پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396 11:16 PM
تاریخ: 1358/03/26
بسم الله الرحمن الرحیم
مسجد و منبر در صدر اسلام مرکز فعالیت های سیاسی بوده است. جنگ هائی که در اسلام شده است بسیاری از آن از مسجد طرحش ریخته می شد. حضرت امیر سلام الله علیه به حسب خطبه هائی که در نهج البلاغه جمع شده است - بعضی - خطیب بزرگ و فخر خطباست و با آن خطبه های بزرگ مردم را تجهیز می کردند برای دفاع از اسلام و همین طور دستورهای اخلاقی و دستورهای عقیدتی و همه چیز در این کتاب مقدس هست. مسجد جائی بوده است که از آنجا شروع می شده است به قعالیت های سیاسی، منبر هم جائی بوده است که محل خطبه ها بوده است، خطبه های سازنده و سیاسی، مع الاسف تبلیغات زیادی که شاید از سیصد سال پیش شده است یعنی از آنوقتی که غرب به اینجا راه پیدا کرده و مطالعات در حال مردم مشرق عموماً کرده اند و رسیدگی به اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی و اخلاقی مردم شرق آنها کرده اند. در آنوقتی که وسایل رفت و آمد مثل حالا نبوده است در تاریخ می بینید که با شتر حرکت می کردند این بیابان های مملکت ما را بررسی می کردند، تمام جاها را اینها بررسی کردند و تمام مخازن ما را بهتر از ما مطلع اند و تمام گروه های کشور را چه مرزنشین ها و عشایر و چه مرکز نشین ها و روشنفکرها، همه اینها را، اینها مطالعه کردند و به آن نتیجه رسیدند که مسجد و محراب را و دانشگاه را باید به یک وضعی درست کرد که نتیجه نداشته باشد، یعنی آن نتیجه ای که از مسجد و محراب و منبر و از دانشگاه باید حاصل بشود، خنثی کنند، چه بکنند؟ مسجد و منبر و روحانیت، مامورشان که رضا خان بود آمد و شاید (اگر) شما یادتان نباشد که چه کرد، تمام منابر تعطیل شد، تمام مساجد نیمه تعطیل، تمام مجالس روضه خوانی همه از بین رفت، تمام روحانیت دستخوش مفسده هائی که آنها داشتند (عمامه ها را برداشتند، لباس ها را از چیز آنها کندند تغییر دادند، منبری، محرابی، کوچک، بزرگ همه در تحت فشار قرار گرفتند) واقع شدند.
و یک چیز مهمی که هم در دانشگاه عمل شده است و هم در منبر و محراب و روحانیت، این
است که تبلیغات دامنه دار شده است که به خود روحانیون هم مطلب را مشتبه کنند که شما چه کار دارید به سیاست، شما بروید نمازتان را بخوانید، عبا را به سرتان بکشید و بروید نماز را بخوانید و بعد از نماز هم اگر می توانید چند کلمه مسأله بگوئید و بعد هم برگردید خانه تان، چه کار دارید به مملکت، به احتیاجات ملت شما چه کار دارید، این کارش با ماهاست. ما وقتی که از آن حبس بنا بود بیائیم به آن حصر، این پاکروان (مثل اینکه مقتول هم شد و آنوقت رئیس سازمان بود) آمد آنجا، من و آقای قمی هر دو با هم نشسته بودیم آن هم آمد و گفت به اینکه این سیاست کاری است که دروغگوئی در آن هست، بدجنسی مثلاً در آن هست چه هست، آخر کلمه اش این بود که پدر سوخته ای در آن هست، این را شما بگذارید برای ما، من گفتم سیاست به این معنائی که شما می گوئید مال شماست. اینها همچو تبلیغات کرده بودند که اگر یک ملائی وارد می شد در امر سیاسی، راجع به حکومت می خواست صحبت بکند، راجع به مجلس می خواست صحبت بکند، راجع به گرفتاری های سیاسی مردم می خواست صحبت بکند، در خود جامعه روحانیت می گفتند این آدم سیاسی است دیگر به درد نمی خورد همان خاصیتی که در علی ابن ابیطالب (ع) بود که یک رجل سیاسی بود، از خطش معلوم است که مرد سیاست بوده واز کاغذی که به مالک اشتر نوشته و دستورهائی که داده، همه اش دستورهای سیاسی است ما غفلت کردیم، از مبادی امر و از صدر اسلام و از کیفیت سیاست رسول اکرم (ص) و از سیاست امیرالمومنین سلام الله علیه و سیاست ائمه علیهم السلام که به صورت تقیه سیاست ها را اجر می کردند غفلت کردیم. به ما اینها تزریق کردند و حتی به خود ما تعمیه کردند که شما حق دخالت در این امور را ندارید، اصلاً به شأن شما نیست و آن اسم که ما هم یک قدری خوشحال بشویم که آقا شما بالاتر از این هستید که در سیاست دخالت بکنید شما یک رجل روحانی هستید، شما باید مردم را تهذیب اخلاق شان بکنید، اخلاق برای مردم بگوئید و امثال این حرف ها. هم منبرها را از محتوائی که باید داشته باشد که آن دخالت در امور سیاست و مملکت است و هم مسجدها را و هم سایر طبقات روحانیون را و هم حوزه علمیه را از آن محتوائی که اسلام از اول می خواسته اینها باشند و این کارها را بکنند، حوادث واقعه باید به روحانیین رجوع بشود. حوادث واقعه چه چیز است، حادثه ها، همین حوادث سیاسی است، حالا احکام جزء حوادث نیست و اما (الحوادث الواقعه) رجوع کنید به فقها حوادث همین سیاست هاست، این حادثه ها عبارت از این است که برای ملت ها پیش می آید، این است که باید مراجعه کنند به کسانی دیگری که در رأس مثلاً هستند و الا مسأله گفتن، احکام شرعی جزء حوادث نیست، یک چیزهائی است که بوده است. در هر صورت من طلبه را و شمای خطیب را از آن خاصیتی که باید داشته باشیم، از آن خاصیت انداختند و این بزرگترین جرمی بود که اینها مرتکب شدند. آن فشارهای رضا شاه، آنها معلوم بود که به جائی نخواهد رسید، فشار و زور کار را انجام نمی دهد و لهذا دیدید تمام شد آنها، با فشار نمی شد، نمی شد کار را درست کرد، با حیله باید کار را درست کرد، دست دوم این بود که با حیله به صورت اینکه من هوادار اسلام هستم من عدالت اجتماعی اسلام را قبول دارم حالا هم دست بر نمی دارد.
همین چند روز پیش از این در یک مجله ای دیدم که نوشته است که من از مردن نمی ترسم برای اینکه من یک آدم مسلمانی هستم - باز هم به خیالش که باز می شود - در هر صورت آنکه برای ما مهم است این است که ما همانطوری که در این سه سال، بحمد الله واقع شد و تقریباً راه صد ساله منبری و محرابی رفت و سایر مردم و دانشگاهی ها راه صد ساله رفتند اینها، یعنی یک تحول روحی در تمام جوامع پیدا شد. آن منبری که اصلش یا جرأت نمی کرد از ترس این مردمی که پای منبرش نشسته اند مطلب سیاسی را عنوان بکند یا خودش اعتقادش این بود که نه نباید این کارها بشود، در این یکی، دو سال دیدیم که متحول شدند به یک مردم متعهد که همان چیزی که در صدر اسلام مطرح بوده اینها مطرح کردند، محراب ها همانطوری که محراب های صدر اسلام بوده است متحول شدند، منبرها همانطور، بازار متحول شد، بازاری که برای خودش هیچ قائل نبود که در امور سیاسی داخل بشود در امور سیاسی و در متن سیاست داخل شد، دانشگاه ها متحول شدند، آنهائی که خیال می کردند که بعضی شان اسلام این نمی شود، تحرک ندارد، آنها فهمیدند که همه تحرک ها از اسلام است. قرآن کتاب تحرک است، جنبش است. آنها هم متصل شدند به شما، بازار هم متصل شد به همه، کارگرها هم متصل شدند به همه، کارمندان هم متصل شدند به همه، آخرش هم ارتش متصل شد. این یک مطلب الهی بود، نمی شود این را پای کسی حساب کرد که این کار را کرده، این را ما به پای خدا حساب می کنیم، خدا این کار را کرد، اراده خدا بود که منت بر همه گذاشت و همه اقشار را با هم متحد کرد به طوری که ارتش هم متصل شد، ژاندارمری هم متصل شد همه متصل شدند به هم و همه یکصدا یک مطلب را خواستند و آن مطلب اینکه ما جمهوری اسلامی می خواهیم، ما این رژیم را نمی خواهیم، این یک تحولی بود که بشر نمی توانست این تحول را درست کند، این تحول الهی بود، یعنی مقلب القلوب این کار را کرد، قلب ها را از آن وحشت بیرون آورد، از آن وحشتی که از این رژیم ها همه داشتند از آن وحشت بیرون آورد و به جای آن تصمیم و شجاعت به ایشان داد به طوری که زن ها، بچه ها و مردها، همه به مبارزه برخاستند. کی سابقه داشت که زن در مبارزه بیاید، مقابل توپ و تانک بیاید، این یک تحول روحی بود که خدای تبارک و تعالی در این ملت تحول را ایجاد فرمود و مادامی که ما این تحول را حفظ بکنیم و نهضت را به همانطوری که تا حالا آمده است حفظش بکنیم، برای ما پیروزی هست، جدیت بکنید. شما آقایان که وظیفه تان سنگین تر از سایر طبقات است، شغل شریف تر و مسؤولیت زیادتر، آگاه کنید مردم را به اینکه یک چند قدم دیگر ما داریم که برسیم به اینکه همین طور که گفتید رئیس درست بشود، مجلس شورا درست بشود و قانون اساسی تصویب بشود، شما و من و همه اهل منبر و محراب و همه روحانیون و طبقات دیگر و همه دانشگاهی و دانشمندان موظفند که امروز همه با هم و همه مجتمع کوشش کنید که زود این مطلب بگذرد.
شما ببینید ما رفراندمی که می خواستیم بکنیم و همه ملت همراه بودند، کسی مخالف نبود، آنهائی که به اسلام اعتقاد نداشتند، آنهائی که می خواستند که اسلامی توی کار نباشد تحریم کردند، بعضی شان در کردستان تحریم کردند، یک اشخاصی که کمونیست بودند و متصل به آنها، در تهران هم شرکت نکردند، چند طبقه و چند حزب ولو جمعیت کم بود. خوب، در بعضی از شهرستان ها هم صندوق ها را سوزاندند و در بعضی جاها هم با تفنگ مانع شدند از اینکه بیایند رأی بدهند. همین اشخاصی که برای رأی به جمهوریت اسلامی کوشش می کردند که نشود، از جمهوریش حرفی نداشتند، از اسلامیش حرف داشتند و الا آنها جمهوری را، اگر شرقی بودند جمهوری هست، اگر غربی هم بودند جمهوری هست، از اینش هیچ حرفی نداشتند، کلمه اسلامیش را بردارید جمهوری جایش بگذارید، همه مان رفیقیم، اما یعنی چه؟ یعنی ما اسلام را کنار بگذاریم تا آنها با ما رفیق بشوند که اسلام را کنار گذاشتند. حالا همان جمعیت ملاحظه کنید آنهائی که می گویند ما راهپیمائی می کنیم تا مجلس مؤسسان درست بشود ببینید چه اشخاصی هستند، کی ها متصل شدند به هم و چه نظری دارند از این کار. نظر این است که مجلس مؤسسان شش ماه طول بکشد تا تعیین بشود اشخاصش، دو ماه طول بکشد تا یکی یکی، پانصد، ششصد، هفتصد نفر را تعرفه هایشان را ببینند و ببینند درست است یا نه، این تقریباً حدود یک سال، دو سه سال طول بکشد که مناقشات در یکی یکی اش، این بعضی از این شیاطین بیایند یک ماه دو ماه معطل کنند سر یک ماده ای از این قانون. آنوقت چه بشود؟ این ریشه هائی که الان زود قابل کندن و دور ریختن است، اینها جان بگیرند، اینها به هم متصل بشوند؟ این اشخاص مختلف به هم متصل بشوند، با اتصال به هم مانع بشوند از اینکه اصل رأی داده بشود (جمهوری اسلامی) با اتصال به هم همچو بکنند که مسائل سابق دوباره عود کند. در اصل مقصد این است منتها در بین اینها بعضی در اشتباهند، سوء نیت ندارند، اطلاعشان ناقص است، اشتباه دارند، در تحت تأثیر آنهایی که سوء نیت دارند واقع می شوند و بعضی شان سوء نیت دارند و روی نقشه دارند کار می کنند اینهائی که با هم دارند متصل می شوند شما مطالعه کنید، چه جمعیت هائی بودند، آیا بازاری هستند، آیا منبری ها هستند آیا محرابی ها هستند یا یک دسته هائی هستند که این دسته ها هیچ کدام یک کار به اسلام کاری ندارند، بعضی شان هم جدا مخالف با اسلامند. اینهائی که می گویند ما از دیکتاتوری پهلوی خارج شدیم به دیکتاتوری عمامه و کفش رسیدیم، از دیکتاتوری نمی ترسند حاضرند که یک کمونیست بیاید دیکتاتوری کند، از آخوند می ترسند، از عمامه و کفش می ترسند، از اسلام می ترسند، نه از دیکتاتوری. بدترین دیکتاتوری ها آنی است که در کمونیست هاست، غرب آنطور دیکتاتوری ندارد، اینها از او نمی ترسند، اینها از اسلام سیلی خوردند از آنکه سیلی خوردند از آن می ترسند.
و شما باید همه رفقاتان را، تقریباً شاید بیشتر از هزار نفر شما رفیق دارید در اینجا، همه اهل
این علم هستید (بیشترند الحمد لله، خدا بیشترشان کند) شما بعد به تمام اینها ابلاغ کنید از قول من، ابلاغ عاجزانه، ابلاغی که یک نفر فقیر دستش را دراز می کند که منابر، در منابر بگوئید که مجلس مؤسسان به آن معنا ملت نمی خواهد. به مردم حالی کنید مطلب را. مسأله، مسأله اقتصاد نیست، مسأله خانه نیست که من بتوانم از خانه بگذرم، از اقتصاد بگذرم، مسأله، مسأله قرآن است. می توانیم ما بگذریم از قرآن ؟! ما نمی توانیم بگذریم از این. آن که می گوید مجلس مؤسسان اگر نباشد ما تحریم می کنیم، این همین کمونیست ها هستند که آن را تحریم کردند، حالا هم باز همین حرف را می زنند، یا یک کسی است که اشتباه دارد اشتباهش باید رفع بشود. اینها نظرشان این است و اشخاصی که حسن نیت دارند، توجه به این ندارند، نظرشان به این است که تعویق بیندازند. هی تعویق، تعویق، تعویق و مجلس مؤسسان به آنطوری که در غرب هست و ما همیشه باید تقلید از غرب را بکنیم و مع الاسف دست بر نداشتیم از این غربزدگی، آن مجلس مؤسسان شش ماه می خواهد تا آن افراد تعیین بشوند، هفتصد نفری، هشتصد نفر، اگر کارشکنی نکنند در آن، بعد هم چند ماه می خواهد اصلاً یک مجلسی درست بشود، آئین نامه اش نوشته بشود، بعد هم خدا می داند چقدر می خواهد تا رسیدگی به آن طوری که شیاطین می خواهند، رسیدگی بکنند. ما می خواهیم یک مملکت اسلامی درست کنیم، ما نمی خواهیم یک مملکت غربی درست کنیم، ما حقوقدان غربی لازم نداریم، اصلاً صلاحیت ندارد آن کسی که حقوق به معنای حقوقدانی غربی و غربزدگی دارد، او صلاحیت ندارد که در قانون ما دخالت بکند و با قانون اساسی مسکو را نمی خواهیم درست بکنیم ما قانون اساسی آمریکا را که نمی خواهیم، ما می خواهیم قانون اساسی اسلام را درست کنیم. اسلام شناس باید دراینجا دخالت داشته باشد، اسلام شناس روحانیون هستند و بعضی از اشخاصی که در روحانیت داخل هستند ولو از صنف دیگر هستند لکن اطلاعات اسلامی سیاسی دارند و ما همین ها را می خواهیم تعیین کنیم یعنی نه اینکه، ملت ما همین ها را می خواهد. ما تبلیغ می کنیم، شما هم تبلیغ بکنید یک همچو اشخاصی باید تعیین بشوند. حالا الان وظیفه همه شما آقایان و رفقا و برادرهایتان و ما و دوستانمان همه باید توجه مان الان به این باشد که این طرحی که دولت می دهد صحیح است و همه تأیید کنیم دولت را تا رفراندم بگذارد قانون اساسی را. دیشب بود که در روزنامه دیدم که سفیر سوئیس گفت که قانون اساسی در این مملکت به رفراندم گذاشته می شود و در همه جا این رسم هست، برویم سراغ وزارتخانه اش آن هم نه، برویم سراغ اداراتش آن همه نه. ما همچو چیزی نمی خواهیم، ملت ما می خواهد که اسلام در خارج تحقق پیدا بکند،یعنی هر کس وارد هر وزارتخانه ای بشود خیال کند که وارد شده در یک معبدی، یک جائی که مردمش آنجا هستند مردم صالحند. اگر وارد شد در ژاندارمری، مثل سابق نباشد که رضا خان وارد شده بود آنوقت نوشته بودند که وارد شد در ژاندارمری دست گذاشته بود در جیب هایش گفته بود می ترسم بدزدند. اینجور نباشد. سردارهای جنگ های اسلامی امام جماعت هم بودند. همان سرداری که می فرستادند حاکم کجا بود، یا می فرستادند رئیس لشکر کذا بود، امام جماعت هم بود، آنها صالح بودند (نه، امام جماعت که چیزی نبود،نه) آنها صالح بودند. ما حالا می خواهیم آنطور باشد که آن رئیس
ستادمان هم همچو باشد که به او اقتدا بکنند، نخست وزیرمان هم همچو باشند که به او اقتدا کنند، به ایشان اقتدا بکنند، ما می خواهیم اینطور باشد، ما می خواهم همچو باشد که هر جای مملکت که بروید این اسلام را آنجا ببینید. مقصد ما این است، مقصد ما این نبود که یک لفظی بگوئیم که ما جمهوری اسلامی می خواهیم گ دیگر هیچی. حالا باید این کارها را انجام بدهیم و الان چیز مهمی که نظر همه تان باید باشد همین است که این طرحی که دولت داده است که باید عده ای را، هفتاد و پنج نفر را مردم تعیین بکنند، بعد از این تعیین اینها را بررسی بکنند و بعد از او رفراندم بشود، این طرح را قبول کنید و به مردم هم تزریق کنید که همین طرح صحیح است، باقیش برای اینکه می خواهیم این زود بگذرد، باقیش معطل کردن است و باقیش توطئه و چیز است و می خواهند با هم جمع بشوند شیاطین. من متشکرم از شما که آمدید با من از نزدیک ملاقات کردید و درد دل های مان را با هم بگوئیم. خداوند انشاءالله همه شما را تأیید کند.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.