0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396  11:24 PM

بیانات امام خمینی در جمع بانوان مکتب ولی عصر

تاریخ: 1358/04/16

 

نقش عظیم تعلیم و تربیت در رشد معنوی انسان

بسم الله الرحمن الرحیم
من امیدوارم که همه خواهرها و برادرها و همه قشرهای این ملت و همه ما از خدمتگزاران به اسلام و ولی عصر سلام الله علیه باشیم.
ما در یک مملکتی هستیم که مملکت ولی عصر است و وظیفه آنهائی که در مملکت ولی عصر زندگی می کنند، یک وظیفه سنگین است. نمی توانیم ما لفظا بگوئیم ما در زیر پرچم ولی عصر سلام الله علیه هستیم و عملا توی آن مسیر نباشیم، چنانچه نمی توانیم بگوئیم که ما جمهوری اسلامی داریم و عملا آنطور نباشیم اسلامی نباشیم. شما که به نام مقدس ولی امر یک گروه متشکلی تشکیل داده اید و زحمت می کشید و خدمت می کنید و احکام اسلام را ترویج می کنید و تعلیم و تربیت می کنید، تعلیم باید پهلویش تربیت باشد، تربیت صحیح، تربیت اسلامی. اگر تعلیم تنها باشد بی تربیت، فایده ندارد بلکه گاهی مضر است، تربیت بی تعلیم هم نمی شود، به نتیجه نمی رسد. این دوتا باید با هم باشند، توأم باشند، تعلیم و تربیت. انسان یک موجودی است که با تعلیم و تربیت رشد می کند. یک رشد نباتی و حیوانی انسان دارد که با نباتات و با حیوانات شریک است، همه با هم، این قافله حرکت دارند می کنند، انسان هم یکی از آنهاست، یک نباتی است اول و بعد یک حیوانی مثل سایر حیوانات است و تا سرحد حیوانیت با حیوانات شریک است چنانچه تا سرحد نبات با نباتات شریک است. یک موجودی است که هم نبات است و هم حیوان و تا سرحد حیوانیت با همه حیوانات شرکت دارد. و از آنجا راهش جلوتر می رود. حیوانات با انسان شرکت دارند در همین امور مادی، همان خوردن و خوابیدن و تولید مثل کردن، همه حیوانات همینند، انسان هم اگر همین باشد، حیوانی است مثل سایر حیوانات ولو اینکه خوراکش با او فرق داشته باشد، حیوانات هم بعضی شان با بعضی خوراکشان فرق دارد، یکی گوشتخوار است، یکی علفخوار است و انسان هم جزء آنهاست که علفخوار است منتها حالا گوشتخوار هم شده. اگر انسان تربیت و تعلیم نداشته باشد توأم با هم، در همین حد حیوانیت باقی می ماند و انسان از سایر حیوانات اگر آن تربیت و تعلیم نباشد، بدتر است.

صحیفه نور جلد 8 صفحه 61

 

شعاع آمال و آرزوها و شهوات انسان نامحدود است

حیوانات حدود شعاع فعالیتشان خیلی محدود است و حدود تجاوز و تعدیشان هم محدود است، یک طعمه ای گیر می آورد و می خورد و دیگر ذخیره نمی کند الا بعضی شان و همان وقتی که سیر شد می رود سراغ کارش می خوابد. انسان یعنی این حیوانی که حالا نرسیده به حد انسانیت، این حیوان، این قسم از حیوان که ما اسمش را انسان می گذاریم برای اینکه بعدها ممکن است انسان بشود، این هیچ حدی ندارد، نه در شهوت حد دارد و نه در آمال و آرزوهائی که باید باشد حد دارد. شما اگر فرض کنید برای یک انسانی، یکی از همین ها، ابتدائاً خودش خیال می کند که من اگر یک خانه خوبی داشتم بس بود. وقتی به خانه می رسد می بیند بس نیست، خوب یک باغی هم پهلوی آن خانه بود بس بود، به باغ رسید می بیند بس نیست، یک مزرعه ای داشتیم، خوب، بد نبود. به مزرعه هم می رسد، یک دهکده خوب بود داشته باشیم، به آن می رسد. هر چه بالا می رود زیادتر می شود، ابتدائاً یک چیز مختصری می خواست، هر چه بالاتر رفت، زیادتر می شود، طمعش زیادتر می شود، آرزویش زیادتر می شود. اینهائی که یک مملکت دارند، می بینید که می روند دنبال یک مملکت دیگر، مملکت گیری می کنند. اگر همه ممالک دنیا را یک انسانی بگیرد، آنوقت به فکر می افتد برود کره ماه، برود آنجا را هم بگیرد، بعد به فکر می افتد برود کره مریخ، آنجا را هم بگیرد، بعد می رود سراغ جاهای دیگر. آخر ندارد، این یک موجودی است که خدا اینطور خلقش کرده است که در حد حیوانیت، یعنی همان هائی که حیوان می خواست این زیادترش را دارد، حدود هم ندارد. حیوانات در یک وقت خاصی شهوت دارند، در وقتی که وقت حمله است، وقتی است که می خواهند تولید مثل بکنند، در ما بقیش آنطورها نیستند. انسان اینجور نیست، انسان شهوتش هم حد ندارد، نه حدود دارد و نه یک طور خاصی که غیر از آنطوری که انبیا آمده اند محدودش کردند به حدودی، انسان هیچ این حرف ها ندارد، با آن بهترین محارمش هم فرق نمی کند پیشش با او، دخترش با اجنبی فرقی ندارد پیش او. یک همچو حیوانی است، در هر چیز نامحدود است. شما یک موجود نامحدود هستید. اگر این نامحدودی در طرف حیوانیت صرف شد، یک حیوان نامحدود، یک حیوانی که با سایر حیوانات فرق دارد، حیوانات دیگر شهواتشان محدود است، آمالشان محدود است، این انسان نامحدود است، اگر به همین حال حیوانیت باشد و دنبال همین کارهای حیوانی، دنبال همین شهوات، دنبال همین آمال و آرزوهای حیوانی که همه این آمال و آرزوهائی که مربوط به طبیعت است، تمام آمال و آرزوهائی که مربوط به امور طبیعی است، حیوانی است، اگر به این حد باقی بماند این تا آخر حیوان است، اینجا صورتش، صورت انسان است وقتی این پرده برگشت و آن عالم پیدا شد، صورتش هم یک صورت دیگر می شود. همچو نیست که به صورت انسانیت آنجا محشور بشود، اگر انسان اینجا شد، آنجا انسان است، اگر کسی در اینجا توانست خودش را انسان بکند، آنجا که برود، آنجا انسانیتش به طور کمال و آنطوری که چشم های این عالم نمی تواند او را ببیند، به طور کمال در آنجا تحقق پیدا می کند و اگر چنانچه نتواند این کار را بکند، مهار را رها کند، خوب بسیاری هستند که مهار ندارند، رها هستند، آزادند، این آزادیی که غربی ها

صحیفه نور جلد 8 صفحه 63

می خواهند همین است، آزادند، هر چه می خواهند، هر کاری می خواهند بکنند، ظلم بکنند آزاد است، شهوات غیر مشروع، آزاد است، بدگوئی به هر کس، آزاد است، قلمفرسائی به ضد هر کس، آزاد است. اگر این آزادیی که همین غیر محدود بودن این قسم حیوان، غیر محدود بودن این قسم حیوان، این حدی ندارد برای خودش، آزادیش را حدی قائل نیست، هر جا جلو برود باز در این آزادی می خواهد جلوتر برود.
 

نیاز انسان به هدایت انبیا در پیمودن مسیر کمال و کنترل غرائز

اگر ما تربیت و تعلیم نداشته باشیم، تربیتی که انبیا آورده اند برای اینکه غیر انبیا راه را نمی دانند، ما الان یک راهی را داریم قهراً می رویم خودمان هم ملتفت نیستیم و آن راهی که انبیا برای ما آوردند که از آن راه باید بروید آن صراط مستقیم که منتهی می شود به آنجائی که ماها دیگر الان نمی توانیم ادراک بکنیم، این را انبیا آورده اند، مکتب غیر انبیا اطلاع از ماوراء طبیعت ندارد، هر چه مکتب هست همین طبیعت است، مکتب انبیا است که ماوراء طبیعت را هم طرح می کند. در مکتب های دیگر اصلاً طرح نمی شود ماوراءالطبیعه، بله می گویند دروغ است. یک آدمی که اصل نمی داند ماوراء طبیعت چیست، همین طور نشسته توی خانه اش و می گوید نخیر، نیست. انبیا می دانند راه چه هست، از کجا باید رفت، چه جوری باید رفت. راهی است که تا بوسیله انبیا و تعلیمات انبیا نباشد، انسان نمی تواند به مقصدش برسد. از راه مستقیمی که انسان را به مقصد می رساند اگر راه انبیا نباشد معوج می شود یا این طرف می رود یا آن طرف می رود. انبیا هستند که ما را به راه مستقیم هدایت می کنند و کیفیت تربیت و تعلیمی که برای آن عالم هم باشد، هم این عالم و هم آن عالم، نه اینکه انبیا به این عالم کاری ندارند، این عالم هم با هر چیزی که بگوئید، آنها منافی و مخالف با آن نیستند، مخالف با دل بستن به دنیا هستند، این دو تا اشتباه می شود. آنهائی که می خواهند عیب گیری کنند می گویند که با همه تمدن ها مخالف است. اسلام با همه تمدن ها مخالف است، این اشتباه است، اسلام با هیچ تمدنی مخالف نیست، اسلام یک تمدنی را ایجاد کرد، ششصد، هفتصد سال یک دنیا را تقریباً اکثر معموره را چیز کرد، با اینکه باز اسلام نبود درست. با تمدن، اسلام مخالف نیست، با دلبستگی و محدود شدن مخالف است که همه آمال و آرزوی ما همین باشد، همه هم ما همان علفمان باشد، تمام همت ما این باشد که خوب بخوریم، خوب بخوابیم و خوب شهوات. دلبستگی را مخالف است. این هم انسان علفش باشد یا الفش باشد، با این مخالف است اسلام. تمدن به اعلی مرتبه، مهار، مهار در معنویت. همه مظاهر تمدن را انبیا قبول دارند لکن مهار شده، نه مطلق و رها. شهوات را جلویش را نگرفتند، جلوی اطلاقش را گرفتند، جلو رهائی و آزادی را گرفتند. یک کسی، در همان زمان های سابق به یک ظریفی که از آشناهای ماست راجع به امور جنسی گفته بود که فلان، این حل شده. این گفته بود این را در صدر خلقت، خرها حل کرده بودند. آن آزادی که شما می گوئید که حل شده همان است که حیوانات در صدر خلقت آزاد بودند. انبیا آمدند این آزادی را جلویش را بگیرند و الا اصلش را مخالف نیستند،

صحیفه نور جلد 8 صفحه 64

دعوت هم به آن کرده اند، این دعوت به ازدواج، اینقدر تعریف از ازدواج برای اینکه هم ازدواج بشود، هم انحراف نباشد. از این شهوات مطلق، از این مراکز فساد و فحشا انبیا جلوگیری می کنند، نه از اصل شهوت. اصل شهوت طبیعی است و باید هم کار خودش را انجام بدهد اما حدود دارد. اگر تربیت و تعلیم آنطوری که انبیا و تحت تربیت انبیاست تحقق پیدا بکند، انسان، هم اینجایش صحیح می شود و روی یک نظمی تحقق پیدا می کند و این آکل و مأکول و این تعدیات و این تجاوزها و این اختلاف های طبقاتی پیدا نمی شود و هم آن طرف، که عمده آن طرف است، آن حیات جاویدی که آخر ندارد، هم آن طرف تأمین می شود. کوشش کنید که شما که حالا منتسب به ولی امر سلام الله علیه هستید، مکتب ولی امر را به آن توجه کنید که برای تعلیم و تربیت این انسان است که از حد حیوانیت برساندش به حد انسانیت و رشد انسانی پیدا کند و تربیت انسانی پیدا کند و تعلیمات، تعلیمات صحیح باشد. خداوند همه شما را انشاءالله موفق بدارد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها