پاسخ به:♥ بهترین رفیق ، خدا : ) ♥
جمعه 18 فروردین 1396 2:29 PM
شهسواري به دوستش گفت : بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي مي كند برويم . ميخواهم ثابت كنم كه او فقط بلد است به ما دستور بدهد و هيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمي كند .
ديگري گفت : موافقم . اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم .
وقتي به قله رسيدند ، شب شده بود . در تاريكي صدايي شنيدند : سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد و آنها را پايين ببريد .
شهسوار اولي گفت : مي بيني ؟ بعداز چنين صعودي ، از ما مي خواهد كه بار سنگين تري را حمل كنيم . محال است كه اطاعت كنم .
ديگري به دستور عمل كرد .
وقتي به دامنه كوه رسيد ، هنگام طلوع بود و انوار خورشيد ، سنگهايي را كه شهسوار مومن با خود آورده بود ، روشن كرد .
آنها خالص ترين الماس ها بودند .
مرشد مي گويد : تصميمات خدا مرموزند ، اما همواره به نفع ما هستند .
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.