پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396 9:58 PM
تاریخ: 1358/01/16
بسم الله الرحمن الرحیم
از شما آقایان متشکرم که برای تفقد از من تشریف آوردید، و از این امر که توفیق حاصل شده است که ما با آقایان مواجه باشیم. در این سالهای بسیار طولانی، ما از هم جدا بودیم و دستگاه خبیث استعمار کوشش کردند که بین اقشار ملت جدائی بیندازند، آنها از اتفاق ما خوف دارند و حالا که لمس کرده اند این اتفاق چه هنری دارد، حالا خطر برای ما بیشتر است. آنها سابق که همین احتمال را می دادند که اتحاد بین اقشار برای اینها مضر باشد، جدیت کردند که روحانیون را از مردم جدا کنند، قشر اساتید را از روحانیون، بازاری ها را از دانشگاه، اقشار ملت را از هم فاصله بیندازند، یک فاصله ای که همه به هم بدبین باشند. دانشگاهی بدبین باشد به روحانی، روحانی بدبین باشد به دانشگاهی، همه با هم بدبین باشند به بازاری، بازاری به روحانی. آنوقت که احتمال این را می دادند که اگر اینها با هم باشند منافع آنها به خطر می افتد، آنها جدیت داشتند بر اینکه این قشرها را از هم جدا کنند.
حالا که در این نهضت لمس کردند این معنا را که وحدت ملت با اتکاء به خدای تبارک و تعالی آنها را عقب و دست آنها را کوتاه کرد از منافع ما، الان خطر بیشتر است، یعنی آنها در پی شیطنت بیشتر هستند و کارمندهایشان، آنهائی که جیره خوار آنها هستند، با لباس های مختلف، با طرزهای مختلف در بین ملت می خواهند جدائی بیندازند و الان ملاحظه می کنید که در همه اقطار مملکت یک دستجاتی که جیره خوار آنها هستند مشغول کار شده اند که این حکومت را نگذارند آرام باشد و نگذارند متحد باشد. اینها در این رفراندم همچو شکست خوردند که الان دیوانه شدند.
یک همچو رفراندمی در تمام دنیا سابقه ندارد. در همه دنیا همچو رفراندمی سابقه ندارد. سی و پنج میلیون جمعیت، در صورتی که شانزده سال به بالارأی باید بدهند، بیست میلیون بیشتر، یک قدری
بالاتر رأی بدهند و از بیست میلیون و قدری بالاتر، صد و چهل و چند هزار مخالف. در صورتی که در قم که ما بودیم، آمدند گفتند که یک زنی تقلب کرده است، و تقریباً شاید این هشتاد رایی که در قم انداختند یک مقداریش هم راجع به آن تقلب می شود و گرنه قومی صددرصد موافق اسلام هستند، قومی نمی شود مخالف اسلام باشد. این هشتاد رأی یا از خارج، خوب در قم از خارج هم بودند، یا از خارج این عناصر فاسده هستند، یا آن تقلبی که آن زن کرده است در بعضی جاهای دیگر هم شاید شده باشد. امروز از کردستان هم گفتند که آمده اند، بعضی از کرمانشاه هم آمده اند که در آراء اینجا هم تقلب شده است، والا آنجا هم رأی بیشتر بود. ما توقع صد درصد داشتیم البته، ولکن این هم صد در صد است، صد در صد. در صورت اینطور است. در بین اینها (در یک روزنامه بود دیدم که یا کسی نقل کرد که) یک نفر گریه می کرد و از او پرسیدند علت گریه را، گفت من اشتباه کردم و رأی منفی دادم، در صورتی که می خواستم رأی مثبت بدهم و من جهنمی شدم. در هر صورت دو مسأله هست یک مسأله عدد است که در تاریخ همچو عددی نمی توانند نشان بدهند که از سی وچند میلیون جمعیت، بیست میلیون رأی بدهند، یک جهت هم کیفیت است که بالاتر است. یک وقت این است که مردم می روند رأی می دهند، یک وقت علاقه و عشق دارند. این شانزده ساله کمترها که بعضی شان اینجا پیش من هم آمدند به قدری ناراحت بودند از اینکه چرا ما نبایدرأی بدهیم. اینها از اینکه نداده اند و نبایدرأی بدهند،از این ناراحت بودند و مردم با یک عشق و علاقه ای رأی دادند که این کیفیت هم هیچ سابقه ندارد. پس رفراندم ما نه در کیفیت سابقه دارد و نه در کمیت.
بعدها هم اگر این عشق و علاقه اسلامی محفوظ بماند، در سایر چیزها هم همین طوریم. واگر خدای نخواسته این عشق و علاقه اسلامی یک وقت سستی پیدا کند و محفوظ نماند، آنوقت نمی دانم چه خواهد شد. البته ما مراحلی پیش داریم. مرحله مجلس مؤسسان در پیش است و مرحله انتخابات هم در پیش است و دیگر زمان سابق نیست که به ما تحمیل بکنند. ما خودمان هستیم، با پای خودمان می رویم و رأی می دهیم، نه کسی به ما تحمیل می کند و نه زورگوئی هست در کار، عشق و علاقه، اگر این عشق و علاقه ای که در رفراندم بود باقی اش بداریم یعنی نهضت را افروخته نگه بداریم نگذاریم خاموش بشود، اگر این باقی بماند در آن دو مرحله هم ما برد داریم و وکلائی که می خواهیم بفرستیم به مجلس مؤسسان و بعد هم به مجلس شورا، وکلائی هستند، می شوند که صد در صد ملی، متدین، نه منحرف به چپ و نه منحرف به راست هیچ نباشند، از خودمان باشند و مصالح خودمان را در نظر بگیریم.
واگر خدای نخواسته سستی پیدا بشود، آنوقت البته خطر هست که آن وکلای غیر صالح هم به ما تحمیل کنند، یعنی بروند به مجلس. در هر صورت آنی که الان مهم ماست این است که این آتشی که افروخته شده و این را خدا افروخته است، این بشر نمی تواند، یک آتشی است که خدا افروخته است،
این آتش که با تأیید خدا افروخته شده است، مانگهش داریم، افروخته نگهش داریم. مادامی که این آتش هست و افروخته است، ما پیروز هستیم و اگر خدای نخواسته این افسرده بشود و رو به افسردگی برود، من خوف دارم که باز برگردیم به یک مراحل بدی و یک مراحلی که مثل سابق باشد. خدا نکند یک همچو روزی پیش بیاید، و انشاءالله پیش نخواهد آمد. خداوند انشاءالله همه شما را تأیید کند.
و البته تکلیف من این است که وقتی یک قدری راحت بشویم درس بگویم، طلبه ها را نصیحت کنم و با طلبه ها سر و کار داریم اینها را نصیحت کنم و تکلیف شما آقایان این است که این جوان ها را بار بیاورید به طوری که پرورش کنند، همان آموزش تنها نباشد. سابق نه آموزش بود، نه پرورش یعنی نمی گذاشتند، وضع را جوری کرده بودند که هم جلوی معلومات جوان های ما را می گرفتند و نمی گذاشتند رشد بکنند و هم جلو پرورش را که پرورش صحیح نکنند. اینهمه مراکز فساد که در ایران ایجاد کردند، همه چیزهائی که برای آموزش و پرورش بود اینها تبدیلش کردند به مراکز فساد مثلاً فرض کنید سینما، سینما یک جائی است که برای آموزش است، برای پرورش است، رادیو، تلویزیون، همه اینها تا وقتی که رسید اینجا به دست اینهائی که مأمور بودند از طرف غیر که وطن را به این حال در آورند و مأموریت برای وطنشان داشتند، اینها را منقلب کردند به یک چیزی که بر خلاف بود. حالا از این به بعد باید، همه اینها باید یک دستگاه پرورش باشد، یک دستگاه آموزش باشد، رادیو همین طور، تلویزیون همین طور، تاتر همین طور، همه اینها.
اسلام با خود اینها مخالف نیست، اسلام می خواهد اینها را مهذب کند یعنی در خدمت اسلام، در خدمت تربیت جوان ها قرار بدهد و ما هم که مأموریم این جوان هائی را که دست ما هستند و با آنها رابطه داریم اینها را باید تربیت اسلامی، تربیت دینی و متوجه به مسائل روز کنیم. جوری باشد که از اول این بچه ها و جوانها مسائل روز دستشان باشد و بفهمند که باید چه بکنند در آتیه. در پهلوی علم باید این پرورش باشد و شما آقایان البته موظفید که این کار را بکنید، و در همه قشر ایران، همه معلمین، همه دانشمندان باید این کار را بکنند که بعد از یک مدتی ایران متبدل بشود به یک چیز دیگری.
شما ملاحظه بکنید الان ما وقتی که با تمام قشرها ملاحظه می کنید که یک دولت صالحی درست بکنیم، هر چه می گردیم پیدا نمی شود. سه تا، چهار تا، پنج تا آدم پیدا می شود که اینها هم از همه جهات جامع نیستند. چرا؟ برای اینکه در این پنجاه و چند سال کوشش شد که نگذارند این انسان درست
بشود، نگذارند یک رجال فهمیده صحیح درست بشود. سابق، شاید قبل از این، مسائل اینطورها نبوده، اما حالا اینطور است. ما الان در یک وضعی واقع شدیم که نه نیروی انسانی صحیحی داریم و نه اقتصاد و سایر چیزها و از همه بالاتر همین است که ما نیروی انسانی مان کم است. در هر اداره ای که بخواهیم، الان کلاه کلاه می کنند. در این وزارتخانه ها کلاه کلاه می کنند. نه اینکه می خواهند نشود، نمی توانند. البته همه میل دارند به اینکه وزارتخانه ای که دستشان است صالح باشد، خوب باشد. اینها اشخاص امینی هستند لکن از باب اینکه ندارند اشخاص، از باب اینکه نیست، فاقدند، از این جهت کلاه به کلاه می کنند و بعضی وقت ها هم بد از کار در می آیند. این باید با کوشش همه اقشار، خصوصاً آنهائی که معلم هستند، در دانشگاه ها استاد هستند، در دبیرستان ها، در دبستان ها، از همان اول که بچه ها تحویلشان داده می شود باید مسؤول تربیت اینها باشند، مشغول این باشند که اینها را تربیت کنند، یک تربیت صحیح اسلامی که در تربیت صحیح اسلامی همه چیز است. یعنی یک مسلم اگر چنانچه همانطوری که اسلام می خواهد بزرگ بشود این ممکن نیست که به مملکت خودش خیانت بکند، ممکن نیست که به برادر خودش، به همسایه خودش، به همشهری خودش، به یک آدم غریبه خیانت بکند، اصلاً خیانت منتفی می شود. ما باید کوشش کنیم که افراد صالح درست بکنیم. من از خدای تبارک و تعالی توفیق شما آقایان را می خواهم و سلامت همه را طالبم.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.