0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396  11:24 PM

بیانات امام خمینی در جمع روحانیون و پاسداران انقلاب اسلامی ارومیه

تاریخ: 1358/04/15

 

شکست ظاهری و شهادت اهل حق به نفع اسلام است

بسم الله الرحمن الرحیم
من باید با آقایان روحانیون و پاسدارهای محترم و سایر آقایان محترم که تشریف دارند، خطرهائی که حالا به ما متوجه است و اشکالاتی که در حال حاضر ما داریم و موضعی که ما در این وقت داریم فی الجمله عرض کنم و من در مجامع دیگر هم مطلب را چون اهمیت دارد گفته ام و باز هم تکرار می کنم.
موضع ما الان از دو جهت حساس تر از اوقات دیگر است. در رژیم سابق و آنوقتی که همه شما و همه قشرها مشغول مبارزه بودند با رژیم سابق، آنوقت رژیم، رژیم طاغوتی بود و شما هم بر ضد طاغوت قیام کرده بودید اگر ما در آن روز شکست می خوردیم، کشته می شدیم اشکالی خیلی نداشت برای اینکه یک لشکر اسلامی، یک لشکر الهی با لشکر طاغوتی مقابله کردند و شکست خوردند، یک شکستی که اولیاء خدا هم در مقابل طاغوت گاهی شکست می خوردند و این شکست در آن حال به ضرر اسلام تمام نمی شد، به نفع اسلام بود و قدرت اسلام و صحت مکتب ما بیشتر ثابت می شد. به وجهی نظیر مبارزه حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه با دولت وقت که دولت طاغوتی بود. شهادت سیدالشهدا به اسلام هیچ لطمه ای وارد نیاورد، اسلام را جلو برد. اگر نبود شهادت ایشان، معاویه و پسرش اسلام را یک یک جور دیگری در دنیا جلوه داده بودند به اسم خلیفه رسول الله، با رفتن در مسجد، اقامه جمعه و امام جمعه بودن، اقامه جماعت و امام جماعت بودن. اسم، اسم خلافت رسول الله و حکومت، حکومت اسلام لکن محتوا بر خلاف. نه حکومت، حکومت اسلامی بود به حسب محتوا و نه حاکم حاکم اسلامی. سیدالشهدا سلام الله علیه این نقشی که اینها داشتند برای برگرداندن اسلام به جاهلیت و نمایش دادن اسلام را به اینکه این هم نظیر همان چیزهای سابق است آن را باطل کرد. و اگر هم در این مبارزه ای که می کردیم شکست می خوردیم، کشته می شدیم، اسلام از او ضرری نمی دید بلکه اسلام نفع می دید برای اینکه یک جبهه مجاهد اسلامی با یک عده طاغوت مبارزه کردند، مبارزه شان هم بین حق و باطل بود منتها باطل قوه اش زیاد بود و آنهائی که اهل حق بودند شهید شدند، لکن حالا وضع چه جور است؟ آنوقت رژیم، رژیم طاغوتی بود و حکومت وقت حکومت طاغوتی بود و همه دستگاه ها دستگاه های طاغوتی بودند و لکن حالا که حکومت ما می گوئیم اسلامی، همه تان رأی دادید به

صحیفه نور جلد 8 صفحه 45

جمهوری اسلامی و رژیم تغییر کرد از رژیم سلطنتی به حکومت جمهوری اسلامی، الان ما که معمم هستیم و شما که پاسدار هستید و سایر قشرهائی که در این مملکت هستند، همه در حکومت اسلامی هستید، همه ما در جمهوری اسلامی واقعیم، الان رژیم ما جمهوری اسلامی است، آن خطری که الان متوجه به ماست خطر کشته شدن نیست، خطر شکست یک جمعیت اسلامی در مقابل طاغوت نیست، آنها اصلاً خطر نیست. آن خطری که الان برای ماست اینست که مکتب ما شکست بخورد، اسلام شکست بخورد. این خطر بزرگترین خطری است که الان متوجه به ماست و آنکه ما را تا اینجا رساند و پیروز کرد این بود که با هم قشرها اختلاف نداشتند، همه با هم فریاد می کردند که جمهوری اسلامی می خواهیم، فرقی ما بین شهر و ده نبود، مرکز و سرحدات نبود، همه دست به هم دادند و فریاد کردند که ما جمهوری اسلامی می خواهیم و این دو جهت که یکی وحدت کلمه همه بود، اکثرا با هم بودند و یکی هم مقصد، مقصد اسلامی بود، شما را پیروز کرد. شما الان یک لشکر فاتح هستید. اما لشکرهای فاتح در سابق هم غالبا اینطور بوده که بعد از فتح طوری می شد که شکست می خوردند. امروز من برای یک جمع دیگر که صحبت کردم هیتلر را مثال زدم که حرکت کرد و نهضت کرد و زد و کشت و فرانسه را فتح کرد و سایر کشورها را فتح کرد و حمله کرد به شوروی، با آن قدرتی که شوروی داشت، فتح کرد بسیاری از جاها را لکن نتوانست نگه دارد، آن فتح و پیروزی که کرده است نتوانست نگه دارد. چون نتوانست نگه دارد شکست خورد و منتهی شد به آنجائی که خودکشی می گویند کرد. فاتح ها همیشه تقریباً اینطوری بودند که بعد از اینکه فتح می کردند، یک عواملی پیدا می شد که اینها را به شکست منتهی می کرد.
 

تخطی از موازین، خطری برای اسلام و حربه ای به دست دشمنان

من خوف این را دارم که شما که یک لشکر اسلامی، ملت اسلامی فاتح هستید الان و فتحی هم کردید که همه دنیا را به اعجاب آوردید، عواملی پیدا بشود که شکست بخورید و شکست هم از ناحیه خودتان باشد، نه از ناحیه دشمن. من خوف این را دارم که ما، چه طبقه روحانیون و چه سایر طبقات که مهمش اینهائی است که مستقیما اسم اسلامی رویشان هست، دولت اسلامی، وزارتخانه های اسلامی، کمیته اسلامی، پاسداران اسلامی و دادگاه های اسلامی و این هائی که الان به اسم اسلام و لباس اسلامی دارند در حکومت اسلامی پاسداران اسلامی داریم و دادگاه اسلامی و همین طور کمیته، اگر در یک همچو موقعی ماها که ادعا می کنیم که ما هم پاسدار هستیم و شماها هم که پاسدار هستید، در یک همچو موقعی ما یک کارهائی انجام بدهیم که آنهائی با ما مخالف اند و دشمن اند، آنها مراقب هستند و با کمال مراقبت به کارهای ما چشم دوخته اند، ما یک کارهائی انجام بدهیم که این کارها با محتوای جمهوری اسلامی موافق نباشد. این شکست مسلم در مقابل کافر نیست، شکست سیدالشهدا در مقابل یزید نیست، این شکست اسلام است. ما ادعا کردیم که جمهوری اسلامی داریم و ادعا کردیم که حکومت اسلامی تنها حکومت عادلانه است، تنها حکومتی است که از رئیس جمهورش تا پاسبانش تابع اسلام

صحیفه نور جلد 8 صفحه 46

است، نه رئیس جمهورش می خواهد بزرگی بفروشد به پائین ترها نه پائین ترها می خواهند مردم را از باب اینکه مثلاً نظامی است، پاسدار است مردم را آزار بدهند، این چیزی است که ما ادعایش داریم می کنیم. جمهوری اسلامی یعنی یک حکومت عادلانه اسلامی چنانچه مملکتی که اسلامی است و جمهوری در تحت لوای اسلام دارد اداره می شود، این مملکت هم باید اجزائش اسلامی باشد. اگر چنانچه در این مقطعی که از زمان ما هستیم و در اینوقتی که ما ادعای تبدیل طاغوت به اسلام، همچو ادعائی را داریم، اگر چنانچه ما که معمم هستیم و شما که پاسدار هستید بر خلاف آنطوری که باید پاسدارهای اسلامی، روحانیون که پاسدارند و شماها که پاسدارید بر خلاف آن اگر یک وقت یک عملی صادر بشود ولو از یک مصداق، یک فرد صادر بشود و دیگران جلویش را نگیرند، آنهائی که الان متوجه اند که به ما اشکال کنند، یکی را هزار می کنند و در بوق تبلیغاتی در خارج و در داخل منتها در داخل به یک طرز دیگر و در خارج با صراحت که: (اسلام هم همانست، تغییری حاصل نیست، اسلام اصلش همین طوری است، اسلام هم مثل رژیم شاهنشاهی است منتها اینها حالا یک اسمی جای یک اسمی گذاشته اند. رأی داده اند فقط به یک چیزی اما محتوا، محتوای دیگری است. یک چیز دیگری است. اسلام اینجوری است آنوقت سازمان امنیت مردم را آزار می کرد، حالا پاسداران اسلامی، آنوقت روسای طاغوتی به مردم تعدی می کردند حالا روسای جمهوری اسلامی.) 
آنوقت روحانیون در زمان طاغوت بودند، اگر یک کاری از بعضی شان صادر می شد مردم می گفتند که اینها ساواکی هستند، یکی کار خلاف می کرد نمی گفتند که اینها نوکر اسلامند و این کار را می کنند می گفتند اینها جزء ساواکند. امروز اگر از یک روحانی صادر بشود کی می گوید ساواکی است؟ هیچ کس، کی می گوید که الزام دارد به این کار؟ اگر امروز یک خطائی از یک نفر معمم صادر بشود و سایرین جلویش را نگیرند و اعتراض نکنند، جنگ لازم نیست، اعتراض، گفتن، نهی از منکر. در خارج آنهائی که دشمن شماها هستند منعکس می کنند که جمهوری اسلامی با رژیم شاهنشاهی هیچ فرقی ندارد فقط یک اسمی تغییر کرده و الا واقع همان واقع است، دلیلش هم اینست که این پاسدارها ببینید مثل ساواکی عمل می کنند، این کمیته ها ببینید مثل مثلاً چه عمل می کنند، این دادگاه ها را ببینید مثل همان دادگاه های طاغوتی است و هکذا و هکذا. آنکه امروز نگرانی دارد، آنکه امروز مصیبت است برای ما این است که مکتبمان یعنی اسلاممان در معرض این است که دنیا به آن پشت بکنند و با اعمال ما دفنش کنند، فکری برای این باید کرد. تا ما خودمان را اصلاح نکنیم نمی توانیم بگوئیم که ما یک اشخاصی هستیم که برای خدا داریم کار می کنیم، می خواهیم اصلاح کنیم مردم را. تا آقا خودشان صالح نباشند نمی توانند دعوت به صلاح بکنند. کسی که خودش خدای نخواسته پایش را کج می گذارد اگر به مردم بگوید پایت را راست بگذار مسخره اش می کنند، می گویند اگر پا راست گذاشتن صحیح بود خودت بگذار. اگر شما که پاسدارید و مدعی هستید که ما برای پاسداری خدمت می کنیم به اسلام می خواهیم خدمت کنیم، اگر خدای نخواسته همانطور که در رژیم سابق گاهی می ریختند منزل یک کسی و اثاثش را می بردند، زن و بچه اش را به زحمت می انداختند، اگر حالا هم از یکی از شما خدای

صحیفه نور جلد 8 صفحه 47

نخواسته یک همچو چیزی صادر بشود و دیگران جلویش را نگیرند و تربیتش نکنند، نهی اش نکنند، این حربه را دست دشمن ما می دهد و می گوید پاسداران اینجوری اند. نمی گوید آن یک آدم اینجوری است، نمی گویند این یک روحانی ملبس به این لباس اینطوری است، می گویند آخوندها اینطورند و پاسدارها اینلطورند. این خطر را چه جور باید رفع کرد؟ ما الان مواجهیم با این.
 

امر به معروف و نهی از منکر، تکلیف همگانی امت است

الان مکلفیم ما، مسؤولیم همه مان مسؤولیم، نه مسؤول برای کار خودمان مسؤول کارهای دیگران هم هستیم (کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته) همه باید نسبت به همه رعایت بکنند، همه باید نسبت به دیگران، مسؤولیت من هم گردن شماست، شما هم گردن من است. اگر من پایم را کج گذاشتم شما مسؤولید اگر نگوئید چرا پایت را کج گذاشتی، همه روحانیون باید به او هجوم کنند که چرا بر خلاف موازین؟ سایر مردم هم باید بکنند و نهی از منکر اختصاص به روحانی ندارد، مال همه است، امت باید نهی از منکر بکند، امر به معروف بکند. اگر ما ملت که الان مدعی هستیم که رژیم ما اسلام است، حکومت، حکومت عدل است و امثال ذالک و ببه دنیا هم اعلام کردیم و دنیا هم شناخته مملکت ما را به اسم جمهوری اسلامی، ممالک دیگر شناختند اکثرا و الان ما را یک رژیم اسلامی می دانند، اگر چنانچه ما محتوای این رژیممان اسلامی نباشد و کارهائی که می کنیم منطبق نباشد با قوانین اسلام، سر یک قضایای جزئیه ای با هم معارضه بکنیم، سر یک قضایای جزئیه ای با هم دشمنی بکنیم، سر یک قضایای جزئیه ای برای دیگران کارشکنی بکنیم که همه اینها مخالف با قواعد اسلام است، اگر یک همچو چیزی بشود و دنیا بگوید که اسلام هم همین است، همین رژیم است، دیگر همه سر یک کرباس هستید. این قضیه این نیست که ما در یک جنگی شکست خوردیم، سیدالشهدا سلام الله علیه از یزید شکست خورد همه را کشتند لکن همچو شکستی به رژیم معاویه داد که تا ابد دفن شان کرد. ما اگر کشته می شدیم در این نهضت شاید ما هم دفن می کردیم رژیم را، اما حالا که ما پیروز شدیم و رسیدیم به این مرتبه، اگر اختلافات بین خودمان حالا شروع بشود، اگر نزاع های شخصی بین خودمان حالا شروع بشود، اگر سر یک کارهائی جزئی با هم اختلاف بکنیم، اگر خدای نخواسته پاسداری برود منزل مردم و تعدی بکند، اگر دادگاهی رأی بر خلاف اسلام بدهد، اگر کمیته ای بر خلاف موازین اسلامی عمل بکند، این دیگر پای این حساب نمی شود که در رژیم طاغوتی دارد این کارها می شود. در رژیم اسلامی دارد این کار می شود، در حکومت اسلامی دارد این کار می شود، این پای اسلام حساب می شود، دشمن های ما این را پای اسلام حساب می کنند. یکدفعه می بینیم که در همه روزنامه های خارج صریحاً نوشتند به اینکه اینها همان است فرقی ندبارد. اینجا هم که جرات نمی کنند به طور صحیح بنویسند، به طور کنایه می نویسند. الان خوف از این دشمن ها بیشتر از خوف محمدرضا بود، محمدرضا جنگ بود و نزاع بود و زد و خورد بود و بحمدالله زدید و بیرونش کردید. حالا که جنگ نیست، الان جنگ قلم است، الان

صحیفه نور جلد 8 صفحه 48

جنگ اعصاب است، آن جنگ نیست که آسان است. الان یک همچو جنگی هست که در خارج و داخل قلم ها را برداشته اند و می خواهند بر ضد اسلام چیزی بنویسند، نه بر ضد من و شما و زید و بکر، بر ضد اسلام. اینها از اسلام می ترسند، از من و تو نمی ترسند اینها از اسلام می ترسند. اسلام بود که جوانهای ما را غلبه داد بر توپ و تانک و همه چیزها، بر همه قدرت ها ملت ما را غلبه داد. اگر این پاسبان های ما بعد از این غلبه یک کاری بکنند که اسباب شکست اسلام بشود، این مسؤولیت غیر مسؤولیت آدمکشی است، غیر مسؤولیت گناه هاست، این یک گناهی است که قابل بخشیدن نیست. اگر ما اسلام را آنطوری که هست بر خلاف آنطوری که هست نمایش بدهیم به خارج،عرضه کنیم به خارج، این شکست اسلام است، نه یک معصیت، قضیه معصیت نیست. این آنی است که انبیا سرش کشته شدند، آنی است که اولیا سرش کشته شدند. دین حق دینی است که اولیا و انبیا کشته شدند سرش! اگر کسی یکی از انبیا را بکشد، یا اسلام را کاری بکند، این گناهش بالاتر از او هست. انبیا برای اسلام کشته شدند، این از نبی کشتن بالاتر است، این از سیدالشهدا کشتن بدتر است. سیدالشهدا برای اسلام خودش را به کشتن داد، همان اسلامی که حالا دست ما افتاده و مع الاسف بعضی از ما بازی می کنند با او.
 

رعایت حدود الهی و پرهیز از اختلاف به منظور حفظ اسلام

باید اصلاح کنید خودتان را، مسئولیت زیاد است آقا، خیال نکنید که مسؤول نیستیم، من مسئول نیستم، او مسئول نیست. من عمامه ای مسئولم، شمای غیر عمامه ای هم مسئولید، بازاری مسئول است، دانشگاهی مسئول است. همه مسئول هستیم، همه مراقب این باشیم که این مکتب محفوظ باشد. دشمن ها الان دنبال این هستند که مکتب ما را به تباهی بکشند برای اینکه آنی که از آن می ترسند این است. دشمن های ما از من و شما نمی ترسند. از مکتب ما می ترسند. آنها - شکسته خورده ای - که خودشان را شکست خورده می دانند، شکت خورده از من و شما نمی دانند، شکست خورده از ایمان شما می دانند. آنها فهمیدند، لمس کردند که یک دسته ای با هیچ با قدرت الله اکبر بر آنها غلبه کردند. اینها این قدرت را می خواهند از شما بگیرند و شما حفظش کنید، حفظش کنید، حفظش به این است که من معمم و هر کس که معمم هست، از حدود الهی یک کلمه، یک قدم برندارید، شمای پاسدارهای معظم (که خداوند حفظتان کند) از حدود پاسداری اسلام قدمی تجاوز نکنید. آن طبقه بازاری و آن طبقه اداری و آن دولت و آن ملت هم، همه در رژیم اسلامی الان واقع هستیم، همه در دولت اسلام الان هستیم، وظیفه دولت اسلامی را از دست ندهید. اختلافات را در یک اموری که نباید هم در آن اختلاف کرد این اختلافات را کنار بگذارید همه. این حزب بازی و نمی دانم گروه گروه که صد گروه به حسب آنطوری که در روزنامه ها بود، قریب صد گروه، در این چند هفته صد گروه اظهار وجود کرده اند، یعنی صد گروه کاری دارند می کنند که این انسجامی که پیدا شد و رمز قدرت شما بود به هم بزنند. صد گروه دشمن دارید شما منتها یک عده می فهمند و شاید اکثرا توجه ندارند.
این گروه گروه شدن همین طوری نیست که خیال بکنید که من باب اتفاق اظهار وجود می کنند،

صحیفه نور جلد 8 صفحه 49

هر روز در روزنامه ها می خوانید که گروه کذا هم اظهار وجود کرد، بسیارشان به اسم اسلام است و خیلی شان هم غیر اسلامی، هم آن که به اسم اسلام است حالا اشتباه دارد می کند، هم آن که به اسم غیر اسلام است اشتباه می کند. همه باید تحت لوای لااله الا الله باشیم، همه یکی باشیم انشاءالله.
 

توصیه به حسن استفاده از نعمت آزادی

خطر بزرگ است، مسئولیت بزرگ، مسئولیت من و آقایان زیادتر از شماست، مسؤولیت شما هم بزرگ است. از تحت این مسئولیت باید صحیح بیرون بیائیم. اصلاً امتحان است، خداوند یک نعمت بزرگی به شما داده است و الان تحت امتحان هستید. نعمت آزادی بالاترین نعمتی است که بشر دارد، شما فاقد بودید این نعمت را نمی توانستید یک کلمه حرف بزنید، نمی توانستید اینجا با هم مجتمع بشوید. امکان داشت برای شما؟ قبلاً امکان داشت که ماها بنشینیم با هم صحبت کنیم؟ نمی گذاشتند کسی از این در داخل بشود، اگر یک وقتی قاچاقچی داخل می شدید وقتی بیرون می رفتید توی سازمان امنیت باید بروید.
خدا به شما نعمت آزادی را داده و شما را در امتحان این آزادی قرار داده که ببیند که شما با این آزادی چه می کنید. آیا این نعمت خدا را کفران می کنید و با آزادی خودتان مردم را رنج می دهید یا این نعمت را تشکر از آن می کنید و این آزادی را حسن استفاده از آن می کنید. این چیزی است که من خودم را موظف می دانم در این زمان هر گروهی که می آیند همین مسائل را بگویم، برای اینکه درد این است. درد این است که الان اختلافات زیاد، گروه گروه ها زیاد، آنها دارند باهم مجتمع می شوند ماها داریم از هم متفرق می شویم. باید همه بیدار بشویم، همه توجه بکنیم، همه اصلاح کنیم خودمان را که خدای نخواسته تخلف نکنیم و همه توجه کنیم به اینکه اگر یکی تخلف کرد جلویش را بگیریم، نه به داد و دعوا، گفتن با ملایمت. اگر یک کسی یک کار خلافی کرد و صد نفر آدم با ملایمت سلام کرد، تعارف کرد، بگوید آن کار خوب نبوده، تأثیر می کند در انسان و نمی تواند تخلف بکند.
خداوند انشاءالله شما پاسدارها را برای اسلام حفظ کند و شما آذربایجانی ها را که همیشه عزت اسلام بودید باز هم عزت اسلام قرار بدهد و همه ما را موفق کند به خدمت به اسلام و به مسلمین و به سایر کشورهائی که مستضعف هستند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها