0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396  10:13 PM

بیانات امام خمینی در جمع عشایر کهنوج و اساتید دانشگاه

تاریخ: 1358/03/04

 

تعدی پنجاه و چند ساله به ملت

بسم الله الرحمن الرحیم
چه فرصت های خوبی برای ما در این انقلاب حاصل می شود و حاصل شده است. ما از شما عشایر و از سایر عشایر اقشار ایران جدا بودیم، ما را جدا کرده بودند، ما را از دانشگاه جدا کردند، ما را از قشرهای دیگر جدا کردند، از ارتش جدا کردند، از فرهنگیان جدا کردند و از عشایر.
نمی توانستیم با هم در یک محلی مجتمع بشویم و مسائلی که لازم است با هم در میان بگذاریم، شما مشکلات خودتان را بیان کنید و ما هم مشکلات خودمان را. این نهضت از برکاتش این بود که این فرصت را برای ما پیش آورد که می توانیم با شما مجتمع شویم و می توانیم مسائل را با شما در میان بگذاریم. ایشان ذکر از مستکبرین و مستضعفین کردند و من باید بیان مستضعف و مستکبر را به اندازه ای که در این مجلس مناسب است عرض کنم. مستکبرین منحصر نیستند به سلاطین، منحصر نیستند به روسای جمهور، منحصر نیستند به دولت های ستمگر، مستکبرین یک معنای اعمی دارد. یک مصداقش همان اجانبی هستند که تمام ملت ها را ضعیف می شمرند و مورد تجاوز و تعدی قرار می دهند، یک مورد هم همین دولت های جائر و سلاطین ستمگر که ملت های خودشان را ضعیف می شمرند و به آنها تعدی می کنند، دست تعدی به ملت ها دراز می کنند، چنانکه در این پنجاه و چند سال شما مبتلا بودید و ما هم مبتلا بودیم و همه ملت مبتلا بودند ملت را ضعیف می شمردند و ملت را از روی استکبار نظر می کردند و به ملت تعدی می کردند و تجاوز می کردند. آنها رفتند و انشاءالله بر نمی گردند.
 

نعمت آزادی وسیله ای است برای خدمت به خالق و خلق

امروز روزی است که خدای تبارک و تعالی به ما آزادی و استقلال مرحمت فرموده است و ما را با این آزادی و استقلال امتحان می کند. ما را آزادی مرحمت فرموده است که ببیند در این آزادی ما چه می کنیم. ما مستقل شدیم و خداوند به ما این مرحمت را فرمود تا ما چه بکنیم، آیا ما هم از مستکبرین باشیم یا از مستضعفین؟ هر فرد می شود که مستکبر باشد و می شود مستضعف باشد. اگر من به زیر دست های خودم ولو چهار نفر باشد تعدی و تجاوز کردم و آنها را کوچک شمردم، بنده خدا را کوچک

صحیفه نور جلد 6 صفحه 273

شمردم من مستکبرم و او مستضعف و مشمول همان معنائی است که مستکبرین و مستضعفین هستند. اگر شما کسانی که زیر دستتان هست ضعیف شمردید به آنها خدای نخواسته تعدی کردید، تجاوز کردید، شما هم مستکبر می شوید و آن زیر دست ها مستضعف. ببینیم ما از این امتحان، از این بوته امتحان چطور بیرون می آئیم، آیا سرفراز بیرون می آئیم یا گردن کج و شکسته؟ آیا ما با بندگان خدا به طور، به طوری که خدای تبارک و تعالی امر فرموده است رفتار می کنیم حالا که آزاد شدیم، آزادی را وسیله برای خدمت به خلق و خدمت به خالق قرار می دهیم یا آزادی را برای مخالفت با خدا و استکبار مردم؟ هیچ فرق نیست ما بین من طلبه و این آقایان اهل علم و شمایی که از عشایر محترم هستید و بازاری و ارتشی و اداری و همه و همه، ما الان در تحت مراقبت هستیم، مراقبت شدید، امتحان الهی. نعمت ها گاهی برای امتحان است تا آن اشخاصی که نالایقند، آن اشخاصی که فرصت طلبند اینها کارهای خودشان را بکنند و مستحق عذاب بشوند آنهائی که لایقند، آنهائی که شریفند آنها هم کارهای شرافتمندانه خودشان و خدمت به هموطن خودشان را بکنند تا سعادتمند باشند. بسیار مشکل است، بسیار مشکل است که از این امتحانی که خدای تبارک و تعالی ما را در معرض آن قرار داده است از عهده برآئیم، و بسیار مراقبت می خواهد که مبادا خدای نخواسته ما از امتحان بد درآییم. اگر از امتحان بد درآییم ممکن است که باز عنایت خدا برگردد و آزادی سلب شود، استقلال گرفته بشود. همین دنیا ممکن است که ما اگر چنانچه بر خلاف موازین الهی رفتار کنیم و این آزادی را اسباب دست برای تعدی به مظلومان قرار بدهیم، در همین دنیا ممکن است ما مجازات بشویم. و امید است که در همین دنیا مجازات بشویم، مجازات ما به عالم دیگر نرسد. مجازات عالم دیگر غیر از این مجازات هاست. ما نمی توانیم تصور آن مجازات ها را بکنیم اگر ما خطاکار هستیم، خدایا! اگر ما خطاکار هستیم، اگر این آزادی را ما وسیله قرار دهیم از برای تعدی به مظلومان ولو یک نفر باشد، تعدی به زیردستان ولو یک نفر باشد، خدایا! ما را در همین عالم عذاب کن نگذار برسد به عالم دیگر.
 

مسؤولیت پاسداری از مملکت امام زمان (عج) بر دوش یکایک افراد ملت

دوستان من! عزیزان من! من دانم که عشایر هر جا که هستند، در مرزها، مرزها را نگهداری می کنند، در جاهای دیگر جلوگیری از مفسده ها می کنند. من می دانم که شما عشایر از زمان رژیم سابق مظلوم بودید، ما هم مظلوم بودیم، روحانیون هم مظلوم بودند، بازاری هم مظلوم بود، کی نبود مظلوم؟ من می دانم که ارزش ها مرز دارها و عشایر ما چیست. آنها عشایر را سرکوب می خواستند بکنند برای اینکه راه را برای اجانب باز کنند، آنها به جزای خودشان رسیدند و می رسند و به جزای آخرت که سخت ترین جزاست هم می رسند. ما باید الان که در بوته امتحان گذاشته شدیم و اختیار به ما دادند و ما را آزاد کردند، خدای تبارک و تعالی ما را از قید و بندهای استعمار و استضعاف آزاد کرد، حالا که آزاد هستیم، چه می کنیم؟ چه باید بکنیم؟ نباشد که یک وقت ما هم در صف محمد رضا خان واقع بشویم او آزادی را از یک امت سلب کرد و ما آزادی را از یک قشر کوچک سلب بکنیم. او در وسط

صحیفه نور جلد 6 صفحه 274

واقع بشود و ما در یمین و یسار او و همه از جند او. چشم های خودتان را باز کنید، توجه خودتان را و دقت خودتان را در این مسائل بکنید. امروز روز امتحان الهی است، شما قدرتمندید، شما جوانید، شما برومندید و من این جوان های برومند را که می بینم افتخار می کنم لکن شما جوان ها امروز جوان هائی هستید که پاسدار اسلام هستید. دیروز مملکت، مملکت طاغوتی بود و شما در مظلومیت واقع بودید در ظل مملکت طاغوتی. امروز مملکت اسلامی است و شما در سایه اسلام هستید و شما پاسداران اسلام، پاسداران اسلام باید احتراز کنند از تمام چیزهائی که بر خلاف اسلام است. پاسداری فقط پاسداری مرز نیست. پاسداری یک معنای وسیعی دارد. هر یک از ما پاسداریم نسبت به دیگران، من باید نصیحت بکنم به شما، شما به من نصیحت کنید. من به شما بگویم که امروز که روز امتحان است خوب از امتحان بیرون بیائید، شما هم به من همین معنا را بگوئید من به شما عرض می کنم که با مظلوم ها و زیردست های خودتان خوب رفتار کنید، عادلانه رفتار کنید. شما هم به من بگوئید همه ما مسوولیم (کلکم راع و کلکم مسوول) همه ما مثل شبان ها هستیم و همه ما مسوول هستیم از این شبانی. همانطوری که می دانید شبان نسبت به آن گوسفندهائی که زیر دستش است محبت دارد، آنها را در جائی که علفزار باشد، در جائی که آب خوب باشد می برد و آنجا تربیت می کند. همه ما نسبت به هم اینطور باید باشیم، مثل شبانی که گوسفندهای خودش را با محبت بدون آزار تربیت می کند ما هم اینطور باشیم. مبادا که یکی از ما خدای نخواسته حالا که آزاد است، به آن دوست زیر دستش، به آن شخص زیر دستش تعدی بکند، تجاوز بکند و تعدی و تجاوز عبارت از همان هائی است که اسلام منع کرده است ما همه مسوول هستیم و خدای تبارک و تعالی الان همه ما را، همه ملت ایران را در تحت امتحان قرار داده است. از امتحان خدا خوب بیرون بیائید. ما از شما می خواهیم که این مرزها را خودتان حفظ کنید. مملکت امروز مال خود شماست. دیروز اجانب در آن تصرف داشتند، امروز یک مملکتی است اسلامی، یک مملکتی است مال پیغمبر اسلام، یک مملکتی است مال امام زمان سلام الله علیه. مملکت از آن وجود مقدس است و ما همه پاسدار آن هستیم و باید این مملکت را حفظ کنیم هر کس به هر اندازه ای که می تواند. شما جوان های برومند مسلح به آن مقداری که می توانید باید مرزها را حفظ کنید، ما هم در اینجاها که هستیم به اندازه ای که می توانیم باید حفظ کنیم جهات را، مملکت مال خودتان است، الان همانطوری که با عائله خودتان رفتار می کنید، محبت نسبت به عائله خودتان دارید، نسبت به کشور خودتان داشته باشید، نسبت به برادرهای خودتان داشته باشید. اینها برادر شما هستند و ملت برادر هم هست. خدای تبارک و تعالی می فرماید که (المومنون اخوه) برادر هستند اینها، باید به برادری رفتار کرد. چطور شما برادر خودتان را دلتان نمی آید که اذیت کنید، باید همین طور با هم رفتار کنید و با دیگران، با دیگران همین طور رفتار کنید. نفوس خودتان را تربیت کنید، تهذیب کنید. این دنیا پایان دارد برای همه ما، من زودتر و شما بعد. پایان دارد، نمی مانیم. آن که می ماند خوبی و بدی است شما صفحه اعمالتان منور به نور اسلام باشد، به عمل و احکام اسلام باشد تا در همه جا سعادتمند باشید. در اینجا دلتان خوش باشد به اینکه خدمت به ملتتان کردید، خدمت به زیر دستتان کردید، خدمت به کشورتان

صحیفه نور جلد 6 صفحه 275

کردید، در آنجا هم در ازای این خدمت جزاهای بسیار بزرگ است، عوض های بسیار بزرگ. من چون باید آن طرف هم باز بروم، به آن آقایان هم عرض ارادت بکنم، از این جهت من دعا می کنم خداوند انشاءالله شما را سعادتمند کند. خداوند همه ما را، همه ما را به راه راست هدایت کند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها