0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396  10:10 PM

بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیأت قضات اصفهان

تاریخ: 1358/02/23

 

توجه به اسلام و وحدت کلمه عامل ایجاد تحول روحی در جامعه

بسم الله الرحمن الرحیم
من متشکرم از آقایان که تشریف آورده اند و از نزدیک با ما مواجه شده اند و یکی از برکات این نهضت همین معناست که ماها از هم دور بودیم و حالا الحمدلله با هم مواجه و نزدیک هستیم و می توانیم مطالب خودمان را از نزدیک در میان بگذاریم و از آقای جنتی هم متشکرم که با همراهی شما تشریف آورده اند و البته ایشان از اشخاص بزرگ اینجا هستند و لیاقت برای همه مسائل را دارند و امیدوارم که با همراهی ایشان همه آقایان در خدمتی که محول به آنهاست به طور شایسته عمل کنند. می دانید که تا اینجا که نهضت آمده است در اثر وحدت کلمه همه اقشار و مهمتر، توجه به اسلام است. یعنی یک تحول روحی در جامعه پیدا شد که من غیر از اینکه بگویم یک معجزه بود و یک اراده الهی، نمی توانم اسمی رویش بگذارم. یک پمردمی که از یک پاسبان اگر در بازارهای بزرگ مثل بازار اصفهان، یک پاسبان می آمد می گفت چهارم آبان باید همه بیرق بزنید، جشن بگیرید، نه اینکه مخالفت نمی کردند، در ذهنشان هم نمی آمد که می شود مخالفت کرد، اصلا تو ذهن اقشار نمی آمد که با پاسبان می شود که مخالفت کرد و در ظرف مدت کوتاهی همین مردم، یک نسل دیگر نه، همین هائی که سابقا پاسبان پیششان آنطور بود ریختند توی خیابان و گفتند که ما این سلسله را نمی خواهیم، با شخصی که شخص اول مملکت خودش را حساب می کرد مخالفت کردند. این یک تحول بود که نمی شود روی مسائل عادی حسابش را کرد که یک تربیت طولانی شد، یک قشرهای دیگر آمدند روی کار و این کار را کردند. این یک تحول الهی بود یعنی با اراده خدا این مطلب واقع شد. یک تحول دیگری هم که پیدا شد، این انسانیت که پیدا شد در بین جوامع که بیشترش شکوفائی است، در حال انقلاب بود و حس معاونت که در مردم پیدا شد که در این تظاهرات که واقع می شد که شماها خودتان بهتر می دانید، از هر جا که عبور می کردند، مردم با اینها کمک می کردند، آب می دادند، ساندویچ می دادند، چه می کردند. یکی از دوستان من گفت که من در تهران دیدم در این تظاهرات یک پیرزنی یک کاسه ای دستش گرفته و توی آن پول است به ذهنم آمد که این مثلا فقیری است که پول می خواهد وقتی تحقیق کردم، با او صحبت کردم گفت که امروز روزی است که تعطیل است و نمی شود مردمی که از اینجا عبور می کنند ممکن است که بخواهند تلفن کنند پول خرد نداشته باشند من این را نگه داشته ام اینجا که کسانی که

