0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396  11:21 PM

پیام امام خمینی در جمع گروهی از عشایر بویراحمد

تاریخ: 1358/04/13

 

سرکوبی و تضعیف عشائر ایران از اقدامات رضاخان برای جلوگیری از قیام یکپارچه آنان

بسم الله الرحمن الرحیم
عشائر ایران یکی از پشتوانه های بزرگ کشور بودند که در زمان رضاخان مامور بود که، یکی از ماموریت هایش این بود که عشائر را از بین ببرد. نقشه بود، بااسم اینکه ما می خواهیم عشائر را شهری کنیم، آنهائی که در کوهستان ها زندگی می کنند در شهر باشند (و تخته قاپو کنیم) اینها حتی حرف بود. اصل مطلب این بود که خارجی ها با مطالعاتی که کرده بودند، چه مطالعاتی که در کشور ما و تمام شهر در زمین های (حالا ما ایران را می گوئیم) در زمین معادن را بررسی کرده بودند و آنوقتی که این وسائل نقلیه حالا نبود اینها کارشناسانشان با شتر می آمدند و به این بیابان ها به این جاهائی که حتی آب و علف هم نبود، آنجاها می رفتند و نقشه برداری می کردند و آن معادن زیرزمینی را با نقشه هائی که کارشناس ها داشتند و با وسائلی که داشتند آنها را کشف می کردند می فهمیدند که چه دارد این کشور. اختصاص به ایران هم نداشت، جاهای دیگر هم، ممالک شرق همه تحت نظرشان بود و همانطور مطالعاتی در روحیه مردم اینجاها کرده بودند. گروه هائی که هستند، عشائر، باید چطور جلویشان را گرفت، هر عشیرهای را چه جور می شود جلویش را گرفت که مبادا مخالف با چیزهای آنها، منافع آنها باشند یا در شهرها باید چه کرد و چه اشخاصی و چه گروه هائی را باید از آنها جلوگیری کرد و کنترل کرد و سرکوبی کرد که همه مملکت آرام بشود و آنها هر چه می خواهند ببرند. مقصد این بود که مملکت را از قوه هائی که می توانند این قدرت ها جلوگیری کنند از منافع آنها، پاک کنند، آن قدرت ها را سرکوب کنند. در مراکز آنکه ادراک کرده بودند قدرت روحانیون بود و قبل از اینکه دانشگاه پیدا بشود روحانیون را مورد نظر داشتند بعد هم که دانشگاه ها یک قدری زیاد شد و جمعیتشان زیاد شد آنها هم تحت نظر در آمدند اینها را به یک جور سرکوب کردند و عشایر هم همین طور چون آنها ادراک این را کرده بودند که این عشائر هستند که اگر یک وقت مثلاً قیام کنند نمی گذارند اینها به منافعی که دارند برسند. عشائر را هم می خواستند از آن محالی که دارند، اینها را کوچ بدهند به یک محل دیگر،از محلی

صحیفه نور جلد 7 صفحه 279

که محل قدرتشان بود اینها را دور کنند و کوچ هم دادند، زیادی از عشائر را از محل خودشان کوچ دادند به یک محل های دیگر و معلوم است که وقتی عشائر از آن محل هائی که آشنا بودند به وضعیت کوهستان های محل دور بشوند و بروند به یک جای غربتی، اینها قدرتشان را از دست می دهند. نقشه هم همین بود که عشائر که می توانند یک وقتی قیام کنند برخلاف مصالح آنها، اینها را خلع سلاح بکنند. علاوه براین از محل های خودشان دورشان کنند و کوچشان بدهند به محال دیگر.
 

ظلم و اختناق، ویرانی و ایجاد نارضایتی از موجبات انفجار ملت

در زمان رضاشاه این کارها شاید شما اکثرتان یادتان نباشد، این کارها شد و در مراکز از قبیل تهران و قم و اصفهان و مشهد، اینجاها که مرکز روحانیت بود، با روحانیت مخالفت های شدید کردند و سرکوبی کردند و روحانیت را. این ظلم هائی که شما در محل خودتان ادراک کردید و معاینه کردید ظلم های اینها را، همه ماها اینها را دیدیم منتها ما به یک وضعی، شما به یک وضع دیگری و اقشار دیگر ملت ما هر کدام به یک وضعی. این ظلم ها، این اختناق و اینها را دیده اند و یکی از چیزهائی که موجب پیروزی شماها شد همین زیادی ظلم و زیادی اختناق که این اختناق وقتی زیاد شد انفجار از آن پیدا می شود، دنبال یک اختناق طولانی هی عقده ها زیاد می شود و منتظرند که یک صدائی درآید، صدای اولی، فریادی در آید، دیگران دنبالش بروند. اینکه در این پیروزی همه ایران با هم مجتمع شدند و همه با هم همصدا شدند و گفتند ما این رژیم را نمی خواهیم و اسلام را می خواهیم برای این بود که اینها از رژیم هر چه دیده بودند، بد دیده بودند، هر چه دیده بودند ظلم دیده بودند با اسم آباد کردن، خراب کردند با اسم اینکه می خواهند اینها را شهری کنیم و به تمدن به اصطلاح خودشان برسانیم خرابی کردند و مملکت را تقریبا به هلاکت کشاندند. همه اقشار ملت ناراضی شدند منتها جرأت صدا نداشتند تا یک وقتی که کم کم صدا بلند شد، از مراکز صداها بلند شد، آن عقده ها یکدفعه با هم مجتمع شد و انفجار حاصل شد و این انفجار موجب این شد که در عین حالی که دست همه خالی بود و آنها هم با همه قدرتی که داشتند نتوانند آنها مقاومت کنند و مهم هم این بود که این انفجار دنبال علاوه بر اختناق، یک توجهی به اسلام بود. ایمان مردم اسباب این معنا شد که اینها با هم فریاد کنند و با هم جلو بروند. بنابراین آن معنائی که شماها را پیروز کرد و آنها را شکست داد آن معنا این بود که آنها ستمگر بودند و شما که مظلوم بودید کم کم یک عقده ها پیدا شد و بعد هم توجه به اسلام پیدا شد و همه با هم با توجه به اسلام جلو رفتید. در عین حالی که وسائل جنگ نداشتید، در عین حال بر اینهائی که همه وسائل را داشتند پیروز شدید.
 

حفظ ایمان و وحدت کلمه و دفع توطئه ها، رمز تداوم نهضت

حالا باید ما چه بکنیم؟ آنهایی که ما پشت سر گذاشتیم، خوب، تاریخ است، گذشت، ماها باید حالا فکر بکنیم که الان که اینجا نشستیم و باز هم مسائلی داریم حالا تکلیفمان چه هست. مهم این

صحیفه نور جلد 7 صفحه 280

است که حالا را ما بفهمیم که باید چه بکنیم. باید همان نهضت به همانطور که بود همان کلید پیروزی که وحدت کلمه و ایمان بود همان را نگه دارید. وحدت کلمه و ایمان، شما را براین قدرت پیروز کرد، حالا هم توطئه های همه جانبه هست، گر چه این توطئه ها خیلی چیز مهمی نیست لکن آشوب می کند، اسباب یک آشوب و ناراحتی برای دولت، برای ملت هست. باید حالا هم همان نهضت را با همان رمز، با همان کلید پیروزی که همه با هم بودید و همه هم اسلام را می خواستید باید این را حفظش کنید. اگر این حفظ شد، شما را تا آخر نقطه پیروزی می رساند. اگر خدای نخواسته وحدت کلمه را از دست بدهید یا مقصدتان غیر مقصد حکومت اسلامی باشد، خوف این است که دیگر نتوانید قدم بردارید، نتوانستن قدم برداشتن دنبالش این است که آنها قدمشان را پیش بگذارند، شماها سست بشوید عقب نشینی کنید آنها یک قدمی جلو بگذارند، آنها توطئه ها را زیاد کنند. الان چیزی نیستند لکن ممکن است که ماها هر چه عقب برویم آنها جلو بیایند توطئه زیاد بشود این ریشه ها همه با هم مجتمع بشوند ماها از هم متفرق بشویم آنها با هم مجتمع بشوند، عکس آنکه با آن پیروزی حاصل شد تحقق پیدا کند، گروه های مختلف با هم مجتمع شدند همه با هم همصدا شدند و سد را شکستند و حالا که سد را شکستند باز هم ما یک سد دیگری داریم یک کارهای دیگری داریم. اگر بنا باشد که ما حالا دیگر آن اجتماعاتی که داشتیم آنها را از دست بدهیم و یکی یکی گروه مختلف، جمعیت های مختلف، جمعیت مخالف با هم بشویم، آن توجهی که به مقصد داشتیم و اینکه حکومت اسلام را می خواهیم آن هم کم کم سرد بشود، این آتشی که در دل ها افروخته شده بود و این نور خدا، نوری که خدا در دل ها هدایت او روشن کرده بود، اینها سرد بشود، سست بشود، از آن طرف آنها اجتماعاتشان زیاد بشود از این طرف ما اجتماعاتمان را از دست بدهیم نتیجه این می شود که آنها خدای نخواسته یک وقتی غلبه کنند و اگر غلبه کنند این دفعه خدای نخواسته مثل آنوقت نیست که رها کنند شما یک زندگی بکنید ولو توی کوهستان، ولو توی عشائر خودتان، نخیر بکلی از بینتان می برند یعنی هم دانشگاه را از بین می برند، هم مدارس را از بین می برند، هم شهر نشین ها را از بین می برند، هم عشائر را از بین می برند. از بین خواهند برد ما را اگر خدای نخواسته اینها غلبه کنند و انشاءالله نمی کنند لکن ما باید بیدار باشیم، توجه کنیم که آن معنائی که ما را رساند به اینجا ما حفظش کنیم. آن معنا این بود که اختلافات را کنار گذاشته بودید همه با هم آن روز، آن روزی که فریاد، همه مردم الله اکبر می گفتند و در شهرها و ده و در همه جا یک فریاد می زدند و می گفتند (مرگ بر این سلطنت) که آنوقت هیچ فکر اختلاف نبودند اما با هم اجتماع داشتند، اختلافات کنار گذاشته شده بود این اسباب این شد که شما پیروز شدید یک پیروزی اعجاز آور، هیچ کس تصور ندارد، در مقابل یک قدرتی که همه چیز دارد پیروز بشود. اگر چنانچه این رمز را حفظ بکنید، اجتماع خودتان را حفظ بکنید، دست از اختلافات قبیلهای، اختلافات شخصی، اختلافات ملکی، اختلافات عشیرهای دست اگر بردارید و آن رمز دوم که عبارت از این است که خواست همه یک جمهوری اسلامی، یک حکومت عدل، یک حکومت انسانی، اگر این دو تا جهت را حفظ بکنید، هم دست از آن اختلافات بردارید

صحیفه نور جلد 7 صفحه 281

نگذارید اختلاف پیدابشود اگر یک وقتی خواست بین دو نفر ولو از عشیره تان بخواهد اختلاف کند، جمع بشوید نگذارید، آنها را صلح بدهید، با هم برادر باشید و از آن طرف هم توجه داشته باشید که ما بناست که یک حکومت اسلامی باشد که دیگر ظلم در کار نباشد دیگر اختناق در کار نباشد دیگر زیر بار ظلم اجانب در کار نباشد که ما منافعمان را هر چه داریم بیایند بر دارند و ببرند و هیچ کس هم حرفی نزند، اینها نباشد، اگر ما حفظ کنیم این وحدت کلمه و وحدت مقصد، که آن اسلام است، حفظ کنیم، تا آخر پیروز هستیم یعنی مملکتمان را بکلی از اینها از این شیاطینی که الان هستند و فتنه گری می کنند خالی می کنیم و دیگران هم اجازه نمی دهیم دخالت بکنند در مملکتمان و خودمان برای خودمان مملکتمان را اداره می کنیم و منافع مملکت برای خود شما می شود. یک مملکت پر منفعتی است که می خوردند و می بردند و حالا هم اینقدر قرض گذاشتند در بانک ها و جاهای دیگر که مدت ها باید قرض های اینها ادا بشود تا آیا بشود پس گرفت از آنها، یا دولت های خارج نگذارند، آن هم باب دیگری است.
در هر صورت برادرها! شما تا اینجا با برادری، با اجتماع، با دوستی، با محبت، با توجه به اسلام پیش بردید، از حالا به بعد هم حفظ کنید این معنا را، برادری خودتان را حفظ کنید، عشیره خودتان را حفظ کنید از اینکه با یک عشیره دیگر اختلاف پیدا بکنید. اگر خدای نخواسته خواست یک اختلاف پیدا بشود، کدخداهای شما، پیرمردهای شما، محترمین شما جمع بشوند جلوی این اختلافات را بگیرند، نگذارند اگر یک جوانی می خواهد با یک جوان دیگری اختلاف پیدا کند، نگذارید اختلاف پیدا کند. همه مصیبت هائی که به یک کشوری وارد می شود از روی اختلافاتی که در بین آنها هست پیدا می شود اگر یک کشوری متحدالکلمه باشند، هیچ ظلمی بر آنها نمیتواند وارد بشود.
خداوند انشاءالله شما را حفظ کند و سلامت و سعادت به شما عنایت کند و عشیره تان را حفظ کند. عشائر ما خزائن این مملکت هستند، خداوند همه شان را حفظ کند و موفق و موید باشند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها