پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396 11:21 PM
تاریخ: 1358/04/12
بسم الله الرحمن الرحیم
اصل قضیه مبارزه با فساد مطلقاً و با این قسم از فساد که اعتیاد باشد، هیچ اشکالی ندارد و مطلبی است که باید بشود و باید هم دولت و اشخاصی که می توانند کمک کنند که این فساد برداشته شود، در این هیچ اشکالی نیست و هر عقلی و هر عاقلی این معنا را تصدیق دارد که با اینطور فسادها که جوان های ما را به نیستی تقریباً می کشاند باید مبارزه بشود و آنهائی که معتاد هستند باید آنها را در مراکزی، از اعتیاد بیرون بیاورند و بالاتر، جلوگیری از فروش و خرید و پخش اینگونه مواد بسیار لازم است، از نظر شرع، این کار هم باید بشود. من حالا کیفیت اینکه چه جور است و وضعش چه جور است اینها را دیگر من الان اطلاعی ندارم، اگر آقایان مثلاً یک برنامهای دارند و آن برنامه موافق با مصالح است و موافق با همین قضیه است که برای جلوگیری از اعتیاد و برای اینکه معتادین را معالجه بکنند، بسیار امر صحیحی است و لازم است. البته فساد در این مملکت هم منحصر به اعتیاد نیست، به اعتیاد و اینطور فسادها دامن زدند، زیاد کردند، اصل برنامه این بوده است که جوان ما را به فساد بکشند. اینها برای اینکه مبادا یک قدرتی یک وقتی در مقابلشان قیام کند، هر جا که احتمال قدرتی می دادند آن را با تمام قوا سرکوب کردند. احتمال می دادند که روحانیت جلوی آنها را بگیرد، زمان رضاخان هر که یادش است می داند که با روحانیت چه کردند و بعدش هم به آن طرز نبود، به طرز شیطنت گری بدتری درزمان این یکی بود. دانشگاه را احتمال می دادند که یک وقتی در مقابل اینها بایستید، دانشگاه را هم با طرح هائی نگذاشتند که دانشگاه صحیح برای این مملکت باشد مردم را احتمال می دادند که اگر اتکا بکنند به اسلام یا اتکا کنند به روحانیت بلکه بتوانند بدبین بکنند به اصل همه مکتب توحیدی و اسلامی. از این جهت تبلیغات دامنه داری که باید گفت چند ساله طوری کرده بود که جوان های مااشخاصی که درست، به عمق مسائل سیاسی نمی رسیدند، اینها هم باورشان آمده بود که اسلام یا هر مکتب توحیدی بر خلاف مسیر ملت هاست و جلوگیری از رشد انسانی می کند، جلوگیری از تمدن می کند. اگر یادتان باشد در زمان محمدرضا و در اوائل این نهضت یک وقتی در یکی از کلامش گفت که این معممین، روحانیون می خواهند که مملکت برگردد به حال سابق، حتی کسی
سوار اتومبیل هم نشود، سوا ر طیاره هم نشود، اینها با این هم مخالفند، اینها می خواهند مثل همان سابق مثلاً با الاغ این طرف و آن طرف بروند. همان وقتی که بعضی مراجع با طیاره رفته بودند به مشهد، همان وقت هم ایشان همین حرف را می زد که ما هم بالای منبر گفتیم همین حرفی که این می زند الان بعضی مراجع با طیاره رفتند مشهد، چطور این حرف را می زند؟ روحانیت با فساد مخالف است نه با تمدن. این رژیم بود که به اسم تمدن فساد را رایج کرد، مراکز فحشا در تهران آنطوری که می گویند بیشتر از مراکز کتابفروشی بود، مشروب فروشی از کتابفروشی می گویند در تهران زیادتر بوده ، حالا البته انشاءالله نیست.
اینها می خواستند که هر قوه ای که احتمال بدهند که در مقابل اجانب و ارباب ها می ایستد و هر فکری را که احتمال بدهند که این فکر در مقابل آنهاست، اگر بتوانند فکر را از آنها بگیرند. فکر را چطور بگیرند؟ با اعتیاد به مشروبات، با اعتیاد به هروئین و امثال این مخدرات که فکر انسان را می گیرد، انسان را از میان تهی می کند و مراکز فحشائی که سرتاسر مملکت بود، مراکز فسادی که سرتاسر مملکت بوده، خوب، این هم جوان ها را مشغول می کرد به امور شهوانی که بکلی افکار را از دستشان می گرفت. این یک برنامه ای بود که روی یک حساب دقیق این کارها انجام می گرفت.
و الان روی یک حساب دقیق دارد یک کار دیگر انجام می گیرد. شماگمان نکنید که، همین طوری الان صد تا گروه پیدا شده، صد تا گروه اظهار وجود کرده، صد تا بیشتر می گویند اظهار وجود کرده اند، این همین طوری نیست صد گروه در یک مملکتی اظهار وجود کنند، یعنی صد گروه با هم اختلاف پیدا بکنند، یعنی صد گروه با اسلام مخالف باشند، بیشترشان، این همین طوری نیست که من باب اتفاق هر گروهی دلشان خواسته، خیر، یک دستی در کار است که یا اینها دانسته هستند که خیانتکارند چنانچه بسیاریشان اینطورند یا ملتفت نیستند و توجه به مسائل سیاسی ندارند. در یک موقعی که همه قدرت ها جمع شد با هم و ملت را با هم منسجم کرد، الان که وقت این است که نتیجه گرفته بشود و سازندگی بشود، در این موقع آمدند گروه های مختلف، دستجات مختلف، احزاب مختلف، هر کسی یک طرفی یک گروه درست کرد، بسیاریشان در مقابل نهضت و در مقابل اسلام و بسیاریشان هم اسم این را نمی برند لکن واقعش همین طور است. اینها یک مسائلی است که حساب کردند رویش خارجی ها، حساب کردند رویش آنهائی که مطالعه کردند در افکار و در عادات ما، در جمعیت های ما. آنها از هر راهی می خواهند نگذارند که این نهضت به ثمر برسد و تا بتوانند ازاین شلوغکاری شلوغکاری هایی که در مرزها و در جاهای دیگر می شود، نتیجه بگیرند. الان یک جمعیتی آمده اند اینجا که خرمن های ماراآتش زدند و یامشغول آتش زدن خرمن هستند. فرض کنید که یک دستهای هستند که اینهائی که آتش می زنند خرمن ها را، اولاً نمی گذاشتند کشت بکنند، بعد نمی گذاشتند برداشت
بکنند، حالا هم که خرمن کردند، آتش می زنند واین همان گروهی هستند که می گویند ما طرفدار مردم هستیم، طرفدار خلق. طرفداری از خلق را به اینطور می دانند که نگذارند زراعت کنند، بعد هم نگذارند اینها زراعت شان را بردارند، بعد هم اگر خرمن کردند خرمن ها را آتش بزنند. این طرفداری آنهاست که مثل تمدن بزرگ شاه است. طرفداری آنها این است که این ملت را بخواهند ضعیف نگاه دارند این ملت را بخواهند فقیر نگه دارند، این ملت را مختلف و متشتت قرار بدهند تا اینها مشغول به این کار هستند، آنها بیایند قبضه بکنند همه چیز مارا. به هر حال از چیزهای مهمی که دراین باب بوده همین قضیه موادمخدر بود که با حساب، مواد مخدره می آید نه این است که یک قاچاقچی این کار را می کند یا قاچاقچی هائی، خیر، اینها حساب دارد، اینها روی حساب فهمیدند دانشگاه را باید چطوری نگذارند عمل بکند، مدارس علمی را باید چه جوری نگذارند کار بکند عرض کنم که جوان ها را چه جوری باید نگذارند که مفید برای جامعه باشند و نگذارند رشد بکنند و یک قسمش هم همین است که با اعتیاد، با هروئین و با تریاک و امثال ذالک این کارها را رواج بدهند. اینها یک مسائل حساب شده است، شما اینها را پای چهار تا قاچاقچی حساب نکنید، این قاچاقچی های بزرگ این کارها را می کنند، این دست های خارجی دارد این کارها را می کند، اینطور نیست که این مفسده هائی که الان در ایران دارد می شود مثلاً شما این را پای یک جمعیتی حساب بکنید که شلوغکار هستند. نخیر، این روی حساب صحیح دقیق، پیش خودشان حساب شده است. باید این مملکت که بناست اسلامی بشود و اگر انشاءالله اسلامی بشود، دست اینها دیگر تا آخر کوتاه است، نه به نفتش می توانند دست بزنند، نه به مس اش و نه به سایر چیزهایش. اینها می خواهند که نگذارند این نهضت به آخر برسد. تا می توانستند همه جمع شدند که نگذارند محمدرضا برود، همه قوا جمع شدند که نگذارند او برود. خوب، نشد، ملت قیام کردند و نشد، بعد که او رفت جمع شده بودند که بختیار را نگه دارند که آن هم تالی اوست، او هم یکی از نوکرهاست. بعد که آن هم ملت خارجش کرد و این چیزها کوشش می کردند که باشد، بعد از اینکه یک عده ای حتی اشخاص محترم هم کوشش کردند به اینکه بماند، خود او بعدش کوشش کرد به اینکه بختیار باشد و بعد از کوشش به اینکه این چیز یا شورای سلطنتی باشد و ما انتخابات را درست کنیم. اینها همه یک چیزهائی است که هی تزریق می کردند که یک اشخاص بی اطلاعی از آنها قبول می کردند و طرح می دادند. ملت قبول نکرد این حرف را از آنها، همه اینها را زد کنار. حالا که همه زدند کنار و از آن جهت هم مأیوس هستند و بعد آمدند سراغ انتخابات، انتخابات را منع می کردند، یک دسته تحریم می کردند، بعضی ها تحریم کردند قضیه رفراندم را، بعضی ها تحریم کردند رفراندم را و بعضی ها آتش زدند، گروهی آتش زدند صندوق ها را، باسلاح نگذاشتند مردم رأی بدهند، خوب، اینجا هم شکست خوردند و مردم رأی دادند، رأیی که در دنیا سابقه نداشت، اکثریتی که در دنیا سابقه نداشت. دادند اینها. از این هم دستشان کوتاه شد، بعد آمد سراغ قانون اساسی. باز بنا کردند یک کارشکنی کردن که نه، باید مجلس مؤسسان باشد اگر مجلس مؤسسان نباشد چه و چه خواهد شد، برای اینکه نگذارند جلو برود از این هم دستشان کوتاه شده، حالا افتادند
دنبال همین که همین هیأت هم نگذارند درست بشود، آنطور چیزها. اینها، اصلاً تمام اینها یک نقشه های حساب شده است، نه آن کسی در سرحدات و اینها به اسم مثلاً کمونیستی و به اسم نمی دانم کذا شلوغکاری می کنند، اینطور است که دست خودشان است که آمده اند می کنند، نه اینکه هروئین و رواج هروئین در سرتاسر مملکت یک چیز همین طوری شده و من باب اتفاق شده است، نه، اینها همه روی نقشه است، نقشه کشیده اند اینها که نگذارند این نهضت به ثمر برسد، چه بکنند. از همه اطراف خرابکاری. یکی از خرابکاری هایشان همین است که جوان ها را نگذارند یک جوان صحیح بار بیاید و اگر یک نهضتی بشود، از این نیروی جوانی باید استفاده بشود، نگذارند این نیروی جوانی به ثمر برسد. بنابراین، خوب مسأله ای است که همه جوانب باید جلوگیری بشود و البته همه جوانب را هم همه کس نمی تواند، هر دستهای باید یک گوشه اش را بگیرند و درست بکنند. یک دسته مبارزه با مواد مخدره بکنند، یک دسته مبارزه با مشروبات بکنند، یک دسته مبارزه - عرض بکنم - با فسادهای دیگر بکنند و همین طور تا انشاءالله بلکه این نهضت به ثمر برسد و دولت اسلامی آنطوری که اسلام فرموده است نه آنطوری که هواهای نفسانی بخواهد بکند. آنی که اسلام فرموده است اگر انشاءالله این تحقق پیدا بکند، سعادت برای این ملت و سایر ملت ها، انشاءالله کشیده می شود به سایر ملت ها، انشاءالله.
و من توفیق شما را در این مجاهدت از خدا می خواهم و البته هرکس هم بتواند کمک بکند به شما، کمک به امر خیری است لکن اصل حالا تشکیلات تان چه جور است و وضع چه جوری است، اینها را دیگر من اطلاعی ندارم. آن کلیات را من عرض کردم.
والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.