صحیفه نور جلد 6 صفحه 149

می خواهند تلفن کنند (تلفن هم همان جا بود) از این پول بردارند تلفن کنند.این البته یک چیز کوچکی است اما مطلب خیلی بزرگ است یک همچو تحول روحی در بین مردم پیدا شد و تحول به جائی رسید که شهادت را بر خودشان یک فوزی می دانستند. بسیاری از اشخاص، از جوان ها، بعضی از جوان ها در نجف من بودم که آمد جوانی پیش من گفت (خیلی با جدیت) که شما دعا بکنید که من شهید بشوم. حالا هم گاهی وقت ها همین مطلب هست. کاغذی که دیروز به من رسیده بود باز اینکه شما دعا کنید که بچه های من شهید بشوند. این هم یک تحول روحی که اینها نظیر همان کسانی که در صدر اسلام بودند و برای شهادت استقبال می کردند و پیشقدم می شدند، در ملت ما هم این مطلب پیدا شد. اینها یک تحولات روحی بود که در مردم پیدا شد که نمی شود اسمی روی آن گذاشت الا اینکه یک دست غیبی در کار بود و همین ها موجب این شد که در مقابل تانک و توپ، همه این چیزها با مشت خالی ایستادند و کشته دادند و جلو رفتند. یک پیشبردی که روی موازین طبیعی ممتنع به نظر می آمد و لهذا خارجی ها حتی سیای آمریکا اعلام کردند به اینکه این مطلب روی قواعد درست نبود و روی حساب های ما درست از کار در نمی آمد. و صحیح می گفتند، روی حساب مادیگری نمی شد صحیح باشد که یک ملتی که هیچ نداشت و دست تهی بود در مقابل این قدرتهای بزرگ که پشت سرش قدرت آمریکا و قدرت روسیه و قدرت انگلستان همیشه بود و پشتیبانی می کردند، معذلک همین ملتی که هیچ نداشت جلو رفت و با قدرت ایمان این سد را شکست. این رمز باید محفوظ بماند. اگر چنانچه بخواهید که نهضت شما به آخر برسد و آنطوری که خواست خدای تبارک و تعالی است اسلام تحقق پیدا بکند، این نهضت را باید حفظ کرد با همین شور و شعفی که هست.
 

رفراندم جمهوری اسلامی، بی نظیر در دنیا

همانطوری که ملاحظه کردید در رفراندم چطور مردم با شور و شعف و با اشتیاق رفتند رای دادند که یکی از آنها را که نقل کردند برای من (زیاد از این چیزها نقل کردند اما یکی اش که نقل کردند این است که نمی دانم در روزنامه هم بود یا نه، حالا یادم نیست.) که یک مردی داشت گریه می کرد و می گفت که من یک گناهی کردم که گمان ندارم توبه من قبول بشود، گمان ندارم خدا مرا بیامرزد و آن اینکه من اشتباهی باید رای مثبت بیندازم رای منفی راانداختم. یا بعضی از اشخاص با چرخ و مریضی که نقل کردند در محلی، مریض را با آن حال مریضی گفته مرا ببرید، رایش را داده و در همان مجلس فوت شده است. یک همچو چیزی که در دنیا سابقه ندارد، هیچ سابقه ندارد که در دنیا هر جا شما بگردید مردم به این شور و شعف بروند برای رای دادن. اینقدر تبلیغات می کنند، این روسای جمهور وقتی که می خواهند چیز بشوند این قدر خرج می کنند، اینقدر تبلیغات می کنند، از یک ماه دو ماه قبل پول های گزاف خرج می کنند و تبلیغات زیاد، راست و دروغ تا اینکه یک عده مردم را جمع کنند و رای بدهند. اینجا این مسائل نبود، مساله اسلام بود و مردم روی عقاید اسلامی خودشان باآن شور و شعف رفتند و رای دادند. در سی و پنج میلیون جمعیت، بیست میلیون بیشتر رای موافق دادند. این هم

صحیفه نور جلد 6 صفحه 150

سابقه در دنیا ندارد که آنقدری که می شد رای بدهند، رای داده اند و از آن طرف بچه های اینقدری (اشاره به یک کودک نه، ده ساله حاضر در مجلس) که به حسب قانون که درست کرده بودند که رای نباید بدهند، اینها ناراحت بودند که پیش من بعضی از آنها آمدند و ناراحتی می کردند و یک عده اجتماع کردند در آن حیاط از همین بچه ها و اظهار ناراحتی از اینکه چرا به ما اجازه رای ندادند. اینها یک مسائلی است که نظیر ندارد در دنیا و این برای همین است که مساله اسلامی است و نظیر ندارد در دنیا.
 

هدف از ایجاد احزاب مختلف، تشتت و اختلاف است

قضیه، قضیه ملی بودن نیست، قضیه، قضیه - عرض می کنم که - حزبی بودن نیست. از این ملی ها و از این حزب ها بودند که همه شکست خوردند و تا اینجا که ما آمدیم با روحیه پاک و ضمیر صاف، مردم، با توجه به اسلام، توجه به دیانت تا اینجا آمدند و پیش بردند. اگر این روحیه از مردم خدای نخواسته گرفته بشود، ما رو به شکست خواهیم رفت. ما با این رمز پیش آمدیم اگر این رمز از دست ما گرفته بشود و اختلافات حاصل بشود، که الان یک قشرهای مختلفی هی خودشان را خودنمائی می کنند و این جزء اشتباهاتی است که می کنند، اگر چنانچه مثلا مردم ملی باشند و صحیح باشند، اشتباه می کنند که درست می کنند یک جبهه هائی، یک حزب های مختلفی. این حزب های مختلف هیچ وقت از اینها کار نمی آید جز اینکه یک تشتتی ایجاد بکنند و یک اختلافی ایجاد بکنند و موجب تشتت و اختلاف بشوند کاری از اینها نمی آید و اگر خدای نخواسته نظر سوء دارند، حساب شده آمده اند برای اینکه ایجاد اختلاف بکنند. باید ما بیدار باشیم و توجه داشته باشیم به اینکه نگذاریم اینها کارشان به ثمر برسد و این امر مهمی است الان، یعنی ما الان در یک وضعی حساسی هستیم که از آنوقت که داشتیم حمله می کردیم برای شکستن این سد، حالا بدتر است، حساستر است. آنوقت همه یک وجهه داشتند و داشتند و می رفتند، آنوقتی که انسان به یک نقطه ای رسید به اینکه عقیده اش این شد که پیروز شدند، هی، هم سستی پیدا می شود و هم توجه به احتیاجات.
 

فقر پنجاه ساله را نمی توان با چند روز از میان برد

الان می بینید که همین اشخاصی که پنجاه سال یا بیشتر بوده است که اینها همه فقیر بودند در اطراف ایران، ایل های مختلف، عشایر مختلف در خود تهران، در شهرها، همه جا، خوب، فقر زیاد بوده است در بین مردم. فقر یک چیزی نبوده است که به واسطه انقلاب آمده باشد سابقا این فقر بوده است بین مردم، فقر یک چیزی نیست که از انقلاب آمده باشد سابقا این فقر بوده، البته یک مقدارش از این انقلاب هست، اما اینهائی که اظهار می کنند که ما هیچ نداریم، خوب، هیچ نداشتند قبلا. الان یک دسته ای توی اینها افتاده اند که خوب چه شد، این هم جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی چه شد؟ حساب شده هایش را هیچ نمی کنند آنهائی که تا حالا چه شده است را حساب نمی کنند، حساب

صحیفه نور جلد 6 صفحه 151

نمی کنند که اگر در زمان سابق بود شما امکان نداشت که بیائید و اینجا بنشینید و با من صحبت بکنید.آقا (اشاره به آقای جنتی) امکان نداشت که بیایند در اصفهان با شما تماس بگیرند. امکان نداشت که شما بتوانید یک کلمه حرف بزنید، یک احقاق حقی بکنید، فورا شما را می گرفتند و می بردند به زندان ها و با آن حبس ها و با آن بساط. خوب، این حبس ها شکسته شد. چی می خواهد بشود؟ این حبس ها همه خراب شد و از بین رفت و حالا جز آن اشخاصی که خائن هستند و به شما خیانت کردند کسی دیگر تو حبس نیست. این (چه شد) یعنی چه؟ خوب، همین شده است که حالا ما آزادانه نشسته ایم با هم صحبت می کنیم. شما آزادانه در هر جا دلتان می خواهد صحبت می کنید و حرف هایتان را می زنید روزنامه ها هم ولو مزخرفات هم می نویسند لکن آزادانه دارند می نویسند و در حبس ها بکلی بسته شد الا برای این خائن هائی که مردم را تا حالا چاپیده اند. این شده را هیچ حساب نمی کنند، خوب، یک کار دیگری که شده این نفت ما را می بردند، عوضش چه می دادند؟ عوضش یک قدری اسلحه به اسم اینکه ما اسلحه می دهیم - عوض - واقعش این بود که اسلحه برای خود آنها بود برای اینکه ما نمی توانستیم این اسلحه را به کار ببریم. اسلحه برای خود آنها که بیایند اگر یک وقتی شوروی بخواهد حمله کند به این طرف، اینها مقابله داشته باشند. نفت ما را می گرفتند پولش را برای خودشان می آوردند، اسلحه می دادند برای خودشان در ایران. در این بسته شد و الان نفت به اختیار خود دولت است هر کس که پول بدهد به او نفت می دهند، نخواهد به او نفت نمی دهند. این چه شد، این هم یک چیزی که شده. آنی که شده است را باید حساب کرد و (باید بشود) را مهلت داد. فقر از سابق بوده است، آنوقت صحبتش را نمی کردند حالا که یک تحول حاصل شده است و بساط به اینجا رسید فریادشان در آمده که حالا چه شده، چرا فقر ما تمام نمی شود؟ آخر فقر پنجاه ساله را می شود با دو روز، با یک ماه، با دو ماه از بین برد؟ خوب، باید مهلت بدهند کارخانه ها راه بیفتد که مهلت نمی دهند، مهلت بدهند که زراعت و کشاورزی راه بیفتد، این هم توی کشاورزها می روند و نمی گذارند انجام بگیرد.
 

هدف مزدوران اجنبی ایجاد آشوب در کارخانه ها

در هر صورت الان یک قشرهائی هستند که نمی خواهند که این نهضت به آخر برسد. یک دسته شان که بیشتر و عمده است همین تتمه رژیم و اینهاست که با صورت های مختلف می خواهند نگذارند و می خواهند همان مسائل سابق را برگردانند و نمی توانند انشاء الله. اما این را می خواهند که این کار را بشود، این شلوغی ها و اینها را می خواهند بکنند که آرامش در مملکت نباشد و کم کم وقتی آرامش نشد راهی باز بشود برای اینکه یک کودتای مشروعی به قول خودشان درست بشود، خدای نخواسته به حال اول برگردد و این انشاءالله نمی شود. لکن ما باید بیدار باشیم، باید توجه داشته باشیم اینهائی که می آیند توی کارخانه ها تبلیغ می کنند که کم کاری و بیکاری و ترک کار، اینها دلشان برای کارگر نسوخته، اینها دلشان برای آمریکا سوخته یا برای شوروی، برای آنها دلشان سوخته، یعنی برای خودشان که منافعشان تابع منافع آنهاست اینها اجیرند از غیر به واسطه اینکه مزدور آنها هستند.اینها

صحیفه نور جلد 6 صفحه 152

می آیند نمی گذارند که کارها انجام بگیرد. اینها را راه ندهند در کارخانه هایشان، شما بروید سراغشان و بگوئید که اینها را راه ندهید اینها را توی کارخانه ها. اینها می خواهند شما را دوباره برگردانند بر همان حال اول. شماها کار بکنید و کارهایتان را درست انجام بدهید و دولت هم مشغول رسیدگی است، برای کارگرها، برای همه منزل درست می کنند، رفاه درست می کنند لکن مهلت می خواهد، نمی شود یکدفعه همه این کارها بشود این باید مهلت داده بشود کارخانه ها راه بیفتد، کشاورزی راه بیفتد. اینها خراب کرده اند همه را و رفتند و حالا باید درست بشود.
 

کم کاری در ادارات عملی است نامشروع

و من امیدوارم که با همت همه آقایان و هرکس در هر قشری که هست، آن قشر و آن اشخاص باید در همان محلی که هستند کارهایشان را موافق با اسلام بکنند و کار بکنند. همین امروز به من گفتند که بسیاری از ادارات هست که کم کار می کنند و اهمال می کنند در کارهایشان. خوب، این اشخاصی که در ادارات حالا کم کار می کنند که شاید یک قدری هم عادت از سابقشان باشد، اینها برایشان مشروع نیست که اجرت بگیرند از اداره، اجرت وقتی است که کار در مقابلش باشد و ما به دولت می گوئیم که اشخاصی که کم کار می کنند به اندازه ای که کم کار می کنند اجرت از ایشان کسر بگذارد و ندهند به اینها.کسی که می آید آنجا می نشیند و سیگار می کشد و در آخر ماه چند هزار تومان می خواهد، او نباید بگیرد. اینها باید متوجه باشند که مملکت حالا مال خودشان است باید کار بکنند، هر کس در هر محلی هست باید کار بکند تا چرخ های مملکت راه بیفتد و تحولی باید پیدا بشود در این ادارات.
 

لزوم تحول در ادارات خصوصا دادگستری و اجرای قوانین اسلامی

خصوصاً در دادگستری تحول می خواهد. این را من سابقا گفته ام لکن خوب باید وقتی مستقر شد و مجلس پیدا شد، این تحولات باید پیدا بشود که اینطور طول و عرض محاکمات به اینقدر طولانی شدن هم موجب این می شود که وقت مردم صرف بشود. آدم ده سال توی این سالن های دادگستری هی راه برود و هی برود و برگردد و آخرش معلوم نشود که حقش می رسد یا نه. کارهائی را که یک قاضی اسلامی در یک روز و دو روز تمام می کرد وقتی به دادگستری ما می رسد یک سال طول می کشد تا این وکیل بگذارد در آن محاکمه در مجرا واقع بشود. از اول می آید به صلاحیت دادگاه اعتراض می کند. چند وقت باید طول بکشد که شما بیائید صلاحیت آن دادگاه را اثبات بکنید که خیر این دادگاه صالح است، بعد چند وقت بیاید صحبت بکند. یک وقتی امضا کرده بود یک شاهدی، یکی از علما، که العاصم فلان... مدتی طول داده بود که این اقرار به ذنب است و این فاسق است که دارد العاصم، وکلا اینطوری هستند که نمی گذارند که پیش برود. حالا ابتدائی، بعدش استیناف، بعد چه، چند دفعه بر می گردد از اول چه می شود. اینها جز تضییع اوقات مردم چیز دیگری نیست. محاکمات باید یک درجه باشد. یک قاضی صحیح باشد کار مردم را تمام کند بروند مردم سراغ کارشان.همان کاری که

صحیفه نور جلد 6 صفحه 153

پیشتر قاضی های ما می کردند و می نشاندند اینها را و حرف هایشان را گوش می کردند شاهدشان را می گرفتند و چه می کردند، دو روز، سه روز، یک روز و گاهی یک ساعت، دو ساعت تمام می شد مساله. مردم وقتشان شریف است نباید صرف یک محاکمه بشود که آن، یک نفر وکیل داد گستری بود که من می شناختم او را، دیده بودم، شیخ رضا اسمش بود، معروف بود آنوقت، نقل می کنند که گفته بود این محاکمه ای را که الان ما شروع کردیم تا من هستم این محاکمه هست. وقتی من مردم، پسرم این کار را انجام می دهد که نمی گذاریم به آخر برسد. وضع دادگستری اینطوری است که می تواند یک وکیلی نگذارد به این زودی ها مساله ختم بشود. اینها باید تحول پبدا بکند، باید طوری بشود که اگر ما نتوانیم صد در صد اسلامی اش بکنیم لااقل نزدیکش بکنیم به اسلام و انشاءالله امیدواریم بتوانیم.اما حالا فرض می کنیم نتوانیم، لااقل نزدیک بشود به او، همچو نباشد که او در یک قطبی و هر چه در غرب عمل شد ما باید تبع آنها باشیم و همه اداراتمان غربی باشد. این از اغلاطی است که، یعنی به خاطر ضعف مسلمین بوده است که هر چه را از آنجا دیدند خیال کرده اند این خوب است که به آن عمل کردند، دیگر خودشان نظر نکردند که ببینند که خود این آیا صحیح است یا غیر صحیح است. وقتی دیدند آنها طیاره را درست کردند خیال کردند که دیگر جهات اخلاقی شان هم صحیح است و حال اینکه مساله اینطور نیست، در هر صورت تحولات لازم است هم در اشخاص برای پاک بودن، برای مهذب بودن، برای خدمتگزار و ملی بودن تحول می خواهد که با ارشادات اقشار مختلف، بزرگترها، باید اینها عملی بشود و هم در کیفیت خود این ادارات و فرم ادارات، باید اینها عوض بشوند و انشاءالله امیدوارم که این امور تحقق پیدا بکند و یک مملکت اسلامی بزرگ بشود و بالاتر از آن که انشاء الله سرایت بکند به سایر ممالک اسلامی و بشود یک مملکت اسلامی بزرگ، در مقابل همه ابرقدرت ها، اگر ممالک اسلامی با جمعیتی که یک میلیارد تقریباً هست، مخازن بزرگی که دارند، اینها اگر چنانچه به یک نحو اتحادی با هم پیدا بکنند بزرگترین قدرت هستند. خداوند انشاءالله به همه شما سعادت و سلامت عنایت کند.
 

لزوم اسلامی عمل نمودن دادگاه های انقلاب

اینکه من عرض می کنم، از اول هم گفته ام که دادگاه ها نباید روی آن مسائل سابق عمل بکنند. دادگاه ها باید به تمام معنا اسلامی و توجه به اینکه خدای نخواسته یک بیگناهی یک وقتی گرفتار نباشد یا یک کم گناهی زیاد ازاندازه به او تحمیل نشود. این از مسائل مهم است. قضیه مصادره اموال هم که این مساله ای است که به نظر من مگر در یک استثناهائی که معلوم است که همه اموالش از سرقت و دزدی بوده و از خیانت و چپاول و امثال ذلک بود، والا اگر کسی فرض کنید ساواکی بوده یا کسی فرض کنید وکیل مجلس بوده متحمل است که خودش مال داشته است این را نباید مصادره کرد زیرا اینها زن و بچه دارند، اینها زندگی دارند. همین چند روز اخیر نامه ای آمده است از عیال علامه وحید کرمانشاهی (که او را کشته اند) که اموال ما را مصادره کرده اند و ما چیزی نداریم. و من گفته ام که

صحیفه نور جلد 6 صفحه 154

تماس بگیرند که آخر نمی شود همچو چیزی. حالا ما فرض می کنیم که فلان آدم، آدم خائنی بوده و مستحق قتل هم بوده (همه اینها را ما فرض می کنیم) اما خوب خانواده اش و عیالش و بچه های کوچکش چه تقصیری دارند. بله، این آقایان می گویند که ما راجع به این مصادرات اینطور نیست که مصادره همه اموال بکنیم به آن معنی، بلکه به اندازه کفافشان اموال می گذاریم. لکن این زن که کاغذ نوشته بود خیلی الحاح کرده بود که برای ما چیزی نگذاشتند و ما نمی توانیم زندگی کنیم. که باید به او توجه بکنید. در هر صورت این یکی از مسائل است که اموال مردم را بیخودی نمی شود مصادره کرد. به مجرد اینکه وکیل مجلس بوده حالا خودش قتل و اموالش مصادره! وکالت مجلس اسباب قتل نمی شود. اینها البته خلافکاری کرده اند، این حقوقی که گرفته اند باید پس بدهند اما این حقوق معنایش این نیست که باید همه اموالش را مصادره کنند. حقوقی که گرفته اند خلاف قاعده بود که از دولت گرفته اند باید پس بدهند و یک تادیبی هم باید بشوند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها