پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396 11:16 PM
تاریخ: 1358/03/28
بسم الله الرحمن الرحیم
من از شما بانوان محترم تشکر می کنم که از راه دور آمدید و با من ملاقات کردید. من دعا به شما می کنم که خداوند همه را سعادتمند کند و تشکر می کنم که در این نهضت پیشقدم بودید. بانوان ایران در این نهضت پیشقدم بودند و مثل بانوان صدر اسلام بودند و نهضت ما به واسطه آنها به پیش رفت و امیدوارم که این نهضت به واسطه شما به پیش برود.
چیزی که هم به بانوان و هم به آقایان برومند که عمرتان، وقت تان را، جوانی تان را صرف دارید می کنید در راه اسلام و این اسلام است شما را در نیمه های شب که جوان باید بخوابد شما را بیدار نگه می دارد و این ایمان است که جوانی که از مورد مطمئن بیاید در مورد خطرناک، از رختخواب منزلش که هم مطمئن است و هم محل خواب است بیاید در کوچه ها، در خیابان پاسداری کند در صورتی که هم خواب از چشمش رفته است و هم احتمال خطر است، این یک خدمت ارزش داری است که شما الزامی به این معنا ندارید، خودتان آمدید. ارزش این خدمت این است که بدون اینکه کسی شما را الزام بکند به اینکه این خدمت را کنید خودتان انتخاب کردید که خدمت را بکنید، چنانچه بانوان هم در همین معنا شریکند که در وقتی که همه خطرها بود، هم شما در خیابان رفتید، هم آن بانوان محترمه و هیچ کس هم شما را الزام نکرده بود که بیائید بریزید در خیابان و بروید پشت بام ها الله اکبر بگوئید و مورد اصابه گلوله مثلاً بعد واقع شوید. این قدرت ایمان است که شماها را به خیابان ها کشید و بانوان را به خیابان ها و ارزش عمل همین است. یک وقت این است که یک سازمانی است که این سازمان الزام دارد انسان به اینکه برود بیرون خودش را به خطر بیندازد، یک وقت این است که نه، یک سازمانی که او را ملزم کند نیست، داوطلب است برای اینکه برود و خدمت کند. اینکه ارزش به خدمت و عمل زیاد می دهد همین معناست که با همه مشکلات و با همه خطرها در اول نهضت همه تان به خیابان رفتید و مقابل توپ و تانک بدون اینکه کسی شما را الزام کرده باشد و حالا هم همه به همین حاضرید و دارید شما پاسداری می کنید و ارزش این پاسداری خیلی زیاد است و من امیدوارم که همه ما و همه شما را
خداوند از پاسداران اسلام قرار بدهد، خدمت امام زمان باشید.
همه چیزی که الان مهم است این است، همین پاسداری که شما می کنید و بانوان هم همین پاسداری که کردید و نهضت را رساندید به اینجا و یک امر اعجازی را، معجزه آمیزی را تحقق کردید و قدرت بزرگی را شکستید. همین قدرت ایمان باید باز هم محفوظ بماند.
اگر چنانچه بخواهید روی آن مقصدی که شما از اول آمدید و اسلام را خواستید، جمهوری اسلام را خواستید، اگر بخواهید جمهوری اسلامی به همه معنا که دارد، با همه محتوا که دارد، در خارج تحقق پیدا بکند باید که از حالا به بعد هم همان ایمان را، همان قدرت ایمان را حفظ کنید، با هم باشید. همه فکرها، همه فکر اینکه جمهوری اسلامی محقق بشود. جمهوری اسلامی فقط به این نیست که بگوئیم ما جمهوری اسلامی می خواهیم رأی بدهیم. رأی دادن اسباب این نمی شود که جمهوری اسلامی تحقق داشته باشد. بله، البته الان رسماً ایران جمهوری اسلامی است، لکن جمهوری اسلامی، احکام اسلامی باید در او جاری بشود، یعنی در هر جای ایران، در اداراتش، در وزارتخانه ها، در بازارش، در محله هایش، در دانشگاهش، در دادگستری، همه جا باید اسلام باشد.
آنکه ملت ما می خواهند و خدای تبارک و تعالی می خواهد که ما باشیم این است که ما همه جای مملکت را به صورت اسلامی در بیاوریم، در صورتی که در زمان طاغوت همه جا خراب بود، حالا هم باز خرابی هست. بنابراین ما الان باز بین راه هستیم، باز به مقصد نرسیدیم. کسی که بین راه است باید تمام نظرش به این باشد که به مقصد برسد. من می دانم که در بین همه قشرها یک اختلالاتی هست، یک نابسامانی هائی هست، اینطور نیست که نه، من ندانم. خوب هر روز آنطور که شما آمدید و مشکلاتتان را می گوئید، تقریباً ماهر روز مبتلا هستیم و از اطراف می آیند و مشکلات را می گویند و ما می دانیم که مشکلات زیاد است و در بین ارتش مشکلات زیاد است، در بین ژاندارمری مشکلات زیاد است، در شهربانی زیاد است، در خود پاسدارها زیاد است، در کمیته ها زیاد است، در رادیوها زیاد است، همه اینها چیزی نیست که معلوم نباشد، ما می دانیم که اشکالات زیاد است و بعد از هر انقلابی این اشکالات هست، نمی شود که یک انقلابی واقع بشود آن هم یک همچو انقلاب بزرگی، یک همچو انقلابی که در غرب می گویند که این اعجاز واقع شده است حساب این انقلاب حساب ها را از هم باطل کرد، یک همچو انقلابی واقع بشود. آنوقت پنجاه و چند سال هم دست های ناپاک خارج و داخل خراب کرده باشند، هر چه منفعت داشته به جیب زدند و یک مملکت خرابه ای گذاشتند. بعد از انقلاب با این خرابی مملکت توقع این نیست که همچو که شد و اینها رفتند همه چیزها درست بشود.
الان همه ما دست به هم بدهیم همه با هم دست به هم بدهیم و با هم این خرابه ها را آبادش کنیم و
اینکه می گویم همه ما با هم، برای این است که هر کس در هر پستی است آنجا خوب اداره کند. شما متوقع این نباشید که همه کارها را من بکنم، من هم متوقع نباشم که شما همه کارها را بکنید. من به این طلبگی که دارم این شغل خودم را خوب اداره کنم، شما هم که پاسبان هستید هر یک تان پاسبانی خودتان را خوب انجام بدهید، این خانم ها که شغل دیگری دارند، این شغل خودشان را خوب انجام بدهند، وزارتخانه ها هم شغل خودشان را خوب انجام بدهند، دهقان ها هم شغل خودشان را خوب انجام بدهند، کارگرها هم شغل خودشان را خوب انجام بدهند. وقتی بنا شد همه قشرها اسلامی باشند، همه فکرشان این باشد که یک مملکت اسلامی را اداره بکنند، یک کشور اسلامی که حالا جمهوری اسلامی است اداره اش بکنند، خرابی ها را ترمیم بکنند. ما یک قشرمان نمی تواند خرابی ها را ترمیم بکند، همانطوری که شما نمی توانید همه ایران را پاسداری بکنید ما هم نمی توانیم همه ایران را مثلاً صحیح اداره بکنیم . همه ما باید همه جمعیت ایران، همه ایران را، شما در قم هستید پاسدار هستید، هر کس این پاسداری را که می کند خوب انجام بدهد، با صداقت انجام بدهد، با امانت انجام بدهد، برای خدا انجام بدهد. من هم که یک طلبه هستم طلبگی خودم را همین طور، آقا هم که آقا هستند آقائی خودشان را و همه قشرها وقتی که آن کاری که دستشان هست خوب انجام بدهند، یک مملکت خوب می شود. مملکت عبارت است از این آب و خاک، جمعیتش هم عبارت از این ملت است این آب و خاک است، این ملت است. این ملت وقتی همه شان دست به هم دادند، یعنی هر کدام در آن محلی که هست آنجا را خوب اداره بکند، باغبان باغ است باغ را خوب اداره بکند، کشاورز هم در صحرائی که هست کشاورزیش خوب اداره بکند، نخست وزیر هم در نخست وزیریش خوب اداره بکند، وزراء دیگر هم همین طور، اداره دیگر هم همین طور، پاسبان هم همین طور، همه اگر بنا شد که با چنین نظری تو کار باشند و همانطوری که همه تان با یک فریاد الله اکبر کندید یک کوه بزرگ را و ساقط کردید یک امپراطوری دو هزار و پانصد ساله را و این ایمان بود که این کار را کرد و این اسلام بود که این کار را کرد، اینجا راهم می توانید.
الان مملکت دست خودتان است، خودتان می توانید اداره اش بکنید به شرط اینکه الان که اصول، یعنی قانون اساسی الان بناست درست بشود باید بعدش مجلس شورای ملی درست بشود، رفراندم درست بشود، الان که این اصول در دست است و شیاطین دنبال این هستند که هر کسی را وادار کنند که اشکالاتی درست بکنند، اشکالاتش توجهش می دهند، می روند پیش دهقانان می گویند که کو اینکه، حالا هم جمهوری اسلام، اسلام شد که برای شما کاری نکرد. مثل اینکه همچو که گفتند جمهوری اسلامی یک خرابی هائی یکدفعه خودرو سبز می کند. یا بیایند به پاسدارها بگویند (که گفت) خوب حالا جمهوری اسلامی شد، الان این چیزهای مختلفی که اینجا هستند، این اشخاص بدی که هستند، انتصابات بدی که هست، همه را متوجه کنند به یک چیزهائی که غیر آن مسأله است که الان ما دنبالش
برویم. این نظیر این می ماند که آن روزی که شما که همه با هم داشتید الله اکبر می گفتید و می خواستید بشکنید این سد را بیایند به شما بگویند که مثلاً اداره فلان رئیسش چه جوری است. بگو حالا وقت این حرف نیست، حالا وقت این است که برویم و بشکنیم. حالا همین است. الان وقت این است که نه این خانم ها به اشکالات خودشان، داخلی خودشان توجه کنند و نه شما برادرها به اشکالات خودتان و داخلی خودتان توجه کنید و نه من و نه آقا و نه دیگران. الان تا این اصول مستقر نشده، یعنی ما یک مملکتی می خواهیم تا باشد، آنوقت بگوئیم که پاسدارش کی و ملایش کی و بانوانش کی و چه. الان وقت این است که ما می خواهیم این مملکت را مستقلش، آزادش، قانون اسلامش، همه چیزها درست بشود. وقتی که تا دو سه ماه دیگر انشاءالله این مطلب پیش رفت، جمهوری یعنی رئیس جمهور هم درست شد، قانون هم تصویب شد، رفراندم هم شد، مجلس شورای ملی هم درست شد که دیگر تزلزل توی کار نباشد، الان یک حکومتی است که انتقالی است، حکومت آمده است که انتقال قدرت را بدهد به کس دیگری که این قدرت متمرکز بشود، وقتی متمرکز شد، همه این امور به جای خودش عمل می شود. حالا هم الان در عین حال که حکومت انتقالی است باید خوب یک کارهای اساسی دارند می کنند، حالا همین سازندگی که بناست می کنند، همین خانه سازی که بناست بکنند، همین پل سازی و خیابان ها و همه اینها را مشغولند.
اما الان آنی که مهم است این است، آن اصل را فراموش نکنیم، اصل این است که الان می خواهند قانون اساسی درست بکنند، شیاطین افتادند که نگذارند. همه بایستیم در مقابلشان که ما نخیر، می خواهیم. این طرح خوبی است، همین را می خواهیم. ما مجلس مؤسسانی که غربی ها می گویند، نمی خواهیم. ما همین معنائی که دولت گفته است و زود انجام می گیرد، نه آنی که یک سال، دو سال، سه سال شاید طول بکشد که خدای نخواسته یک وقت این تزلزل اسباب این بشود که به هم بخورد اینها. الان وقت این معناست و من می دانم که چیزهائی که شما گفتید که ما تنها نیستیم، همه هستند که ناراحتی دارند، اما ناراحتی را بگذارند برای یک وقت دیگر، یک قدری تأمل کنید و بگذارید برای وقت دیگری.
الان هر کدام هر پستی که دارید محکم دنبالش را بگیرید و محکم انجام وظیفه بکنید و این وظیفه، وظیفه ای است که برای خداست، نه کسی شما را الزام کرده و نه خیلی چیزی است که شما به طمع آن باشید. چیزی تو کار نیست، یک مشت فقرا، یک مشت از مستمندها، الان مسائل الهی اهمیتش زیاد است و ما انشاءالله امیدواریم که همه مان با هم اسلام را پیاده کنیم و همه قشرها اسلامی شوند. وقتی بشود عدالت اسلامی، عدالت اسلامی برای همه است، یک فردی این نیست که به فرد دیگر تقدم داشته باشد، مگر اینکه تقوا داشته باشد. خدا همه شما را انشاءالله حفظ کند، موفق کند. من به همه شما دعا می کنم و من خدمتگزار همه شما هستم. خدا همه تان را انشاءالله حفظ کند.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.