاد زدند که ما جمهوری اسلامی می خواهیم، این فریاد ملت بود. آنهایی که مخالف با این بودند، آنوقت نفس شان هم در نمی آمد آنها رفته بودند، یا خارج از این مملکت بودند و هیچ کاره، یا داخل در مملکت بودند و آن کنار نشسته بودند و تماشا می کردند و شاید به شهیدهای ما هم می خندیدند. اینها اهل این نیستند که اسلام را بدانند چی هست تا اینکه قوانین را وقتی نگاه می کنند ببینند به اسلام مربوط هست یا نه. شما باید اشخاص را تعیین کنید که علاقه مند به اسلام باشند. اینطور نباشد که فرض کنید یک جایش که راجع به اسلام است یک قلمی رویش بکشند و آن هم کنارش بگذارند. علاقه مند باشند به اینکه اسلام باید در این مملکت، در این کشور تحقق پیدا کند. از اینور و از آنور هم نرفته باشند که بخواهند منافع غرب را یا منافع شرق را تأمین بکنند، مستقل در نظر باشند، مستقل در روحیه و فکر باشند، امین باشند، شناخته شده باشند. یک آدم مجهول را هر چه هم به شما بگویند خیلی آدم خوبی است، تا خودتان نشناسیدش این را تعیین نکنید. اشخاصی که می شناسید که مسلمانند، مطلع بر اسلامند و گرایش نداشتند در عمرشان به این طرف و آن طرف، گرایش شان، گرایش اسلامی بود، مشی شان، مشی اسلامی بود، مطلع هستند از اوضاع کشورشان، یک همچو اشخاصی را باید تعیین بکنید که انشاءالله این قانون اساسی را آنها مطالعه کنند و بر طبق آنکه مصلحت ملت ما هست.
این را شما بدانید، همه باید بدانید که آنچه مصلحت ماست که از زیر بار خارجی ها و افکار خارجی ها و اعمال خارجی ها این ایران را بیرون بکند و یک مملکت عدل به تمام معنا آزاد، آزادی صحیح، نه آزادی غربی، و عرض کنم که اقتصادش صحیح باشد، همه چیزش صحیح باشد، آنکه بتواند یک همچو کاری بکند اسلام است، اسلامی است که خدا قوانینش را وحی فرموده و بهتر می داند که برای اینها تا ابد چی لازم است. خیال نشود که اسلام سابقاً شده است پیاده بشود، حالا نه، دیگر نمی شود یا بعدش نمی شود. اینها انحراف است بی توجهی است، نفهمی است، باید شما اشخاصی که صد در صد معتقد باشند که اسلام کهنه نیست،الان تا ابد زنده است.
این نهضت شما ثابت کرد به اینکه اسلام الان متحرک است و کوبنده است. الان هم ظلم را دستگاه ظلم را اسلام می کند. اگر شما پیوند به اسلام نداشته بودید و اشخاصی بودید که هر کس برای مقصد خودش یک حرفی زد، حالا هم باز زیر همان بارها بودیم و محمدرضا هم اینجا باز سلطنت می کرد و فریاد می کرد تمدن بزرگ و ما را به آتش می کشید.
این وحدت کلمه شما و همه توجه تان به اسلام، جوانها توجه شان به اسلام که الان هم آیند می گویند شما دعا کنید ما شهید بشویم و من می گویم دعا کنم که شما ثواب شهید داشته باشید دیگر ما حالا انشاءالله می دانی پیدا نمی کنیم تا شهادتی باشد ما حالا دیگر دزدها را و کلاهبردارها را داریم چه می کنیم در هر صورت یک همچو روحیه ای که متحول شده بود از آن ترس به این شجاعت، از آن فرار به این هجوم، یک همچو روحیه ای شما را پیروز کرد و این روحیه، روحیه ای بود که اسلام به ما داده یعنی مردم حالا متحول شده اند به همان اشخاصی که در صدر اسلام، سی هزارتاشان یک روم و یک ایران را به هم کوبید و عرض کنم که فتح کرد. آنها هم برای همین بود که اسلام را سعادت می دانستند، چه زنده باشند چه نباشند، شهادت را برای خودشان زندگی ابدی دانستند. این روحیه در جوانهای ما، من می بینم که پیدا شده است و جدا می آیند و از من تقاضا می کنند که من دعا کنم شهید بشوند. این اسباب این شد که ما پیروز شدیم.
الان که وظیفه فعلی ما این است که همه مسائلی که بعدها باید درست بشود، همه گرفتاری هائی که بعدها باید درست بشود، همه را کنار بگذاریم و همه متوجه به این باشیم که این قانون اساسی که بناست تصویب بشود، چی هست، اشکالاتش چی هست، اشکالات را بگوئید، کی باید این را بررسی بکند و چه اشخاصی باید بررسی بکنند، همان اشخاص را تعیین بکنید.
انشاءالله خداوند همه شما را حفظ کند و همه مسائل بعد از تحقق یک دولت غیر انتفاعی، یک دولت مستقر و مستمر، بعد از او و یک قانون اساسی و یک مجلس شورائی که ملی باشد، نه فرمایشی، انشاءالله همه این مسائل حل می شود و به دست خود ملت همه اینها واقع می شود. خداوند همه شما را حفظ کند و موفق.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.