0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396  11:16 PM

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از پاسداران مسجد نبی اکرم (ص) تهران

تاریخ: 1358/03/28

 

به غیر اسلام نباید فکر کنیم

بسم الله الرحمن الرحیم
من امیدوارم که همه ما پاسداران اسلام باشیم. من امیدوارم که همه مسلمین از پاسداران قرآن کریم باشند و همه مسلمین از پاسداران امام زمان باشند. من از شما پاسدارها که لباس پاسداری پوشیده اید تشکر می کنم. در هر جا هستید پاسداری کنید از این نهضت طرفداری کنید و از آقای بطحائی هم تشکر می کنم که زحمت کشیدند و با شما آمدند اینجا.
ما آنچه مقصدمان است اسلام است، به غیر اسلام نباید فکر کنیم، به غیر قوانین اسلام نباید فکر کنیم. مقصود ما این است که هر جای این مملکت برویم اسلام را ببینیم، اینطور نباشد که رأی بدهیم به جمهوری اسلامی لکن هر جا برویم از اسلام خبری نباشد. جمهوری اسلامی معنایش این است که یک جمهوری باشد و قوانینش همان قوانین اسلام. تمام قوانینی که غیر از قانون اسلام است، قانون نیست، مورد رضای ما و ملت ما نیست. ملت ما که به خیابان ها ریختند، به پشت بام ها رفتند و شب و روز زحمت کشیدند، جوان هایشان را دادند، خونشان را دادند، برای اسلام بود، اگر اسلام نبود همچو کاری نمی کردند.
 

این تحولی بود که به دست خدا واقع شد

اسلام بود که شما را راه انداخت و به شما همچو قدرتی داد که در مقابل این قدرت های شیطانی بزرگ ایستادید و نترسیدید، این غیرتی بود که خدا به شما داد و الا ما که بندگان ضعیفی هستیم و چیزی نداریم، همه مان در مقابل این تفنگ عاجزیم و همین ما که در مقابل یک تفنگ عاجز بودیم و از یک پاسبان می ترسیدیم، همین ملتی که از پاسبان می ترسید، خدا یک قدرت به همه ما داد که بیائیم در خیابان و فریاد بزنیم که ما این رژیم را نمی خواهیم. این قدرتی بود که خدا به شما داد و باید از خدا تشکر کنیم، این قدرتی بود که ایمان به خدا بعداً به شما داد، این تحولی بود که به دست خدا واقع شد. الان هم باز جوان هائی می آیند پیش من و می گویند دعا کنید که ما شهید بشویم، ما شهادت را می خواهیم.
این یک تحولی بود که برای این ملت پیدا شد و گرایش زندگی این دنیا خیلی مطرح نبود، شهادت را می خواستند. اگر چنانچه دنیا و این امور مادی و این زندگی مطرح بود نمی رفتند در مقابل توپها و در

صحیفه نور جلد 7 صفحه 144

مقابل تانک ها و مسلسل ها. آنان در مقابل توپ و تانک رفتند، از بچه کوچک گرفته تا بزرگ ها، از دانشگاهی تا علمای مذهب، از بازاری تا کارگر و ارتشی.
 

حفظ عنایت خدا منشأ تمام پیروزی هاست

ارتشی که سال های طولانی اینها برای خودشان درست کرده بودند، دیدید که در ظرف مدت کمی پشت به آنها کرد و رو به شما آورد. این قدرت خدا بود، این چیزی بود که خدا به شما عنایت کرد و باید این عنایت خدا را حفظ کنید. حفظ این عنایت خدا که منشأ همه پیروزی هاست به این است که قدم های دیگری هم بردارید، همه با هم پشتیبانی کنیم، همانطوری که در اول، این نهضت با ایمان پیش رفت و اجتماع همه شما به واسطه ایمانی که در دلتان بود سبب شد که یک همچو قدرت شیطانی را درهم کوبیدید. این یک عنایتی بود، عنایت خاصی بود از خدای تبارک و تعالی و لذا حساب همه اشخاصی که به مادیات فکر می کردند، آن اشخاصی که توجه به معنویات نداشتند هم حساب هایشان باطل شد، ولی حساب هائی که روی دنیاست و به معنویات نظر ندارد، روی آن حساب، حق با آنها بود که به معنویات نظر نداشتند امکان ندارد این قدرت از بین برود این را مکرر می گفتند، خصوصاً این آخر که در پاریس دستجات می آمدند و بعضی ها نه اینکه سوء نیت داشتند، خیرخواه بودند لکن اشتباه داشتند و روی حساب مادیت، روی حساب های دنیا و اهل دنیا، نباید یک ملتی که هیچ ندارد، حالا چهار تا اسلحه ای که دارید قبل از انقلاب که هیچ چیز نداشتید، این غنیمت است که قبلاً نداشتید، جز یک مشت خالی، یک ملتی که زن هایش همیشه در پرده بودند و پایشان را بیرون نمی گذاشتند، یک ملتی که حاضر نبودند یک قدم برای امری بردارند، در آنها یک تحولی واقع شد. تحول الهی که همین ملت با اینکه هیچ نداشتند، بر آنها که همه چیز داشتند مقدم شدند مشت های شما با ایمانی که دنبالش بود، بر این تانک های غول پیکر غلبه کرد. خون های جوانان ما بر مسلسل ها غلبه کرد. این چیزی بود که خدا به شما داد و باید این را حفظ کنید. الان به فکر این نباشید که به ما پاسدارها حقوق نمی دهند و یا کم می دهند. همانطوری که سابق در حال انقلاب بودید و در حال جلو رفتن و شکستن، یک کدام می نشستید فکر کنی که ما اگر شب به منزل برویم شام چی هست؟ نه، این فکر در ذهن هیچ کسی نبود و می دانم نبود اگر بود نمی آمدند جان بدهند. آن روزی که شما راه افتادید به میدان و توی خیابان ها، آنها با ابزار غول پیکر و شما با مشت، هیچ به فکر آن نبودید که حقوقم کم است، حقوق مطرح نبود، جان مطرح نبود. این روحیه شما را غلبه داد، این چیزی که شما را غلبه داد مادامی که او هست شما پیروزید دعا کنید که باشد، جدیت کنید که نگهش دارید. خدا به شما یک عنایتی کرده است که این عنایت را حفظ کنید، نگهش دارید. تا آن قدم های اصولی و مسائل اصلی درست نشود، تا آن کارها درست نباشد به فکر اینکه من حقوقم کم است و یا من رتبه ام کم است به این فکرها نباشید. حالا باید همه همانطوری که از اول مقصد را نگاه می کردید و به مصائب خودتان توجه نداشتید، حالا هم مقصد را نگاه کنید، به مطالب خودتان توجه نکنید. بازاری حالا نباید به فکر منفعت بردن باشد، کارگر به فکر این

صحیفه نور جلد 7 صفحه 145

نباشد که حقوقش کم است، دهقان به فکر این نباشد که امسال زراعت چطور است، باران آمده یا نه، اینها فکرهائی است که شما را از این قدرت الهی باز می دارد. شما قیام لله کردید.
 

شما که موعظه خدا را پذیرفتید حافظ آن باشید

آن وصیتی که خدای تبارک و تعالی به پیغمبر اکرم فرمود این بود که به مردم بگو من یک حرف دارم، یک موعظه دارم، هیچ دیگر من نمی گویم، یک موعظه دارم (قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله) نهضت کنید برای خدا. یک نفری برای خدا نهضت کن، همه با هم برای خدا نهضت کنید. شما برای خدا نهضت کردید، دلیلش این است که جان را گذاشتید کف دست و راه افتادید در خیابان ها و فریاد کردید اسلام، این دلیل بر این است که شما برای خدا کار کردید، اگر اینکار برای خدا نبود، کسی جانش را نمی داد. میدانی که گلوله تفنگ دارد، مسلسل می بندند، توپ می آید، تانک می آید، سرباز مسلح است، این دلیل بر این است که برای خدا کار انجام دادید. همین وصیتی که خدا، موعظه ای که خدا کرده است عمل شد (اعظکم بواحده) این یکی (انما اعظکم بواحده) به ایشان بگو که من فقط یک موعظه دارم و آن اینست که نهضت شما، قیام شما برای خدا باشد. توی این همه چیز هست، در این یک کار و یک موعظه همه چیز هست. شما این موعظه خدا را پذیرفتید تا حالا، نگذارید از دست برود،قیام شما لله باشد، برای خدا، از حالا به بعد هم جدیت کنید. شما شب ها خیلی هاتان تا صبح بیدارید و آنوقتی که جوان باید بخوابد و درها بسته است، شما ایستاده اید و شما به دوشتان تفنگ است، این اگر برای خدا نباشد، برای کیست؟ کسی زور به شما نگفته است. یک وقت این است که یک صاحب منصبی ایستاده آنجا و تفنگش را کشیده و می گوید باید بایستد، آن برای خدا نیست برای صاحب منصب است، برای تفنگ است. کسی حالا به شما فشاری نیاورده که پا شوید بایستید تا صبح.
این لله است، کار شما برای خداست. جوانی که باید در دل شب بخوابد و اقتضای جوانی است که بخوابد، نمی خوابید تفنگ را به دوش کشیدید، خودتان را در معرض هلاکت گذاشتید، شیاطین باز به دنبال هستند که خدای نخواسته بزنند و شما ایستاده اید و دارید از اسلام طرفداری می کنید، این برای خداست. اگر برای خدا نبود، این چه کاری بود که انسان خوابش را کنار بگذارد که بیاید در جائی که معرض خطر است و از معرض اطمینان و از معرض آمال دست بردارد و بیاید در معرض این خطر و خواب عزیزش را از دست بدهد، این نمی شود مگر برای خدا. زور هم که نیست، هیچ کس هم به شما نگفته، فقط یک قدرت ایمان است. این را حفظ کنید، این همان است که شما را تا اینجا پیروز کرده است و همه حرف های مادیین را باطل کرده است. حرف های کمونیستی با همین کارها باطل می شود.
اگر فقط دنیاست و فقط همین است، این قدرت زمین زدن آن قدرت های بزرگ را ندارد، اگر دنیا بود معقول نیست که شما بتوانید قدرت بزرگ را از بین ببرید.

صحیفه نور جلد 7 صفحه 145

 

باید قانون اساسی را به نفع اسلام تحکیم بخشیم

ما حالا باید قانون اساسی را آنطوری که برای اسلام باشد، تحکیم کنیم، تصویب کنیم و این هم باید زود تصویب شود. این طرحی است که دولت داده است، همین طرح صحیح است و اگر بخواهد آنطوری که این غربزده می گویند مبنی بر اینکه شما مطابق چیزهای دنیاپسند یک مجلسی درست کنید با پانصد، ششصد نفر آدم و پانصد، هشتصد نفر آمدند یکی یکی بنشینند آنجا، این معانی اش آن است که ما تا دو سه سال دیگر بنشینیم و عزا بگیریم و آنان قوت پیدا کنند، طرحی است که یا از غرب ریخته شده است و یا از آنجائی که شاه در آنجاست. این طرح وارداتی است، آیا این طرح قبول است؟ ما می گوئیم زود کلک قضیه کنده شود و اسلامی بشود و الان همه ما باید در دنبال همان معنا باشیم و همین طرحی را که دولت گفته است، صحیح است. دشمنانتان می خواهند که جیب هایشان پر بشود و اسلام جیب پر کن نیست، اسلام با ضعفا است. اسلام آن است که امیرش می فرماید که من می ترسم در آن طرف مملکت یک کسی گرسنه باشد، شاید آنجاها چیزی نداشته باشد بخورد من باید زندگیم این باشد، خودم دلم آرام نباشد که اگر آنجا گرسنه است من هم اینجا گرسنه ام. اسلام این است، البته خودش می فرماید شما قدرت ندارید و صحیح می فرماید، ماها قدرت نداریم مثل او باشیم. اما اینقدر قدرت داریم که جیب هایمان را دیگر پر نکنیم برای املاک بیابان ها قصرهای روی هم انباشته، این را قدرت داریم که از مال این فقرا از مال این ضعفا جیب مان را پر نکنیم این پول های نقد زیادی که ما نمی توانیم تصورش را بکنیم، اکثرش به جیب این خانواده رفته، اکثرش جیب اینها رفته، به همان مقدار هم به جیب امریکا رفته، ما می خواهیم این لقمه را از دهن اینها بیرون بیاوریم به فقرا بدهیم. این کارگرهای صنعت نفت ما با آن زحمت و با آن بیچارگی کار بکنند، آنوقت برود توی شکم این خارجی ها و این پولدارها، آنهائی که در خارج برای خودشان املاک درست کردند، برای خودشان پارک درست کردند. این صحیح است ؟!
ما می خواهیم از توی شکم اینها بیرون بیاوریم و بین همین ملت پخش کنیم، همین هائی که این انقلاب را بپا کردند. و من از خدای تبارک و تعالی سعادت و سلامت شما را می خواهم و دلم به شماها خوش است. انشاءالله خداوند همه تان را حفظ کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها