0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396  11:24 PM

بیانات امام خمینی در جمع کارکنان و دانشجویان دانشگاه شیراز و گروه اطباء سنتی اسلامی

تاریخ: 1358/04/17

 

ضرورت پرداختن به تدوین قانون اساسی و عدم طرح مسائل غیر اساسی

بسم الله الرحمن الرحیم
ما بالفعل یک مسائل اساسی داریم که باید فکر آن مسائل اساسی باشیم. در یک همچو موقعی که این مسائل اساسی مطرح هست، طرح مسائل دیگر اشتباه است. من کرارا گفته ام که اگر چنانچه یک زلزله ای بیاید و یک خانه هایی را خراب و یک مردمی زیر آوار باشند، دیگر شما به خودتان اجازه می دهید که بنشینید راجع به مسائل طب صحبت کنید، یا مسائل ریاضی، یا مسائل دیگر مطالعه کنید؟ یا همه باید هجوم بیاورید و این زلزله زده ها را بیرون بیاورید؟
ما الان یک مملکتی داریم که یک خرابی هایی دارد اساسی و یک مسائلی ما الان داریم که این مسائل، اساس مملکت ماست. مسائل اساسی را ما الان باید طرح کنیم و همه با هم دنبال این مسائل اساسی باشیم. بعد که این مسائل اساسی را درست کردیم و اساس مملکت مان را مستقر کردیم ،آنوقت شما بروید سراغ طب سنتی،آنها هم بروند سراغ طب وارداتی. امروز روزی نیست که شما صرف کنید همه قوایتان را در اینکه آیا طب اسلامی به اصطلاح شما، یا طب سنتی ابوعلی و رازی باید عمل بشود یا طب های دیگر. این الان نباید مطرح بشود. الان شما در یک وضعی واقع هستید که بین وجود و عدم کشورتان، بین وجود و عدم مذهب و اسلامتان واقع شده اید، سر دو راهی الان واقع شده اید، گمان نکنید حالا که رژیم سابق را عقب زدید، دیگر مسائل تمام است. الان شما ملاحظه می کنید که در این مملکت ریشه هایی که از همان رژیم سابق هست که مشغول فعالیتند، یک اشخاصی از خارج آمده اند با اسمهای مختلف آنها هم مشغول فعالیتند، می خواهند نگذارند که این مملکت رژیمش مستقر بشود. سابق با رفراندم مخالفت می کردند، بعد با طرح قانون اساسی مخالفت می کنند. بعد هم هر قضیه ای را که پیش بیاورید. یک قشری هستند که از عمال خارجی ها مخالفت می کنند. در یک روزی که راجع به اساس مذهب، راجع به اساس کشور، ما مواجه با مخالفین هستیم، همه ما باید توجه به همین معنا بکنیم. چطور آن روز که می خواستید این رژیم را خارج کنید، هیچ طرحی نمی کردید مسائل خودتان را، گرفتاری های خودتان را با اینکه داشتید آنوقت هم گرفتاری لکن می دیدید که الان وقت طرح این نیست. الان هم همانطور است، الان وقت طرح اینکه دانشگاه وضعش چطور است، طب سنتی یا طب جدید وضعش چه جور است، یا سایر چیزهایی که ما به آن احتیاج داریم و همه خرابی هایی که الان

صحیفه نور جلد 8 صفحه 79

گذاشتند و رفتند، الان وقت طرح اینها نیست، اینها یک وقتی دارد. الان ما یک دولت متزلزل انتقالی داریم، استقرار پیدا نکرده است الان رژیم ما، استقرار پیدا نکرده حکومت ما. ما قانون اساسی خواهیم که اساس یک مملکتی بر قانونش هست، بعد از آن رئیس جمهور خواهیم که الان نیست، بعد از آن مجلس شورای ملی خواهیم که با رأی مردم تحقق پیدا کند، بعد که مجلس تحقق پیدا کرد و رئیس جمهوری تحقق پیدا کرد و دولتی تحقق پیدا کرد، یک دولت مستقری، و دست اینها و طمع اینها از این مملکت برید، آنوقت، وقت این است که من مشکلاتی که دارم، بگویم، شما مشکلاتی که دارید، آقایان هم مشکلاتی که دارند، نه اینکه ما نمی دانیم، مشکلات زیاد است و نه اینکه ما نمی دانیم که علومی که در شرق بود، دسیسه اسباب این شد که عقب بزنند آنها را و به جای آن علوم غرب را بیاورند، دانش هایی که در شرق بود و اروپا از آن تقلید می کرد، دست هایی آمد آنها را عقب زد و محتوا را از ما گرفت و الان وضع ما وضعی شده است که خیال می کنیم که هر چه هست، در غرب است و ما هیچ چیز نداریم. محتوای خودمان را گرفتند،یعنی مغزهای ما را شستشو کردند جایش یک مغز دیگری گذاشتند که از همان غرب ارتزاق می کند و این یک مطلب مهم است که باید به تدریج این مملکت از زیر آن بار بیرون برود. یکی هم از مسائل، همان مسأله طب قدیم است. آنها همه این دردهایی که الان هست، با همین دواهای علفی معالجه می کردند و معالجه شان یک معالجات اساسی بود و اروپا از طب بوعلی تا همین آخر استفاده کردند. کتاب بوعلی تا همین آخر، شاید حالا هم مورد نظر آنها باشد، بروزش را نمی دهند. من نه این است که ندانم اینها را. می دانم اشکالات زیاد است لکن همه چیز اینطور است، همه مسائل اینطور است که ما را، به ما اینطور فهماندند که خودتان هیچ چیز نیستید و همه چیز آنها هستند و اینها می خواستند همچو ما را از صحنه انسانیت بیرون بکنند، بگویند ما اصلاً هیچ چیز نداریم، الان هم شما می بینید که ما طبیب داریم، معالج داریم لکن تا یک کسی یک مرضی پیدا می کند، راهش را می رود به انگلستان، می رود به امریکا، همین جا می تواند معالجه کنند لکن اینها می روند به آنجا، بعد از مدتی که آنجا دیدند آنجا هم معالجه شان نکرده اند، گاهی هم معالجه کردند. این از باب این است که ما را جوری الان بار آوردند که خیال می کنیم که غیر از آنجا چیزی نیست در کار و حال آنکه نه، هست، اینجا هم هست در کار. در هر صورت ما همه اشکالات را دانیم لکن وقت دارد اینها، الان شما باید تمام همتتان را صرف این معنا بکنید که این مراحلی که ما داریم و دارند با آن مخالفت می کنند، این مراحل را ما طی بکنیم. الان ما احتیاج داریم که قانون اساسی مان بکنند و تصویب بکنند یک عده آدم مطلع، خبیر، مجلس خبرگان پیدا بشود، باید همه افکار را متوجه این بکنید که یک اشخاص صحیحی، یک اشخاص مسلمانی، یک اشخاص متعهد به اسلامی، یک اشخاص معتقد به اینکه این مکتب است که می تواند ما را مستقل قرار بدهد، یک همچو اشخاصی را تعیین بکنید تا بروند به مجلس و انشاءالله قانون اساسی را آنها چه بکنند و بعد هم به رفراندم گذاشته بشود و این مرحله را ما طی بکنیم. در همین مرحله ای که ما هستیم، الان ما مخالف داریم. الان همین حرف هایی که شما می زنید من احتمال می دهم که یک کسی بیخ گوشتان است خودتان هم متوجه

صحیفه نور جلد 8 صفحه 80

نیستید. گفتید که ببین طب ما از بین رفته، بیائید برویم آنجا طرحش بکنیم. وقت طرح نیست الان، الان وقت این نیست که ما بنشینیم بگوییم که طب ما چه جور است. دانشگاه ما چه جور است همه اینها اشکال دارد دادگستری ما چه جور است همه اینها باید متحول بشود اما موقعش وقتی است که ما یک حکومت صحیح پیدا بکنیم، ما بتوانیم در دنیا بگویی که این مملکت ما، این رژیم ما، این قانون ما،این رئیس جمهور ما، این مجلس ما، که مردم، که دنیا ما را بپذیرد به اینکه ما یک رژیم تام العیاری هستیم. بعد از اینکه اینطور شد،آنوقت بیائیم سراغ این خرده ریزهایی که چه شده است، چه عقب افتادگی داریم، چه گرفتاری هایی برای ما این رژیم منحوس سابق درست کرده است، همه چیزها را به هم ریختند، رفتند.
انشاءالله خداوند همه تان را تایید بکند و وظیفه فعلی تان را به آن توجه پیدا کنید. و شمای دانشگاهی و آن طب سنتی و دیگران، همه این خواهرهای محترم و شما برادرها و همه ایران، همه با هم الان باید توجه به همین مسیر داشته باشیم که نهضت مان تو راه هست، این نهضت را باید همچنان زنده نگه دارید تا این مسائل بگذرد. اگر یک سستی بکنید و بروید سراغ کارهای دیگر، آن بگوید من خانه ندارم و آن بگوید طب من چطور است و آن بگوید دانشگاه من چطور، در بین راه ما می ترسیم که یک وقتی یک عایقی پیدا بشود،یک مانعی پیدا بشود و همه این حرف های شما بشود دیگر هیچ و تمام بشود و تا آخر دیگر باز ما زیر بار همان مسائل باشیم. خدا همه تان را انشاءالله حفظ کند.
والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها