0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396  10:10 PM

بیانات امام خمینی در جمع کارگران و صاحبان کوره پزخانه های تهران و حومه

تاریخ: 1358/02/25

 

اهداف مزدوران خائن از دسیسه سازی میان کارگران کارخانه ها

بسم الله الرحمن الرحیم
حالا ما از این جمعیتی که با صورت های مختلف افتاده اند توی مردم نمی گذارند شما کارتان را انجام بدهید، ما از اینها می پرسیم که خوب، ما می خواهیم برای ضعفا، برای آنهائی که خانه ندارند، برای آنهائی که نمی توانند خانه تهیه کنند، برای این زاغه نشین های اطراف تهران که وضعشان اینطوری است می خواهیم خانه درست کنیم، آقایان هم خواهند که کمک کنند (آنقدری که بتوانید تخفیف بدهید و کمک بکنید) اینها چه می گویند؟ اینها دلسوز ملتند؟! اینها فدائی ملتند؟! اینها برای ملت می خواهند کار بکنند؟! خوب، اگر برای ملت بخواهند کار بکنند بیایند و کمک بکنند.
فخارها دارند عمل می کنند و تخفیف می دهند، خوب، شما بیائید کمک کنید، بیائید تبلیغ کنید، بیائید به این کارگرها بگوئید که خوب، حالا که می خواهند برای مستمندان کار کنند شما زیادتر کار بکنید، کمتر مزد بگیرید.
اینها خائنند آقا، اینها دستشان، دست اربابانشان از مملکت ما کوتاه شده، می خواهند که دست آنها را باز بکنند والا یک مساله ملی، یک مساله ای که برای طبقه ضعیف است، خانه سازی برای طبقه ضعیف است، برای ثروتمندها که کسی خانه نمی سازد، برای این زاغه نشین های اطراف تهران و اطراف شهرستان های دیگر، برای کارگرهائی که خانه ندارند و بیچاره اند، خانه سازی برای اینهاست، عوض اینکه اینها هم بیایند کمک کنند، بیایند اینها هیچ تبلیغ کنند، کمک کنند و هماهنگ کنند تا این بیچاره ها به این خانه برسند، نمی گذارند که این کار انجام بشود. البته می خواهند نگذارند، ولی غلط می کنند و انجام می گیرد این کار، اما من می خواهم معرفی شان بکنم، شما از آنها بپرسید که آقایان که آمده اید توی این کارخانه ها و به این کارگر می گوئید کار نکن، پول می دهی که کار نکند (می گویند پول هم می دهند که کار نکنند) این پول که در جیب تو است، از همانی است که از آمریکا آمده یا از شوروی آمده است. این پول از آنهاست که به جیب تو کردند که می کنی به جیب اینها، تو که پول نداری، تو برای پول داری می دوی. تو که پول نداری اگر پول داشتی که این کارها را نمی کردی.
این پولی است که آنها می دهند که شما نگذارید این کارخانه ها کار بکنند، نگذارید این مسکین ها خانه پیدا بکنند تا صدا بلند بشود، این انقلاب بشود، تا ما دوباره بیائیم و همه نفت های شما را ببریم و همه

صحیفه نور جلد 6 صفحه 171

جواهراتتان را ببریم و همه معادن زیرزمینی تان را ببریم و جنگل هایتان را ببریم و مراتعتان را ببریم و همه چیزتان را ببریم.
اینها خائنند، اینها بدتر از این خائن هائی هستند که آدم کشتند، اینها دارند حیثیت این ملت را از بین می برند لکن اگر این حس انسانیت، این حس مقاومت در شما موجود باشد که برای این ضعفا دلسوز باشد و ملاحظه بکنید، آن روزی که توی خانه تان راحت نشسته اید ملاحظه بکنید که آن فردی که با هفت هشت نفر عائله توی این زاغه نشسته است، در سرمای زمستان بر او چه می گذرد، در گرمای تابستان بر او چه می گذرد، یک خرده ای فکر این معنا را بکنید و برای اینها و برای خدای تبارک و تعالی، رضای خدای تبارک و تعالی، برای اینها تخفیف بدهید، برای اینها زحمت بکشید. انشاء الله با حفظ این انسانیت و تعاون پیش می برید، پیروز می شوید.
من انشاءالله امیدوارم که اگر حفظ بشود این نهضت ما، این حس تعاون، نیفتند یک دسته استفاده جو، حالا که مثلاً یک وقتی یک قدری آرام شده، اینها بیفتند استفاده کنند، گرانفروشی و - نمی دانم - قاچاقگری و این حرف ها، اگر نکنند اینطور و روی موازین انسانی و روی انصاف عمل بکنند من امیدوارم که حکومت عدل اسلامی آنطوری که ما می خواهیم، آنطوری که خدای تبارک و تعالی می خواهد تحقق پیدا بکند و برای همه رفاه و سعادت، هم در اینجا و هم در آنجا فراهم بشود.
 

مدرس قدرتمند بود برای اینکه الهی بود

این عکسی که ملاحظه می کنید، شخصی است که ملک الشعرا گفته است که از زمان مغول تا حالا مثل این شخص در عالم نیامده، یعنی مرحوم مدرس. این حرف اوست. آنی که ما خودمان دیدیم تنها آدمی که در مقابل رضاخان قلدر ایستاد این است، این شخص است، یک روحانی که لباسش از سایر اشخاص کمتر بود و کرباس به تن می کرد، آنوقت وقتی که شعر گفته بودند، برای تنبان کرباس مدرس، آن فاسد شعر گفته بود، او در مقابل قدرت بزرگ رضاخان ایستاد و آن که هجوم کرده بود به مجلس که مجلس را چه بکند و زنده باد زنده باد رضاخان می گفتند ایستاد و گفت که مرده باد او و زنده باد من.
یک چنین مرد قدرتمندی بود برای اینکه الهی بود برای خدا می خواست کار بکند، نمی ترسید. خداوند انشاءالله او را رحمت کند و شما را هم توفیق بدهد که این اشرار را عقب بزنید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها