پاسخ به:♥ بهترین رفیق ، خدا : ) ♥
جمعه 18 فروردین 1396 2:29 PM
به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم .
فهمیدم که بیمارم ...
خدا فشار خونم را گرفت ،
معلوم شد که لطافتم پایین آمده !
زمانی که دمای بدنم را سنجید ،
دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد .
آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم
تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...
و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند .
به بخش ارتوپدی رفتم ،
چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم .
بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...
فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم ،
چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم .
زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم ،
معلوم شد که مدتی است صدای خدا را آنگاه
که در طول روز با من سخن میگوید نمی شنوم ... !
خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد ،
و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم
از این پس تنها از داروهایی که در کلمات
راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :
هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم .
قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .
هر ساعت یک کپسول صبر ، یک فنجان برادری
و یک لیوان فروتنی بنوشم .
زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .
و زمانی که به بستر می روم دو عدد
قرص وجدان آسوده مصرف کنم .
امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند :
رنگین کمانی به ازای هر طوفان ،
لبخندی به ازای هر اشک ،
دوستی فداکار به ازای هر مشکل ،
نغمه ای شیرین به ازای هر آه ،
و اجابتی نزدیک برای هر دعا .
جمله نهایی :
عیب کار اینجاست که من " آنچه هستم " را
با " آنچه باید باشم " اشتباه می کنم ،
خیال میکنم آنچه باید باشم هستم ،
در حالیکه آنچه هستم نباید باشم ...
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.