پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396 10:07 PM
تاریخ: 1358/02/14
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از فرق های مکتب اسلام، مکتب توحید با مکتب های انحرافی، مکتب های الحادی این است که رجال این مکتب شهادت را برای خودشان فوز عظیم می دانند (یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما) از شهادت استقبال می کنند چون قائل هستند به اینکه ما بعد این عالم طبیعت، عالم های بالاتر، نورانی تر از این عالم است. مؤمن در این عالم در زندان است و بعد از شهادت از زندان بیرون می رود. این یکی از فرق هائی است که بین مکتب ما، مکتب توحید با سایر مکتب هاست. جوان های ما شهادت را طالبند، علمای متعهد ما برای شهادت پیش قدم می شوند. آنهائی که به خدا اعتقاد ندارند و به روز جزا، آنها باید بترسند از موت، آنها از شهادت باید بترسند. ما و شاگردان مکتب توحید از شهادت نمی هراسیم، نمی ترسیم، بیایند امتحان کنند چنانچه امتحان کردند. و یکی از نکته هائی که موافق حدیث تحقق پیدا کرد این است که در حدیث است که (لا یزال یوید هذا الدین برجل الفاجر) با مردهای فاجر به اراده خدا این دین تأیید می شود. محمدرضا مرد فاجر، خواهی نخواهی این دین به واسطه او تأیید شد برای اینکه هر چه ظلم بیشتر باشد و هر چه ستمکاری بیشتر باشد، دین عدل بیشتر تأیید شود. ظالم با اعمال ظالمانه خودش دین عدل را تأیید می کند و لایزال اینطور بوده است، فرعون با فرعونیت و طغیانش دین موسی را تأیید می کند و ابوسفیان با طغیان، دین رسول اکرم را تأیید می کند و محمدرضا با طغیان و عصیان و جور و ستم دین اسلام را تأیید می کند. خدا همانطوری که از قشر متفکرین روحانی تأیید می کند، از قشرهای فاسد هم، از رجل فاجر هم دین اسلام و دین خدا تأیید می شود و آن به همین معناست که گفتم. نه تأیید می کند، تأیید می شود. (لایزال یوید هذا الدین برجل الفاجر) این رجل فاجری که خون عزیز ما را به زمین ریخت تأیید کرد دین خدا را، یعنی خدا دین خودش را به او تأیید کرد با ریختن خون عزیز ما، تأیید شد انقلاب ما، این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند و زنده ماندنش به این خونریزی هاست، بریزید خون ها را، زندگی ما دوام پیدا می کند، بکشید ما را، ملت ما بیدارتر می شود. ما از مرگ نمی ترسیم و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل عجز شماست که در سیاهی شب متفکران ما را می کشید برای اینکه منطق ندارید، اگر منطق داشتید که صحبت می کردید، مباحثه می کردید لکن منطق ندارید، منطق شما ترور است. منطق اسلام ترور را
باطل می داند، او منطق دارد لکن با ترور شخصیت های بزرگ ما، شخص های بزرگ ما، اسلام ما تأیید می شود. نهضت ما زنده شد و تمام اقشار ایران، باز زندگی را از سر گرفت، اگر یک سستی، ضعفی پیدا کرده بود، زنده شد. اگر نبود شهادت این مرد بزرگ و اگر مرده بود این مرد بزرگ در بستر خودش، این تأیید نمی شد، این موج بر نمی خاست. الان موجی در همه دنیا، همه دنیا، همه دنیائی که به اسلام علاقه دارند، این موج بلند شد، سایر کشورها هم. برادران من نترسید از موج.
آن که مردن پیش چشمش تهلکه است - نهی لاتلقوا بگیرد او به دست
مردن تهلکه نیست، مردن حیات است. آن عالم حیات است، این عالم مرده است. از مردن نترسید و نمی ترسیم، آنها باید بترسند که مردن را از بین رفتن می دانند، هلاک و فنا می دانند. چرا مسلمین از موت بترسند، چرا علما از موت بترسند. این مکتب باقی است، مکتب اسلام باقی است، این نهضت باقی است تا این ریشه های گندیده هم زیر خاک بروند، تا این ریشه های گندیده هم قطع بشوند، تا این توطئه های ضعیف هم خنثی بشوند
خداوند شما را تأیید کند، خداوند برادرهای ما را، خواهرهای ما را تأیید کند که همه برای اسلام مفید هستید و همه نهضت را به پیش بردید، الان هم همه با هم به پیش.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.