پاسخ به:حسینی، سید نورالدین
جمعه 18 فروردین 1396 12:53 PM
در پی کودتای 28 مرداد 1332 سازمان سیاسی بهاییت که تحت نفوذ آمریکا قرار داشت، با زمینه سازی آمریکایی ها برنامه علنی شدن خود را در ایران آغاز کرد و این حرکت تا آغاز سال 1334 بی وقفه ادامه یافت.
آیت الله بروجردی که با اهداف این جریان شوم آگاهی یافته بود، اقدامات جدی برای برخورد با تثبیت سلطه دولتی بهاءت بر مملکت را در اردیبهشت این سال، مقارن با ماه رمضان - شروع کرد. نتیجه اقدامات ایشان و سخنرانی های مرحوم محمدتقی فلسفی و ایجاد شور مذهبی در مردم، این شد که فرماندار نظامی تهران دستور تخریب و تصرف حظیره القدس تهران را صادر کند سپس دولت وقت با صدور بخشنامه ای نمایشی و فرمایشی به استانداران سراسر کشور، آنان را مأمور جلوگیری از تشکیل جمعیت هایی که به نام بهاییت موجب اخلال در نظم و امنیت کشور می شدند، نمودند.
دولت در پی این عقب نشینی تحت فشار آمریکاییان قرار گرفت تا به بهاءت رسمیت ببخشید. به این ترتیب حکومت برای هویت بخشیدن به بهاییت، اماکن به اصطلاح تاریخی منسوب به باب و بها را تجدید بنا کرد و نقشه رسمیت بخشیدن به آنان را در یک روند دراز مدت پیگیری نمود. در این میان شهر شیراز که پس از عکا در فلسطین اشغالی، دومین مکان مذهبی مورد توجه بهاییان و نخستین و اصلی ترین مکان مورد احترام با بیان است، در کانون توجه حکومت قرار گرفت و سرلشگر همت - استاندار نظامی و بهایی - که از قبل به شیراز فرستاده شده بود، مأمور اجرای این نقشه خائنانه شد. سید نورالدین که مقابله به این توطئه را وظیفه دینی خود می دانست، همان روزی که شاه به شیراز سفر می کند (چهارم خرداد 1334) به پیروان فداکار خود دستور تخریب اصلی ترین مرکز بهاءت را داد و خود بر انجام آن نظارت کرد. در پی این رویداد شاه سفر خود را ناتمام گذاشت و به تهران برگشت و به استاندار نظامی فارس دستور تجدید بنای اماکن بهاییان را داد و این توطئه و سرپرستی وی آغاز شد.
آیت الله شیرازی دو بار به استاندار هشدار داد و بار سوم استاندار در جواب گفت: فرمان است که بازسازی شود! و من مأمورم!
سید هم دستور داد شهر شیراز را تعطیل کنند و مردم برای ویران کردن مجدد اماکن بهاییان به پا خیزند. خودش هم مستقیماً در مراسم تخریب حضور یافت و برای تقویت روحیه مردم و جلوگیری از تعرض نیروهای نظامی و انتظامی به مردم در وسط خیابان مقابل مراکز فرقه بهاءت روی صندلی نشست و به این اقدام مقدس نظارت کرد. آن روز در شهر شیراز غوغا به پا شد و اکثر قریب به اتفاق مردم به خصوص فعالان هیئت های مذهبی و اعضای حزب برادران در حوادث این روز فداکارانه شرکت کردند. درنتیجه درگیری های چند نفر از مردم زخمی شدند و در شیراز حکومت نظامی اعلام شد. بعد از این اقدام بزرگ که به پیروزی مردم و محو آثار بهاءت در شیراز انجامید، سید نورالدین به تهران رفت و پی گیر امور شد. او با محمد رضاشاه ملاقات و وی را تحقیر کرد و خواستار تعویض استاندار و فرماندار شیراز شد و کار را تا آنجا پیش برد که دولت مجبور به عزل آنان شد و سید پیروزمندانه به شیراز برگشت.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.