پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396 9:52 PM
تاریخ: 1357/11/27
بسم الله الرحمن الرحیم
من قبل از هر چیز تشکر می کنم از آقایان اساتید و دانشجویان که تشریف آوردند و مامواجه با هم واقع شدیم. مع الاسف در این دوران گذشته وضع را طوری کرده بودند که بین ما و دانشگاه و همه دانشگاه ها جدائی انداخته بودند و لهذا در این مدت های طولانی ما با این وجوه کریمه مواجه نشده بودیم و حالا تقریباً اول امراست و من امیدوارم که تا آخر رابطه بین روحانیت و دانشگاه که آن هم روحانیت است برقرار باشد.
شما آقایان می دانید که این اختلافی که بین جناح در ایران واقع شد و واقع می شود اگر فرصت داده بود، اینها چیزهائی بوده است که اجانب با مطالعات خودشان به آنجا رسیده بودند که باید جاهائی که می تواند انسان تربیت کند آنجاها را بکوبند. آنها بعد از مطالعاتی که کردند هم در مادیات ما و هم در معنویات ما و هم در انسان ها مطالعات زیاد کردند و کارشناس هایشان از شاید دویست سال پیش از این مشغول به این کارهابوده اند و همه زمین های ایران را اینها گردیده اند و هر چه بوده است در اینجا نقشه برادری کردند و مطالعات راجع به وضع فرهنگ مملکت هائی که می خواهند آنها ازشان بهره بردارند، در وضع دانشگاه های ما، در وضع دانشگاه های دینی ما مطالعات زیاد اینها کردند و به آنجا رسیدند که چند چیز مانع از استفاده آنهاست یکی اسلام است. آنها فهمیدند که اگر چنانچه اسلام با آن وضعی که دارد و با آن تعلیمات واقعی که دارد، اسلام در این ممالک پیاده بشود، برای آنها هیچ حظی و هیچ بهره ای نخواهد بود و آنها را قطع می کنند دستشان را و لهذا یک افرادی را چه از داخل و چه از خودشان وادار کردند که اسلام را وارونه نمایش بدهند. اسلامی که از اول قیام کرده است بر ضد طاغوت، آنها می گویند اسلام در خدمت طاغوت است. وقتی که شما تاریخ را می بینید و ملاحظه می کنید، از آن اول که رسول اکرم قیام کردند، با همین مردم فقیر، با همین مردم مستضعف ایشان قیام کردند. در مقابل آن قلدرها و آن زورگوها و آن باغدارها و آن مکنت دارها و قافله دارها که در آنوقت مظهر طاغوتی بود، اسلام قیام کرد و بعد هم تمام عمر، اسلام و ائمه ما د ر مقابل طاغوت همیشه ایستاده بودند. این معناکه گفته بشود که اسلام در خدمت طاغوت است، اسلام افیون
است، این چیزی است که آنها القاء کردند و آنهائی که دنباله رو آنها بودند و از خدام آنها بودند، آنها هم تعقیب کردند در ایران. اینها مشغول شدند، آنها هم از خارج مشغول شدند به طوری که شاید در بین بسیاری از مردم یک همچو چیزهائی در ذهنشان بیاید و حال اینکه کسی که (سند اسلام قرآن است) قرآن را مطالعه کند و ببیند که وضع قرآن چه بوده است و کسی که شارع اسلام را، رسول اکرم را ملاحظه کند و تاریخ او را ببیند و وضع زندگی او را ببیند می داند که قرآن در مقاتله با قلدرها آیات زیاد دارد و رسول اکرم (ص) سیره اش این بود که از اول مقاتله می کرد با این اشخاص که می خواستند مردم را استثمار کنند، می خواستند مردم را استخدام کنند، بر اینها قیام کرد. بنابراین یک رشته تبلیغات آنها این بوده است و شما دانشمندان باید در کتابها و در مسائلی که می نویسید، این مسائل را طرح بکنید و نقاط ضعف را بگوئید.
یک مسئله دیگر این بوده است که روحانیون را که می دیدند که اشخاصی مؤثر هستند و در تاریخ دیده بودند که در مقابل قدرت ها اینها قیام می کنند، اینها را بشکنند پیش ملت و لهذا گفتند روحانیون درباری هستند، آنها اصلاً عمال دربار هستند، اینها اشخاصی هستند که می خواهند مردم را خواب کنند و دیگران از این مردم استثمار کنند و حال اینکه کسی که تاریخ را دیده است می بیند که روحانیون هم همیشه در هر عصری، آن که قیام کرده بر ضد طاغوت روحانیون بودند. در زمان مشروطه روحانیون قیام کردند، زمان تحریم تنباکو روحانیون قیام کردند، در این زمان هم که شما مشاهده می کنید که قشر روحانی قیام کرد و هم خون داد، هم حبس رفت، هم زجر کشید، هم تبعید کشید، همه این کارها را کشید، لکن قیام کرد.
یکی از مواردی که اینهاباز دیدند که اگر چنانچه اینها هم قدرت پیدا کنند، نمی گذارند آنها کارهای خودشان را بکنند، دانشگاه های ما بود. اینها دانشگاه ها را با هر قدرتی که داشتند عقب نگه می داشتند، نمی گذاشتند که اساتید ما درست بچه های ما را تعلیم کنند، نمی گذاشتند که بچه ها تعلیماتشان درست بشود. این هم برای این بود که می دیدند که اگر چنانچه دانشگاه بطور صحیح عمل کند، مستقل باشد، بعد که این جوانها از دانشگاه بیرون بیایند ضد استعمار بیرون می آیند. این هم یکی از چیزهائی بود که اینها، نقشه ای بود که اینها کشیده بودند.
روی هم رفته برای رسیدن به آمال خودشان دانشگاه را در مقابل دین قرار دادند، دین را در مقابل دانشگاه قرار دادند، یعنی علما را مقابل دانشگاهی ها قرار دادند، دانشگاهی ها را مقابل علما. سالهای طولانی می گذرد که روابط ما بین ما و شما نیست و این برای این است که تعلیمات آنها از اول اینطور بوده است که اینجور وضع را موجود کنند که ما و شما را از هم جدا کنند و
شما آن آیه اول را که خوانده اید، حالا بخوانید آن آیه اول را. نماینده حضار: (بسم الله الرحمن الرحیم و اذکروا نعمه الله علیکم اذ کنتم...) امام: همین آیه شریفه را شما باید مد نظر قرار بدهید که ما با هم به جنگ تقریباً باید گفت بودیم در این مدت و خداوند به ما منت گذاشت که ما هم با هم برادر شدیم. الان باید حفظ این برادری را ما بکنیم، شما به ما نظر سالم داشته باشید، ما به شما نظر سالم داشته باشیم. همه ما برادر هستیم، همه ما اهل یک دین هستیم، اهل یک کتاب هستیم، اهل یک ملت هستیم.
الان شما می بینید که ایران آشفته است، ایران را خراب کردند و رفتند، وضع کشاورزی ما را بکلی از بین بردند، وضع فرهنگ ما را عقب نگه داشتند. وضع ارتش ما این بود که دیدید و همه چیزهای ما الان تقریباً آشفته و بهم ریخته است و باید همه اقشار ملت از دانشمندان که در درجه اول هستند واز سایر اقشار همدست و هم قوه با هم برای ساختن یک مملکتی که بواسطه این سلطنت پنجاه و چند سال اینها رو به خرابی رفت و هی بوق زدند که تمدن بزرگ و هی خراب کردند!! الان ما هیچ تقریباً باید گفت نداریم، ما یک مملکت خراب - عرض می کنم که - برق زده، زلزله زده (هر چه اسمش را می خواهید بگذارید) داریم که هر جای آن دست می گذارند می بینند خرابی هست و ما الان همه مان با هم موظفیم که دست به دست هم بدهیم، برادر باشیم با هم و همه با هم بسازیم ایران را.
شما آقایان که در دانشگاه هستید، الان هم یک دسته ای که اینها هم از اجانبند یعنی از عمال اجانبند، الانی که ما می خواهیم یک ایران آزاد مستقل درست بکنیم، اینها نمی توانند ببینند. یک دسته ای که الان شلوغ دارند می کند اینها نمی توانند ایران را مستقل ببینند، ایران را باید حتماً یا پیوسته به شوروی ببینند یا پیوسته به امریکا و اینها بیشتر به نظر من می رسد که اینها وابسته به امریکا هستند به اسم دیگری که نزدیک به شوروی است. اینها را شما هدایت کنید، اگر چنانچه قابل هدایتند، هدایت کنید و جوانهای ما را هدایت کنید که این آشوبی که الان دارد می شود مقابل انقلاب، یک انقلاب اسلامی که همه مردم را با هم متحد کرده است، الان یک دسته ای افتاده اند توی کار و این انقلاب را می خواهند آلوده بکنند و اینها را معرفی کنید به شاگردان خودتان، به جوانهای ما که اینها برای عمال غیر هستند. اینها آمده اند با یک صورت ملی، عمله ای هستند برای غیر و می خواهند وضع ایران را باز به همان حال اول برگردانند منتها با یک صورت دیگری. این وظیفه ای است که الان برای شماها هست و نگذارید در دانشگاه این آلودگی ها پیدا بشود و این تظاهراتی که، شنیدم دیروز
تظاهراتی بوده است اینها، پیدا بشود. شما بدانید که این تظاهر کنندگان از تتمه همان رژیم فاسد هستند، با این صورت الان در آمده اند چنانچه آن آدمی که نخست وزیر بود، از تتمه همان رژیم فاسد بود به صورت ملی و سر قبر مرحوم دکتر مصدق برو و از آن کارها، حالا یک صورت دیگری پیدا کرده اند بصورت روشنفکری و امثال ذلک. شما باید آقایان همه تان با هم دست به دست هم بدهید و نگذارید این آشوبگران آشوب بکنند در محیط شما وباز شما را ناراحت کنند وباز دست های شما را عقب بزنند نگذارند شما مستقلاً کار بکنید. خداوند انشاءالله همه شما را نصرت بدهد و همه ما را به وظیفه خودمان آشنا کند و سلام من بر همه شما.
نماینده استادان: ما می دانیم که وقت شما را نباید بگیریم ولی اتفاقاً در همین جائی که فرمائید، یک نقطه نظرهایی ما داریم. همین هائی که حضرتعالی فرمائید، صحبت آن کسی است که شکل مار را کشید و بعد به مردم گفت که خوب حالا این مار است، یا اینکه نوشته. می آیند عقاید مردم را با یک عینیت های مسلمی که بسیار بهتر از آن را در اسلام گفته اند، به مردم می گویند منتها به آن طریق و مردم را به آن سمت کشند و الان شدیداً دارند فعالیت می کنند. به نظر بنده الان در تلویزیون و در رادیو، اگر که کسانی از آن ها ما بخواهیم اعلام بکنیم، آقایان کمونیست ها، آن تئوریسین ها یشان، آن دانشمندانشان، آن نخبه ترین آنها بیایند، ما توی تلویزیون جلوی مردم می نشینیم با آنها بحث کنیم.
امام: آن ها حاضر به بحث نیستند، آنها همه شلوغ کاری می کنند.
نماینده: بله حداقل این است که مردم قانع می شوند، اینها الان دارند تحمیق کنند و شدیداً هم دارند تحمیق می کنند. این را به عرضتان برسانم که - درست به عرضتان برسانم - تو کارخانه ها الان هم رفته متاسفانه، جاهای مختلف، تو دانشگاه ها رفتند. خیلی راحت و واضح اعلام می کنیم، ما توی رادیو تلویزیون اعلام می کنیم ما حاضریم با اینها به بحث بنشینیم مردم خودشان ببینند.
امام: مردم را باید آگاه کرد. ما باید هر طایفه ای را از روسای آن طایفه بشناسیم مثلاً وقتی وارد شدیم در اسلام ببینیم آن که اسلام را ایجاد کرد، آن که اسلام را تقویت کرد، خودش چه کاره بود. مطالعه کنیم در پیغمبر اسلام، در حضرت امیر سلام الله علیه، ببینیم اینها خودشان چه کاره بودند، اینها خودشان که دعوت می کردند به اینطور مسائل، خودشان هم عامل بودند یا نه. تاریخ نشان میدهد که خودشان عامل
بودند و در درجه اعلاء هم عامل بودند. حضرت امیر در عین حالی که ممالک کثیره ای که الان هست از معموره های دنیا تحت سیطره اش بود، وقتی که یک یهودی به او ادعا کرد، ادعا به یک سلطان وقت، به یک امیر وقت کرد که ایران و عراق و حجاز و مصر و همه اینها تحت سیطره اش بود، رفت پیش همان قاضی که حضرت امیر او را قاضی کرده بود، ادعا کرد که فلان چیز از من است و پیش حضرت امیر است، قاضی خواست حضرت امیر را، آمد نشست جلو، جلوی قاضی نشست، محاکمه کردند و حکم بر خلاف حضرت امیر داد، قبول کرد حضرت امیر منتها یهودی مسلم شد به وسیله این جهت که دید وضع اینطوری است. این یک نمونه از قضیه دمکراسی بودن اسلام. نمونه دیگر راجع به وضع زندگی خود او، خود او همان روزی که بااو بیعت کردند، بیل خود را برداشت رفت سراغ کارش، تیشه اش را برداشت رفت سراغ (یک قناتی می کند با دست خودش) کارش، زندگی اش هم از همه افراد رعیتش پائین تر بود، برای اینکه یک آرد جوئی، یک نان جوئی، سرش را می بست که اولادش نروند یک چیز،روغن،، چیزی داخلش بکنند و خوراکش این بود در صورتی که امیر این همه بود. از آنطرف می آئیم سراغ این آقایانی که می گویند که ما توده هستیم، کمونیست هستیم، می رویم سراغ سران اینها. در جنگ عمومی من خودم شاهد بودم که سران سه دولت آمدند، متفقین، سران سه دولت، یک چیزی، مجلسی در ایران داشتند، یک کنفرانسی در ایران داشتند، آمدند ایران. شاید اکثر شما یادتان نباشد ولی خوب من یادم هست اینها، چرچیل یکی شان بود، روزولت یکی شان بود، استالین یکی شان. چرچیل را آنطوری که نقل کردند چرچیل آمد به فرودگاه و از آنجا با تا کسی آمد و رفت سراغ کارش. آن یکی هم همین طور ساده آمد. اما آقای استالین گاو هم همراهش آورده بود که مبادا شیر غیر این گاو را بخورد. زندگی اشرافی ای که او داشت هیچ کس نداشت، در عین حال می گفتند ما با سایر افراد مثل هم هستیم! وقتی خود من در همان وقتی که این با این وضع آمد که همه چز برایش مهیا بود و چقدر با تشریفات وارد شد، حتی گاو را آوردند که مبادا از شیر گاو مثلاً ایران بخورد یا گاو غیر تربیت شده بخورد، من خودم می رفتم به مشهد با اتوبوس و از تهران، از آن طرف تا طرفهای مشهد مال آنها، مال لشکر روسیه بود، این افرادی که نظامی بودند می آمدند برای سیگار گدائی می کردند، در عین حال تبلیغات اینطور بود که می گفتند قارداش، به هم می گفتند قارداش یعنی برادریم ، مثل هم هستیم. باید به اینها گفت که شما می گوئید که مثلاً باید همه یک جور باشند، اسلام را ملاحظه کنید با آنها، با سران خودتان، سران مسلمین را ملاحظه کنید با سران خودتان ببینید وضع اینها چه جوری بوده است، آنهائی که تأسیس این امور را کردند خودشان چه وضعی داشتند، آنهائی که چیز بودند، خودشان چه وضعی داشتند. آن کسی که اصل مارکسیسم را به جا آورده برای خاطر یک زن این کار را کرده. شما باید ملاحظه کنید، یک خرده به اینها بفهمانید و ببینید چه چیزی اینها، چه تئوری اینها دارند که در اسلام نیست آن و بهتر از آن نیست. چه چیزی آنها می خواهند که در اسلام بیشتر از او نیست و بهتر از او نیست.
اینها یک مردمی هستند که اینطور نیست که منطق سرشان باشد، شمابگوئید بیائید بنشینیم با هم مباحثه بکنیم. منطق ندارند، اینها حمله می کنند به این طرف و آن طرف، منزل های مردم را دارند غارت می کنند. این برای این است که می خواهند شلوغی به پا کنند. اینها می خواهند الان وضع را شلوغ کنند و از این شلوغی استفاده کنند برای ارباب ها و من احتمال می دهم که امریکا باشد، نه شوروی باشد. من احتمال می دهم چون اینها در دربار هم بودند، همین کسانی که عرض بکنم طبل کمونیست را زدند، سران بزرگشان توی دربار خدمتگزار بود. بنابراین باید شما بر فرض حالا آن ها دارند شلوغی می کنند، باید شما جوانها را آگاه کنید، جوانهایی که الان پیش شما هستند برایشان صحبت کنید، آگاه کنید، بفهمانید به ایشان که احتراز کنند از این دسته ای که الان افتاده اند توی ایران و دارند خرابکاری می کنند و این خرابکاری حتماً بدانید که به نفع دیگران است و اینها از عمال غیر هستند منتها به این صورت در آمدند، مثل این آقا که از عمال غیر بود و می خواست باز شاه را برگرداند به اینجا، با صورت ملیت و امثال ذلک و انشاءالله خداوند همه را توفیق بدهد، موید کند و ایران امروز محتاج به وجو د شما هست، محتاج به همه چیز هست. ما همه با هم باید دست به دست هم بدهیم و این احتیاج را رفع کنیم. انشاءالله خداوند همه تان را حفظ کند.
نماینده حاضرین: این افتخار برای ما امروز و خودمان و فامیل مان و بستگانمان واقعاً فراموش نشدنی است وبرای تمام ملت ایران و ملل مسلمان جهان عید بزرگی است.
امام: من خدمتگزار همه شماها هستم.
نماینده: بزرگترین درس را به ماها دادید و ما از این جهت از شما واقعاً تشکر می کنیم
امام: خداوند حفظ کند شماها را موفق باشید و سلامت باشید.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.