پاسخ به:حسینی خامنه ای، سید علی
جمعه 18 فروردین 1396 1:04 PM
در کنار این، جلسه دیگری هم راه افتاده که بنیان جامعه مدرسین امروز است. «ما جزو کسانی هستیم که در اولین نشست های جامعه مدرسین عضو بودیم، شرکت داشتیم. هم بنده بودم، هم به نظرم آقای هاشمی بود... آقایان [علی] مشکینی، ربانی شیرازی، [ناصر] مکارم و... یک عده مسن ترها هم شرکت می کردند.»[۴۵]
این جلسه ها و تصمیماتی که در آن گرفته می شد، فضای حوزه علمیه قم را تغییر داد. پا به رکاب ها و دست اندرکاران این تصمیمات، کسانی غیر از اعضاء جلسه بودند؛ طلبه های جوان و علاقمند. این تحرکات فضای بسته و مغموم قم را باز کرد.
آیت الله خامنه ای در همین ایام مخفیانه به ترجمه و انتشار کتاب آینده در قلمرو اسلام اقدام کرد. در این کتاب به دو موضوع مهم فشار غرب و تبلیغات کمونیسم اشاره شده و دورنمایی از آینده که به سمت اسلام پیش می رود، آمده است[۵۰]. ساواک کتاب را توقیف و افراد مرتبط با انتشار آن را دستگیر کرد اما موفق به دستگیری و بازداشت آیت الله خامنه ای (مترجم کتاب) نشد[۵۱]. آیت الله خامنه ای در آن ایام مدتی در تهران و کرج به فعالیت مشغول بود. اما به علت ندادن تعهد بر عدم اظهار مطالب ضد رژیم از فعالیتش در کرج ممانعت به عمل آمد. در مسجد امیرالمؤمنین (ع) تهران هم مدتی به امامت جماعت پرداخت.
در پی دستگیری و تبعید آیت الله سید حسن قمی در فروردین ۱۳۴۶ که به دنبال سخنرانی ضد رژیم او در مسجد گوهرشاد صورت گرفت، آیت الله خامنه ای از آیت الله میلانی خواست به این اقدام اعتراض کند[۵۲]. این اقدام وی سبب شد مأموران ساواک از حضور او در مشهد اطلاع یافته و در ۱۴ فروردین همان سال، در مراسم تشییع جنازه ی آیت الله شیخ مجتبی قزوینی، وی را دستگیر کنند[۵۳]. او در ۲۶ تیر همان سال آزاد شد[۵۴]. اندکی پس از آزادی، در تهران به ملاقات زندانیان سیاسی رفت. [۵۵]
آیت الله خامنه ای از طریق ارتباط با مبارزین در نقاط مختلف، سعی در تشکل بخشیدن به مبارزین و مبارزه، تربیت نسل های جدید مبارزین و انقلابیون براساس اندیشه اسلامی خصوصاً بین طلاب علوم دینی و دانشجویان، سعی در اخذ مبانی مبارزه از قرآن و حدیث، مقابله با اندیشه های مادیگرایانه مارکسیستی و لیبرالیستی و امثال آن، به تعمیق اندیشه اسلامی و مبارزه در چهارچوب نهضت امام خمینی پرداخت و علیرغم مقابله رژیم پهلوی به موفقیت های زیادی دست یافت. نگاه چندبُعدی به مبارزه، استفاده از شبکه عظیم اطلاع رسانی نهضت امام خمینی و رسانه فراگیر منبر و عملگرایی اش، از برخی علل موفقیت ایشان بوده است.
در پی وقوع زمین لرزه ی ویرانگر جنوب خراسان در ۹ شهریور ۱۳۴۷ عده ای از روحانیون خراسان به سرپرستی آیت الله خامنه ای با هدف امداد و سامان دهی کمکهای مردمی به زلزله زدگان، عازم فردوس شدند. این اقدام با مخالفت مقامات امنیتی محلی روبه رو شد اما گروه امداد اقدامات مؤثری در کمک رسانی به زلزله زدگان انجام داد. حضور و کمک رسانی دو ماهه ی آیت الله خامنه ای در فردوس فرصتی پدید آورد تا با مشکلات مردم زلزله زده از نزدیک آشنا شود و با آنان مأنوس گردد و در مجالس و منابر و همچنین هیئتهای مذهبی، پیام نهضت اسلامی را برای مردم آن سامان تبیین کند. این فعالیت ها حساسیت شهربانی و ساواک خراسان را برانگیخت و به اقامتش در فردوس پایان داده شد[۵۶]. او در اواخر دی ماه همان سال به قصد زیارت عتبات عالیات و دیدار با امام خمینی (ره) اقدام کرد اما با مخالفت و ممانعت ساواک روبه رو شد. این محدودیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت و وی ممنوع الخروج بود. [۵۷]
آیت الله خامنه ای به اتهام عضویت در گروه یازده نفره به شش ماه زندان محکوم گردید. به دنبال انتشار این خبر در روزنامه ی کیهان و احضار آیت الله خامنه ای به دادگاه تجدید نظر، وی پس از مشورت با عده ای از علمای مشهد از حضور در دادگاه خودداری ورزید[۵۸]. او با آنکه تحت پیگرد بود با برخی از روحانیون مبارز ازجمله سید محمود طالقانی، سید محمدرضا سعیدی، محمدجواد باهنر، محمدرضا مهدوی کنی، مرتضی مطهری، اکبر هاشمی رفسنجانی و فضلالله محلاتی در مشهد و تهران ارتباط داشت و به رغم اقامت در مشهد در بسیاری از جلسات علما و روحانیون مبارز تهران حضور می یافت[۵۹]. او با تشکیل جلساتی با حضور عده ای از روحانیون درباره ی اعزام روحانیون و طلاب به روستاهای اطراف مشهد تصمیم گیری و اقدام میکرد[۶۰].
آیت الله خامنه ای با نگاه عقیدتی به نهضت اسلامی و پرورش فکری مردم برآن مبنا، مبارزات خود را ادامه داد. او با برگزاری جلسات تفسیر برای طلاب علوم دینی و دانشجویان و ایراد سخنرانی برای اقشار مختلف مردم می کوشید مبانی دینی ـ اعتقادی آنان را تقویت نماید. او معتقد بود تحقق آرمانهای اسلامی در بستری از کوششهای فرهنگی ممکن است و خیزشهای مردمی جز با گسترش آگاهی و دانایی محقق نخواهد شد. جریان روشنفکری جریان فعال و مبارز در دانشگاهها تلقی می شد. این رویکرد را در واکنش به فعالیتهای جریانهای سیاسی معتقد به تفکر مارکسیستی، ضروری می دانست. در این زمینه فعالیتهای علمی و جلساتی را با شرکت مبارزان و متفکران اسلامی در سال ۱۳۴۸ برگزار کرد[۶۱].
آیت الله خامنه ای با بسیاری از روشنفکران و کانونهای روشنفکری مشهور در عرصه ی مبارزه نیز ارتباط و همکاری داشت. وی در سال ۱۳۴۸ به منظور تبیین مباحث تأثیرگذار در روند مبارزه به ایراد سخنرانیهایی در برخی مراکز فعال سیاسی ـ اسلامی در تهران از جمله حسینیه ی ارشاد و مسجد الجواد تهران دعوت شد[۶۲]. سخنرانیهای وی در حسینیه ی ارشاد که در اواخر سال ۱۳۴۸ و به دنبال دعوت آیت الله مرتضی مطهری از وی صورت گرفت و نیز سخنرانی در مسجد الجواد تهران، به دعوت انجمن اسلامی مهندسین، تأثیر زیادی در روشنگری نسل جوان، به ویژه دانشجویان و دانش آموزان داشت[۶۳]. آیت الله خامنه ای در بهار ۱۳۴۹ در جهت عمق بخشیدن به روند نهضت اسلامی و تقویت بن مایه های عقیدتی مبارزه با رژیم پهلوی، سلسله جلساتی را پایه گذاری کرد که در آن ایده ی مبارزاتی خود مبنی بر تدوین جهانبینی و ایدئولوژی اسلامی را با دعوت از افرادی چون مرتضی مطهری، سید محمود طالقانی، سید ابوالفضل زنجانی، مهدی بازرگان، اکبر هاشمی رفسنجانی، یدالله سحابی، عباس شیبانی و کاظم سامی به بحث و بررسی گذاشت. این سلسله جلسات به تدوین جهان بینی و ایدئولوژی اسلامی انجامید[۶۴].
با درگذشت آیت الله سید محسن حکیم در خرداد ۱۳۴۹ بحث مرجعیت که در گذشته پس از رحلت آیت الله بروجردی مطرح شده بود، به صورت جدی در جامعه مطرح گردید و در این میان آیت الله خامنه ای ضمن گرامی داشت مقام فقهی و علمی آیت الله حکیم و ارسال پیامهای تسلیت به برخی از علما، تلاش مضاعفی برای تحکیم مرجعیت امام خمینی به عنوان مرجع تقلید اعلم انجام داد. در همان ایام و به دنبال شهادت آیت الله سید محمدرضا سعیدی در ۲۰ خرداد ۱۳۴۹ توسط ساواک که از مهم ترین مروجین امام خمینی در آن مقطع بود، تلاش کرد به همراه شمار دیگری از مبارزان ضمن هدایت واکنشهای مردمی در اعتراض به شهادت وی، از موقعیت پدید آمده به نفع مبارزه بهره ببرد. بر اثر جریان سازی وی در این برهه بود که عده ای از طلاب علوم دینی به تهیه و انتشار اعلامیه هایی در حمایت از امام خمینی و انتقاد از رژیم و ساواک اقدام کردند[۶۵]. به دنبال آن و با گسترش دامنه ی اعتراضات و مبارزات [۶۶] ساواک مشهد در ۲ مهر ۱۳۴۹ دستگیر و مدتی در زندان لشکر خراسان ـ تنها زندان امنیتی مشهد ـ بازداشت کرد[۶۷]. در محرم ۱۳۹۱/ اسفند ۱۳۴۹ با آنکه نام آیت الله خامنه ای در فهرست واعظان ممنوع المنبر ساواک قرار گرفته بود وی سخنرانیهایی در هیئت انصارالحسین تهران ایراد کرد[۶۸]. آیت الله خامنه ای در سال ۱۳۵۰ به دعوت آیت الله طالقانی سخنرانی هایی در مسجد هدایت تهران، که کانون توجه دانشجویان و جوانان مبارز بود، ایراد کرد[۶۹].
در پی تحریم جشنهای ۲۵۰۰ ساله از سوی امام خمینی[۷۰] ساواک مراقبتهای شدیدی نسبت به فعالیت روحانیون مبارز در پیش گرفت. بر این اساس وی در مرداد ۱۳۵۰ به ساواک مشهد احضار و مدتی در زندان لشکر خراسان بازداشت شد[۷۱]. او پس از آزادی، فعالیتهای خود را ادامه داد و در همان سال دو بار دیگر نیز بازداشت شد؛ یکی در آبان ۱۳۵۰ که به بازداشت کوتاه مدت وی در زندان لشکر خراسان انجامید. دیگری در ۲۱ آذر همان سال که به اتهام اقدام برضد امنیت داخلی به سه ماه حبس محکوم گردید[۷۲].
وی پس از آزادی، فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی خود را گسترش داد و بارها در جلسات هیئت انصارالحسین و مسجد نارمک تهران حضور یافت و سخنرانیهایی در موضوعات دینی و سیاسی ایراد کرد. جلسات درس و تفسیر او در مدرسه ی میرزاجعفر و مسجد امام حسن (ع) و مسجد قبله و نیز در منزلش در مشهد ادامه داشت. مخاطب او در این جلسات دانش آموزان، دانشجویان، طلاب جوان و گروههایی از اقشار مختلف مردم بودند که وی آنان را با تفکر اسلام انقلابی و سیاسی آشنا می ساخت. عده زیادی از مخاطبان جلسات و شاگردان او بعدها در اوج مبارزات در نقاط مختلف کشور به آگاهی بخشی پرداختند. گزارشهای جلسات سخنرانی و درس او بارها از سوی مأموران امنیتی منعکس شده است. از نظر ساواک، افرادی چون آیت الله خامنه ای از مدرسان روشنفکر و انقلابی حوزه های علمیه تلقی می شدند که ضمن داشتن ارتباط با دانشجویان و جوانان، مروج اندیشه های مبارزاتی امام خمینی و خواستار آگاه ساختن طلاب علوم دینی به مسائل سیاسی و اجتماعی بودند[۷۳].
آیت الله خامنه ای در فروردین ۱۳۵۲ برای تبلیغ عازم نیشابور شد و در مساجد آن شهر سلسله جلسات درس اصول عقاید را، که هفته ای یک بار در روزهای سه شنبه برگزار می شد، دایر کرد[۷۴]. در خرداد ۱۳۵۲ ساواک جلسات تفسیرش در مسجد امام حسن (ع) و منزلش را تعطیل کرد[۷۵]. آیت الله خامنه ای در آذر ۱۳۵۲ محل اقامه ی نماز جماعت و جلسات تفسیر خود را به دعوت بانی و واقف مسجد کرامت، به آن مسجد انتقال داد و مسجد یادشده را به کانون فعالیت دانشجویان و طلاب جوان تبدیل کرد[۷۶]. ساواک مشهد در واکنش به فعالیتهای سیاسی گسترده ی او، او را از اقامه ی نماز جماعت در آن مسجد باز داشت[۷۷].
در آبان ۱۳۵۳ به دعوت آیت الله محمد مفتح، امام جماعت مسجد جاوید تهران، که در آن ایام ممنوع المنبر شده بود، در آن مسجد به سخنرانی پرداخت. در پی آن ساواک به دستگیری آیت الله مفتح و تعطیلی مسجد جاوید به عنوان یکی از کانونهای مهم مبارزه اقدام کرد[۷۸]. به دنبال آن، منزل آیت الله خامنه ای هم در آذر ماه همان سال مورد بازرسی ساواک قرار گرفت. ساواک علت بازرسی را، اظهارات وی در جلسه ای خصوصی درباره ی ضرورت ایجاد جمعیتی برای سامان دهی مبارزه و استفاده از فرصتها برای پیشبرد اهداف نهضت اسلامی در مشهد اعلام نمود[۷۹]. در نهایت آیت الله خامنه ای در دی ۱۳۵۳ برای ششمین بار دستگیر و این بار به زندان کمیته ی مشترک ضدخرابکاری در تهران منتقل گردید[۸۰] و به گفته خود دشوارترین و سخت ترین وضعیت حبس خود را تجربه کرد.او در حبس، اجازه ی ملاقات نداشت و از وضعیت و محل حبس او اطلاعی به خانواده اش نیز داده نشده بود[۸۱].
او در ۲ شهریور ۱۳۵۴ از زندان آزاد شد، اما تحت مراقبت مأموران امنیتی بود و اقامه ی جماعت، سخنرانی، تدریس و جلسات تفسیر وی حتی در منزلش ممنوع شده بود[۸۲]. اما او به رغم همه ی محدودیتهای سیاسی و امنیتی جلسات تفسیر و فعالیتها و اقدامات روشنگرانه ی انقلابی خود را به صورت مخفیانه پیگرفت و پرداخت شهریه ی امام خمینی به طلاب علوم دینی را نیز ادامه داد[۸۳]. در اواخر سال ۱۳۵۴ مخفیانه کتاب طرح کلی اندیشه ی اسلامی در قرآن را با نام مستعار سیدعلی حسینی منتشر کرد. او در خرداد ۱۳۵۵، به دنبال وقوع سیل در قوچان، گروهی را تشکیل داد که از مشهد برای کمکرسانی به مردم سیل زده به آن شهر اعزام شده و با استقرار در مدرسه ی عوضیه ی آن شهر به امدادرسانی پرداختند[۸۴].
در اسناد ساواک گزارش هایی درباره ی فعالیتهای سیاسی آیت الله خامنه ای و پدرش در اواخر سال ۱۳۵۵ در مشهد وجود دارد که به طرف داری از امام خمینی و تبلیغ نهضت اسلامی پرداخته اند. آیت الله خامنه ای در محرم ۱۳۹۶/دی ۱۳۵۵ سخنرانیهایی علیه رژیم ایراد کرد و ضمن برگزاری سلسله جلسات مباحثه درباره ی تبیین فضای فکری ـ فرهنگی، به ویژه برای دانشجویان و جوانان[۸۵] و نیز حضور در جلسات علما و روحانیون تهران روند مبارزه را شدت بخشید[۸۶]. از سوی دیگر، ساواک هم می کوشید برای به دست آوردن مستنداتی علیه او و مبارزان دیگر در آن جلسات نفوذ کند[۸۷]. به دنبال درگذشت علی شریعتی در لندن در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ آیت الله خامنه ای در بزرگداشت و مراسم ترحیم وی حضور داشت. این حضور او به دلیل آشنایی و ارتباط دیرینه اش با شریعتی و پدرش بود[۸۸].
به دنبال درگذشت آیت الله سید مصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶ در نجف اشرف، آیت الله خامنه ای به همراه برخی از مبارزان مراسم ختمی در ۶ آبان در مسجد ملاهاشم برپا کرد[۸۹]. همان ایام به همراه عده ای از علمای مشهد تلگرام تسلیتی به امام خمینی در نجف مخابره کردند[۹۰]. با درگذشت آیت الله سید مصطفی خمینی و تحولاتی که در پی آن پدید آمد، نهضت اسلامی وارد مرحله ی نهایی خود شد و حرکتهای جدی برای پیروزی انقلاب آغاز گردید.
رژیم پهلوی هم در واکنش به این فعالیتها، به رغم اعلام سیاست فضای باز سیاسی، با سرکوب و خفقان فعالیتهای مبارزان را محدودتر کرد. به دنبال اجرای این سیاست، برخی از مبارزان سرشناس به تبعید محکوم شدند که آیت الله خامنه ای هم در زمره ی آنان بود. او از سوی کمیسیون امنیت اجتماعی خراسان به سه سال تبعید در ایرانشهر محکوم گردید[۹۱] و مأموران ساواک در ۲۳ آذر ۱۳۵۶ به منزل او یورش برده و او را دستگیر و به ایرانشهر انتقال دادند. هدف رژیم از این اقدام، قطع ارتباط او با مردم و مبارزان و به دنبال آن، عدم توفیق وی در امر مبارزه و افشاگری علیه حکومت بود[۹۲]. اما وی به علت تعامل با اهل تسنن اشتهار و محبوبیتی در میان مردم ایرانشهر یافت و با بهره گیری از این فرصتها پیام انقلاب را به مردم دورترین نقاط کشور رساند[۹۳]. سخنرانیهای او در مسجد آل رسول ایرانشهر و رفت و آمد علما و روحانیون مبارز، نیروهای انقلابی و اقشار مختلف مردم به منزل او، عوامل امنیتی را بر آن داشت که فعالیتهای او را محدود سازند و از رفت و آمد مردم ممانعت به عمل آورند[۹۴].
او در ۱۹ فروردین ۱۳۵۷ در پی کشتار مردم در یزد، در نامه ای به آیت الله محمد صدوقی این اقدام وحشیانه ی رژیم پهلوی را محکوم کرد و ضمن ترغیب مردم به ادامه ی مبارزه، یاد شهدای آن حادثه را گرامی داشت[۹۵]. این نامه به صورت اعلامیه در سراسر کشور پخش گردید[۹۶].
وقوع سیل در ایرانشهر در ۱۱ تیر۱۳۵۷ موقعیتی فراهم آورد تا آیت الله خامنه ای با توجه به تجربیات پیشینش، مدیریت تنها گروه امدادی را عهده دار شود. وی با هماهنگی هایی که با روحانیون شهرهای مختلف از جمله یزد و مشهد داشت، توانست کمکهای مردمی را از اقصا نقاط ایران جذب و در بین سیل زده ها تقسیم کند[۹۷].
آیت الله خامنه ای در دوران تبعید ارتباط خود را با مبارزان و علمای تراز اول مبارزه در شهرهای ایران حفظ کرد و پیوسته مکاتباتی درباره ی نهضت اسلامی با آنان داشت و از این طریق در جریان بسیاری از حوادث و رخدادها قرار می گرفت و با نامه نگاریهای گوناگون در بسیاری از تصمیم گیریهای جمعی علما مشارکت می کرد.
با اوج گیری انقلاب اسلامی در آستانه ی ماه رمضان، ۲۸ شعبان ۱۳۹۸/ ۲۸ تیر۱۳۵۷، شماری از طلاب حوزه ی علمیه ی مشهد به ادامه ی تبعید آیت الله خامنه ای اعتراض و خواستار بازگشت وی به مشهد شدند که به دخالت مأموران انتظامی انجامید[۹۸]. گسترش فعالیتهای انقلابی و مردمی آیت الله خامنه ای در راستای جهت دهی و سامان دهی مبارزه در ایرانشهر و مناطق و شهرهای اطراف از یک سو، و محبوبیت و نفوذ روزافزون وی در میان اقشار مختلف مردم آن سامان از سوی دیگر، مقامات امنیتی را بر آن داشت تا محل تبعید وی را به جیرفت که در مقایسه با ایرانشهر دورافتاده و دارای محدودیت های بیشتری بود، تغییر دهند. لذا وی در ۲۲ مرداد به جیرفت انتقال یافت[۹۹].
مبارزات سیاسی آیت الله خامنه ای در جیرفت هم متوقف نماند و او از همان آغاز ورود به آن شهر با سخنرانی در مسجد جامع به افشاگری علیه حکومت پهلوی پرداخت. یکی از سخنرانیها، که در ۱۵ شهریور ۱۳۵۷ صورت گرفت، به برپایی تظاهرات و سردادن شعارهای انقلابی توسط مردم منجر شد[۱۰۰]. این اتفاق زمانی روی داد که هنوز تظاهرات و راهپیمایی در شهرهای کوچک معمول نشده بود. او در شمار روحانیون تبعیدی ای بود که در نامه ای به آیت الله سیدعبدالحسین دستغیب، ضمن تشریح حوادث کشور و ذکر جنایات رژیم پهلوی در شیراز، مشهد، اصفهان و جهرم راهکارهایی را برای تداوم نهضت اسلامی تا سرنگونی حکومت پهلوی ارائه دادند[۱۰۱]. وی در این دوره، مخفیانه عازم کهنوج شده، سخنرانیهای افشاگرانه ای ایراد کرد[۱۰۲].
با گسترش مبارزات مردمی و ازهم گسیختگی ارکان رژیم و ناتوانی آن در مهار روند انقلاب، آیت الله خامنه ای در اول مهر ۱۳۵۷ از جیرفت به مشهد مراجعت کرد و در آنجا فعالیت های خود را در امر سامان دهی امور انقلاب و تشدید روند مبارزه و پیگیری مسائل گوناگون نهضت ادامه داد[۱۰۳]. در ایام اقامت امام خمینی در فرانسه، با ارسال تلگرامی به همراه برخی از روحانیون مبارز مشهد، اقامت موقت امام در فرانسه را عاملی برای پدید آمدن موجی از امید و تصمیم و قاطعیت در دل مردم و نشانی از عزم و اراده ی راسخ امام در راه نجات امت مسلمان ایران عنوان کرده و از ایشان تقاضا کردند دستورات لازم را برای ادامه ی مبارزه صادر کند. در پایان نیز خواستار بازگشت امام خمینی به ایران شدند[۱۰۴].
فعالیتهای مبارزاتی آیت الله خامنه ای در مشهد در مدت اندکی شتاب بیشتری به خود گرفت و او ضمن سازمان دهی حرکتها و تظاهرات مردمی، سخنرانیهای افشاگرانه ای را در اجتماعات مردم مشهد ایراد کرد[۱۰۵]. در عین حال با بیت امام و دیگر مبارزان در ارتباط و مشورت دائم بود. پیرو همین ارتباط بود که سید احمد خمینی در ۱۰ آبان ۱۳۵۷ از پاریس با آیت الله صدوقی تماس گرفت و تمایل امام خمینی برای ملاقات با وی و آیت الله خامنه ای را اعلام کرد[۱۰۶]. آیت الله خامنه ای در شمار روحانیونی بود که با سخنرانی در ورزشگاه سعدآباد مشهد در اجتماع بزرگ فرهنگیان آن شهر خواستار بازگشت امام خمینی و تشکیل حکومت اسلامی شد[۱۰۷]. او در آخرین روزهای آبان همراه با سیدعبدالکریم هاشمی نژاد با عزیمت به شهرستانهای قوچان، شیروان و بجنورد و برپایی جلسات سخنرانی به تقویت جریان انقلاب در آن شهرها همت گماشت. فعالیتهای روزافزون و تأثیرگذار آیت الله خامنه ای در مشهد، مقامات امنیتی رژیم پهلوی را بر آن داشت که ایشان را دستگیر نمایند. در گزارشهای ساواک از آیت الله خامنه ای به عنوان یکی از پرچمداران برجسته ی انقلاب در خراسان نام برده شده است[۱۰۸].
وی در ۱۹ و ۲۰ آذر ۱۳۵۷ هم زمان با تاسوعا و عاشورای حسینی سخنرانی پرشوری در اجتماع بزرگ راه پیمایان مشهد ایراد کرد و خطبه ی شب عاشورا را در حرم مطهر امام رضا (ع) به نام امام خمینی خواند و با این اقدام انقلابی تابوی سنتی حکومت پهلوی را که تا پیش از آن، مراسم مذکور را به صورت تشریفاتی و با دعا برای محمدرضا پهلوی اجرا می کرد، در هم شکست[۱۰۹]. همچنین او در روز عاشورا تظاهرات عظیم مردم مشهد را سامان دهی کرد و در اجتماع بزرگ آنان به سخنرانی پرداخت[۱۱۰]. وی در شمار روحانیونی بود که در ۲۴ آذر در اعتراض به حمله ی مأمورین رژیم پهلوی به بیمارستان شاهرضای مشهد (امام رضا (ع) کنونی) برنامه ی تحصن در بیمارستان مزبور را مطرح کرد[۱۱۱]. در مسیر حرکت آنان برای تحصن بسیاری از مردم نیز به آنان پیوستند و در شمار متحصنین قرار گرفتند[۱۱۲]. متحصنین با صدور اعلامیه ای ضمن تشریح جنایات عوامل حکومت پهلوی، مجازات آنان را خواستار شدند[۱۱۳] و بر سرنگونی حکومت پهلوی و بازگشت امام خمینی تأکید کردند. این اقدام آنان بازتاب گستردهای یافت و اعلامیه های متعددی در همبستگی و حمایت از آنها در سراسر ایران منتشر شد[۱۱۴].
آیت الله خامنه ای در ۹ دی ۱۳۵۷ به همراه عده ای از علمای مبارز مشهد پیشاپیش جمعیت انبوهی از مردم به منظور همراه ساختن کارکنان استانداری خراسان با جریان انقلاب به سوی ساختمان استانداری حرکت کردند. اما علیرغم تلاشهای مسالمت آمیز آنها نیروهای انتظامی مستقر در استانداری به سوی مردم آتش گشودند. به دنبال آن جمعیت تظاهرکننده به خیابانها ریخته و برخی ساختمانها و مراکز دولتی را به آتش کشیدند. شب حادثه، علمای مشهد از جمله آیت الله خامنه ای با تشکیل جلسه ای کوشیدند مانع درگیری و کشتار بیشتر مردم در روز بعد بشوند، ولی عوامل رژیم پهلوی با قتل عام مردم تظاهرکننده فاجعه ی یکشنبه ی خونین ۱۰ دی ۱۳۵۷ را به بار آوردند[۱۱۵]. به دنبال وقوع این حوادث، آیت الله خامنه ای به همراه عده ای از روحانیون مبارز مشهد در محکومیت این حادثه و تداوم نهضت اعلامیه ای صادر کردند[۱۱۶].
با شتاب گرفتن روند فروپاشی حکومت پهلوی و نمایان شدن نشانه های پیروزی نهایی نهضت اسلامی، امام خمینی در ۲۲ دی ۱۳۵۷ فرمان تشکیل شورای انقلاب اسلامی را صادر کردند[۱۱۷]. آیت الله خامنه ای که از سوی امام به عضویت آن شورا انتخاب شده بودند با نقش محوری که در تحولات انقلاب اسلامی در مشهد داشت، این شهر را ترک و در اواخر دی ۱۳۵۷ به تهران آمد و در مدرسه ی رفاه مستقر شد و همگام با دیگر مبارزان، به ویژه آیات بهشتی، مطهری و مفتح برای تدارک مرحله ی نهایی پیروزی انقلاب اسلامی و برنامه ریزی برای آینده، نقش فعالی برعهده گرفت[۱۱۸]. پس از تشکیل کمیته ی استقبال از امام خمینی توسط شورای انقلاب اسلامی[۱۱۹] مسئولیت کمیته ی تبلیغات آن را عهده دار شد.
به دنبال بسته شدن فرودگاههای کشور به دستور بختیار و ممانعت از بازگشت امام خمینی به ایران، آیت الله خامنه ای به همراه آیت الله بهشتی و چند تن از روحانیون مبارز سرشناس در اعتراض به این اقدام دولت، در مسجد دانشگاه تهران تحصن عظیمی را سامان دهی کردند که با پیوستن سایر علما، دانشگاهیان و مردم ابعاد وسیعی به خود گرفت[۱۲۰].
شب قبل از آغاز تحصن، آیت الله بهشتی در بهشت زهرا سخنرانی کرد و آیت الله خامنه ای قطعنامه ای را که خود تهیه کرده بود برای مردم قرائت نمود و با این برنامه تحصن روز بعد در مسجد دانشگاه تهران قطعیت یافت. آیت الله خامنه ای در طول تحصن با تشکیل ستادی و با مشارکت برخی از مبارزین متحصن به اقداماتی دست زدند که عمده ترین آنها انجام سخنرانی، انتشار اعلامیه و انتشار نشریه ای به نام «تحصن» بود[۱۲۱]. متحصنان در روز هشتم بهمن با صدور اعلامیه ای تأکید کردند تا باز شدن فرودگاهها به روی امام خمینی به تحصن خود ادامه خواهند داد[۱۲۲]. این تحصن که تا صبح روز ۱۲ بهمن ادامه یافت[۱۲۳]، مسجد دانشگاه تهران را به کانونی تأثیرگذار در روند مبارزه تبدیل کرد.
در لحظه ی تاریخی ورود امام خمینی به میهن در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ آیت الله خامنه ای، به همراه علما، روحانیون و مبارزان اسلامی برای استقبال از امام خمینی در فرودگاه مهرآباد حضور یافت. در طول دهه ی فجر انقلاب اسلامی، آیت الله خامنه ای همواره در کنار امام خمینی بود و در بسیاری از امور به ایشان مشورت می داد و همچنین مسئولیت کمیته ی تبلیغات دفتر امام را با هدف مقابله با توطئه های خبری و تبلیغاتی مخالفان داخلی و خارجی حکومت اسلامی، مقابله با فرصت طلبی های احزاب و گروههای گوناگون سیاسی، تنظیم و انتشار اخبار و انتشار نشریه ای به نام «امام» بر عهده داشت. خود نیز چند مقاله نوشت و در آن نشریه منتشر کرد[۱۲۴].
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.